(1شيعه) براي اولين بار منتشر مي كند : متن كامل سخنراني حضرت آيت الله العظمي وحيد خراساني متع الله المسلمين بطول بقائه الشريف : فقه چيست؟ و چه كساني را مي توان فقيه ناميد؟ قسمت3 (آخر)
..... بيدار باشيد مردم ايران؛
بدانيد :
کوچکترين کلمه که شعائر حسينيه را سست کند ؛
کمر خاتم النبيين را مي شکند.
اين عزاداري ها ، اين سينه زني ها ، اين زنجير زني ها ؛
بايد به حد اعلا حفظ شود ؛
مسئله بازيچه که نيست ؛
اين کلام کيست ؟ : وارحم الصرخة التي کانت لنا ؛
اين بي سوادها يي که غلط مي کنند ؛ مي گويند : آهسته گريه کنيد؛
امام ششم است ؛
رئيس مذهب است ؛
حديث اين حديث است ؛
فقيه کيست ؟!
فقها ور افتاده اند ؛
فقيه نائيني است ؛
فقيه بروجردي است ؛
فقيه حائري است ؛
فقيه اينانند که مي گويند :
سينه بزنيد ؛
زنجير بزنيد ؛
خون هم جاري بشود ، بشود اين است فقيه ؛
فقاهت اين است ؛
آهسته گريه کن؟!
اين غلط ها چيه؟
صيحة ؛
صيحة يعني چه ؟
صيحة عبارت است از شيون.
صرخة چيست ؟
صيحه ی شديد صرخة است.
امام ششم ميگويد :
خدايا ترحم کن بر آن شيون هايي که بر عزاي ما از اين مردم سر ميزند .
وارحم الصرخة التي کانت لنا ؛
اللهم اني استودعک ؛
بارالها من به تو به امانت مي سپارم ؛
ديگر غوغايي از بحث اينجاست :
محقق ناييني ؛
همان فحلي که آن فحل کسي است که افتخار فقهاي بزرگ اين است که دقائق لباس مشکوک او را بفهمند ؛
چنين فحلي ميگويد :
سينه زدن ، زنجير زدن براي سيد الشهدا حتي اگر خون جاري بشود جايز است ؛
جواز در اينجا ، جواز به معناي اباحه نيست ؛ شما ها که اهل فقهيد اين فتوا ، فتواي چه فحلي است؟ بعد که اين فتوا را صادر ميکند اعاظم مذهب ، اکابر دين مثل سيد محسن حکيم با آن مستمسکش ذيل اين فتوا مي نويسد :
فتواي شيخ ما بالا تر از اين است که محتاج به امضاي مثل مني باشد
مثل فقيه شاهرودي که : حقٌ في کمال التحقيق ؛
مثل تمام اعاظم ؛
تا برسد به آنها که اينجا خوابيده اند - استوانه فقاهت اند - اين حائري است که فتوا يش اينست ؛
آن بروجردي است که از او استفتاء ميکنند که در شهر ما از اين ضريح ها مي سازند بعد روز عاشورا پرده ها رويش مي اندازند به صورت علم بيرون مي آورند ؛
اين فقيه است ؛ ميگويد : در هر شهري به آن جور که رسم عزاداري است بايد اجرا بشود
اينند فقهاي مذهب ؛ آن هم کسي که تمام مباحث اضرار به نفس را به دقت رسيدگي کرده ؛ همه احاديث را سنداً دلالتاً ديده ؛ تمام عناوين ثانويه و اوليه را طي کرده ؛ تمام مباحث لا ضرر را پشت سر انداخته ؛ بعد مي گويد :
در اين راه ؛
اين اندازه ضرر ؛
هيچ اشکال ندارد.
مردم بايد روز عاشورا ؛
فقط چشمشان را بدوزند به کربلا ؛
کجا ؟!
آنجا که فحل الفحول يعني ميرزاي شيرازي ؛ ميرزاي دوم ؛ همان کسي که صدها مثل بلاغي افتخار اين دارند که کوچکترين شاگرد اويند ؛
يک چنين کسي روز عاشورا سر برهنه ، پا برهنه در دسته طويرج سينه مي زند
اين فقيه است ؛
اين سند امت است ؛
عاشورا چشمتان به او ؛
فاطميه گوشتان به کي ؟
به آن کس که مثل مرحوم آيت الله ميلاني ؛ آيت الله خويي ؛ اين دو افتخار مي کنند که ريزه خور خوان شاگردي اويند ؛
گوشتان به حرف او باشد ؛
او چه مي گويد؟
مي گويد : و هل اتاک خبرالمسماري؟
و هل اتاک خبرالمسماري؟
سل صدرها خزينة الاسراري .
مملکت بايد عاشورا ؛ روز سوم جمادي الثانيه ؛ همه هيئات ، سينه زنها ، زنجير زنها بيرون بيايند براي آن کسي زنجير بزنند که علي بن ابي طالب آن رادمرد عالم وجود ، قطب دايره امکان وقتي سر قبرش آمد گفت :
نفسي علي ظفراتها محبوسة يا ليتها خرجت مع الظفراتي


