تبليغاتX
1شيعه براي اولين بار منتشر مي كند :


بسم الله الرحمن الرحيم

و به نستعين انه خير ناصر و معين.

ربنا لا تكلنا الي انفسنا طرفة عين ابدا.

با حوصله و دقت  (لينك:) متن مناظره و نظرات ارسالي و پاسخهاي ارزشمند (و بعضا قابل تامل) به برخي از نظرات را خواندم. خداوند به جناب حسيني قزويني و شما توفيق دهد كه در راه وحدت مسلمين از راه اصلي آن كه حل (و نه پوشاندن) اختلافات مبنايي بين شيعه و سني است تلاش موثري را انجام مي دهيد. مواردي هم به ذهن حقير رسيده كه ذيلا عرض مي كنم :

·   گرچه تلاش شما و جناب حسيني حفظه الله و كثرالله امثالكم را مفيد و موثر مي دانم اما همچنانكه از نظرات ارسالي و جو اجتماعي ايران و بلكه جهان امروز پيداست ؛ بازدهي مفيد آن در حد انتظار نيست و تبعات مضر محسوس اين روشها ، علاقه مندان به اعتلاي اسلام و مسلمين را به بازنگري در آنها وامي دارد. به عبارت ديگر همچنانكه مشاهده مي كنيد جوّ رايج در مورد اين بحثها برخلاف آن منش و انگيزه هاي ارزشمنديست كه در خود بحثها از جانب طرفين ، به درستي مورد تاكيد قرار گرفته است و اين همان پارادوكسي است كه قرنهاست گرفتارش هستيم :

1.   اگر بحث و مناظره اي صورت نگيرد جمع زيادي از انسانهاي حقجو ناخواسته و ندانسته تا پايان عمر از حقيقت دور مانده و در گرداب ضلالت و هلاكت غرق خواهند شد

2.     و اگر صورت بگيرد آتش اختلافاتي كه مدتها زير خاكستر مانده ، شعله ورتر گشته و خسارتهاي گاه جبران ناپذير به بار خواهد آورد

3.   و از همين روست كه مي بينيم حتي كساني كه با اطمينان به پيروزي در ميدان بحث گام نهاده اند ؛ براي جبران نقطه ضعف هاي خود (ولو بطور ناخودآگاه) درست سر بزنگاهها به موضوع وحدت و پرهيز از تفرقه و ... پناه مي برند (غافل از اينكه نفس ورودشان در اين ميدان به مفهوم پذيرش كار بوده است و يك بام و دو هوا نمي شود).

4.   و به همين  خاطر است كه هر وقت چنين بحثهايي به نتايج موثري براي عموم افراد جامعه نزديك مي شود با دخالتهاي ديگران و با عناوين گوناگون يا متوقف شده و يا به نحوي از رسميت انداخته مي شود.

·   و اما چاره چيست؟ با كياست و درايت و خصوصا دلسوزي كه در جناب حسيني و همكارانشان سراغ دارم و با نهايت خضوع در برابر مقام علمي و تلاش هاي خالصانه ايشان ، اميدوارم از اينجا به عرايض مشفقانه اين برادر كوچكشان توجه بيشتري نموده تا هم حاصل زحمات فعلي شان محفوظ مانده و از آن بيشترين استفاده بشود و هم كار به نحو موثرتري دنبال شود.

برادر عزيز و بزرگوار و استاد ارجمندم جناب حسيني ؛

1.   واقعيت آن است كه اين بحثها (كه البته براي طرفين لازم و ضروري است) خاكريزهايش بسيار دورتر از جايي است كه من و شما در انتظار حريف نشسته ايم! اين كه شخصي مانند جناب مرادزهي و امثال ايشان و حتي اساتيد و شاگردان ايشان تا برسد به مردم عادي اهل سنت با اين بحثها به جايي برسند و باصطلاح كارشان يكطرفه شود ؛ بسيار دور از انتظار و حتي محال مي نمايد چرا كه آنان از طفوليت و قبل از آن ، مذهب و علماي ما زا (نعوذ بالله) نه تنها منحرف كه مغرض و معاند مي دانند و (صرف نظر از اينكه براي سخن و دلايل ما جواب قابل قبول حتي براي خودشان داشته باشند يا نه) قبل و حين و بعد از هر بحث و تخاطبي با ما ، بجاي آنكه كمي هم در مواضع خود و پيشنيانشان تامل كنند ، به خيال حودشان و به سبك نگه كردن عاقل اندر سفيه فقط مي خواهند به هر قيمت كه شده ما را از گرداب هلاكت و ضلالت! نجات دهند.

2.   شايد آنها به ما بگويند كه شما خود نيز با چنين تصور و تصوير متقابلي ، به بحث مي نشينيد ولي روشن است كه در اين ميدان از نظر مبنايي يكي از طرفين حق محض و ديگري باطل محض است اما سخن اين است كه شرط ورود در ميدان بحث آن است كه طرفين حاضر باشند واقعا انديشه خود را هم در بوته آزمايش قرار دهند : « ... وَ إِنّا أَوْ إِيّاكُمْ لَعَلى‏ هُدًى أَوْ في ضَلالٍ مُبينٍ»‌‍ ‌‍"24سبأ‌‍ ‌‍"

3.   بايد قبل از ورود در هر بحث ، كليات مورد قبول و تفاهم طرفين هم براي خودشان و هم براي شنوندگان ، قدم به قدم مشخص شود و قبل از ورود به بحث ، طرفين شرط كنند كه اگر نتوانستند پاسخ قانع كننده بدهند و به اصطلاح به بن بست رسيدند رسما و علنا از عقيده خود دست بردارند و به سهم خود جماعتي را از گمراهي نجات دهند. البته ممكن است شخص مغلوب نتواند في المجلس پاسخ مناسب بدهد كه بايد مهلت لازم (ولي معين) به وي داده شود و از هر كس هم كه خواست كمك بگيرد ولي از ابتدا رسما قبول كند كه اگز تا پايان مهلت حاضر به جواب نشد رسما حق را به طرف مقابل بدهد.

4.   و نيز چنانكه عرض شد اختلافات مبنايي ، حل مبنايي هم مي طلبد ؛ بايد ترتيب موضوعي رعايت شود تا دچار تلاشهاي طاقت فرسا و كم حاصل نشويم. مثلا تا زماني كه جناب مرادزهي اشكالات مبنايي مذهبش را حل نمي كند و مثلا در حالي كه (برخلاف نص قرآن) هاله عصمت به دور همه اصحاب (حتي آنها كه در صدد قتل رسول الله صلي الله عليه و آله وسلم بوده اند) مي كشد آيا مي تواند براي ايشان پرداختن به موضوع ايمان حضرت ابوطالب يا بحث باب و جدار به نتيجه تعيين كننده اي برسد؟ (و اتفاقا آقاي مرادزهي با تكيه به همين موضوع يعني مسلم انگاشتن مباني مذهبش سعي در ناديده گرفتن تمام تضادها و تناقضات واضحي كه آقاي حسيني مطرح كردند ، نمود)

5.   و بالاخره اينكه براي هر بحث بايد آداب و شرايط منطقي مورد قبول طرفين قرار داده شود تا به حصول نتيجه صريحتر و صحيح تر در كمترين زمان ممكن كمك كند نه آنكه خود مقررات بحث دست و پاگير شود! بايد :

o    اولا در كميت زمان (4 دقيقه) براي چنين بحثهاي دامنه داري كارشناسي شود.

o  ثانيا اين مدت به عنوان سقف محسوب شود نه آنكه طرفين مجبور باشند به هر شكل از تمام وقت استفاده كنند (امكان ذخيره وقت استفاده نشده براي قسمتهاي بعدي نبود) كه خود سبب شاخه شاخه شدن بيشتر كلام شود. به نظر من اگر جناب حسيني هر يك از محكمات استدلاليشان را مستقلا دنبال مي كردند ، جناب مرادزهي و همفكرانشان خيلي زودتر و بسيار واضح تر به بن بست (و در واقع به شاهراه مستقيم هدايت) مي رسيدند.

o  ثالثا بايد خارج از موضوع بودن مطالب (كه بسيار مهم هم هست) توسط مجري وارد و مورد قبول طرفين بلافاصله تذكر داده شود تا از بازدهي مفيد بحث نكاهد و منجر به تخريب نشود. البته چنانچه تذكر مجري مورد قبول گوينده قرار نگيرد ، به گوينده حق ادامه كلام در وقت خودش داده شود.(اگر توجه كرده باشيد در مناظره اخير جناب مرادزهي با وجود تذكرات متعدد خروج از بحث به آقاي حسيني ، خودشان مكررا خارج از موضوع رفته و نه فقط براي جواب دادن بلكه بعضا فتح باب غيرمرتبط كردند كه غالبا آقاي حسيني و مجري برنامه به اين شگرد ايشان توجه نمي كردند و همبن مطلب از لحاظ رواني بر اذهان شنوندگان معمولي بحث ، بسيار مخرب و به ضرر آقاي حسيني بود.)

 

با وجود آنكه تصور مي كردم بتوانم در حجم كمتري از كلمات همه مقصودم را بيان كنم اما به پايان آمد اين وقتم ! و حكايت همچنان باقيست.

اگر عمري باقي بود انشاءالله ادامه مطالبم را عرض خواهم كرد. و باز هم قدرداني صميمانه ام را از همه زحمات ارزشمندتان بپذيريد. والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته.

 1شيعه  www.1shia.blogfa.com

 

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387ساعت توسط 1 شيعه |