بسم الله الرحمن الرحيم و به نستعين
بالاخره سالها انتظار ورزشدوستان به پايان رسيد و مشعل بازي هاي المپيك در چين هم روشن شد و اما در اين ميان كاروان اعزامي ايران انصافا از همان افتتاحيه بازي ها چشم و دل همه مان را روشن كرد.
وقتي مجري تلويزيون با شادي و شعف فراوان از دقت نظر و هنر سنجي تهيه كنندگان برنامه ويژه افتتاحيه بازي هاي المپيك داشت تقدير و تشكر مي كرد نگاهم را به صفحه تلويزيون دوختم تا ببينم چه اتفاق جالبي افتاده كه وي را چنين به وجد آورده است و با كمال ناباوري ديدم كه تشكر وي به خاطر قرار دادن تصوير درشتي از يك زن بدحجاب ، بر مانيتور استوديو مي باشد
و كمي كه بيشتر دقت كردم فهميدم كه اين زن پرچم كشورم را نيز در ميان چشمان هزاران نامحرم خارجي و داخلي بر دوش مي كشد و مردان ورزش كشورم نيز با افتخار به دنبال وي در حركتند (1) و از آنجا كه به تازگي مسابقات حفظ و قرائت قرآن كريم در مشهد مقدس برگزار شده بود بي اختيار به ياد اين آيه شريفه قرآن افتادم كه مي فرمايد : « فَجاءَتْهُ إِحْداهُما تَمْشي عَلَى اسْتِحْياءٍ ... » (قصص- 25) (مربوط است به ماجراي دو دختر شعيب عليه السلام كه حضرت موسي عليه السلام گوسفندان آنها را شخصا آب داد تا مجبور نباشند در نزد مردم و نامحرمان حتي منتظر بمانند كه آب دادن همه گوسفندان ديگران تمام شود و آنها در آخر گوسفندانشان را آب دهند. قرآن كريم مخصوصا براي تعظيم تعفف آنان راه رفتنشان را هم بيان فرموده و حتي به شكل عدم تعيين مي فرمايد يكي از دو دختر شعيب (چون خود آن حضرت در سن كهولت به سر مي بردند) براي رساندن پيغام آمد.
و خيلي خوشحال شدم كه امسال پهلوان رضازاده غايب بود (حداقل نام مقدس حضرت ابوالفضل عليه السلام در آنجا بر پيراهن كسي نبود)
كجايند آنان كه براي تمام كلمات مداحان اهل البيت عليهم السلام و همه حركات عزاداري هاي اين ملت حساب باز مي كردند و حتي دگمه ولوم گريه آنان را تنظيم مي كردند كه مبادا گوش كسي ناراحت شود؟!
چرا در برابر اين حرمت شكني و هزاران مورد مانند اينها در ساسر كشور كسي سخن نمي گويد؟
جواب صدها هزار شهيدمان كه نظاره گر اين صحنه ها هستند چيست؟
خدا رحمت كند امام خميني را كه فرمود : ... شماها فقط بلديد من را امر به معروف و نهي از منكر كنيد؟؟!!
مرحوم طبرسي قدس سره در مجمع البيان فرموده هنگامي كه لازم شد آن دختر راه را به حضرت موسي نشان دهد تا به نزد شعيب بروند فرمود :
فناداها يا أمة الله كوني خلفي و أرني السمت بقولك
و در تفسير ديگرش جوامع الجامع هم در همين باره مي نويسد :
فقال لها : إمشي خلفي وأريني السمت بقولك
و مرحوم حويزى قدس سره در تفسير نور الثقلين و همچنين مرحوم المولى محسن الملقب، " الفيض الكاشاني در تفسير الصافي مي نويسند :
فقال لها موسى (عليه السلام) تأخري ودليني على الطريق بحصاة تلقينها امامي اتبعها فأنا من قوم لا ينظرون في ادبار النساء
همچنين فيض الكاشاني در تفسير الأصفى :
قال لها شعيب: يا بنية هذا قوي، قد عرفته برفع الصخرة - وفي رواية: بأنه يستقي الدلو وحده (8) - الامين من أين عرفته ؟ قالت: يا أبة إني مشيت قدامه فقال: امشي من خلفي، فإن ضللت فارشديني إلى الطريق، فإنا قوم لا ننظر في أدبار النساء
و مرحوم علامه طباطبايي در تفسير گرانسنگ الميزان :
موسى (عليه السلام) قال لها: وجهني إلى الطريق و امشي خلفي فإنا بني يعقوب لا ننظر في أعجاز النساء
فبم عرفت أمانته؟ فقالت: إنه لما قال لي: تأخري عني و دليني على الطريق فإنا من قوم لا ينظرون في أدبار النساء عرفت أنه ليس من الذين ينظرون أعجاز النساء فهذه أمانته: أقول: و روي مثله في المجمع، عن علي (عليه السلام).
و در ترجمه الميزان مي فرمايد :
« ... در تفسير قمى مى گويد: يكى از دو دختر شعيب (عليه السلام ) به پدر گفت : اى پدر او را اجير خود كن ، چون بهترين اجير آن كسى است كه قوى و امين باشد، شعيب درپاسخ گفت : به من گفتى كه قوتش را از آب كشيدنش فهميدى ، كه به تنهايى آن همه دلو از چاه كشيد، اما امانتش را از كجا به دست آوردى در پاسخ گفت : از اينجا كه به من گفت : تو پشت سر من بيا، و مرا راهنمايى كن ، چون من از دودمانى هستم كه به پشت زنان نظر نمى كنند، من از اينجا فهميدم او مردى امين است ، چون همين نظر نينداختن بدنبال زنان ، خود از امانتدارى است. »
و در تفاسير ديگر شيعه و سني نيز نظير همين عبارات هست .


