(1شيعه ) براي اولين بار منتشر مي كند : متن كامل سخنراني حضرت آيت الله العظمي وحيد خراساني متع الله المسلمين بطول بقائه الشريف : فقه چيست؟ و چه كساني را مي توان فقيه ناميد؟ قسمت۱
بسم الله الرحمن الرحيم
الحمدلله رب العالمين
و صلي الله علي سيدنا محمد (اللهم صل علي محمد و آل محمد) و آله الطاهرين سيما بقية الله في الارضين واللعن علي اعدائهم الي يوم الدين
بحث منتهي شد به جواب اشكال لغويت قاعده ي فراغ و حكومت قاعده ي تجاوز بر قاعده ي فراغ ولي چون پيشامد اربعين است و جمعي هم عازم سفرند ؛ اين سفر ، سفري است كه بايد همت همه ي آنهايي كه موفق مي شوند به توفيق انذار و ارشاد كه نتيجه تفقه در دين است ؛ در درجه ي اول معرفت خدا ؛ و معرفت خدا هم ممكن نيست الا به معرفت من هو سبيل الله و باب الله و صراط الله و به نص قرآن : وَأتوا البُيوت مِن أبوابها لذا معرفت امام دو حيث دارد :
يك حيث موضوعي كه خود او به الوجود است و به النعم است و كل ما في الكون به است
و جهت طريقي اين است كه وسيله معرفت مبدأ و منتهاي وجود است و به معرفت او ميسر مي شود معرفت من منه الوجود و معرفت آن ذات قدوسي كه اعلي و اجل من ان يوصف است به وسيله ي اوست.
در زيارات ائمه آنچه وارد شده و اهميت داده شده ، اين جمله است عارفا بحقه ؛ اين كلمات بايد خوب دقت بشود : عارفا بحقه از اين جمله استفاده مي شود 2مطلب :
يكي حق عمومي كه آن حق امامت كبري است و ولايت عظمي ، يكي حق خصوصي ؛ عارفا بحقه؛ هر امامي حقي دارد ، و معرفت آن حق ، مهمترين اصل در معرفت اوست . معرفت هم بايد بر اساس حكمت باشد ، جز به حكمت ، اصلا معرفت ميسر نيست.
حكمت عبارت است از شناختن حقيقت : إمّا به لِمّ ؛ إمّا به إن. اين دو طريق جوهره ي حكمت است . اساس معرفت بايد حجت باشد حجت عبارت است از علم و علمي ، اگر بر اين اساس مؤَسّس شد ، آن معرفت است كه منتهي مي شود به معرفت به نورانيت و قابل وصف نيست.
سيدالشهدا كه منتهي مي شود اين ايام به چهلم او و اربعين او ؛ معرفت او لِمّاً ، شناختن او إنّاً آنقدر عظيم است كه جز خِصّيصين از اولياء ، صلاحيت درك مطلب را ندارند. ميرزاي شيرازي فحل الفحول ، از تعظيم نائيني و آخوند ، عظمت ميرزا روشن مي شود ؛ اين محقق كه باني مكتب سامراست و محصول آن مدرسه ، ميرزاي دوم است ، و أساطين فقه متأخرين محصول آن مكتبند اين جمله نشان مي دهد كه اين مرد چه جور به اين حقيقت رسيده ؛ وقتي در مجلسش ، يكي از بزرگان كه منبر مي رفت ؛ آن هم مجلسي كه نوحه خوان آن مجلس كه بوده؟ اين محقق عظيم الشأن مؤسس حوزه ي كبراي قم كه امروز مركز علميّت تشيع است ؛ اين مرد عظيم الشأن در آن روزگار در محضر ميرزا نوحه ي مصيبت مي خوانده ؛ مجلس اينچنين مجلسي بوده است ؛ وقتي نشست آن عالم نحرير ، روي منبر در حضور ميرزا ، يك جمله گفت ؛ اين جمله را هر كسي مي شنود ، ولي معرفت او را مي خواهد كه بفهمد چي هست؟ تا شروع كرد به خواندن مقتل ، اول جمله اي كه گفت : دخلت زينب علي ابن مرجانة ، تا گفت ؛ ميرزا داد زد : ديگر بس است ؛ كافيست ؛ از صبح ميرزا به سر و سينه زد تا ظهر ؛ آن هم چنين مجلسي ؛ اين است معرفت ، كو اين معرفت؟ كي شناخت زينب كه بود؟ او مي شناسد ؛ وقتي او گفت : چنين كسي بر چنين كسي وارد شد كمر او را شكست.
ما ؛ نه ما ؛ اولين و آخرين در اينجا محوند ؛ خود او كيست؟ كار او چيست؟ دو موضوع اينجا هست : يكي فاعل ، يكي فعل ؛ يكي مؤثر ، يكي اثر ؛ يكي علت ، يكي معلول ؛ بر اساس قانون تناسب و سنخيت بين فاعل و فعل ؛ و مؤثر و اثر دو بحث اينجا هست : يكي اين كه خود حسين بن علي كيست؟ اين بحث فوق الطاقة البشرية است ؛ بحث دوم اين است كه كار حسين ابن علي چيست؟
.....
قسمت هاي بعدي اين سخنراني بسيار مهم به محض پياده شدن فايل صوتي ظرف 24 ساعت آينده در همين صفحه منتشر مي شود.


