تبليغاتX
1شيعه براي اولين بار منتشر مي كند :


توجه :
به اطلاع دوستان عزيزي كه متن زير را در روزهاي قبلي مطالعه يا ذخيره كرده اند مي رساند كه بنا به دلايلي قسمت هاي آخر اين پست در برخي جاها تغيير داده شده و مطالب مختصري نيز افزوده شده است.
 
با تشكر از همه بازديدكنندگان محترم ـ بعد از ظهر دوشنبه ۲۶/۳/۸۷ - برادر كوچك شما : ۱شيعه
 

سلام عليكم.

همانطور كه قبلا نوشته بودم ؛ صبح دومين روز تعطيلات ، با حاج آقا وتعدادي از جوان هاي روستا به كوه رفتيم و پس از استراحت در بالاي كوه ، كنار بساط چاي و صبحانه با حاج آقا صحبت مي كرديم ؛ مطالب مختلفي مطرح شد كه قبلا نوشتم و اكنون توجه شما را به ادامه بحثها جلب مي كنم :

 

حميد  : اينها كه فرموديد برايم خيلي جالب بود ؛ اما كاربرد آنها را درست نفهميدم.

1شيعه : يعني برايتان هيچ فايده اي نداشت؟

حميد  : چرا ؛ فايده كه داشت ، فهميدم كه چرا در خيلي از بحثها و آموزشها درك و تفاهم كامل صورت نمي گيرد ؛ اما سوالم اين است كه در اين صورت براي پيشبرد بحث و موفقيت بايد چه كنيم ؟

حاج آقا : بله حرف درستي است ، تا اينجا منظور ما اين بود كه شرايط موجود در بحث ها را كاملتر درك كنيم و در نتيجه سطح توقعات و انتظاراتمان را با واقعيات موجود تطبيق دهيم نه با حقايق مطلوب .

حميد  : منظورتان را نفهميدم !

1شيعه : منظور حاج آقا اين است كه ما يك سري واقعيات داريم و يك سري حقايق هم هست اما لزوما هميشه اينها با هم يكي نيستند .

حميد  : فكر كنم حرف خود حاج آقا بيشتر مفهوم بود !

حاج آقا : بگذاريد نمونه اي ذكر كنيم : مي دانيم كه دين اسلام يك حقيقت واحد است ؛ يعني ديني كه پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم از جانب خدا آوردند به عنوان كاملترين و آخرين دين الهي همه تكاليف بشر را تا روز قيامت تعيين كرده و در آن هيچ تناقض و تضادي وجود ندارد . اما آنچه در جهان كنوني مشاهده مي كنيم غير از اين است ؛ كساني كه مدعي اسلام هستند داراي عقايد متضاد و حتي متناقضي هستند كه امكان ندارد همه آنها صحيح باشند .

1شيعه : پس اصل اسلام كه خدا و پيامبر از بشر خواسته اند حقيقت است و مذاهب مختلفي را كه مسلمانان به عنوان اسلام معرفي مي كنند واقعيت است و به جز يك مذهب صحيح ؛ بين اين مذاهب (واقعيت) و آن اسلام حقيقي (حقيقت) ، تفاوتهاي زيادي وجود دارد .

حميد  : پس مي توان گفت مسلماناني كه به آن مذهب صحيح اعتقاد ندارند ؛ در واقع كافر هستند ؟

حاج آقا : از جنبه حقيقي درست است اما اينجا اسلام يك نوع واقع نگري كرده است و آن اين است : با وجود آن كه خود رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم فرموده اند كه پيروان همه مذاهب اسلامي بجز آن يك مذهب صحيح ، همگي جهنمي هستند اما در عين حال هيچيك از اين پيروان ، در حيات دنيوي كافر و نجس شمرده نمي شوند .

حميد  : چطور چنين چيزي ممكن است ؟! شايد مسلمانان غير شيعه اين حديث را قبول نداشته باشند .

1شيعه : اتفاقا حديث فوق از موارديست كه مذاهب مختلف اسلامي همه آن را قبول دارند!

حميد  : پس چرا خودشان را از آتش جهنم نجات نمي دهند ؟!

1شيعه : چون پيروان هر مذهبي مي گويند آن مذهبي كه پيامبر فرمودند اهل نجات هستند ما هستيم  و ديگران جهنمي هستند !!

حاج آقا : بله ، علاوه بر وجود احاديث ، گفتيم از نظر عقلي هم امكان ندارد كه همه اين ديدگاههاي متضاد و متناقض ، اسلام حقيقي باشند .

حميد  : خب شايد روز قيامت خداوند از سر تقصير همه شان بگذرد و همه را به مسلماني قبول كند !

حاج آقا : اين يك حرف عوامانه است كه زيبنده شما كه دانشجو و اهل تحقيق هستيد نيست .

1شيعه : مثل بعضي ها كه بعد از چند ساعت كه برق خانه شان رفته ، وقتي برق مي آيد مي گويند خدا پدر اديسون را بيامرزد كه برق را اختراع كرد !

حاج آقا : بله ؛ در باره اعمال تا حدي احتمال مي توانيم بدهيم كه مثلا خداوند ممكن است برخي گناهان را ببخشد و صاحبان آنها را عذاب نكند اما در باره اعتقادات اگر درست توجه كنيم چنين موضوعي قابل احتمال هم نيست و اين به ماهيت جهان آخرت و اعتقادات برمي گردد . در واقع بهشتي كه در آخرت وعده داده شده مربوط به تجسم همان اعتقادات صحيح ما و اعمالي كه بر مبناي آنها انجام شده است مي باشد و جهنم هم كه نقطه مقابل آن است در رابطه با تجسم اعتقادات باطل در دنيا و اعمال مبتني بر آنهاست ...

حميد  : من كه خيلي متوجه نشدم !

حاج آقا : كاملا حق داريد ؛ هم دامنه اين بحثها قدري گسترده است و هم تا حدي عميق هستند و نياز به مطالعات بيشتري در اين زمينه داريم كه در شرايط فعلي مقدور نيست .

حميد  : خب از اين بگذريم ، اما چطور ممكن است اسلام دستور داده باشد كساني را كه در حقيقت كافرند به عنوان برادر مسلمان خودمان قبول كنيم ؟

حاج آقا : ببينيد اينجا دقت بيشتري لازم است . همه كساني كه ما آنها را به عنوان مسلمان مي شناسيم در ظاهر معتقد به خداي يگانه و نبوت پيغمبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم هستند و همچنين كعبه را به عنوان قبله و قرآن كريم را به عنوان كتاب خداوند كه بر پيامبر نازل شده قبول دارند و نيز معاد و جهان آخرت را باور دارند و تا همين جا از نظر ظاهري محكوم به اسلامند ...

1شيعه : اما معتقد به ولايت اميرالمؤمنين و اهل البيت عليهم السلام كه بنابر فرمايش پيامبر اساس همه اعمال و ركن اعتقادات اسلام است كه نيستند ؟! ...

حاج آقا : درست است و به خاطر همين هم اگر شيعه نشوند بنا بر فرمايش رسول الله صلي الله عليه و اله و سلم در آخرت قطعا اهل جهنم خواهند بود اما با اين فرض كه آنها اصول اوليه اسلام را كه توحيد و نبوت و معاد است پذيرفته باشند مي توان انتظار داشت كه انشاء الله در آينده ي زندگي دنيوي شان بطور كامل در مسير حق قرار بگيرند . به بيان ديگر همه مسلمانان معتقدند كه حضرت محمد صلي الله عليه و آله و سلم آخرين پيامبر خدا هستند و هر چه آن حضرت از جانب خدا آورده باشند با جان و دل قبول دارند و اين همان ورود به دايره رسمي اسلام است ولي هنوز براي بعضي شان ثابت نشده كه رسول الله از جانب خداوند حضرت علي عليه السلام را به خلافت بلافصل خود منصوب كرده باشند و چون هر انساني در باره عقايد خود موظف به مطالعه و تحقيق است اگر دچار تعصب جاهلي نباشند انشاءالله در آينده به چنين حقايقي دست پيدا خواهند كرد .

حميد  : مثل اينكه ما با ارائه مدارك در دانشگاه ثبت نام مي كنيم و رسما هم ما را دانشجو حساب مي كنند ولي ممكن است اهل درس و مطالعه نباشيم و پس از مدتي مشروط و اخراج شويم اما اگر درس بخوانيم در پايان دوره دانشجويي مدرك مورد نظرمان را دريافت مي كنيم . شيعيان مثل آن دانشجوهاي درسخوان هستند كه به نتيجه مي رسند و مذاهب ديگر مثل آنها كه فقط رسما دانشجو هستند ولي برايشان عاقبت و نتيجه اي ندارد ...

1شيعه : ولي به نظر من با اين همه دلايل بر حقانيت شيعه امكان ندارد كسي از روي اشتباه براي مدت طولاني به مذهب ديگري از اسلام باقي بماند !

حاج آقا : همينطور است و اگر كسي بفهمد كه در واقع مقام خلافت اسلامي از همان ابتدا غصب شده و از روي عناد زير بار حق نرود او در واقع مسلمان (پيرو خدا و پيامبر) نبوده كه انتظار هدايت و بهشت داشته باشد .

1شيعه : فرموديد شيعيان اعتقاد دارند كه خلافت غصب شده پس چرا بعضي از مسئولين كشور كه شيعه اند در صحبت هاي رسمي هنوز هم مي گويند خلفاي راشدين ؟

حميد  : شايد همينطوري به عنوان لقبي كه رايج شده مي گويند !

حاج آقا : اولا چنين چيزي در بين شيعه خصوصا در سطح علما رايج نبوده و نيست و ثانيا كلام و منش بزرگان بايد خيلي حساب شده و با مطالعه باشد ؛ چطور اگر يك كسي در آن طرف دنيا مثلا بگويد خليج العربي بلافاصله صدايشان درمي آيد كه خليج هميشه فارس است و ما هم قبول داريم كه كاربرد عناوين و القاب بايد حساب و كتاب داشته باشد اما اينجاها كه وظيفه شان دفاع از مذهب رسمي كشور است دقت نمي كنند؟!

حميد  : شايد هم به خيال خودشان مصلحت انديشي مي كنند و با اين حرفها  مي خواهند توجه اهل تسنن را جلب كنند !

1شيعه : مگر مي شود كسي شيعه باشد و براي جلب توجه ديگران عقايد خودش را وارونه جلوه دهد ؟!

حاج آقا : خيلي هم بعيد نيست ! البته اين در سطح سران سياسي مي تواند با دلايل خاص خود مطرح باشد اما در ساير موارد  كسي كه با عنوان تقيه و مصلحت اينطور عمل مي كند بايد خودش توضيح بدهد و مشكل را برطرف كند اما واقعيت اين است كه در كشور حتي در سطوح بالا هم گاهي از روي حسن نيت و خيرخواهي اشتباهات عجيبي مي كنند كه نه تنها نفعي ندارد ، بلكه به ضرر تمام مي شود!

حميد  : منظورتان چيست؟

حاج آقا : مثلا ببينيد الان نزديك بيست سال است كه در سالگرد امام خميني سخنرانان و نويسندگان اين جملات وصيتنامه امام را با آب و تاب تكرار مي كنند كه : « با دلي آرام و قلبي مطمئن و روحي شاد و ضميري اميدوار به فضل خداي متعال از خدمت خواهران و برادران مرخص و به سوي جايگاه ابدي سفر مي كنم »

حميد  : خوب اين چه اشكالي دارد؟ اين كه در وصيت نامه خود امام هست !

حاج آقا : بله اينكه در وصيتنامه است اشكالي ندارد اما اينكه اينها در بوق و كرنا مي كنند و به خيال خودشان ميخواهند عظمت مقام امام را نشان بدهند نه تنها نفعي ندارد بلكه به ضرر و منقصتي براي امام مي شود !

حميد  : من كه نفهميدم !

1شيعه : راست مي گويند ! من خودم چند مرتبه در برنامه هاي آقاي قرائتي ديدم كه مي گفتند اين فقط امام خميني است كه توانسته بگويد از مرگ نمي ترسد و نسبت به آن طرف خيالش راحت است و به خاطر همين در وصيتنامه شان نوشته اند كه با دلي آرام و ....  اما حاج آقا راستش من هم متوجه نشدم اين موضوع چه اشكالي دارد؟!!

حاج آقا : اشكال اولش اين است كه دروغ است و امام چنين حرفي نزده اند ! و دومش اين كه اگر اينطور گفته يا نوشته بودند آن وقت نه تنها فرد بزرگي نبودند بلكه پايينتر از اشخاص عادي و كم اطلاع بودند !!! ...

حميد  : صبر كنيد شما كه الان گفتيد در وصيتنامه هست و باز هم مي گوييد نگفته اند ؟!

حاج آقا : بله ! آن كه در وصيتنامه شان است من الان حفظم نيست ولي شما مراجعه كنيد آنجا قريب به اين مضمون نوشته اند كه با توجه به اينكه ملت ايران هوشيار و بيدارند من نسبت به آينده اين انقلاب نگراني ندارم و با دلي آرام و قلبي چه و چه  به سوي جايگاه ابدي سفر مي كنم ؛ يعني نگران آينده انقلاب نيستم نه اينكه نگران برزخ و قيامت نيستم !

حميد  : واقعا اينطور است ؟؟ اين را تا حالا هيچ جا نشنيده بودم !

1شيعه : من هم نشنيده بودم ! حاج آقا اگر اين مطلب از خودتان باشد بايد گفت انصافا از آب كره مي گيريد !!

حاج آقا : بله مطلب از خودم است ولي كار مهمي نيست كافيست همه چشم و گوشتان را شش دانگ در اختيار اين رسانه ها قرار ندهيد بلكه خودتان هم تحقيق كنيد . آنچه من گفتم در متن وصيتنامه كه حدود ۲۰سال است منتشر شده هست و همه مي توانستند با دقت ببينند !

حميد  : اما عجيب است كه اين همه افراد سياسي كوچك و بزرگ  چنين چيزي را نديده و نگفته اند ! حاج آقا اين قضيه و آن قضيه نواقص العقول (لينك) كه قول توضيحش را داديد دارد كم كم من را متقاعد مي كند كه شما يك روحاني عادي نيستيد بلكه ...

حاج آقا : بلكه چه ؟؟ !! چرا شما ملت هيچي نشده مي خواهيد از هر كسي امامزاده درست كنيد ؟!! من هم يكي هستم مثل شما منتها چشم و گوشم را ناخواسته در اختيار جوسازي ها قرار نمي دهم ؛ يك روز با افزايش جمعيت و حتي حجامت كه  آن همه در دين مورد تاكيد قرار گرفته مخالفت كنم و روز ديگر كه دو تا خارجي گفتند حجامت علمي است دوباره همه عقايدم برگردد! يك روز به خاطر اينكه در جو سياسي فعلي جايي براي خود باز كنم اين همه فتاواي استوانه هاي فقهي شيعه (لينك) را نديده بگيرم و قمه زني را نعوذبالله  خلاف شرع و خرافه و ... بدانم و روز ديگر كه سياست گزاران كشور تصميمشان را عوض كردند در باب مشروعيت و آثار مثبت و فوايد آن تحقيق منصفانه كرده و مقاله هاي مفصل بنويسم! ( http://www.tatbir.com/index2/initial.htm )

1شيعه : ولي شما كه يكي از دفاع هاي محكم مدافعان قمه زني را رد كرديد ! ( اواخر پست : http://1shia.blogfa.com/post-23.aspx )

حاج آقا : بله ، عرض كردم آن دليل براي دفاع از قمه زني درست نيست در حالي كه خود اينها كه به قمه زني حمله مي كنند هنوز نمي دانند كجاي آن دليل اشتباه است ! ولي با دلايل بسيار محكم و درست ثابت مي كنم كه قمه زني نه خلاف شرع است و نه خلاف عقل و نه وهن مذهب و نه ...

حميد  : ببخشيد اين سوال را مي كنم : شما رهبري را قبول داريد ؟!!

حاج آقا : اشكال ندارد ! منتظر چنين سوالي بودم !! بله ايشان را به عنوان رهبر انقلاب قبول دارم با تعريف صحيح از انقلاب و دين و رابطه آنها با يكديگر كه انشاءالله در باره آن هم توضيح خواهم داد ؛ ولي مواضع فقهي ايشان را  در اينطور موارد خصوصا تا زماني كه در مسند رهبري نظام هستند الزام آور نمي دانم ( براي رفع شبهه حتما به اين لينك مراجعه شود)  و روشن است كه ايشان به عنوان رهبر ناگزير در جايگاه پدري دلسوز براي همه افراد ملت نمي توانند خيلي از مسائل اختصاصي شيعه را مطرح كنند و براي همين هم وقتي از ايشان درخواست كردند كه رساله بدهند فرمودند با وجود مراجع عظام نيازي به اين كار نمي بينند . اتفاقا معتقدم اينها كه امروز اينقدر دوآتشه به عنوان دفاع از مواضع رهبري نمي گذارند افراد حتي در محل هاي خصوصي شان قربة الي الله قمه بزنند ؛ همينها روزي كه ايشان در مسند رهبري نباشند بيشترين جفاها را در حق مواضع ايشان خواهند كرد . اما ما عيبمان اين است كه ظاهر و باطنمان يكيست ؛ مي گويند حضرت علي عليه السلام يكي از اصحابشان را مجازات كرده و دستش را قطع كرده بودند ؛ يكي از افراد معاويه او را ديد و گفت اين هم نتيجه اين همه طرفداري از علي! ديدي دستت را قطع كرد!! او هم با كمال افتخار گفت بله و به خاطر همين طرفدار او هستم به خاطر عدلش كه مرا هم با ديگران فرق نگذاشت! ما هم بايد در باره دفاع صحيح از انقلاب و رهبري طوري باشيم كه بر اساس موازين درست باشد تا امروز و فردايمان فرق نكند .

1شيعه : اما حاج آقا هنوز هم براي من معلوم نشد كه اگر امام آن جملات را واقعا در مورد خودشان نوشته بودند چه اشكالي داشت؟ چه نقصي براي ايشان بود كه با دلي آرام و قلبي مطمئن و روحي شاد از اعمال خودشان و ضميري اميدوار به فضل خداي متعال از خدمت خواهران و برادران مرخص و به سوي جايگاه ابدي سفر كنند ؟!

 

راستي به نظر شما چه اشكالي به نظر حاج آقا رسيده بود ؟!

تا قسمت بعدي بحث همه شما را به خدا مي سپارم.

+ نوشته شده در جمعه هفدهم خرداد 1387ساعت توسط 1 شيعه |