سلام عليكم.
خاطرتان هست كه دومين روز تعطيلات ، صبح زود با حاج آقا وتعدادي از جوان هاي روستا به كوه رفتيم و بعد از استراحت در بالاي كوه كنار بساط چاي و صبحانه با حاج آقا صحبت مي كرديم ؛ حالا شما را به مطالعه ادامه بحث دعوت مي كنم :
حميد : حاج آقا ! اين صحبت هايي كه وعده داديد اگر به نتيجه برسد ؛ براي من يكي كه انصافا اين سفرتان خيلي پربار مي شود.
1شيعه : به نتيجه برسد يعني چه؟
حميد : يعني اگر واقعا سخناني كه حاج آقا مي خواهند براي خانم ها مطرح كنند براي خود آنها قانع كننده باشد ؛ براي غيرمذهبي هاي دانشگاه ما هم حتما قابل قبول خواهد بود.
حاج آقا : خيلي هم مطمئن نباشيد!
حميد : چرا ؟!
حاج آقا : اگر باز ناراحت نمي شويد عرض مي كنم !
حميد : چرا ناراحت بشوم؟ اتفاقا يكي از مشكلات ما در دانشگاه همين است كه خيلي از بحثهاي ما با آنها به نتيجه نمي رسد و خودمان هم نمي دانيم چرا؟!
1شيعه : يعني حرفتان را نمي فهمند؟
حميد : اتفاقا برعكس ؛ خوب هم متوجه مي شوند ولي اصلا زير بار نمي روند!
حاج آقا : بله ، عرض كنم كه يكي از اشتباهات ما در بحثهاي مذهبي و استدلال هايمان اين است كه فقط به مواد بحث و شكل استنتاج توجه داريم و از عوامل ديگر غافل هستيم ...
حميد : مگر غير از اينها عوامل ديگري هم هست؟!
حاج آقا : بله ؛ از مهمترين عوامل بحث ، خود طرفين بحث هستند ، محيط هم تا حدودي در كار دخالت دارد ...
1شيعه : حالا ديگر براي من هم دارد پيچيده مي شود!
حاج آقا : نمي دانم تا به حال برايتان پيش آمده است يا نه؟ گاهي ممكن است ساعتها وقت صرف كنيد تا مطلبي را به كسي بقيولانيد ولي او به هيچ وجه زير بار نمي رود اما شخص ديگري با چند جمله خيلي ساده همان مطلب را به طرف مي گويد و او هم با كمال ميل قبول مي كند!
حميد : بله كاملا درست است! البته خود من اين كار را نكرده ام ولي در مواردي شاهدش بوده ام.
حاج آقا : خب فهميديد چرا اينطور مي شود؟
حميد : اصلا بعضي ها شانس دارند ؛ به قول قديمي ها بعضي ها مثل اين كه مهره مار دارند!
حاج آقا : نه آقا ! اين ها چه حرفيست؟ اگر چيزي را نمي دانيم بايد بپرسيم نه اينكه توجيهات عوامانه برايش درست كنيم!
1شيعه : آخر وقتي استدلال ما هيچ مشكلي ندارد چرا طرف زير بار نرود؟
حاج آقا : هان ! بزنگاه همين جاست ؛ بگذاريد نمونه اي ذكر كنم : در تاريخ اسلام واقعه عاشورا ، واضحترين و دردناكترين جنايتي بوده است كه انجام شده است ؛ دهها هزار نفر از كساني كه خودشان را امت پيغمبر مي دانستند به روي حجت خدا و تنها يادگار پيغمبر شمشير كشيدند و حجت خدا را با كمال قساوت از بين بردند. اصحاب امام حسين عليه السلام و از همه بالاتر خود حضرت هم برايشان بهترين و محكمترين استدلال ها را كردند ولي جز در عده كمي از آنها اثر نكرد ؛ مي دانيد چرا؟
1شيعه : آيا فرماندهان دشمن مهلت داده بودند كه اينها سخنان امام را درست بشنوند؟
حاج آقا : البته دشمن از ترس همين كه سخنان امام عليه السلام در اينها تاثير كند سعي كرد با هياهو و سر و صدا از رسيدن صداي امام به افراد ممانعت كند ؛ ولي امام عليه السلام آنان را ساكت كردند و آنگاه به معرفي خود و اتمام حجت پرداختند. آنجا امام عليه السلام به نكته بسيار مهمي اشاره فرموده اند ؛ امام خطاب به لشكر عمر سعد مي فرمايند شكم هاي شما از حرام پر شده و قلبهاي شما از درك حقيقت ناتوان گشته است.
حميد : آنها اگر بويي از اسلام برده بودند و به پيامبر اعتقاد داشتند اصلا در مقابل امام حسين نمي ايستادند.
حاج آقا : باز هم حرفتان درست هست ولي اشكال هم دارد. درست است كه اگر كسي با اهل بيت پيامبر صلي الله عليه و اله و سلم دشمني كند و مخالف نص قرآن كه مودت آنان را از همه مسلمانان خواسته است عمل كند ، بويي از اسلام نبرده است ولي آنها در ظاهر خودشان را مسلمان و امام و يارانشان را خارج از دين معرفي مي كردند!
حميد : يعني غذاي حرام تا اين اندازه موثر است؟
حاج آقا : اگر مغز و قوه استنباط انسان را به يك خط كش تشبيه كنيم ، تا وقتي كه خط كش شما سالم باشد با سرعت و دقت مي توانيد درست اندازه گيري كنيد اما تصور كنيد كه مثلا خط كش شما بر اثر حرارت قدري منبسط شود ، در اينجا شما ظاهرا درست اندازه گيري مي كنيد ولي اعداد به دست آمده اشتباهند ...
حميد : مثل ساعت خراب كه عقب يا جلو مي رود ولي صاحب آن ممكن است متوجه نشود!
حاج آقا : بله ، از اين نوع موارد كه مخرب قوه عاقله انسان است در آيات قرآن هم ذكر شده است و حضرت زينب سلام الله عليها هم اين آيه را در مورد يزيد ملعون به كار برده اند : « كساني كه خود را در ورطه گناهان غرقه مي سازند ، سرانجامشان اين خواهد شد كه آيات الهي را تكذيب كنند»
1شيعه : بله آن وقت كه يزيد اشعار كفرآميزي را خواند او را چنين مورد عتاب و سرزنش قرار دادند.
حاج آقا : آنها چنين مي پنداشتند كه هر كس ، به هر طريق كه به حكومت ظاهري مسلمين رسيد ؛ اولي الامر مسلمين شده و اطاعت از او واجب است. همانطور كه گفتم حتي يزيد ملعون ، اين دشمن خدا و رسول را كه اهل همه نوع فسادي بوده (براي نمونه رجوع كنيد به قسمت ۴ از اين مطلب: http://www.shareh.com/persian/magazine/maaref_i/65/02.htm اين جنايتكار بي رحم در دوره كمتر از ۴سال حكومت ننگينش حتي قبله مسلمانان يعني كعبه را سنگباران كرده و به آتش كشيده است و در جلسه رسمي در حضور ديگران صريحا نبوت پيغمبر را انكار و اقرار به كفر كرده و كشتن امام حسين عليه السلام و يارانشان را به انتقام كشتن مشركان جنگ بدر توسط پيامبر مي داند) خليفه يعني جانشين پيامبر مي شمردند و فرزند پيامبر يعني امام حسين را كه پيامبر صريحا فرمودند او و برادرش امام حسن دو سيّد جوانان اهل بهشت هستند ؛ خارج از دين قلمداد كردند !!!
حميد : يعني هر كس زورش بيشتر شد برحق است؟! اين چه فرق با قانون جنگل دارد؟!
حاج آقا : و البته زيربناي فكري آنها برداشت جبري بود كه تصور مي كردند اگر كسي با هر حيله و تزوير يا هر جنايتي به مسند حكومت جامعه اسلامي دست پيدا كرد ؛ پس لابد اين خواست خدا بوده است!
1شيعه : عجب خداي كم حافظه اي دارند اينها! از يك طرف به آنان دستور داده كه در مقابل كعبه سجده كنند و از طرف ديگر بر آنان واجب كرده از كافري اطاعت كنند كه به خانه خدا حمله كرده و آن را آتش مي زند!!
حاج آقا : نكته انحرافي ديگر كه من خودم از يكي از خطباي آنان شنيدم اعتقاد به عدالت كل صحابه است.
1شيعه : يعني معتقدند كه هر كس ولو يك ساعت پيامبر را ديده باشد عادل بوده است؟!
حاج آقا : متاسفانه چنين اعتقادي دارند ، همين شخص كه براي عده اي از اهل تسنن سخنراني مي كرد ؛ مي گفت : مگر پيامبر نزديكترين افراد به خدا نبوده است؟ آيا خداوند عاجز بود كه اطرافيان پيامبر را از بهترين افراد بشر قرار دهد؟
1شيعه : اين كه مخالف قرآن است.
حاج آقا : حتي بعضي ها درست برخلاف دستورات صريح اسلام براي قوم عرب به نوعي امتياز قائل مي شوند كه اگر خداوند قومي شايسته تر از عرب سراغ داشت حتما پيامبر خاتم صلي الله عليه و آله و سلم را از بين آنان برمي انگيخت!
حميد : ولي من از يك روحاني شنيدم كه قضيه برعكس بوده است يعني خداوند به خاطر تعصبي كه در عرب آن روز وجود داشته كه اگر پيامبر از هر قوم ديگري بود زير بار نمي رفتند پيامبر را در بين اينها برانگيخته است.
حاج آقا : به هر حال خواستم بگويم وقتي شما با كسي بحث مي كنيد بدون اينكه توجه داشته باشيد پيش فرضهاي مذهبي ، محيطي ، خانوادگي و حتي وراثتي هر دو طرف ممكن است در بحث دخالت داشته باشند.
1شيعه : منظورتان از پيش فرض هاي وراثتي چيست؟
حاج آقا : مثلا حتي در كتب اهل تسنن آمده است كه پيامبر به مردم فرموده بودند يكي از نشانه هاي حرام زاده بودن شخص اين است كه نوعي نفرت قلبي ناخواسته نسبت به وجود مقدس اميرالمومنين علي بن ابيطالب داشته باشد و آنها يعني مردم صدر اسلام براي امتحان فرزند خود ، حضرت علي عليه السلام را مثلا در كوچه به وي نشان مي دادند و مي پرسيدند از اين آقا خوشت مي آيد يا نه؟!
حميد : آن بيچاره كه خودش در ايجاد خودش نقشي نداشته است ؛ آيا اين عادلانه است كه محكوم به گمراهي باشد؟!
حاج آقا : من كي چنين چيزي گفتم؟!
1شيعه : براي من هم خيلي روشن نيست! اگر ممكن است بيشتر توضيح دهيد.
حاج آقا : ببينيد سخن بر سر استعدادها و قابليت هاست همانطور كه اسلام براي تربيت صحيح فرزندان سفارش مي كند ؛ براي مراحل قبل از تولد ، چگونگي انتخاب همسر و روابط زناشويي گرفته تا اذان و اقامه در گوش نوزاد و اينكه مثلا با وضو به آنها شير بدهند و موارد بسيار ديگر دستورات خاص دارد. حال اگر كسي اينها را رعايت نكند معنيش اين نيست كه فرزندش حتما خلافكار يا گمراه خواهد شد بلكه اين موارد از نظر معنوي همان خاصيتي را دارند كه مثلا رعايت دستورات بهداشتي از نظر مادي دارند و انسان را از خطر ابتلا به بيماري ها دور نگه مي دارند.
حميد : مثال بهتري هم سراغ داريد كه مطلب را به ذهن نزديكتر كند؟
حاج آقا : مثلا اگر شما با حرفه نجاري آشنايي داشته باشيد انواع چوبها استفاده هاي مختلفي دارند. بعضي چوبها به درد كارهاي تزييني مي خورد و برخي از آنها براي كارهاي سخت مناسب است. وراثت و خانواده كه در طول قرنها شكل مي گيرد مانند آن جنس چوب است كه در دست نسلهاي گذشته است و مانند بحث اصلاح بذرها كه در علم ژنتيك مطرح مي شود. بعضي خيال مي كنند يك چند روز گناه كرده و بعدا توبه مي كنند اما حتي اگر موفق به توبه هم بشوند آثار وضعي گناه را به سادگي نمي توان از بين برد. در زمان قديم براي توبه و بخشيده شدن يك گناه ، گاهي براي مدتهاي طولاني سر به بيابان مي گذاشتند و آنقدر به درگاه خدا اشك مي ريختند و ضجه و ناله مي زدند كه آثار كدورت و سياهي گناه از لوح وجودشان زدوده شود ... كسي كه حلال زاده نيست ميل او به سقوط در ورطه گناه و انحراف بيشتر است و كار او در راه خودسازي مشكل تر است و اگر گناهي هم مرتكب شود آن پدر و مادري كه اين وضع را برايش به وجود آوردند هم مقصرند هم چنانكه كار مربيان نيز در تربيت مشكل تر خواهد شد.
حميد : پس هيچگاه مجبور به گناه يا گمراهي نيست؟
حاج آقا : خير ، عرض كردم فقط زمينه هاي لغزش ، بيشتر برايش فراهم است و متقابلا آمادگي و استعداد رشد و تعالي وي نيز مناسب نيست آن هم نسبت به خودش ؛ يعني اگر خود اين فرد را در حالت فعليش مقايسه كنيم با خودش در حالتي كه اگر حلال زاده مي بود ؛ داشت ، آن وقت فلسفه وجودي آن دستورات شرعي برايمان روشنتر مي شود.
1شيعه : حاج آقا موافقيد جمع بندي مختصري داشته باشيم؟
حاج آقا : عجالتا در اينجا مقصود من اين بود كه شما وقتي در مقابل يك فرد غيرمذهبي براي بحث مي نشينيد اگر فيلم بگيرند هر دوي شما در شرايط مشابه ديده مي شويد هر دو نفرتان دو چشم و دو گوش و ... داريد اما عقبه هاي محيطي و وراثتي بسيار متفاوت هست كه در آنجا قابل رؤيت نيست.
1شيعه : مثلا ممكن است شما شب قبلتان را به نماز و تهجد و گريه و زاري در درگاه خدا گذرانده باشيد ولي او شب را تا صبح پاي فيلمهاي مبتذل و ماهواره و در مجالس فسق و فجور گذرانده باشد.
حاج آقا : بله همانطور كه شما در علوم تجربي با آزمايش هايي به خطاهاي حواس 5 گانه پي مي بريد و ثابت مي كنيد كه حتي آنچه به چشم خود ديده ايد (لينك)، چيز ديگري بوده و درست نديده ايد!
؛ وضع در مورد امور معنوي و روحي هم مشابه است. البته منظور من اين نيست كه هر كس مي خواهد بحث مذهبي بكند بايد حتما آدم نماز شب خواني باشد ؛ خواستم بگويم هر قدر بيشتر اهل فساد و ظلم باشيم اين كارها زمينه فهم و هدايت را مشكل تر مي كند و هر چقدر بيشتر كارهاي نيك حتي غير عبادي مثل خدمت به مردم و رسيدگي فقرا را انجام دهيم ؛ آمادگي روحي بيشتري براي درك حقايق و پذيرش آنها خواهيم داشت.حميد : مثل آدمي كه سالم است در مقابل كسي كه در اثر سرماخوردگي نمي تواند بوها و مزه ها را درست تشخيص دهد.
1شيعه : قربان آدم چيزفهم! حالا اصلا بحث سر چي بود؟؟!!


