از زماني كه اين صفحه راه اندازي شده تا كنون افراد متعددي به اينجانب خرده گرفته اند كه چرا اينقدر نسبت به بحث قمه زني حساسیت دارم! و مرتبا به آن پرداخته و مي پردازم. (تا حدي كه اخيرا اين پايگاه در برخي از جستجوهاي اينترنتي سايت گوگل در باره قمه زني رتبه اول را به دست آورده است!)
امشب با اينكه تصميم داشتم قسمت ديگري از داستان تعطيلات من و حاج آقا را منتشر كنم ديدم بي مناسبت نيست كه در اين باره نيز مختصري بنويسم.
آنچه در زير مي خوانيد قسمت هايي از نوشته هاي ساليان اخير بني صدر است (اولين رئيس جمهور ايران كه بر اثر عدم كفايت سياسي عزل و به فرانسه گريخت) :
... مي گويند : در فرانسه، چون مرتب از « امام » مي پرسيده اند : شما که سلطنت را نمي خواهيد ، چه نوع رژيمي را مي خواهيد جانشين ﺁن کنيد؟ او گفته است : جمهوري . چون شکل ديگري نبوده است. وگرنه قائل شدن به « اسلام و جمهوريت » شرک است و « امام » خميني مبري از ﺁنست !
گروهي مي گويند « امام » به « جمهوري اسلامي نه يک کلمه بيشتر و نه يک کلمه کمتر » قائل بوده است و مرتب تکرار کرده است : « ميزان رأي مردم » است .
سازندگان ﺁئين خشونت استدلال کرده اند که اگر « امام » به جمهوريت قائل بود، چطور ممکن بود در پاسخ به پيشنهاد رفراندوم بني صدر بگويد : « 36 ميليون بگويند بله من مي گويم نه » ؟
« مدافعان » جمهوريت پاسخي دروغ ساخته و گفته اند : « امام » به ﺁقايان بهشتي و هاشمي رفسنجاني فرمودند : ﺁقاي بني صدر را مردم انتخاب کرده اند بايد مردم رأي به عدم کفايت او بدهند تا برکنار شود !
... اگر اسلام از جمهوريت بمعناي ولايت جمهور مردم تهي است و قائل شدن به « ولايت جمهور مردم » شرک است، ﺁقاي خميني چگونه تا مشرک شدن پيش رفت ؟
بنا بر رأي ﺁقاي مصباح يزدي ، « اگر قدرت نداشتي تقيه بر تو واجب مي شود و اگر قدرت داشتي ، حرام مي گردد » . اما نه، بنا بر اين رأي ، ﺁقاي خميني مي توانست تقيه کند زيرا در موضع ضعف نبود و نه بنا بر فتواي خود. چرا که او تقيه را حرام و اظهار حقايق را واجب گردانده بود .
...
و متن زير قسمت هايي از نوشته آقاي حسين شريعتمداري در روزنامه كيهان روزهاي اخير است (نقل از عصر ايران) :
...
1- نگارنده فقيه نيست، بنابراين نبايد در مسائل فقهي اظهارنظر كند چه رسد به آن كه در اين عرصه با نظر و ديدگاه فقهي يك مجتهد فقيه به چالش برخيزد! اما، از سوي ديگر، نمي توان و نبايد همه نظرات و تمامي آنچه را كه يك فقيه بر زبان و قلم مي آورد، اظهارنظر فقهي تلقي كرد و چالش پيرامون آن را مستلزم آشنايي به مباني فقهي دانست، زيرا، بارها ديده شده و مي شود- و اشكال و خرده اي نيز بر آن نيست- كه يك فقيه بيرون از چارچوب و بستر فقاهت در باره مسئله اي اظهارنظر مي كند.
تاكنون ديده نشده- و يا به ندرت ديده شده است- كه فقهاي محترم اينگونه نظرات بيرون از دايره فقه را در كنار نظرات فقهي خود قرار داده و خداي نخواسته درپي آن باشند كه از فقاهت خويش براي اثبات يك نظر غيرفقهي استفاده كنند!
اكنون با توجه به اين مقدمه كوتاه كه انشاءالله «گويا» نيز باشد به سراغ موضوع اصلي اين يادداشت مي رويم، موضوعي كه نگارنده ترجيح مي داد ديگران درباره آن اظهارنظر كنند ولي...
2- مدتي است حضرت آيت الله صانعي در بستر فريبي كه برخي از افراد و گروه هاي آلوده سياسي پيش روي ايشان گسترده اند، نظراتي غيرفقهي، غيراسلامي و در تضاد آشكار با نظرات صريح حضرت امام(ره) مطرح مي كنند و عجيب و تاسف آور آن كه برخي اصرار دارند اين نظرات بي پايه و اساس را به فقه و فقاهت، اسلام و امام راحل (ره) نسبت دهند كه اگر چنين نبود و اين اصرار غيرقابل توجيه صورت نمي پذيرفت، نوشتن يادداشت پيش روي نيز ضرورتي نداشت، زيرا نظرات بي پايه و اساس از اين دست، كم نبوده و نيستند ولي ارائه كنندگان آن، براي اثبات نظر خويش از امام (ره) هزينه نمي كنند.
نگارنده پيش از اين نيز، به نمونه هايي از اينگونه اظهارنظرهاي آيت الله صانعي پرداخته و بي پايه و اساس بودن آنها را- نه به دليل برتري علم و آگاهي خويش، بلكه به علت مخدوش بودن نظرات ايشان- نشان داده است و هر بار نيز به جاي دريافت پاسخ منطقي و معقول با هوچي گري برخي از نان به نرخ روز خورندگان و سوءاستفاده كنندگان از موقعيت آيت الله صانعي روبرو شده است.
3- اكنون به جديدترين اظهارنظر آيت الله صانعي كه اوايل ارديبهشت ماه جاري در مصاحبه با سايت اينترنتي «آفتاب» ابراز داشته و علاوه بر سايت ها و رسانه هاي مدعي اصلاحات با استقبال گسترده رسانه هاي ضد انقلاب روبرو شده است توجه فرمائيد؛
«همانگونه كه بارها گفته ام ولي گوش شنوايي وجود ندارد و فرياد ما نيز به جايي نمي رسد، ايجاد تغييرات در قانون مجازات اسلامي ضروري است اما نه به دليل نسخ، بلكه بر همان مبنايي كه ميرزاي قمي(ره) فرموده كه حدود، تنها اختصاص به زمان حضرت امام معصوم عليه السلام دارد كه از چند و چون آن آگاه است.»
مطابق اين ديدگاه، اجراي بسياري از قوانين اسلام و از جمله حدود اسلامي تنها بعد از ظهور حضرت صاحب الزمان- ارواحنا له الفداء- امكان پذير است و در دوران غيبت آن حضرت، بايستي اجراي حدود الهي تعطيل شود. توجه كنيد كه صاحب اين ديدگاه نمي گويد اين قوانين اسلامي اعتبار ندارند! و يا «منسوخ» شده اند! بلكه معتقد است اجراي آنها بايد تا ظهور حضرت بقيه الله الاعظم(عج) به تعويق افتد!
نتيجه اين ديدگاه آقاي صانعي دقيقا همان نظريه انحرافي «جدايي دين از سياست» است كه تشكيل حكومت اسلامي را قبل از ظهور حضرت صاحب الزمان عليه السلام، نه فقط غيرضروري، بلكه حرام مي داند!
اكنون به نظر مبارك حضرت امام(ره) در اين زمينه توجه فرمائيد:
«بديهي است ضرورت اجراي احكام كه تشكيل حكومت رسول اكرم(ص) را لازم آورده ، منحصر و محدود به زمان آن حضرت نيست و پس از رحلت رسول اكرم(ص) نيز ادامه دارد. طبق آيه شريفه، احكام اسلام محدود به زمان و مكان نيست و تا ابد باقي و لازم الاجراست. تنها براي زمان رسول اكرم(ص) نيامده تا پس از آن متروك شود و ديگر حدود و قصاص، يعني قانون جزاي اسلام اجرا نشود»- كتاب حكومت اسلامي (ولايت فقيه) حضرت امام (ره) ص .29
همانگونه كه ملاحظه مي شود، نظر آيت الله صانعي؛
اولا؛ نه فقط مخالف نظر حضرت امام(ره) بلكه در تضاد آشكار با نظر آن بزرگوار است، بنابراين آيت الله صانعي و برخي از كساني كه ايشان را مورد سوءاستفاده سياسي قرار داده اند نمي توانند ادعا كنند كه آنچه او گفته است برخاسته از نظر امام راحل (ره) است!
ثانيا؛ نظر آيت الله صانعي با مباني اوليه و اصول بديهي عقل و منطق نيز منافات دارد. زيرا مطابق نظر ايشان، دين مقدس اسلام - نستجير بالله- تاريخ مصرف محدودي دارد و بعد از رحلت رسول خدا(ص) و حداكثر دويست سال بعد از رحلت ايشان-يعني آغاز غيبت كبري- بايد بخشي از آن را كنار گذاشت و براي اداره امور به نسخه هاي ديگري مراجعه كرد!
مطابق اين ديدگاه، خداوند تبارك و تعالي براي مدتي - آغاز غيبت تا ظهور حضرت صاحب سلام الله عليه- نبوت را تعطيل فرموده است! و اين با مباني عقلي ناسازگار است. چرا كه «نبوت عامه» يعني ضرورت ارسال پيامبران الهي و ادامه راه آنان با حضور امامان معصوم(ع)، يك اصل و آموزه عقلايي است و اين اصل عقلايي بدون مراجعه به آيات و روايات و صرفنظر از آن كه پيامبران و ائمه چه كساني باشند- نبوت خاصه- نيز قابل اثبات است. بديهي است كه جناب آقاي صانعي اصل «نبوت» را -نستجيربالله- انكار نمي فرمايند بنابراين چرا نظريه اي مي دهند كه با اين اصل عقلي در تناقض است؟!
ثالثاً؛ ديدگاه حضرت آيت الله صانعي با مباني شناخته شده و بديهي اسلام نيز منافات دارد. چرا كه آيات شريفه قرآن كريم و احاديث فراوان و غيرقابل ترديدي كه از رسول خدا(ص) و ائمه اطهار عليهم السلام رسيده و جناب صانعي به يقين از آن اطلاع وافر و كافي دارند نشان مي دهد كه پيامبراعظم(ص) خاتم پيامبران و دين اسلام، آخرين دين خدا و براي هميشه تاريخ لازم الاتباع است.
ولي نظر اعلام شده آيت الله صانعي بي آن كه خود متوجه باشند اين توهم را پديد مي آورد كه ايشان- خداي نخواسته- پيروي از قوانين اسلام و يا دستكم، بسياري از قوانين حيات آفرين آن را، هميشگي نمي دانند! چرا كه معتقدند اجراي حدود منحصر به زمان حضرت امام معصوم عليه السلام است و در غيبت آن بزرگوار مي توان اجراي اين حدود الهي را ناديده گرفت!
در اين زمينه به فراز ديگري از نظر مبارك حضرت امام (ره) توجه فرمائيد؛ اين نظر به قول امام راحل (ره) يك قضيه بديهي است كه «تصور» آن باعث «تصديق» است؛ حضرت امام (ره) در پاسخ به نظراتي شبيه نظر آيت الله صانعي مي فرمايند؛
«براي روشني مطلب اين سؤال را مطرح مي كنم: از غيبت صغري تاكنون كه هزار و چند صد سال مي گذرد و ممكن است صدهزار سال ديگر بگذرد و مصلحت اقتضاء نكند كه حضرت تشريف بياورند، در طول اين مدت مديد، احكام اسلام بايد زمين بماند و اجرا نشود؟»
آقاي صانعي ظاهراً براي رفع برخي از شبهات در نظر خود تاكيد كرده است كه منظورش منسوخ شدن حدود نيست و عجيب آن كه حضرت امام (ره) در همين زمينه و با اشاره به همين ديدگاه مي فرمايند؛
«اعتقاد به چنين مطالبي يا اظهار آنها، بدتر از اعتقاد و اظهار منسوخ شدن اسلام است».
4- متاسفانه آيت الله صانعي در مهرماه سال گذشته نيز در ديدار با اعضاي سازمان مجاهدين انقلاب، دست به تحريف نظر مبارك حضرت امام (ره) زده و با افزودن جمله اي به كلام امام راحل (ره)، نظر آن بزرگوار را به نفع همين ديدگاه- كه شرح آن گذشت- مصادره كرده بود كه نگارنده طي يادداشتي با چاپ متن نظر امام (ره) از صحيفه امام و متن اظهارات آقاي صانعي از سايت شخصي ايشان به اين تحريف اشاره كرده بود و البته مدعيان اصلاحات به جاي پاسخگويي و دستكم پوزش خواستن از ساحت مقدس حضرت امام (ره) و عذرخواهي از مردم، به هياهو و دشنام روي آوردند.
چند هفته قبل نيز، مدعيان اصلاحات و يك سايت اينترنتي با ساختن يك داستان جعلي و نسبت دادن آن به حضرت امام (ره) تلاش كردند نظرات حضرت آيت الله مصباح يزدي كه يكي از دانشمندان مدافع مباني اسلام و انقلاب و مخصوصاً مدافع سرسخت نظرات حكومتي حضرت امام (ره) است- دقت شود كه باز هم پاي مقابله با نظر امام درباره حكومت اسلامي در ميان بود- را مخدوش كنند كه اين بار نيز در مقابل يادداشت مستند كيهان به طفره رفتن روي آوردند و... روز جمعه گذشته جناب آقاي سيدمحمد خاتمي رئيس جمهور سابق كشورمان در جمع دانشجويان عضو انجمن اسلامي دانشگاه گيلان با حرارت از خطر تحريف نظرات امام (ره) سخن گفتند و نه فقط به تحريف هاي عجيب و غريب هم حزبي هاي خود اشاره اي نكردند، بلكه به گونه اي سخن گفتند كه اظهارات آنچناني ايشان در سفر به آمريكا را به خاطر مي آورد.
اظهاراتي كه آشكارا با نظرات صريح حضرت امام (ره) در تناقض بود... آيا همه اين تحريف ها كه مستقيم و غيرمستقيم نظرات حكومتي حضرت امام (ره) را نشانه رفته اند، تصادفي است؟!... انشاءالله كه تصادفي باشد!!
چنانكه مي بينيد هنوز هم معماي ماهيت دين و متوليان حقيقي آن و رابطه آنان با مردم و حكومت (خصوصا جمهوري اسلامي) مسائل مهم و چالش برانگيزي در جامعه ماست و موافق و مخالف به كرات در باره ي آن بحث مي كنند و در باره آنها اختلافات عميقي وجود دارد.
براي نگارنده اين سطور نيز اگر چه مسئله قمه زني في نفسه مهم است و باصطلاح موضوعيت دارد ؛ اما آنچه اهميت موضوع را بسيار بيشتر مي كند اين است كه اين يكي از مهمترين نقطه هاي حساس و بزنگاههايي است كه مي تواند مباني و ديدگاهها را نسبت به مسائل كلي روشن كند :
· به راستي چه كساني را مي توان فقيه ناميد و از بين آنان چه كساني شايستگي مقام مرجعيت شيعه را دارند؟
· وظيفه افراد جامعه از رجال و بزرگان گرفته تا عوام نسبت به اين گروه كه متوليان حقيقي دين هستند چيست؟
· و در اين حيطه حقوق و مسئوليت هاي متقابل كدام و چگونه است؟
· جمهوري اسلامي از نظر شكلي چه نوع حكومتي است؟ و نسبت آن با دين چيست؟
· و رابطه و حقوق و وظايف متقابل فقها و مراجع عظام با اين حكومت چيست و چگونه است؟
· و ...
· و بالاخره در جامعه كنوني و حكومت فعلي چگونه و تا چه مقدار اين حدود و مرزها رعايت مي شود؟
پس در واقع آنچه بايد نخست بدان پرداخته شود اين مسائل و زيرساخت هاي فكري آنهاست و اگر واقعا به دنبال سعادت اخروي و تعالي دنيوي براي خود و ديگران هستيم بايد چارچوبه هاي محكمي براي انديشه هايمان فراهم آوريم كه با وزش هر نسيم يا تندبادي متزلزل نشده و فارغ از اين كه اين گويندگان و نويسندگان كيستند و به دنبال چه مقاصدي هستند به ارزش واقعي كلام آنان پي ببريم.
انشاءالله


