تبليغاتX
1شيعه براي اولين بار منتشر مي كند :


 سلام عليكم .

...

حاج آقا : ببينيد يك وقت است شخصي خودش دنبال شبهه مي گردد ، براي او شرع تكليف را معين كرده كه حرام است به سخنان گمراه كننده گوش دهد و يا اينكه كتابهاي ضاله را حتي نگهداري كند اما سخن ما اين است كه حتي در راديو و تلويزيون و كتب و روزنامه هاي اسلامي لابلاي مطالب و به صورتهاي بسيار ظريف شبهات را به خورد مردم ندهند.

1شيعه : يعني مردم حداقل بطور ناخواسته و ندانسته در معرض شبهات قرار نگيرند.

 حميد : تازه ممكن است بعضي ها شبهات را بطور اتفاقي گوش بدهند ولي كاري برايشان پيش بيايد و فرصت نكنند جوابشان را بشنوند.

1شيعه : ولي حاج آقا اينها كه شما اشاره كرديد كه نظر افراد ناآگاه نيست ، همانطور كه قبلا گفتم بعضي از اينها مجتهد هستند و خودتان مي دانيد مجتهد بايد به نظر خودش عمل كند و بر او حرام است كه از نظر ديگران تقليد كند!

حاج آقا : بله ، اتفاقا فرمايش مرحوم علامه هم ناظر به همين افراد به اصطلاح كارشناس هست نه افراد مبتدي و غيرمتخصص. چون آنها كه خود به خود خارج از بحثند و اظهار نظرشان در مسائل شرعي از گناهان كبيره است.

حميد : اينطور كه شما مي گوييد فقط علي مي ماند و حوضش!

1شيعه : به نظرم اشكال ايشان خيلي بيراه نيست! پس اين همه طلبه كه حوزه تربيت كرده و از جمله خود ما به چه درد مي خوريم؟

حاج آقا : چرا دقت نمي كنيد؟ من عرض كردم امثال ما حق نداريم از خودمان نظر بدهيم نه اينكه حق نداريم حرف بزنيم!

1شيعه : ولي خيلي از طلاب و منبري ها الان در كنار مطالبي كه ارائه مي دهند از خودشان هم نظر مي دهند ...

حاج آقا : خيلي بيجا مي كنند كه از خودشان نظر مي دهند! مگر اين منبر كه در اختيارشان قرار گرفته ارث پدرشان است كه از خودشان نظر بدهند؟ طلبه حتي اگر 50سال هم در حوزه تحصيل كند تا از طرف علماي سلف اجازه نداشته باشد كارشناس (مجتهد) محسوب نمي شود و تنها حق تبليغ نظر بزرگان را دارد آن هم با كمال دقت كه مبادا ذره اي كم و زياد شود. آن بزرگان هم كساني هستند كه از بزرگان نسل قبل از خودشان اجازه داشته باشند و همينطور نسل به نسل تا به زمان معصومين برسد و كساني كه مورد تاييد آنها بوده اند.

1شيعه : خوب اينها را هم كه فرموديد حق ندارند!

حميد : اينطور كه شما گفتيد موضوع به شكل كلاف سردرگمي درمي آيد!

حاج آقا : ببينيد مطلب دقيق هست ولي پيچيده نيست. اگر موضوعي به نظرمان عجيب مي آيد نبايد آن را انكار كنيم بلكه دقت كنيم شايد ما اشتباه كرده باشيم و آن راه درست باشد.

1شيعه : بفرماييد كل قضيه چيست؟

حاج آقا : عرض كردم كه سه دسته هستند : اول آنهايي كه هيچ تحصيل و تلمذي در حوزه نداشته اند و اطلاعاتشان فقط در حد مطالبيست كه به طور پراكنده شنيده يا خوانده اند. اينها حتي حق سخنراني و تبليغ و پاسخگويي مسائل را هم ندارند و فقط به عنوان يك فرد از جامعه مسلمين در مواردي كه اطلاع دارند حق امر به معروف و نهي از منكر زباني و ارجاع به اهل علم را دارند.

حميد : حاج آقا همان را هم گاهي خراب مي كنند ، امام جماعت مسجد دانشگاهمان تعريف مي كرد كه سالها قبل عده اي از رفقايشان كه روحاني نبودند به يكي از كشورهاي خارجي رفته بودند و اتفاقا آنجا نزديك يكي از مساجد اهل تسنن خانه گرفته بودند و نمازهايشان را بيشتر در منزل مي خواندند و گاهي هم كه به منطقه شيعه نشين مي رفتند در مسجد آنجا به جماعت حاضر مي شدند. اما يكي از اينها به همين مسجد اهل تسنن كه نزديك بود مي رفت و به آنها اقتدا مي كرد و به ديگران هم نصيحت مي كرد كه همين كار را بكنند!

1شيعه : مگر در رساله مراجع تقليد نخوانده بود كه در جاهايي كه تقيه نيست نمي شود به غير شيعه دوازده امامي اقتدا كرد؟

حميد : چرا اتفاقا همين را هم بقيه به او گفته بودند و او جواب داده بود كه از دفتر آقاي .... استفتاء كردم و ايشان فتوي داده اند كه بايد به مسجد اهل تسنن برويد...

حاج آقا : ولي نظر ايشان را من ديده ام اينطوري نيست.

حميد : بله آنها هم قبول نكردند و گفتند ما بايد خودمان اين استفتاء را ببينيم و بالاخره او هم كاغذ را آورده بود كه ببينند...

1شيعه : دستخط خودشان بود؟

حميد : بله ولي آنطور كه او فكر مي كرد نبود. باورتان نمي شود مي دانيد چه اشتباهي كرده بود؟

1شيعه : نه ، چه اشتباهي؟

حميد : توي نامه اش بعد از توضيحات نوشته بود كه لطفا وظيفه ما را بيان كنيد :

آيا به مسجد آنها برويم؟

يا در منزل نماز خودمان را بخوانيم؟

و در جوابش نوشته بودند : مورد سوال از موارد تقيه نيست و بايد به وظيفه اولي عمل شود.

1شيعه : خوب اين كه نوشته كه به مسجد اهل تسنن نروند

حميد : ولي او خيال كرده بود كه وظيفه اولي يعني آن چيزي كه او خودش در خط اول نامه اش نوشته بوده!

1شيعه : همين كه نوشته بود به مسجد آنها برويم؟

حاج آقا : بله! ماجراي جالبي بود ، وظيفه اوليه را كه يك اصطلاح فقهي است بلد نبوده و به اشتباه افتاده ؛ مي بينيد انسان چقدر از دخالت ناآگاهانه ضرر مي كند و به ديگران هم ممكن است زيان برساند؟

1شيعه : حالا تازه امر به معروف هم مي كرده! نگو كه نمازهاي خودش هم باطل بوده و بايد قضا كند.

حميد : منظور من هم همين بود كه اينطور افراد حتي امر به معروف هم نبايد بكنند!

حاج آقا : خوب عرض كرده بودم كه در مواردي حق دارند كه اطلاع كامل داشته باشند. مسائل شرعي عادي را مثل حجاب خانمها و اينكه دروغ نگوييم غيبت نكنيم و ... خيلي از مردم بلدند و در همين حدش بايد امر به معروف و نهي از منكر بكنند وگرنه همين مي شود كه مي بينيم در شهرهاي مذهبي هم كه قبل از انقلاب محيطش با مراقبت خود مردم سالم مانده بود ، امروزه مظاهر فساد و گناه بطور علني خودنمايي مي كند...

1شيعه : بقيه آن دسته بندي را بفرماييد

حاج آقا : و اما دسته دوم آنهايي كه تحصيلات حوزوي كافي دارند و مسائل و اصطلاحات فقهي و علمي را مي فهمند ولي خودشان اجازه اجتهاد از علماي اجازه دار قبلي ندارند ، اينها با شرايطي حق تبليغ نظرات معتبر را دارند.

1شيعه : شرايطش چيست؟

حاج آقا : مثلا اينكه تقوي و عدالت را رعايت كنند و با دقت و تحقيق كامل مطالب را بيان كنند مواظب باشند كه اشتباه  نكنند و اگر اشتباهي كردند تا حد امكان آن را رفع كنند.

1شيعه : ولي در خيلي جاها نظرات علما تفاوت دارد. نظر كدامشان را بگويند؟

حاج آقا : نكته كليدي مرحوم علامه جعفري هم همين جاست. ما سه نوع نظر داريم : يكي نظر اعلم دوم نظر مشهور و سوم نظر كساني كه بر اساس اجتهاد خودشان به مطلبي غير از اين دو رسيده اند. هم خود علما و هم مبلغان بايد از طرح عمومي نظرات مخالف مشهور خودداري كنند.

1شيعه : ولي به نظر مي رسد بايد نظر اعلم بر دوتاي ديگر ارجحيت داشته باشد.

حاج آقا : خوب اگر از بالا به مسئله نگاه كنيد مطلب حل مي شود ...

حميد : حاج آقا اتفاقا مي خواستم بگويم به بالاي كوه رسيديم! شما هم خسته شديد ، بچه ها دارند فرشها را پهن مي كنند تا شما استراحتي بكنيد بساط چاي و صبحانه را هم آماده مي كنيم بعد از صبحانه كاملا ديدگاه خودتان را توضيح بدهيد

حاج آقا : ديدگاه خود من نه! ديدگاهي كه از  بزرگان و كارشناسان آموخته و نقل مي كنم.

 

دوستان عزيز! اين قسمت از بحث در همين جا خاتمه يافت در حالي كه انبوهي از سوالات جديد ذهن ما را مشغول كرده بود و ما كه مي دانستيم حاج آقا شب گذشته فقط سه چهار ساعت استراحت كرده اند هرچه كرديم نتوانستيم ايشان را وادار به استراحت كنيم و همراه با ما در كارها كمك كردند و جاي همه دوستان خالي صبحانه در هواي لطيف و بهاري كوهستان حسابي چسبيد.

تا قسمت بعدي بحث همه شما را به خدا مي سپارم. 

+ نوشته شده در سه شنبه دهم اردیبهشت 1387ساعت توسط 1 شيعه |