تبليغاتX
1شيعه براي اولين بار منتشر مي كند :


پاسخي به نويسنده وبلاگ قمي ها (با اجازه برادر بزرگوار جناب عبدالحسين)

نوشته جديد شما را با دقت مطالعه كردم و چون شما از همان ابتدا تصريح كرده ايد كه جوابي به مطالبي كه بعد از اين نوشته شود نخواهيد داد نمي خواستم وقت شما را بگيرم (و قبلا هم گفته بودم اين عبارت را كه علاوه بر شما برادرمان عبدالحسين هم به كار برده اند قبول ندارم مگر در شرايط مراء قرار بگيريم) اما پس از تأمل در مطالب شما و كامنتهاي برادر بزرگوارمان عبدالحسين در پست قبلي شما ، احساس تكليف كردم كه تذكراتي بدهم و اگر مواردي تكراري هم بشود اشكال ندارد چون گفتم در حد تذكر ويادآوريست (ضمنا قبلا تذكر مشابهي در جواب فرمايشات جناب عبدالحسين داده ام كه اينجا تكرار نمي كنم):

به نظر من اشكال عمده شما در بخش اخلاق است (جدا از اينكه در برخي موارد ديگر نيز به نحو غلط رايج در جامعه و رسانه ها عمل مي كنيد) و اين منشاء بسياري از اشكالات ديگر مي شود. البته بحمدلله اخلاق شما در مقايسه با خيلي از كساني كه همعقيده با شمايند بهتر است اما برخي موارد وجود دارد كه ممكن است حداقل به سلامتي تحقيق لطمه بزند و خداي ناكرده دچار خسران معنوي شويد :

1. شما تا كنون  به بنده و ديگران درس اخلاق داده و مي دهيد و من هم مواردي را قبول دارم اما تا كنون عملا احتمال اشتباه را در باره خود منتفي دانسته ايد و مي توانستيد حداقل برخي از مواردي را كه در طول اين مدت به آن پي برده ايد براي ما اعلام كنيد تا سفارشهاي اخلاقيتان عملي شوند اما كاش فقط همين مقدار بود افسوس كه گاهي در ضمن عبارتهايتان چيزهايي مطرح مي شود كه بجاي جذب مخالفان ، موافقان را هم دفع مي كنيد! مثلا در همين پست از همان ابتدايش (انشاءالله ناخواسته) من را به نفاق متهم كرده ايد: {... بالاخره کسی پیدا شد که آنچه در درون دارد را بیرون ریخته و بدون دست یازیدن به مسائل مختلفی از قبیل طرفداری از نظام و ... خیلی واضح و روشن صحبت کرده اند} !!!

2. شما در اين پست آخر كه مي توانستيد خط بطلان بر تمام اشتباهات گذشته بكشيد ؛ مطالبي نوشتيد كه اكثرا :

o   حداقل براي امثال بنده و عبدالحسين تكراري و كهنه شده است و ماههاست در بسياري از سايتها و وبلاگهاي متفرقه ثبت شده و مي توانستيد حدس بزنيد كه اين كشفيات شما را ما قبلا كشف و بررسي كرده باشيم.

o   هيچ مبناي علمي ندارند (بگذاريد يك بار هم كه شده اين علمي را معنا كنم كه شما فكر نكنيد چون مخالف من حرف زده ايد قصد تحقير شما را دارم: برادر عزيز وقتي ما بحث فلسفي مي كنيم بايد دلايلمان فلسفي باشد و وقتي بحث فقهي باشد دلايل فقهي مي طلبد. آنچه شما قلمفرسايي كرده و يا از جاهاي ديگر برايمان سوغات آورديد علاوه بر اينكه در فقه جايي ندارد از نظر سياسي و اجتماعي هم بنا به فرمايش خود امام و مقام  معظم رهبري دليل بر حقانيت ماست! و براي شما ازاين نمد كلاهي درنمي آيد!! زيرا هر دوشان فرموده اند كه يكي از علائم درستي كارها ناراحتي و حمله دشمن است. آن روز كه دشمن از شما تعريف كرد در صحت كارتان شك كنيد! عليهذا حملات دشمن به شيعه با استناد به قمه زدن مي تواند مويد درستي و تاثير كوبنده اين عمل باشد كه دشمن را وادار به واكنش كرده است! (ان اوهن البيوت لبيت العنكبوت!)

o   برادر عزيز بنده اينقدر از اين سايتها و منبرها و كتابها و ... در اين سالها ديده ام كه حنايشان برايم رنگي ندارد اما به عنوان يك نمونه مراجعه كنيد به سايت وهابي الدفاع عن اهل السنة و ببينيد چقدر از همين بوسيدن ضريح حضرت معصومه و معصومين سلام الله عليهم اجمعين عكس گذاشته اند و در كنار آن هم تا توانسته اند ما را متهم به شرك و كفر و ... كرده اند! اما چون اين موضوع براي من و شما جا افتاده و عادي شده مسئله اي نيست و كاري هم به سوء استفاده دشمن نداريم اما آن سني كه سالها در مغزش كرده اند وقتي اين عكسها با آن نوشته ها را مي بيند در ذهنش نعوذبالله بت پرستي جاهليت تداعي مي شود. حال شما و اساتيدتان بفرماييد چه كنيم؟ ضريح را نبوسيم؟ دوربينها را بشكنيم؟ سايتها را فيلتر كنيم؟ ... نه عزيز من به خدا اسلام نه ناقص است و نه بي صاحب! براي هر كاري راه و روش و افراد مجري آن راه و روشها را تعيين كرده است (اما من كان من الفقهاء ... فللعوام ان يقلدوه) كه متاسفانه امروز قسمت آخرش فراموش شده!

3. وقتي در مقام پاسخگويي برمي آييد معمولا از ميان همه نوشته هاي موجود به سراغ نقاطي مي رويد كه به خيال شما ضعف دارند و حملات خود را چنان در آن نقاط توسعه مي دهيد كه گويي سخن ديگري نبوده است! اما در موقع جواب خواستن كاملا اهل نقد علمي و منصف مي شويد : {... استدعا دارم همانگونه که حقیر به بند بند مقاله ی ایشان پرداختم، ایشان نیز اگر قصد جواب دارند به همین شیوه عمل کرده و از کلی گویی و پریدن به شاخه های دیگر بپرهیزند.} !! هر خواننده اي كه اين مقاله اخيرتان را با نوشته هاي بنده و عبدالحسين مقايسه كند جواب نگفتن شما را در اين موارد حمل بر عجز از جواب خواهد كرد:

أ‌)       اثبات استحباب قمه زني از ديدگاه آيت الله العظمي بهجت

ب‌)   رد ادعاي عدم تعارض خبر اول با بيانات اربعين آقاي وحيد

ت‌)   استفاده علمي از بيانات اربعين آقاي وحيد در دفاع از قمه زني

ث‌) قضيه ناموجه بودن جلوگيري انتظامي از قمه زني درايران با استدلال به تبليغات برعليه شيعه با وجود آنكه در كشورهاي ديگر همچنان قمه زني عمل مي شود. (كه من هم با مباني خودم معتقدم غلط است ولي فعلا موضوع مسابقه ماست!)

ج‌)    قضيه وحدت با سني ها و بي مهري و برخورد با مقلدين و مراجعي كه حكومتي نيستند.

ح‌)    و چند قضيه ديگر كه عبور هوشمندانه! شما از كنار همه آنها بعيد است تصادفي باشد!!

در حالي كه شما مي توانستيد در اين موارد اعتراف به اشتباه كنيد يا به جاي آن همه كار تكراري لااقل از خودتان هم مايه گذاشته و ما را هم از اشتباه بيرون آوريد

4. شما ازبنده جواب خواسته بوديد ولي الان با جواب به جناب عبدالحسين كار را خاتمه يافته تلقي كرده ايد! ظاهرا در قسمتهايي كه بنده تا كنون جواب داده ام نتوانستيد خلاف ادبي پيدا كنيد كه با تمسك به آن از جواب علمي بي نياز شويد! (چنانكه در مورد ايشان عمل شده). اما سكوت شما اشكال ندارد و بهتر هم هست (ذلك اقرب للتقوي) قبلا هم گفتم امثال سخن هاي شما براي اين انقلاب و رهبري آن اگر دفاعي حق به جانب هم به نظر برسد براي آنان جز تضعيف دنيوي و براي خود شما جز وزر و وبال اخروي چيزي نخواهد افزود و مطمئن باشيد اگر احتمال اينكه من روزي امثال عبدالحسين را به اين نظام خوشبين و اميدوار كنم ضعيف باشد با رويه اي كه شما داريد اين احتمال زيرصفر است. (زيرصفر گفتم چون دفاع شما به استحكام نظرشان كمك مي كند!)

 

توجه : دوستاني كه علاقه مند هستند مطالعه بيشتري دراين مورد داشته باشند مطلب اين دوست عزيز و نظرات الحاقي آن نيز مطالب مفيدي دارد :

http://talangor110.blogfa.com/post-1.aspx

+ نوشته شده در چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387ساعت توسط 1 شيعه |