بسم الله الرحمن الرحيم و به نستعين
...
حاج آقا : بله ، ببينيد از آخر شروع كنم ، اختلاف ما با اهل تسنن كه منشاء اصليش در جانشيني پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم است يك موضوع جزئي يا سليقه اي نيست كه ما يا آنها بتوانيم از آن بگذريم. بالاخره نمي شود هر دوي اين گزاره ها درست باشند يا پيامبر براي خودشان جانشين تعيين كردند يا نكردند! آيا مي توان گفت هم تعيين كردند و هم نكردند؟!
حميد : بعضي ها مي گويند اينها هرچه بوده مربوط به اول اسلام بوده و در عصر ما چه فرق مي كند كه كدام درست بوده است؟!
1شيعه : خوب حالا تازه رسيديم به اصل مطلب! بايد ديد اينهايي كه اين حرفها را مي زنند چه مقصودي را دنبال مي كنند؟! ببخشيد بحثتان را قطع كردم!
حاج آقا : البته موافقم كه طرح اين همه شبهات رنگارنگ در يك محدوده زماني و مكاني معين بعيد است اتفاقي باشد ولي آن حرف ديگريست ، ما قبلا گفتيم كه افراد غيرمتخصص بايد خودشان را حفظ كنند و در معاشرتها احتياط كنند و همينطور معتقديم دولت اسلامي در حد لزوم بايد به تبليغات مذهبي سر و سامان بدهد ؛ اما همه اين حرفها مال وقتي بود كه ذهن مردم درگير با شبهه نشده بود تا وقتي بيمار نشديم بايد بهداشت را رعايت كنيم و از محيطهاي ناسالم دوري كنيم ولي وقتي مبتلا شديم معالجه هم لازم خواهد شد. شما خودتان در اين مورد چه فكر مي كنيد؟
حميد : پاسخ خيلي روشني نداريم ولي مطمئن هستيم اين حرفشان غلط است!
1شيعه : از كجا مطمئن شديد؟!
حميد : قلبمان گواهي مي دهد!
1شيعه : حاج آقا به نظر شما اين اعتقاد قابل قبول است؟
حاج آقا : در اولين مسائل رساله ها معمولا اختلافي در بين فقها هم هست كه برخي از آنها براي اصول اعتقادي يقين را كافي مي دانند ولي بعضي هم معتقدند اين يقين حتما بايد بر مبناي دليل باشد. اصولا وقتي راجع به حقايق صحبت مي كنيم برخي مطالب براي عده اي حالت شهودي پيدا مي كند كه در اين صورت ديگر براي چنين شخصي داشتن دليل لازم نيست.
حميد : شهود چيست؟
حاج آقا : مثلا اگر شما به چشم خودتان ببينيد كه كسي مرتكب قتل شد اين فرق مي كند با ديگران كه خودشان نديده اند ولي بر اساس دلايلي به هويت قاتل پي مي برند. براي شما اگر مشاهده تان كامل و دقيق باشد و موقع مشاهده در حال سلامت عقلي باشيد دانستن قاتل ديگر دليل لازم ندارد.
حميد : شاعر هم گفته : آفتاب آمد دليل آفتاب!
حاج آقا : احسنت! در اين صورت براي شما نه دلايل مثبت فايده دارد و نه دلايل منفي ضرري دارد...
حميد : يعني چه؟
1شيعه : با اجازه! يعني شما در اين حالت و در اين مسئله از ماهرترين كارآگاهان دنيا هم جلوتر هستيد. آنها با استفاده از اثر انگشت و گواهي افراد و خيلي مدارك ديگر و حتي بالاتر از همه اعتراف خود قاتل ، ممكن است به نتايج صحيحي برسند اما شما بدون همه اينها از اول نسبت به موضوع يقين داشته ايد و حتي اگر آنان مداركي برخلاف يقين شما پيدا كنند ممكن است آنها را دچار ترديد كند ولي براي شما قطعا هيچ تفاوتي نمي كند.
حميد : چگونه ممكن است مدارك برخلاف واقع پيدا شود؟
1شيعه : مثلا گاهي اتفاق افتاده كسي كه قاتل نبوده به عللي به دروغ ، قتل را به خود نسبت داده و به اصطلاح اعتراف كند.
حاج آقا : آفرين! در چنين شرايطي حتي زبده ترين كارآگاهان هم ممكن است براي مدتي ولو كوتاه به اشتباه بروند ولي شما در چنين شرايطي هم به اشتباه نخواهيد افتاد...
يكي از همراهان : حاج آقا اگر ممكن است اول صبحي حرف از زندگي بزنيد! از مرگ و قتل و اينها بيرون بياييد!
1شيعه : شما هم كه مثل بعضي ها ژست سياسي مي گيريد! اينها فقط مثال است.
حاج آقا : نه ، اين جوانان پاك را به فرصت طلبان سياسي تشبيه نكنيد. بعضي ها حاضرند براي دست و پا كردن چند تا طرفدار بيشتر حتي اصول مسلم اسلامي را هم زير سوال ببرند. اما اين عزيزان درست مي گويند شايد اين مثال براي منظور ما هم چندان مناسب نبود اما حقيقتش موضوعي كه بتواند بهتر مطلب را برساند به ذهنم نرسيد ...
يكي از همراهان : حاج آقا اگر قرار بود اين قتل و غارت ها مطلبي را برساند اين همه صحنه هاي وحشتناك و خونين كه تلويزيون مرتبا نشان مي دهد ما را به جايي مي رساند. ما به دامن طبيعت مي آييم كه روحمان تازه شود!
حميد : يعني نسبت به درد و رنج هاي همنوعان و هم كيشانمان بي تفاوت بشويم؟!
حاج آقا : نه ايشان هم قطعا چنين منظوري نداشتند ؛ اما اين نكته اي هم كه اشاره كردند مهم بود. در خيلي از كشورها قبل از نشان دادن صحنه هاي وحشتناك آن هم اگر لازم باشد نشان بدهند هشدار مي دهند كه كودكان و كساني كه ناراحتي قلبي دارند و ديگران نگاه نكنند اما در سيماي ما در اين قبيل موضوعات علاوه بر عدم رعايت اينها گاهي افراط هم مي شود.
حميد : حاج آقا ما معمولا وقت غذا اخبار را هم تماشا مي كنيم. خدا شاهد است تا به حال چند بار نزديك بوده سر سفره حالمان به هم بخورد.
1شيعه : براي همين مكروه است كه انسان در حال غذا خوردن به كار ديگري مشغول باشد.
حميد : نشان دادن بدن هاي تكه تكه شده و خون هاي ريخته شده مكروه نيست؟!
1شيعه : من كه كار آنها را تاييد نكردم! اتفاقا آنجا هم اسلام دستورات جامعي دارد. حتي وقتي مي خواهيد حيواني را ذبح كنيد ، نبايد طوري باشد كه حيوان ديگري آن صحنه را ببيند يا حتي آن را احساس كند ...
حاج آقا : خواهش مي كنم در نقل احكام ديني دقت و احتياط كنيد.
1شيعه : اشتباه كردم؟
حاج آقا : عرض كردم دقت كنيد در نقل هايتان حدود رعايت شوند و مثلا مكروه با حرام اشتباه نشود. البته از اين كه كمك مي كنيد تا بنده هم در اين سربالايي ها بتوانم نفسي تازه كنم ممنون هستم.
حميد : خودم هم قبلا چيزهايي در اين مورد شنيده بودم مثلا اينكه مكروه است كسي شغلش را قصابي قرار بدهد ، چون ديدن زياد خون و كشتن و دست و پا زدن براي انسان عادي مي شود و انسان را سنگدل مي كند.
1شيعه : حتي مكروه است انسان ، حيواني را كه خودش پرورش داده خودش ذبح كند.
يكي از همراهان : خوب همين است كه حاج آقا گفتند اسلام همه اش رحمت و عطوفت است پس اگر مي شود حالا كه همه همعقيده هستيم از بحث كشتن و دست و پا زدن و اينها دور شويم ...
حميد : اما يك لحظه صبر كنيد ، همين جا يك مطلب ديگر هم هست!
حاج آقا : بفرماييد ولي به شرط آنكه ديگر به ما ايراد نگيرند چون خودتان ادامه مي دهيد!
حميد : فكر كنم هميشه هم اينطور كه ما خيال مي كنيم نيست ...
1شيعه : چطور نيست؟
حميد : اينكه همه جا و هميشه از خون و اينها بدمان بيايد!!
يكي از همراهان : حمــــــــــيد!؟
حاج آقا : بگذاريد حرفش را بزند. مرد كه نبايد اينقدر نازك نارنجي باشد! اگر طاقت نداريد قدري جلوتر از ما حركت كنيد.
همراهان : نه حاج آقا ناراحت نشويد ما يك ساله منتظريم شما بياييد حالا جدا بشويم؟!
حميد : منظورم اين بود كه مثلا اگر كسي دچار بيماري شود كه نياز به جراحي داشته باشد از بريدن و خون آمدن خودمان يا عزيزانمان نه تنها ناراحت نمي شويم بلكه لحظه شماري مي كنيم كه هر چه زودتر پزشك بدنمان را بشكافد! پس اينطور هم نيست كه همه كس و همه جا از چاقو و خون بدش بيايد!
1شيعه : خوب اين را همه مي دانند كه چاقو زدن جراح با چاقو زدن لات محله فرق دارد!!
حاج آقا : نه مطالب را مخلوط نكنيد! آنجا هم در واقع فطرت انسان اگر سالم باشد از خون و جراحت خوشش نمي آيد بلكه بنا بر مصالحي كه دارد آن را تحمل و حتي آرزو مي كند.
1شيعه : حاج آقا مسئلة!
حاج آقا : شما هم بفرماييد
1شيعه : حالا كه حرف به اينجا رسيد يك مطلب هست كه مدتيست در جامعه مطرح شده و ما نفهميديم حق با كيه؟
حميد : اگر مربوط به همين بحث هست بفرمايين
1شيعه : دقيقا مربوط به همين جاست. در مورد قضيه قمه زني دقيقا عمده استدلال مخالفين همين است كه اينها را در خارج فيلمش را نشان مي دهند و مردم از شيعه و شايد حتي از اسلام متنفر مي شوند.
حميد : اين كه دليل نمي شود!
1شيعه : يعني چه؟
حميد : آخر فقط در مملكت ما كه نيست ؛ اولا در خود ايرانش همه گوش نمي دهند و با زور پليس و برخوردهاي انتظامي هم كاملا نشد كنترل كنند و دوما خيلي از اينها كه قمه مي زنند در كربلا و پاكستان و هندوستان و شهرها و كشورهاي ديگر هستند كه اصلا حرفهاي ما را گوش نمي دهند و اگر قرار است فيلم ضرري برساند فيلم آنها به قدر كافي پخش مي شود و جلوگيري كردن ما از اين جهت فايده اي ندارد!
حاج آقا : ولي اين استدلال شما درست نيست!
1شيعه : عجب! حاج آقا نكند شما هم مخالف قمه زني هستيد؟!
حاج آقا : كي گفتم مخالفم؟! ولي انسان نبايد براي يك مطلب صحيح به دلايل نادرست استناد كند...
حميد : كجاي حرف من نادرست بود؟!
1شيعه : به نظر من هم حرف ايشان خيلي منطقي بود!
يكي از همراهان : اصلا آخر منطق بود! بگذاريد حاج آقا حرفشان را بزنند ديگر!!
دوستان عزيز! با عرض معذرت از اينكه به دليل طولاني شدن مجبورم بحث را در نقطه حساسي قطع كنم. اما راستي شما چه فكر مي كنيد؟! من كه تا آن موقع اصلا فكر نمي كردم استدلال حميد كوچكترين اشكالي داشته باشد! به نظر شما حاج آقا چه اشكالي در حرف حميد ديده بودند؟
تا قسمت بعدي شما را به خدا مي سپارم. التماس دعا


