بازديدكنندگان گرامي قبل از مطالعه ادامه بحث به تذكرات زير توجه فرماييد:
الف) نمي توان در رسيدن به پاسخ همه موضوعات مطرح شده عجله كرد چون برخي از موضوعات ذاتا مفصل و داراي ريشه ها و حواشي متعددند و لذا بايد قبلا مقدمات لازم انجام شوند.
ب) از صاحبان همه نظرات ارائه شده در بخشهای قبلي متشكرم و انصافا براي من هم مطالب آموزنده اي داشت و گرچه با همه آنچه نوشته بوديد موافق نيستم (دلايل آن از نظر من در بخشهاي بعدي خواهد آمد) اما از اينكه با مطالب ارزشمندتان اين صفحه را مزين نموده به غناي علمي بحثها كمك كرديد ممنون هستم.
ج) اينجانب از كارهاي كليشه اي (منظورم تكرار كارهاي ديگران بدون ارائه فهم صحيحي از آن است) به شدت پرهيز كرده و از انتقادات و پيشنهادهاي شما در حيطه مسائل ذكر شده در هر پست استقبال مي كنم اما چون بنده مطالبي را كه شما در اينجا مي خوانيد پس از نوشتن چند بار با دقت مرور كرده و حتي اغلب كلمات را هم با دقت انتخاب نموده ام(گرچه باز هم احتمال خطا وجود دارد) لذا اكيدا خواهش مي كنم قبل از اظهار نظر مطالبي را كه نوشته ام با دقت (و اگر لازم شد چند بار) بخوانيد تا از تكرار بي مورد پرهيز شود
حميد : حاج آقا اينقدر درس داريم كه همينطوريش نمي رسيم بخونيم!
حاج آقا : خوب شترسواري دولادولا نمي شود يا بايد كلا از بحثها كنار بكشيد كه ممكن نيست چون بين همين مردم زندگي مي كنيم و خودتان هم اينطور نمي خواهيد و يا بايد حرفها را درست بررسي كرد و هر چقدر حق بود پذيرفت و باطلها را با منطق صحيح جواب گفت ...
حميد : حاج آقا ! ما كه در موضوعات مختلف مطالعه كافي نداشته ايم ، ممكن است قدرت تجزيه و تحليل هر حرفي را نداشته باشيم بنابراين بايد قبل از گوش دادن به هر حرفي نسبت به گوينده آن مطمئن شويم ...
1شيعه : معذرت ميخوام كه كلامتون را قطع مي كنم پس چرا گفته اند كه : انظر الي ما قال و لا تنظر الي من قال؟ (يعني: در خود كلام افراد انديشه كن و كاري نداشته باش كه گوينده آن چه كسي است)
حاج آقا : نه اتفاقا حميد آقا كاملا درست گفتند. در دين ما معارف بسياري وجود دارد كه هر كدام در جاي خودش درست است ولي وقتي نابجا مطرح مي شود ممكن است غلط و حتي مضر و خطرناك باشد. امروزه كه معارف ديني در رسانه هاي مختلف تبليغ مي شود و مردم هم ممكن است از هر مطلب قسمتهايي را بشنوند يكي از مهمترين وظايف مبلغين ديني اين است كه براي مردم توضيح دهند كه هر يك از اين مطالب در كجاها و چگونه بايد بكار روند. مثلا همين انظر الي ما قال و لا تنظر الي من قال در هر مورد مربوط به كساني است كه خودشان در آن مورد اهل فن بوده و بتوانند نقاط ضعف و قوت كلام را به درستي تشخيص دهند مثلا وقتي بك فيلسوف در يك بحث فلسفي بخواهد نظرات مختلف را بررسي كند نبايد به خاطر اينكه فلان كس سابقه خوبي ندارد نظر فلسفي او را هم نخوانده رد كند يا مثلا در مورد نظر فلسفي مرحوم امام خميني ، دچار شخصيت زدگي شده و به خاطر آنكه نظر امام خميني است بدون تجزيه و تحليل بپذيرد ؛ اما ساير مردم ناگزيرند همين راهي را كه حميدآقا گفتند بروند
حميد : مثل وقتي كه مريض مي شويم و به هر كسي كه مي رسيم برايمان يكجور طبابت مي كند!
حاج آقا : آفرين در آنجا هم هر انسان عاقلي به ميزان تخصص و تجربيات گوينده توجه مي كند و بي جهت خودش را در معرض گرفتاري قرار نمي دهد كه هر دارويي را مصرف كند ...
1شيعه : ولي اينطور كه شما فرموديد مشكلات ديگري پيدا ميشود
حاج آقا : چه مشكلي؟
1شيعه : مثلا در اين صورت هيچكس نمي تواند ديگران را به دين يا مذهب خودش دعوت كند چون ديگران مي توانند بگويند ما به شما اطمينان نداريم و حرفتان را گوش نمي دهيم!
حميد : حاج آقا مثل اينكه از بحثمان دور شديم من نمي دانستم اين يك كلمه حرفم اينقدر ماجرا دارد !!
حاج آقا : نه جانم عجله نكنيد خيلي وقتها همين حرفهايي كه به سادگي از كنارش رد مي شويم بعدها مشكلات بيشتري برايمان درست مي كند. حميدآقا در اين مورد شما درست گفتيد ولي اشكال ايشان هم مي تواند از يك جهت درست باشد و اتفاقا از همان جاهايي است كه به نتايج خطرناكي منتهي مي شود. در صدر اسلام دشمنان پيامبر دقيقا از همين نوع حربه ها سوءاستفاده كرده و حتي مردم را وادار مي كردند پنبه در گوششان بگذارند تا سخنان پيامبر را حتي بطور اتفاقي نشنوند
حميد : خوب اگر قول مي دهيد جواب اون حرف اولم را بدهيد حرفي ندارم
حاج آقا : باشد قول مي دهم انشاءالله توي اين چند روزي كه خدمتتون هستيم اون موضوع و خيلي حرفهاي ديگر را هم از ريشه بررسي و حل كنيم. اما يادتان باشد كه برخلاف تصور ما اين حرفهاي ناقص و شبهات حل نشده در اذهان ما نه از بين مي روند و نه مي توانيم همواره بدون توجه از كنارشان رد شويم بلكه اغلب آنها تبديل به كلافهاي سردرگمي مي شوند كه راه را براي پذيرش بدون منطق حرفهاي ديگر هم باز مي كنند
1شيعه : مشركين صدر اسلام ، پيامبر را متهم به جادوگري مي كردند و به مردم مي گفتند براي اينكه پيامبر شما را جادو نكند پنبه در گوشتان بگذاريد!
حاج آقا : ولي استفاده شان از آن حربه دقيقا همينطور بود چون اگر كسي بخواهد كسي را جادو كند كه لازم نيست خود طرف كلامش را بشنود تا جادو شود. آنها خودشان هم مي دانستند كه حرفشان بهانه است و لذا قرآن دقيقا برخلاف آن بشر را دعوت به تفكر منطقي و صحيح مي كند و از پيروي كوركورانه از نياكان و ... برحذر مي دارد
حميد : پس چطور مي خواهيد اين دو روش را با هم جمع كنيد؟
حاج آقا : همونطور كه گفتم هر كدام در جاي خودش صحيح و لازم هست. اگر به عرايض قبليم دقيقا توجه كرده باشيد مشكلي باقي نمي ماند به اين معني كه مواد اصلي دين و مذهب ما مطالبي است كه در حد فهم همگاني است و فرقي نمي كند يك فرد بيسواد باشد يا يك استاد حوزه و دانشگاه ، به مجرد اينكه دلايل را در آن موارد درست و كامل بشنود تصديق خواهد كرد فقط احتياطي كه لازم هست بشود اين است كه اگر در معرض شبهه اي در اين موارد قرار گرفت جوابش را هم از افراد مطلع و مجاز بگيرد و ديگر خودش مي تواند به تشخيص خودش عمل كند چون همانطور كه عرض كردم آن موارد اصلي دين و مذهب در حد فهم اوليه هر انسان مكلفي هست
حميد : اگر با تشخيص خودش مثلا به مسيحيت يا سني گري و مانند آن رسيد چه؟
حاج آقا : به آن نحوي كه عرض كردم چنين چيزي امكان عقلي ندارد
حميد : ولي الان بسيارند كساني كه قلبا و با اخلاص به اديان و مذاهب ديگر اعتقاد دارند و ما وقتي با بعضي از اونها برخورد مي كنيم در عمل به اعتقادشان از ما هم جدي تر هستند!
حاج آقا : بله اينها كه گفتيد كاملا درست است. مثلا شما مي بينيد كه بعضي از همينها به خودشان مواد منفجره مي بندند و قربتا الي الله خودشان را در بين مردم بيگناه منفجر مي كنند
1شيعه : يكيشون را كه پارسال قبل از انجام كارش دستگير كرده بودند اعتراض كرده بود كه چرا مزاحم كارم شديد من قرار بود ظهر امروز ناهار را مهمان رسول الله باشم!!
حميد : واقعا ؟؟!!
حاج آقا : بله متاسفانه ! ببينيد ديني كه سراسرش رحمت و عطوفت است و خشونت را در فقط در موارد اضطراري آن هم در حدي كه براي سلامت جامعه لزوم قطعي دارد آن هم با شرايط بسيار مشكل اجازه داده است امروز ملعبه دست يك مشت از خدا بي خبر شده است
حميد : ولي آنها مي گويند مسلمان واقعي ما هستيم!
حاج آقا : بله ، حتي رهبرشان محمدبن عبدالوهاب قبل از اينكه كسي را به آيين وهابيت بپذيرد از او مي خواست اقرار كند كه تمام نياكانش مشرك بوده اند و از آنها بيزاري بجويد!!
حميد : پس خيلي بيخود هم نيست كه هي چپ و راست مي روند و مسلمانان را به تروريسم متهم مي كنند
حاج آقا : البته ناگفته نماند كه خيلي از اين عقايد و فرقه پردازي ها يا حداقل ترويج آنها با كمك خود استعمارگران صورت مي گيرد
حميد : يعني خودشان مي برند و خودشان هم مي دوزند؟
حاج آقا : البته ابتدا به كمك روشهاي علمي و با كمك اسلامشناساني كه دست پرورده خودشان هستند نقاط ضعف را شناسايي كرده و اگر لازم شد محمل هايي را هم خودشان ايجاد مي كنند
حميد : حالا ما چه بايد بكنيم؟
حاج آقا : ما عجالتا بايد وضو بگيريم چون نزديك وقت نماز است!
حميد : منظورم در مقابل استعمار بود ...
حاج آقا : فهميدم حميدجان هنوز اول عشق است اضطراب نكن! حالا برويم به مسجد بعدش هم خدا بزرگ است انشاءالله در فرصتهاي بعدي بيشتر صحبت مي كنيم.


