سلام عليكم.
همانطور كه قبلا نوشته بودم ؛ صبح دومين روز تعطيلات ، با حاج آقا وتعدادي از جوان هاي روستا به كوه رفتيم و پس از استراحت در بالاي كوه ، كنار بساط چاي و صبحانه با حاج آقا صحبت مي كرديم ؛ مطالب مختلفي مطرح شد كه قبلا نوشتم و اكنون توجه شما را به ادامه بحثها جلب مي كنم :
حميد : اينها كه فرموديد برايم خيلي جالب بود ؛ اما كاربرد آنها را درست نفهميدم.
1شيعه : يعني برايتان هيچ فايده اي نداشت؟
حميد : چرا ؛ فايده كه داشت ، فهميدم كه چرا در خيلي از بحثها و آموزشها درك و تفاهم كامل صورت نمي گيرد ؛ اما سوالم اين است كه در اين صورت براي پيشبرد بحث و موفقيت بايد چه كنيم ؟
حاج آقا : بله حرف درستي است ، تا اينجا منظور ما اين بود كه شرايط موجود در بحث ها را كاملتر درك كنيم و در نتيجه سطح توقعات و انتظاراتمان را با واقعيات موجود تطبيق دهيم نه با حقايق مطلوب .
حميد : منظورتان را نفهميدم !
1شيعه : منظور حاج آقا اين است كه ما يك سري واقعيات داريم و يك سري حقايق هم هست اما لزوما هميشه اينها با هم يكي نيستند .
حميد : فكر كنم حرف خود حاج آقا بيشتر مفهوم بود !
حاج آقا : بگذاريد نمونه اي ذكر كنيم : مي دانيم كه دين اسلام يك حقيقت واحد است ؛ يعني ديني كه پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم از جانب خدا آوردند به عنوان كاملترين و آخرين دين الهي همه تكاليف بشر را تا روز قيامت تعيين كرده و در آن هيچ تناقض و تضادي وجود ندارد . اما آنچه در جهان كنوني مشاهده مي كنيم غير از اين است ؛ كساني كه مدعي اسلام هستند داراي عقايد متضاد و حتي متناقضي هستند كه امكان ندارد همه آنها صحيح باشند .
1شيعه : پس اصل اسلام كه خدا و پيامبر از بشر خواسته اند حقيقت است و مذاهب مختلفي را كه مسلمانان به عنوان اسلام معرفي مي كنند واقعيت است و به جز يك مذهب صحيح ؛ بين اين مذاهب (واقعيت) و آن اسلام حقيقي (حقيقت) ، تفاوتهاي زيادي وجود دارد .
حميد : پس مي توان گفت مسلماناني كه به آن مذهب صحيح اعتقاد ندارند ؛ در واقع كافر هستند ؟
حاج آقا : از جنبه حقيقي درست است اما اينجا اسلام يك نوع واقع نگري كرده است و آن اين است : با وجود آن كه خود رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم فرموده اند كه پيروان همه مذاهب اسلامي بجز آن يك مذهب صحيح ، همگي جهنمي هستند اما در عين حال هيچيك از اين پيروان ، در حيات دنيوي كافر و نجس شمرده نمي شوند .
حميد : چطور چنين چيزي ممكن است ؟! شايد مسلمانان غير شيعه اين حديث را قبول نداشته باشند .
1شيعه : اتفاقا حديث فوق از موارديست كه مذاهب مختلف اسلامي همه آن را قبول دارند!
حميد : پس چرا خودشان را از آتش جهنم نجات نمي دهند ؟!
1شيعه : چون پيروان هر مذهبي مي گويند آن مذهبي كه پيامبر فرمودند اهل نجات هستند ما هستيم و ديگران جهنمي هستند !!
حاج آقا : بله ، علاوه بر وجود احاديث ، گفتيم از نظر عقلي هم امكان ندارد كه همه اين ديدگاههاي متضاد و متناقض ، اسلام حقيقي باشند .
حميد : خب شايد روز قيامت خداوند از سر تقصير همه شان بگذرد و همه را به مسلماني قبول كند !
حاج آقا : اين يك حرف عوامانه است كه زيبنده شما كه دانشجو و اهل تحقيق هستيد نيست .
1شيعه : مثل بعضي ها كه بعد از چند ساعت كه برق خانه شان رفته ، وقتي برق مي آيد مي گويند خدا پدر اديسون را بيامرزد كه برق را اختراع كرد !
حاج آقا : بله ؛ در باره اعمال تا حدي احتمال مي توانيم بدهيم كه مثلا خداوند ممكن است برخي گناهان را ببخشد و صاحبان آنها را عذاب نكند اما در باره اعتقادات اگر درست توجه كنيم چنين موضوعي قابل احتمال هم نيست و اين به ماهيت جهان آخرت و اعتقادات برمي گردد . در واقع بهشتي كه در آخرت وعده داده شده مربوط به تجسم همان اعتقادات صحيح ما و اعمالي كه بر مبناي آنها انجام شده است مي باشد و جهنم هم كه نقطه مقابل آن است در رابطه با تجسم اعتقادات باطل در دنيا و اعمال مبتني بر آنهاست ...
حميد : من كه خيلي متوجه نشدم !
حاج آقا : كاملا حق داريد ؛ هم دامنه اين بحثها قدري گسترده است و هم تا حدي عميق هستند و نياز به مطالعات بيشتري در اين زمينه داريم كه در شرايط فعلي مقدور نيست .
حميد : خب از اين بگذريم ، اما چطور ممكن است اسلام دستور داده باشد كساني را كه در حقيقت كافرند به عنوان برادر مسلمان خودمان قبول كنيم ؟
حاج آقا : ببينيد اينجا دقت بيشتري لازم است . همه كساني كه ما آنها را به عنوان مسلمان مي شناسيم در ظاهر معتقد به خداي يگانه و نبوت پيغمبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم هستند و همچنين كعبه را به عنوان قبله و قرآن كريم را به عنوان كتاب خداوند كه بر پيامبر نازل شده قبول دارند و نيز معاد و جهان آخرت را باور دارند و تا همين جا از نظر ظاهري محكوم به اسلامند ...
1شيعه : اما معتقد به ولايت اميرالمؤمنين و اهل البيت عليهم السلام كه بنابر فرمايش پيامبر اساس همه اعمال و ركن اعتقادات اسلام است كه نيستند ؟! ...
حاج آقا : درست است و به خاطر همين هم اگر شيعه نشوند بنا بر فرمايش رسول الله صلي الله عليه و اله و سلم در آخرت قطعا اهل جهنم خواهند بود اما با اين فرض كه آنها اصول اوليه اسلام را كه توحيد و نبوت و معاد است پذيرفته باشند مي توان انتظار داشت كه انشاء الله در آينده ي زندگي دنيوي شان بطور كامل در مسير حق قرار بگيرند . به بيان ديگر همه مسلمانان معتقدند كه حضرت محمد صلي الله عليه و آله و سلم آخرين پيامبر خدا هستند و هر چه آن حضرت از جانب خدا آورده باشند با جان و دل قبول دارند و اين همان ورود به دايره رسمي اسلام است ولي هنوز براي بعضي شان ثابت نشده كه رسول الله از جانب خداوند حضرت علي عليه السلام را به خلافت بلافصل خود منصوب كرده باشند و چون هر انساني در باره عقايد خود موظف به مطالعه و تحقيق است اگر دچار تعصب جاهلي نباشند انشاءالله در آينده به چنين حقايقي دست پيدا خواهند كرد .
حميد : مثل اينكه ما با ارائه مدارك در دانشگاه ثبت نام مي كنيم و رسما هم ما را دانشجو حساب مي كنند ولي ممكن است اهل درس و مطالعه نباشيم و پس از مدتي مشروط و اخراج شويم اما اگر درس بخوانيم در پايان دوره دانشجويي مدرك مورد نظرمان را دريافت مي كنيم . شيعيان مثل آن دانشجوهاي درسخوان هستند كه به نتيجه مي رسند و مذاهب ديگر مثل آنها كه فقط رسما دانشجو هستند ولي برايشان عاقبت و نتيجه اي ندارد ...
1شيعه : ولي به نظر من با اين همه دلايل بر حقانيت شيعه امكان ندارد كسي از روي اشتباه براي مدت طولاني به مذهب ديگري از اسلام باقي بماند !
حاج آقا : همينطور است و اگر كسي بفهمد كه در واقع مقام خلافت اسلامي از همان ابتدا غصب شده و از روي عناد زير بار حق نرود او در واقع مسلمان (پيرو خدا و پيامبر) نبوده كه انتظار هدايت و بهشت داشته باشد .
1شيعه : فرموديد شيعيان اعتقاد دارند كه خلافت غصب شده پس چرا بعضي از مسئولين كشور كه شيعه اند در صحبت هاي رسمي هنوز هم مي گويند خلفاي راشدين ؟
حميد : شايد همينطوري به عنوان لقبي كه رايج شده مي گويند !
حاج آقا : اولا چنين چيزي در بين شيعه خصوصا در سطح علما رايج نبوده و نيست و ثانيا كلام و منش بزرگان بايد خيلي حساب شده و با مطالعه باشد ؛ چطور اگر يك كسي در آن طرف دنيا مثلا بگويد خليج العربي بلافاصله صدايشان درمي آيد كه خليج هميشه فارس است و ما هم قبول داريم كه كاربرد عناوين و القاب بايد حساب و كتاب داشته باشد اما اينجاها كه وظيفه شان دفاع از مذهب رسمي كشور است دقت نمي كنند؟!
حميد : شايد هم به خيال خودشان مصلحت انديشي مي كنند و با اين حرفها مي خواهند توجه اهل تسنن را جلب كنند !
1شيعه : مگر مي شود كسي شيعه باشد و براي جلب توجه ديگران عقايد خودش را وارونه جلوه دهد ؟!
حاج آقا : خيلي هم بعيد نيست ! البته اين در سطح سران سياسي مي تواند با دلايل خاص خود مطرح باشد اما در ساير موارد كسي كه با عنوان تقيه و مصلحت اينطور عمل مي كند بايد خودش توضيح بدهد و مشكل را برطرف كند اما واقعيت اين است كه در كشور حتي در سطوح بالا هم گاهي از روي حسن نيت و خيرخواهي اشتباهات عجيبي مي كنند كه نه تنها نفعي ندارد ، بلكه به ضرر تمام مي شود!
حميد : منظورتان چيست؟
حاج آقا : مثلا ببينيد الان نزديك بيست سال است كه در سالگرد امام خميني سخنرانان و نويسندگان اين جملات وصيتنامه امام را با آب و تاب تكرار مي كنند كه : « با دلي آرام و قلبي مطمئن و روحي شاد و ضميري اميدوار به فضل خداي متعال از خدمت خواهران و برادران مرخص و به سوي جايگاه ابدي سفر مي كنم »
حميد : خوب اين چه اشكالي دارد؟ اين كه در وصيت نامه خود امام هست !
حاج آقا : بله اينكه در وصيتنامه است اشكالي ندارد اما اينكه اينها در بوق و كرنا مي كنند و به خيال خودشان ميخواهند عظمت مقام امام را نشان بدهند نه تنها نفعي ندارد بلكه به ضرر و منقصتي براي امام مي شود !
حميد : من كه نفهميدم !
1شيعه : راست مي گويند ! من خودم چند مرتبه در برنامه هاي آقاي قرائتي ديدم كه مي گفتند اين فقط امام خميني است كه توانسته بگويد از مرگ نمي ترسد و نسبت به آن طرف خيالش راحت است و به خاطر همين در وصيتنامه شان نوشته اند كه با دلي آرام و .... اما حاج آقا راستش من هم متوجه نشدم اين موضوع چه اشكالي دارد؟!!
حاج آقا : اشكال اولش اين است كه دروغ است و امام چنين حرفي نزده اند ! و دومش اين كه اگر اينطور گفته يا نوشته بودند آن وقت نه تنها فرد بزرگي نبودند بلكه پايينتر از اشخاص عادي و كم اطلاع بودند !!! ...
حميد : صبر كنيد شما كه الان گفتيد در وصيتنامه هست و باز هم مي گوييد نگفته اند ؟!
حاج آقا : بله ! آن كه در وصيتنامه شان است من الان حفظم نيست ولي شما مراجعه كنيد آنجا قريب به اين مضمون نوشته اند كه با توجه به اينكه ملت ايران هوشيار و بيدارند من نسبت به آينده اين انقلاب نگراني ندارم و با دلي آرام و قلبي چه و چه به سوي جايگاه ابدي سفر مي كنم ؛ يعني نگران آينده انقلاب نيستم نه اينكه نگران برزخ و قيامت نيستم !
حميد : واقعا اينطور است ؟؟ اين را تا حالا هيچ جا نشنيده بودم !
1شيعه : من هم نشنيده بودم ! حاج آقا اگر اين مطلب از خودتان باشد بايد گفت انصافا از آب كره مي گيريد !!
حاج آقا : بله مطلب از خودم است ولي كار مهمي نيست كافيست همه چشم و گوشتان را شش دانگ در اختيار اين رسانه ها قرار ندهيد بلكه خودتان هم تحقيق كنيد . آنچه من گفتم در متن وصيتنامه كه حدود ۲۰سال است منتشر شده هست و همه مي توانستند با دقت ببينند !
حميد : اما عجيب است كه اين همه افراد سياسي كوچك و بزرگ چنين چيزي را نديده و نگفته اند ! حاج آقا اين قضيه و آن قضيه نواقص العقول (لينك) كه قول توضيحش را داديد دارد كم كم من را متقاعد مي كند كه شما يك روحاني عادي نيستيد بلكه ...
حاج آقا : بلكه چه ؟؟ !! چرا شما ملت هيچي نشده مي خواهيد از هر كسي امامزاده درست كنيد ؟!! من هم يكي هستم مثل شما منتها چشم و گوشم را ناخواسته در اختيار جوسازي ها قرار نمي دهم ؛ يك روز با افزايش جمعيت و حتي حجامت كه آن همه در دين مورد تاكيد قرار گرفته مخالفت كنم و روز ديگر كه دو تا خارجي گفتند حجامت علمي است دوباره همه عقايدم برگردد! يك روز به خاطر اينكه در جو سياسي فعلي جايي براي خود باز كنم اين همه فتاواي استوانه هاي فقهي شيعه (لينك) را نديده بگيرم و قمه زني را نعوذبالله خلاف شرع و خرافه و ... بدانم و روز ديگر كه سياست گزاران كشور تصميمشان را عوض كردند در باب مشروعيت و آثار مثبت و فوايد آن تحقيق منصفانه كرده و مقاله هاي مفصل بنويسم! ( http://www.tatbir.com/index2/initial.htm )
1شيعه : ولي شما كه يكي از دفاع هاي محكم مدافعان قمه زني را رد كرديد ! ( اواخر پست : http://1shia.blogfa.com/post-23.aspx )
حاج آقا : بله ، عرض كردم آن دليل براي دفاع از قمه زني درست نيست در حالي كه خود اينها كه به قمه زني حمله مي كنند هنوز نمي دانند كجاي آن دليل اشتباه است ! ولي با دلايل بسيار محكم و درست ثابت مي كنم كه قمه زني نه خلاف شرع است و نه خلاف عقل و نه وهن مذهب و نه ...
حميد : ببخشيد اين سوال را مي كنم : شما رهبري را قبول داريد ؟!!
حاج آقا : اشكال ندارد ! منتظر چنين سوالي بودم !! بله ايشان را به عنوان رهبر انقلاب قبول دارم با تعريف صحيح از انقلاب و دين و رابطه آنها با يكديگر كه انشاءالله در باره آن هم توضيح خواهم داد ؛ ولي مواضع فقهي ايشان را در اينطور موارد خصوصا تا زماني كه در مسند رهبري نظام هستند الزام آور نمي دانم ( براي رفع شبهه حتما به اين لينك مراجعه شود) و روشن است كه ايشان به عنوان رهبر ناگزير در جايگاه پدري دلسوز براي همه افراد ملت نمي توانند خيلي از مسائل اختصاصي شيعه را مطرح كنند و براي همين هم وقتي از ايشان درخواست كردند كه رساله بدهند فرمودند با وجود مراجع عظام نيازي به اين كار نمي بينند . اتفاقا معتقدم اينها كه امروز اينقدر دوآتشه به عنوان دفاع از مواضع رهبري نمي گذارند افراد حتي در محل هاي خصوصي شان قربة الي الله قمه بزنند ؛ همينها روزي كه ايشان در مسند رهبري نباشند بيشترين جفاها را در حق مواضع ايشان خواهند كرد . اما ما عيبمان اين است كه ظاهر و باطنمان يكيست ؛ مي گويند حضرت علي عليه السلام يكي از اصحابشان را مجازات كرده و دستش را قطع كرده بودند ؛ يكي از افراد معاويه او را ديد و گفت اين هم نتيجه اين همه طرفداري از علي! ديدي دستت را قطع كرد!! او هم با كمال افتخار گفت بله و به خاطر همين طرفدار او هستم به خاطر عدلش كه مرا هم با ديگران فرق نگذاشت! ما هم بايد در باره دفاع صحيح از انقلاب و رهبري طوري باشيم كه بر اساس موازين درست باشد تا امروز و فردايمان فرق نكند .
1شيعه : اما حاج آقا هنوز هم براي من معلوم نشد كه اگر امام آن جملات را واقعا در مورد خودشان نوشته بودند چه اشكالي داشت؟ چه نقصي براي ايشان بود كه با دلي آرام و قلبي مطمئن و روحي شاد از اعمال خودشان و ضميري اميدوار به فضل خداي متعال از خدمت خواهران و برادران مرخص و به سوي جايگاه ابدي سفر كنند ؟!
راستي به نظر شما چه اشكالي به نظر حاج آقا رسيده بود ؟!
سلام عليكم .
دوستان عزيز! قصه ما رسيد به آنجا كه (جاي شما خالي) در بالاي كوه صبحانه خورديم و براي مدت كوتاهي استراحت كرديم. بعد از استراحت حميد دوباره سر بحث را باز كرد ؛ قبلا از اينكه بحث اين دفعه طولاني تر خواهد شد معذرت مي خواهم چون راستش حيفم آمد اين بحث را نيمه كاره قطع كنم ! :
حميد : خوب حاج آقا ؛ اگر خسته نيستيد ادامه بحث را داشته باشيم.
حاج آقا : نه اختيار داريد وظيفه است. اگر مناسب مي دانيد دوستمان مطالب قبلي را مختصرا يادآوري كنند.
حميد : ولي اجازه بدهيد اين دفعه من شروع كنم! چون علاوه بر سوالات زيادي كه از قبل در ذهنمان تل انبار شده بود توضيحات شما هم سوالات ديگري به آنها اضافه كرده است!!
1شيعه : كم لطفي مي كنيد ؛ مطالب زيادي هم حل شده است!
حاج آقا : اجازه بدهيد هر طور كه مي خواهند ادامه بدهند ؛ وقت ما متعلق به همين هاست.
حميد : حاج آقا شكسته نفسي مي كنيد ؛ منظوري نداشتم . قبول دارم كه حرفهاي جديد زيادي زده شد ولي در عوض خيلي از مطالب قبلي جا مانده است.
1شيعه : حالا حرفهاي جديد زياد ديگري هم هست كه هنوز به گوشتان نخورده است .
حميد : خوب باشد براي جلسات بعدي!
حاج آقا : ولي يك مشكلي هست كه از ديد شما مخفي مانده ؛
حميد : چه مشكلي ؟
حاج آقا : حرفهايي كه دوستمان مي گويند باقي مانده است دو نوع است : يك دسته حرفهاي جديدي هست كه مي شود آنها را به بعد موكول كرد ولي بعضي حرفها هم هست كه نمي شود !
حميد : چرا نمي شود ؟ وقتي ما توافق كنيم مي شود !
حاج آقا : ببينيد حميدآقا اين بحث هايي كه من و شما داريم از مدتها قبل مطرح بوده ؛ حتي بعضي از حرفهايي كه امروز با آب و تاب به عنوان نظرات و اشكالات جديد مطرح مي شوند از قرنها قبل مطرح شده و خيلي ها هم روي آنها وقت گذاشته اند ولي كمتر به نتيجه رسيده اند ...
حميد : منظورتان چيست ؟
حاج آقا : اشكال اين است كه اغلب اوقات اساس ديدگاههايي كه طرفين بحث دارند متفاوت است اما آنها بدون توجه به اين موضوع ساعتها و حتي سالها وقت خود را براي رسيدن به تفاهم صرف مي كنند بدون اينكه به نتيجه چشمگيري برسند و وضع بهتر شود ...
1شيعه : حتي گاهي وضع بدتر هم مي شود !
حاج آقا : بله همين طور است . گاهي چنان كلاف هاي سر در گمي درست مي شود كه باز كردنش مشكل تر از وضع اوليه آن است .
حميد : مي شود مثالي بزنيد ؟
حاج آقا : بله خوب است مثالي هم بزنيم كه ببينيد كار ما تا كجا ايراد دارد ؛ شما مرحوم محمد دشتي را مي شناسيد ؟
حميد : اسمشان را شنيده ام ؛ به نظرم چند سال قبل هم برايشان بزرگداشت گرفته بودند ...
1شيعه : همين آقايي كه ترجمه جديد نهج البلاغه را نوشته اند ؟
حاج آقا : بله درست است ؛ شما همين ترجمه نهج البلاغه ايشان را خوانده ايد ؟
1شيعه : بعضي وقت ها قسمت هايي را مراجعه كرده ام .
حاج آقا : مثلا ترجمه خطبه نساء ايشان را ديده ايد ؟
حميد : خطبه نساء ديگر چيست ؟
1شيعه : در نهج البلاغه خطبه اي با عنوان خطبه نساء هست كه در آن خطبه گروهي از زنها نكوهش شده اند ...
حاج آقا : شما هم كه حرفهاي بعضي ها را مي زنيد !
1شيعه : مگر چه گفتم ؟
حاج آقا : عزيز من ! گروهي از زنها كدام است ؟ مگر شما ادبيات عربي نخوانده ايد ؟!
1شيعه : ولي حضرت اين خطبه را در بازگشت از جنگ جمل ايراد فرموده اند و احتمالا منظورشان نكوهش آن زنهايي بوده كه مسبب اصلي اين معركه بوده و خون مسلمانان را بر زمين ريخته اند ...
حاج آقا : شكي نيست كه منظور اصلي حضرت هم همين بوده است ولي چرا حضرت تعبير النساء را در اين جا كه شامل همه زنها مي شود آورده اند ؟ آيا نمي شد با اسم يا اشاره يا كنايه منظورشان را محدود به همانها يا مانند آنها كنند ؟
حميد : حالا اگر هم مي خواهيد از بحث خارج شويد اقلا يك طوري بگوييد كه ما هم چيزي بفهميم !
1شيعه : بحث بر سر يكي از خطبه هاي نهج البلاغه است كه در آن ظاهرا حضرت فرموده اند كه زنها ناقص العقل هستند !!
حميد : اهه ! اين هم يكي از سوالاتم بود !! اين حرف را غير مذهبي ها توي دانشگاه خيلي توي سر ما چماق مي كردند ! شما جوابش را مي دانيد ؟!
1شيعه : شما چطور ؟!
حميد : ما گفتيم اصلش دروغ است !!!
1شيعه : عجب دفاع جانانه اي ! فكر كنم اگر اسلام شما را نداشت زمينگير مي شد !!
حاج آقا : نه زياد دور برنداريد ! ديگران هم دست كمي از ايشان ندارند ، ولي اين بنده خدا لري مي گويد آنها با لطايف الحيل !
حميد : حالا درست است كه اين هم اشكال ما بود ولي خداييش به بحث هاي قبلمان ربط داشت ؟!
1شيعه : صبر كن جانم ! كم كم حاج آقا ربطش مي دهند !
حاج آقا : اتفاقا به بعضي از آنها مربوط هست ولي اجازه بدهيد قدري مطلب را باز كنيم : علماي اسلام از همان صدر اسلام تا زمان حاضر قرنها اين ميراث عظيم و گرانقدر معارف اسلامي را با بذل جان و مال به همان صورتي كه بوده حفظ كرده اند و تا حدي كه توان داشته اند نگذاشتند كوچكترين دخل و تصرفي در آنها بشود . حتي در مقام ترجمه و تبليغ هم خيلي دقت شده و جلو تحريفات را گرفته اند . بسياري از مطالب بوده كه به عقل بشر آن زمان جور در نمي آمده ولي آنها چنين جسارتي نكرده اند كه چون به نظر مردم زمان ما جور در نمي آيد پس اشكال دارد و بايد آنها را تغييرش بدهيم ...
حميد : مگر مي شود در دين مطلبي خلاف عقل باشد ؟!
حاج آقا : خلاف عقل به مفهوم كامل آن خير ؛ ولي بعضي چيزهاست كه ظاهرا خلاف عقل به نظر مي رسد ولي بعدها گذشت زمان ثابت مي كند كه آنطور نبوده است .
حميد : مثلا ؟
حاج آقا : مثلا در برخي از احاديث آمده است كه اصحاب امام زمان عليه السلام در اطراف زمين در سرزمين هاي دور شب در خانه شان هستند ولي صبح كه امام عليه السلام ظهور كند در مسجدالحرام (مكه) به ايشان مي پيوندند .
حميد : خوب چه اشكال دارد ؟
1شيعه : بله ! براي من و شما كه از پرواز هواپيماهاي با سرعت زياد باخبريم مشكلي ندارد ولي براي مردم آن روز شايد باورنكردني بوده باشد!
حاج آقا : اتفاقا همينطور است ! در خود حديث از امام سوال مي كنند كه چطور چنين چيزي ممكن است ؟ حضرت مي فرمايند : آنها از ميان ابرها مي گذرند و خود را به حضرت مي رسانند !
حميد : خوب اين كه همان هواپيماست !
حاج آقا : عجله نكنيد ! شايد هم منظور حضرت چيز ديگري بوده باشد ولي خواستم بگويم ببينيد اين احاديث و احاديث ديگري كه با علوم و حتي بديهيات آن زمان جور در نمي آمده تا حد امكان بدون كم و كاست حفظ و آورده شده است . زماني بود كه همه به هيئت بطلميوسي اعتقاد داشتند و حتي سعي مي كردند احاديث مخالف با آن را به نحوي توجيه كنند اما تا حد امكان از تغيير و تحريف حفظ شدند و امروز ما افتخار مي كنيم كه حقايقي از نجوم كه در عصر ما به آن رسيده اند در متون ما از 1400 سال قبل وجود داشته است .
حميد : خوب آن يك نظريه بوده مال زمان خودش ولي از بديهيات كه نبوده !
1شيعه : منظور حاج آقا هم اين است كه آن زمان مانند بديهيات پذيرفته شده بوده است .
حاج آقا : بله ؛ مثلا در زمان ما كه تلفن همراه يك چيز رايج و معمولي هست اگر من آن را كنار گوشم نگه دارم و بگويم با آن سر كره زمين دارم صحبت مي كنم شما مي توانيد باور كنيد و هيچ تعجب هم نمي كنيد اما اگر در قرنهاي گذشته چنين حرفي مي زديم به ما مي خنديدند و حتي ممكن بود ما را ديوانه بدانند ! برخي از تئوري ها هم در زمان خودشان تا اين حد پذيرش در بين مردم داشته اند كه مردم به خودشان اجازه نمي دادند غير آنها را تصور كنند و اين همان نقشي است كه بديهيات دارند .
حميد : حالا چي شد كه اين حرفها پيش آمد ؟
1شيعه : صحبت راجع به ترجمه نهج البلاغه مرحوم دشتي بود !
حاج آقا : بله خواستم عرض كنم كه قبلا يك عده اي براي مبارزه با اسلام دست به تحريف مي زدند و ائمه ما در زمان خودشان و علما هم در زمان هاي بعدي آنها را رسوا كردند و با آن سيستم دقيق رجالي نگذاشتند احاديث يقيني با موارد مشكوك و يا جعلي مخلوط شوند و راويان احاديث عقل خودشان را ملاك صحت و سقم قرار ندادند اما متاسفانه در دهه هاي اخير و شايد قرن حاضر گروه جديدي پيدا شدند كه براي خدمت به دين و با عناوين مختلف شروع به اين كار خطرناك كرده اند .
حميد : حالا نكند آقاي دشتي اين كار را كرده اند ؟
حاج آقا : آقاي دشتي انصافا از افراد بسيار باتقوا بوده اند !
1شيعه : مگر آدم باتقوا چنين كاري مي كند ؟
حاج آقا : مشكل ما اين است كه معمولا كساني كه اقدام به اين كارها مي كنند بدون اينكه مردم متوجه باشند دخل و تصرف مي كنند ...
1شيعه : و لابد قربة الي الله هم انجام مي دهند !
حاج آقا : بله ؛ همين طور فكر مي كنند اما خوشبختانه ايشان در ترجمه آن خطبه صادقانه و با صراحت اين موضوع را تذكر داده اند كه در ترجمه بعضي كلمات حضرت تصرف كرده اند تا معني آن (به نظر ايشان) با قرآن و ... جور در بيايد !
حميد : اينها راست است ؟؟!
حاج آقا : آنچه عرض كردم در ترجمه ايشان موجود است و مي توانيد مراجعه كنيد .
حميد : پس چرا اين نهج البلاغه را منتشر كرده اند؟
حاج آقا : البته ايشان زحمت بسياري براي اين كار كشيده اند و طبعا نمي توان هر كاري رابه صرف اينكه چند تا عيب دارد دور انداخت ولي به جا بود كه اول در تصرف ايشان تصرف مي شد ! و بعد منتشر مي شد .
1شيعه : حاج آقا حالا شما به جاي آن مرحوم ! شما مي فرماييد اين خطبه را چطور بايد ترجمه كرد ؟!
حميد : بلا به دور ! هنوز با حاج آقا خيلي كار داريم !
حاج آقا : عيب كار همين جاست كه عده اي گرچه حسن نيت دارند ولي فقط تشخيص خود و همفكرانشان را ملاك قرار داده و بدون آن كه حداقل با صاحبنظران مطرح مشورت كنند بر اساس آن عمل مي كنند . بنده ناچيز كه هيچ ادعايي هم ندارم از همين بيان نوراني اميرالمؤمنين عليه السلام نكات ارزشمندي را فهميدم كه هيچ منافاتي هم با قرآن و عقل و حتي فهم جامعه امروزي ندارد و حتي اين برداشت خودم را امتحان هم كردم .
1شيعه : امتحان كرديد ؟ چطوري ؟!
حاج آقا : من در يك جلسه اي كه براي خانم ها منبر مي رفتم همين خطبه را با بيان خودم مطرح كردم ...
حميد : يعني براي خود خانم ها گفتيد كه آنها ناقص العقل هستند ؟؟!!
1شيعه : و لابد آنها هم تشكر كردند !!!!
حاج آقا : البته همه شان كه نه ؛ ولي بعضي از آنها كه دانشگاهي بودند سوالاتي كردند و در جلسه سوم ديگر كسي اشكالي نداشت !
1شيعه : يعني چون سالم از جلسه بيرون آمديد فهميديد اشكالي نداشتند ؟!!
حاج آقا : نه عزيز من ! عرض كردم كه ما قبلا بايد ذهنمان و ذهن مخاطبمان را از اين حرفهايي كه ديگران در مغزمان فرو كرده اند خالي كنيم و بعد هم عبارات و كلمات را همانطور كه هستند معني كنيم آن وقت با توفيق الهي نتيجه مناسب هم حاصل خواهد شد و اگر بخواهيم مثل آن بحث قمه زني فقط به حرفهاي يك طرف گوش بدهيم خوب نتيجه هم معلوم است .
1شيعه : نگفتم حاج آقا آخرش ربطش مي دهند ؟!!
حميد : حالا آن هم كه معلوم نشد سر و ته بحث چي شد ؛ ولي اين بحث ناقص العقل خيلي براي ما لازم هست . مي شود يك خواهشي از شما بكنم ؟
حاج آقا : بفرماييد .
حميد : اگر ممكن است همين منبري را كه براي آن خانم ها رفتيد توي همين روستاي خودمان هم برويد !!!!
1شيعه : يعني حرف حاج آقا را قبول نداريد ؟
حاج آقا : نه شما اينطوري فضاي بحث را خراب نكنيد ؛ باشد قبول دارم به سه شرط ؛
حميد : هر چه باشد قبول است بفرماييد !
حاج آقا : اول اين كه كار عجله اي نباشد يعني حداقل دو تا نيم ساعت و اگر لازم شد سه جلسه بگذاريم ...
حميد : تا ده جلسه هم باشد من درستش مي كنم !!
حاج آقا : دوم اينكه براي خراب نشدن بحث در جلسه اول فقط خانم ها باشند و در جلسه دوم و سوم فرق نمي كند فقط خانم باشند يا آقايان هم باشند.
حميد : اتفاقا منظور ما هم همين است كه واكنش خانم ها معلوم شود!!!
1شيعه : و لابد شرط آخر هم اينكه همه شان كر و لال باشند !!
حاج آقا : نه اتفاقا شرط آخرم اين است كه همه جور خانمي از دانشگاهي تا بيسواد بينشان باشد و همه شان هم درست گوش بدهند تا اشتباهي برداشت نكنند . البته جلسه سوم را احتمالا براي جواب دادن به سوالات لازم خواهيم داشت و براي تمركز بيشتر در جلسات اول و دوم بهتر است سوال هم نكنند تا بحث زياد قطع نشود .
حميد : اگر همه اينها رعايت شوند شما براي چه روزي قبول مي كنيد؟
حاج آقا : هر روز كه شما تعيين كنيد ؛ از همين امروز عصر تا دو روز قبل از رفتنمان ؛ چون بايد سه جلسه تمام بشود.
پاسخي به نويسنده وبلاگ قمي ها (با اجازه برادر بزرگوار جناب عبدالحسين)
نوشته جديد شما را با دقت مطالعه كردم و چون شما از همان ابتدا تصريح كرده ايد كه جوابي به مطالبي كه بعد از اين نوشته شود نخواهيد داد نمي خواستم وقت شما را بگيرم (و قبلا هم گفته بودم اين عبارت را كه علاوه بر شما برادرمان عبدالحسين هم به كار برده اند قبول ندارم مگر در شرايط مراء قرار بگيريم) اما پس از تأمل در مطالب شما و كامنتهاي برادر بزرگوارمان عبدالحسين در پست قبلي شما ، احساس تكليف كردم كه تذكراتي بدهم و اگر مواردي تكراري هم بشود اشكال ندارد چون گفتم در حد تذكر ويادآوريست (ضمنا قبلا تذكر مشابهي در جواب فرمايشات جناب عبدالحسين داده ام كه اينجا تكرار نمي كنم):
به نظر من اشكال عمده شما در بخش اخلاق است (جدا از اينكه در برخي موارد ديگر نيز به نحو غلط رايج در جامعه و رسانه ها عمل مي كنيد) و اين منشاء بسياري از اشكالات ديگر مي شود. البته بحمدلله اخلاق شما در مقايسه با خيلي از كساني كه همعقيده با شمايند بهتر است اما برخي موارد وجود دارد كه ممكن است حداقل به سلامتي تحقيق لطمه بزند و خداي ناكرده دچار خسران معنوي شويد :
1. شما تا كنون به بنده و ديگران درس اخلاق داده و مي دهيد و من هم مواردي را قبول دارم اما تا كنون عملا احتمال اشتباه را در باره خود منتفي دانسته ايد و مي توانستيد حداقل برخي از مواردي را كه در طول اين مدت به آن پي برده ايد براي ما اعلام كنيد تا سفارشهاي اخلاقيتان عملي شوند اما كاش فقط همين مقدار بود افسوس كه گاهي در ضمن عبارتهايتان چيزهايي مطرح مي شود كه بجاي جذب مخالفان ، موافقان را هم دفع مي كنيد! مثلا در همين پست از همان ابتدايش (انشاءالله ناخواسته) من را به نفاق متهم كرده ايد: {... بالاخره کسی پیدا شد که آنچه در درون دارد را بیرون ریخته و بدون دست یازیدن به مسائل مختلفی از قبیل طرفداری از نظام و ... خیلی واضح و روشن صحبت کرده اند} !!!
2. شما در اين پست آخر كه مي توانستيد خط بطلان بر تمام اشتباهات گذشته بكشيد ؛ مطالبي نوشتيد كه اكثرا :
o حداقل براي امثال بنده و عبدالحسين تكراري و كهنه شده است و ماههاست در بسياري از سايتها و وبلاگهاي متفرقه ثبت شده و مي توانستيد حدس بزنيد كه اين كشفيات شما را ما قبلا كشف و بررسي كرده باشيم.
o هيچ مبناي علمي ندارند (بگذاريد يك بار هم كه شده اين علمي را معنا كنم كه شما فكر نكنيد چون مخالف من حرف زده ايد قصد تحقير شما را دارم: برادر عزيز وقتي ما بحث فلسفي مي كنيم بايد دلايلمان فلسفي باشد و وقتي بحث فقهي باشد دلايل فقهي مي طلبد. آنچه شما قلمفرسايي كرده و يا از جاهاي ديگر برايمان سوغات آورديد علاوه بر اينكه در فقه جايي ندارد از نظر سياسي و اجتماعي هم بنا به فرمايش خود امام و مقام معظم رهبري دليل بر حقانيت ماست! و براي شما ازاين نمد كلاهي درنمي آيد!! زيرا هر دوشان فرموده اند كه يكي از علائم درستي كارها ناراحتي و حمله دشمن است. آن روز كه دشمن از شما تعريف كرد در صحت كارتان شك كنيد! عليهذا حملات دشمن به شيعه با استناد به قمه زدن مي تواند مويد درستي و تاثير كوبنده اين عمل باشد كه دشمن را وادار به واكنش كرده است! (ان اوهن البيوت لبيت العنكبوت!)
o برادر عزيز بنده اينقدر از اين سايتها و منبرها و كتابها و ... در اين سالها ديده ام كه حنايشان برايم رنگي ندارد اما به عنوان يك نمونه مراجعه كنيد به سايت وهابي الدفاع عن اهل السنة و ببينيد چقدر از همين بوسيدن ضريح حضرت معصومه و معصومين سلام الله عليهم اجمعين عكس گذاشته اند و در كنار آن هم تا توانسته اند ما را متهم به شرك و كفر و ... كرده اند! اما چون اين موضوع براي من و شما جا افتاده و عادي شده مسئله اي نيست و كاري هم به سوء استفاده دشمن نداريم اما آن سني كه سالها در مغزش كرده اند وقتي اين عكسها با آن نوشته ها را مي بيند در ذهنش نعوذبالله بت پرستي جاهليت تداعي مي شود. حال شما و اساتيدتان بفرماييد چه كنيم؟ ضريح را نبوسيم؟ دوربينها را بشكنيم؟ سايتها را فيلتر كنيم؟ ... نه عزيز من به خدا اسلام نه ناقص است و نه بي صاحب! براي هر كاري راه و روش و افراد مجري آن راه و روشها را تعيين كرده است (اما من كان من الفقهاء ... فللعوام ان يقلدوه) كه متاسفانه امروز قسمت آخرش فراموش شده!
3. وقتي در مقام پاسخگويي برمي آييد معمولا از ميان همه نوشته هاي موجود به سراغ نقاطي مي رويد كه به خيال شما ضعف دارند و حملات خود را چنان در آن نقاط توسعه مي دهيد كه گويي سخن ديگري نبوده است! اما در موقع جواب خواستن كاملا اهل نقد علمي و منصف مي شويد : {... استدعا دارم همانگونه که حقیر به بند بند مقاله ی ایشان پرداختم، ایشان نیز اگر قصد جواب دارند به همین شیوه عمل کرده و از کلی گویی و پریدن به شاخه های دیگر بپرهیزند.} !! هر خواننده اي كه اين مقاله اخيرتان را با نوشته هاي بنده و عبدالحسين مقايسه كند جواب نگفتن شما را در اين موارد حمل بر عجز از جواب خواهد كرد:
أ) اثبات استحباب قمه زني از ديدگاه آيت الله العظمي بهجت
ب) رد ادعاي عدم تعارض خبر اول با بيانات اربعين آقاي وحيد
ت) استفاده علمي از بيانات اربعين آقاي وحيد در دفاع از قمه زني
ث) قضيه ناموجه بودن جلوگيري انتظامي از قمه زني درايران با استدلال به تبليغات برعليه شيعه با وجود آنكه در كشورهاي ديگر همچنان قمه زني عمل مي شود. (كه من هم با مباني خودم معتقدم غلط است ولي فعلا موضوع مسابقه ماست!)
ج) قضيه وحدت با سني ها و بي مهري و برخورد با مقلدين و مراجعي كه حكومتي نيستند.
ح) و چند قضيه ديگر كه عبور هوشمندانه! شما از كنار همه آنها بعيد است تصادفي باشد!!
در حالي كه شما مي توانستيد در اين موارد اعتراف به اشتباه كنيد يا به جاي آن همه كار تكراري لااقل از خودتان هم مايه گذاشته و ما را هم از اشتباه بيرون آوريد
4. شما ازبنده جواب خواسته بوديد ولي الان با جواب به جناب عبدالحسين كار را خاتمه يافته تلقي كرده ايد! ظاهرا در قسمتهايي كه بنده تا كنون جواب داده ام نتوانستيد خلاف ادبي پيدا كنيد كه با تمسك به آن از جواب علمي بي نياز شويد! (چنانكه در مورد ايشان عمل شده). اما سكوت شما اشكال ندارد و بهتر هم هست (ذلك اقرب للتقوي) قبلا هم گفتم امثال سخن هاي شما براي اين انقلاب و رهبري آن اگر دفاعي حق به جانب هم به نظر برسد براي آنان جز تضعيف دنيوي و براي خود شما جز وزر و وبال اخروي چيزي نخواهد افزود و مطمئن باشيد اگر احتمال اينكه من روزي امثال عبدالحسين را به اين نظام خوشبين و اميدوار كنم ضعيف باشد با رويه اي كه شما داريد اين احتمال زيرصفر است. (زيرصفر گفتم چون دفاع شما به استحكام نظرشان كمك مي كند!)
در جواب برخي بازديدكنندگان عرض مي كنم كه :
ü اولا بنده براي آنكه ندانسته باعث گمراهي ديگران نشوم در اين مورد تحقيقاتي كردم و آن كتابي را كه شما بخشي از آن را اينجا آورديد نگاه كردم و هم بصورت متني و هم تصويري در رايانه ام دارم ، همچنين فيلمي را كه خبرگزاريها از آقاي بهجت تهيه كرده بودند تا از ايشان سوء استفاده كنند هم به صورت كامل كه خبرگزاري الف آورده بود و هم ناقصش را كه خبرگزاري فارس داشت هردو را دانلود كردم و چندبار بررسي كردم ؛ اينها نظرات و تحليلهاي خود را كه چند برابر اصل خبر است طوري در كنار خبر قرار داده اند كه در ذهن خواننده به اقاي بهجت منتسب مي شود شما هم مي توانيد مراجعه كنيد در مورد بحثهاي دوعدد سي دي با عنوان حقيقت مظلوم را كه در اين مورد تهيه شده ممكن است اشتباهاتي هم داشته باشد ولي اصل بحث با اين حرفها كه برعليه آن زده شده بر فرض صحت هم قابل خدشه دار شدن نيست و اصولا شكل برخورد خود گوياست كه چقدر اينها موثر بوده است كه آن همه به جزع و فزع افتاده اند! (مراجعه كنيد به سايت تبيان - شيعه آنلاين - دست پنهان - خبرگزاري الف - خبرگزاري فارس - ... و دهها وبلاگ و سايت رسمي و غير رسمي ديگر كه برخي مانند موسسه تحقيقاتي ولي عصر عج فقط انعكاس دهنده بوده اندو تعدادي هم آتش بيار معركه بوده اند و بزودي مطالبشان را با حذف هياهوها نقد خواهم كرد)
ü مطلب ديگر كه هم توجه شما و هم دوست طلبه اي را كه منت گذارده نظر دادند به آن جلب مي كنم اين است كه مشكل امروز جامعه ما موضوع قمه زني و فروعات ديگر نيست بلكه اشكال در جاي بالاتري است كه به فضل خدا در گفتارهاي آينده به آن خواهيم پرداخت (و شايد تا حدي از كوتاهي اهل منبر باشد) آن اين است كه اغلب ما حكومت را به عنوان نيابت از امام زمان عجل الله تعالي فرجه تلقي كرده و در نتيجه هرگونه فكر و عملي را كه در چارچوب آن نگنجد بعنوان مخالفت با دين قلمداد مي كنند (در حالي كه خود آقاي خامنه اي چنين تصوري را رسما در ماههاي قبل رد كردند ولي ظاهرا اينها بازهم راضي نمي شوند!) و خيلي از اشكالات ديگر كه از همين ديدگاه غلط پديد مي آيد من در عين اينكه مخالف هرج و مرج اجتماعي هستم اين شكل از مداخله حكومت را در امور شرعي مردم كاملا محكوم مي دانم و در گفتارهاي آينده ثابت مي كنم كه شرعا در چنين مواردي به اين شكل حق دخالت و مزاحمت ندارند و به علاوه اينكه چنين دخالت هاي يكجانبه چون باعث جبهه گيري حقجويانه طرف مقابل مي شود يا موجب تضعيف ديني و يا باعث تضعيف سياسي نظام خواهد شد ؛ امري كه هيچ هموطن كه به سرنوشت خود و كشور و ملتش علاقه مند باشد نخواهد پذيرفت لذا از همه و خصوصا از برادران طلبه ام مي خواهم مدتي مرا همراهي كنند و به آنان اطمينان مي دهم با جابجايي برخي قطعات و تكميل اين پازلي كه از اسلام در ذهن من و شماست به فضل خدا به چنان تصوير روشني از دين خواهيم رسيد كه كوه هم نتواند آن ايمان را جابجا كند!
ü در پايان براي رد ادعاي آنان كه در اين روزها با ايجاد جو شانتاژ خواستند برخي از شعائر حسيني را خرافه و بدعت جلوه داده و حتي پا فراتر گذاشته و نعوذبالله آن را خلاف عقل قلمداد كردند به عنوان يك نمونه نظر يكي از برادران دانشجو را كه در سايتهاي ديگر يافتم در اينجا مي آورم و انصافا بنده به عنوان يك روحاني به اين خلوص ايماني برادر دانشجويمان غبطه خوردم :
سلام بر همگي؛... من نظر شخصي خودم را ميگويم؛بنده سال پيش در مراسم قمه زني شركت كردم والله صحنه هايي چنين زيبا در طول عمرم نديده بودم والله.به علاوه اينكه تا قبل از مخالفان اين عمل بودم والبته در مورد فتاوي دانشمندان دين هم اطلاعي نداشتم.مورد توجه مخالفان اينكه هيچ مرجعي حكم حرام بودن نداده وبر اساس اسناد(حضرت زينب وامام رضا ع) هيچ كسي نميتواند حكم حرمت دهد.
به خدا من هم دانشجو هستم اونم رشته حقوق تهران و از روي جهل كاري نمي كنم.
البته خود قمه زني هم كار هر كسي نيست، عده اي چون توانايي چنين كاري را ندارند آن را رد ميكنند.
در مورد مقام معظم رهبري؛ايشان فرمودند در ملع عام جايز نيست، نه اينكه حرام است.
و اينكه اگر ما به خواهيم به ساز غربي ها برقصيم، حالا حالا ها بايد برقصيم.
از عزيزان مخالف ميخواهم كه بي طرف به اين موضوع نگاه كنند در اين كار فلسفه اي نهفته است كه هر كسي نمي تواند ادراكش كند با وجود اين ظاهر خشن قمه زني ظرايفي يافته ام كه درهيچ كلاسي نمي آموزند.
كساني هم كه غصه خدشه دار شدن دين را مي خورند ميگويم كه خود خداوند وعده ي پيروزي داده نگران نباشند اين مذهب صاحب داره صاحبي كه حتي الان هم مستضعف است،حتي الان!!!
اخيرا پايگاهي با عنوان شيعه آنلاين شروع به كار كرده است كه با مراجعه به آن براي گردانندگانش بسيار متاسف شدم و با خود گفتم شايد بعضي ها فكر كنند با سليقه من جور نيامده و احساساتي شده ام! به همين جهت خواستم با ذكر يك نمونه گويا (از بين موارد متعدد) مطلب را روشن كنم.
اين سايت در باره يك سوژه كهنه شده (كه در آستانه محرم امسال به عنوان خدمت به امام حسين عليه السلام و با صرف بودجه بالا با الفاظ مختلف دهها بار در خبرگزاري هاي متعدد و مشهور و كتاب و جزوه براي ميليونها كاربر اينترنتي و هيئات عزاداران حسيني در حجم وسيعي منتشر شده بود) چنين با آب و تاب نوشته اند :
به گزارش شيعه آنلاين، دو سال پيش عدهاي جريان حامي {بدعت} قمهزني در اصفهان براي ترويج اين عمل {خرافي} اقدام به ساخت سيدي نمودند كه در آن با {بهره از تمام حيلهها و ابزارهاي فريب} به ترسيم چهرهاي شرعي! و مظلومانه! براي قمهزني پرداختند. در اين سيدي كه به صورت {بسيار انبوه و با بودجههاي مشكوك در تمام كشور} منتشر گرديد از {تحريف روايات} گرفته تا {تحريف كلام علماء} استفاده شد. كه با گذشت {بسياري از دروغها} آشكار گرديده و بر {زشت}ي كار سازندگان اين سيدي افزود. متأسفانه در يكي از همين {تحريفات}، نسبتي {كذب} توسط يكي از سخنرانان به آيت الله العظمي بهجت داده شد كه چندي پيش ايشان صريحاً آن را تكذيب نمودند. سخنران فوق مدعي شد كه حدود سي سال قبل در روضهاي كه در منزل آيت الله بهجت تشكيل شده بود از ايشان شنيده است كه فرمودهاند: در زمان آيت الله العظمي سيد ابوالحسن اصفهاني آن زعيم بزرگ به جهت سخنان يكي از روشنفكران پيرامون حرمت قمهزني فتوا به وجوب قمهزني! داده و فرمودند هر كس توانايي دارد بايد امسال قمه بزند. در آن سال حدود 700 مجتهد!!! به اطاعت از حكم سيد، قمه زدند اما من (آية الله بهجت) چون ديدم هم ميترسيدم و بنيه و هنر اين كار را ندارم براي اين كه مخالفت با مرجعم سيد ابوالحسن نكنم لباسي پوشيده و به ميان قمهزنان رفتم و آن لباس من خوني شد و آن را نشُستم و وصيت كردهام آن را با من دفن كنند!!! چون به امر مرجعم چنين كردم. گفتني است آيت الله العظمي بهجت ضمن دستخطي كه اصل آن هماكنون موجود است ضمن تكذيب اين ادعا فرمودند: آنچه من گفتهام آن است كه مرجع بزرگوار آية الله العظمي سيد ابوالحسن اصفهاني با قمهزني مخالف بودهاند و تا پايان حيات خود نيز بر اين رأي و نظر باقي بودند. و چنين لباسي نيز هماكنون نزد من وجود ندارد.جالب اينجاست كه اين تهمت بزرگ در حالي به آية الله اصفهاني زده شد كه همان گونه كه آيت الله بهجت نيز فرمودند ايشان يكي از مخالفان سرسخت قمهزني بودهاند ...
1. در متن فوق مواردي كه من داخل{} قرار داده ام از ديدگاه شرع مقدس اسلام بعضا توهين و بعضا در صورت عدم اثبات ، تهمت تلقي مي شوند كه اگر فرضا در دنيا اوضاع هميشه بر وفق مراد ايشان باشد و مورد سوال واقع نشوند در بارگاه قدس ربوبي حساب خاص خود را دارد.
2. مانند اكثريت قريب به اتفاق مراجع عظيم الشان ؛ حضرت آيت الله العظمي بهجت :
o چنانكه در سايتشان موجود است و در استفتائاتشان هم چاپ شده قمه زني را بدعت يا خرافه و يا حرام نمي دانند
o و علاوه بر جواز كلي حتي عمل به نذر آن را در مورد طفل توسط ولي طفل واجب ميدانند و مستحضريد كه از جمله شروط صحت نذر آن است كه اصل عمل در شرع واجب يا مستحب باشد
o و آنچه در اين متن از ايشان نقل شده فقط در حد نفي انتساب حكم وجوب به مرحوم سيد اصفهاني و اعلام مخالفت آن مرجع والامقام است و نه آن همه مطالب راست و دروغ كه اينها در بوق و كرنا كردند.
o و اتفاقا در فيلم كاملتري كه توسط خبرگزاري الف در اينترنت منتشر شد آقاي بهجت با نقل خاطره اي از مرحوم ملاقربانعلي زنجاني(از اعاظم فقهاي دوره مشروطه كه بر دار كردن شيخ شهيد را براي خود آن مرحوم كتبا پيشگويي كرده بود) تصريح مي كنند كه با دستگاه سيدالشهدا در نيفتند (آقاي بهجت در همان فيلم نقل كردند كه از مرحوم زنجاني هم با توسل به برخي استدلالهاي عاقلانه! خواسته شده بود كه در جهت ايجاد محدوديت در عزاداري حسيني فتوي بدهند كه با هوشياري خاص خود و با لحن تند نقشه ها را يكجا نقش بر آب كردند و فرمودند با دستگاه سيدالشهدا در نيفتند)
o و نهايت چيزي كه بر فرض صحت همه نقلها مي توان نتيجه گرفت اين است كه آن سخنران در اين قضيه اي كه سي سال از آن گذشته است شخص ديگري را با مرحوم اصفهاني اشتباه گرفته باشد حال چگونه مي توان اين همه تهمت و استخفاف مومنين و ... را كه بر اين طناب توهمات بسته شده را جبران كرد؟!
3. من شخصا در همان ايام توانستم با زحمت فراوان يك نسخه از آن دو سي دي را كه نوشته اند{به صورت بسيار انبوه و با بودجههاي مشكوك در تمام كشور منتشر گرديد}!! فقط براي چند ساعت امانت گرفته و روي هارد رايانه ام كپي كنم و چند بار ببينم اما برايم اين سوالات بطور جدي مطرح است كه :
غير از اين يك اشتباه فرضي در يك نقل قول چرا حتي يك اشتباه ديگر را هيچكدام از اين آقايان عصباني نتوانستند افشا كنند؟! و در كل اين متن تهاجمي (و موارد قبلي حمله به قمه زني) از بين دو سي دي كامل صوت و تصوير و استدلال و اسناد مكتوب فقط به همين يك مورد نيم بند چسبيده اند؟!! آيا جز اين است كه از جواب آن همه موارد محكم عاجز مانده اند كه بر طرح اين يك مشتبه اين همه اصرار مي ورزند؟! تازه آنها كه آنجا مطرح شده با وجود وسعت و استحكام قابل تحسين تنها بخشي از حقايق موجود است و براي نمونه مي توانيد به مواردي كه اخيرا در سايت تطبير www.tatbir.com زحمت كشيده اند و موارد ديگر مراجعه كنيد كه بنده در آن سي دي ها نديده بودم. آيا مي توانند حتي يك مورد از اين ادعاها كه كرده اند {تحريف روايات} و ... را نشان دهند يا از خداوند قهار و سيدالشهداء هميشه مظلوم شرم نمي كنند؟
4. با وجود آنكه اغلب كساني كه در آن سي دي ها و جزوات نظرشان آورده شده :
يا خودشان از مراجع عظام تقليد و علماي درجه اول حوزه اند ؛
يا از محققين و نويسندگان گرانقدر وخطباي مشهورند ؛
يا از پزشكان و متخصصين و مداحان و ...
حسب آنچه نقل شده و قرائن حاليه آن سي دي ها و جزوات معدودي كه بعدها منتشر شد تا حد امكان جمع اوري و تهيه و توزيع كنندگان آنها مورد تعقيب و بازجويي قرار گرفته اند!!! آيا اين است ثمره ي خون شهدايي كه شعار استقلال آزادي جمهوري اسلامي را با نثار جانشان فرياد كردند؟!
نمي دانم اينها چرا وقتي صحبت از هولوكاست مي شود بلافاصله داد از عدم آزادي بيان مي زنند ولي حتي به يك نفر از موافقين قمه زني اجازه ندادند كه در ملاء عام يك كلمه دفاع كند بعد بيايند بررسي كنند و او را منطقا محكوم كنند! چرا ما عادت داريم هميشه يكطرفه به قاضي برويم؟! اگر مقلديم حرف همه مراجع را بدون تحريف و سانسور بياوريم و اگر در برداشتها اختلاف داريم بحث متقابل و عادلانه كنيم و با فرصتهاي برابر به مردم امكان بدهيم كه خودشان بررسي كنند و نتيجه بگيرند. آيا آن همه فريادهاي امام و شهدا براي رهايي و آزادي به اينجا ختم مي شود؟ ما نه طرفدار هرج و مرج هستيم و نه مدافع هرزگي و ابتذال اما در حكومت قبل از انقلاب سخن دين و فقها به عناوين مختلف ممنوع بود چرا بايد حالا هم همان روال براي يك عده ديگر از علما و فقها اجرا شود؟!
5. سخن به درازا كشيد و حكايت همچنان باقيست و متاسفانه فرصت نشد كه در باره اضرار به نفس و وهن مذهب و بقيه مواردي كه هيچكدام در باره قمه زني درست نيستند بحث شود و اگر مايل بوديد در اين موارد هم با ذكر دلايل سخن خواهم گفت اما فعلا اميدوارم همه ما به خود آييم و همچنانكه بارها در شرع مقدس اسلام بر اين امر عقلي تاكيد شده است هر كار را فقط به اهل آن واگذار كنيم و از اظهار نظرهاي نسنجيده در جايي كه حقمان نيست بپرهيزيم كه دخالت در دين شان معصوم است و آنان كه معصوم اذن داده باشد و انشاءالله در مقالي ديگر به اين موضوع و برخي ملحقات آن از جمله اينكه رابطه حكومت فعلي با دين و رابطه اين دو با جامعه چيست و چه اندازه حق دخالت در امور ديني را دارد و اينكه وظايف خطير علما در باره تبليغ دين حنيف اسلام و مذهب تشيع چيست و در باره حفظ نظام اسلامي چگونه مسئوليت دارند مي پردازم.


