تبليغاتX
1شيعه براي اولين بار منتشر مي كند :


بسم الله الرحمن الرحيم

و به نستعين انه خير ناصر و معين.

ربنا لا تكلنا الي انفسنا طرفة عين ابدا.

با حوصله و دقت  (لينك:) متن مناظره و نظرات ارسالي و پاسخهاي ارزشمند (و بعضا قابل تامل) به برخي از نظرات را خواندم. خداوند به جناب حسيني قزويني و شما توفيق دهد كه در راه وحدت مسلمين از راه اصلي آن كه حل (و نه پوشاندن) اختلافات مبنايي بين شيعه و سني است تلاش موثري را انجام مي دهيد. مواردي هم به ذهن حقير رسيده كه ذيلا عرض مي كنم :

·   گرچه تلاش شما و جناب حسيني حفظه الله و كثرالله امثالكم را مفيد و موثر مي دانم اما همچنانكه از نظرات ارسالي و جو اجتماعي ايران و بلكه جهان امروز پيداست ؛ بازدهي مفيد آن در حد انتظار نيست و تبعات مضر محسوس اين روشها ، علاقه مندان به اعتلاي اسلام و مسلمين را به بازنگري در آنها وامي دارد. به عبارت ديگر همچنانكه مشاهده مي كنيد جوّ رايج در مورد اين بحثها برخلاف آن منش و انگيزه هاي ارزشمنديست كه در خود بحثها از جانب طرفين ، به درستي مورد تاكيد قرار گرفته است و اين همان پارادوكسي است كه قرنهاست گرفتارش هستيم :

1.   اگر بحث و مناظره اي صورت نگيرد جمع زيادي از انسانهاي حقجو ناخواسته و ندانسته تا پايان عمر از حقيقت دور مانده و در گرداب ضلالت و هلاكت غرق خواهند شد

2.     و اگر صورت بگيرد آتش اختلافاتي كه مدتها زير خاكستر مانده ، شعله ورتر گشته و خسارتهاي گاه جبران ناپذير به بار خواهد آورد

3.   و از همين روست كه مي بينيم حتي كساني كه با اطمينان به پيروزي در ميدان بحث گام نهاده اند ؛ براي جبران نقطه ضعف هاي خود (ولو بطور ناخودآگاه) درست سر بزنگاهها به موضوع وحدت و پرهيز از تفرقه و ... پناه مي برند (غافل از اينكه نفس ورودشان در اين ميدان به مفهوم پذيرش كار بوده است و يك بام و دو هوا نمي شود).

4.   و به همين  خاطر است كه هر وقت چنين بحثهايي به نتايج موثري براي عموم افراد جامعه نزديك مي شود با دخالتهاي ديگران و با عناوين گوناگون يا متوقف شده و يا به نحوي از رسميت انداخته مي شود.

·   و اما چاره چيست؟ با كياست و درايت و خصوصا دلسوزي كه در جناب حسيني و همكارانشان سراغ دارم و با نهايت خضوع در برابر مقام علمي و تلاش هاي خالصانه ايشان ، اميدوارم از اينجا به عرايض مشفقانه اين برادر كوچكشان توجه بيشتري نموده تا هم حاصل زحمات فعلي شان محفوظ مانده و از آن بيشترين استفاده بشود و هم كار به نحو موثرتري دنبال شود.

برادر عزيز و بزرگوار و استاد ارجمندم جناب حسيني ؛

1.   واقعيت آن است كه اين بحثها (كه البته براي طرفين لازم و ضروري است) خاكريزهايش بسيار دورتر از جايي است كه من و شما در انتظار حريف نشسته ايم! اين كه شخصي مانند جناب مرادزهي و امثال ايشان و حتي اساتيد و شاگردان ايشان تا برسد به مردم عادي اهل سنت با اين بحثها به جايي برسند و باصطلاح كارشان يكطرفه شود ؛ بسيار دور از انتظار و حتي محال مي نمايد چرا كه آنان از طفوليت و قبل از آن ، مذهب و علماي ما زا (نعوذ بالله) نه تنها منحرف كه مغرض و معاند مي دانند و (صرف نظر از اينكه براي سخن و دلايل ما جواب قابل قبول حتي براي خودشان داشته باشند يا نه) قبل و حين و بعد از هر بحث و تخاطبي با ما ، بجاي آنكه كمي هم در مواضع خود و پيشنيانشان تامل كنند ، به خيال حودشان و به سبك نگه كردن عاقل اندر سفيه فقط مي خواهند به هر قيمت كه شده ما را از گرداب هلاكت و ضلالت! نجات دهند.

2.   شايد آنها به ما بگويند كه شما خود نيز با چنين تصور و تصوير متقابلي ، به بحث مي نشينيد ولي روشن است كه در اين ميدان از نظر مبنايي يكي از طرفين حق محض و ديگري باطل محض است اما سخن اين است كه شرط ورود در ميدان بحث آن است كه طرفين حاضر باشند واقعا انديشه خود را هم در بوته آزمايش قرار دهند : « ... وَ إِنّا أَوْ إِيّاكُمْ لَعَلى‏ هُدًى أَوْ في ضَلالٍ مُبينٍ»‌‍ ‌‍"24سبأ‌‍ ‌‍"

3.   بايد قبل از ورود در هر بحث ، كليات مورد قبول و تفاهم طرفين هم براي خودشان و هم براي شنوندگان ، قدم به قدم مشخص شود و قبل از ورود به بحث ، طرفين شرط كنند كه اگر نتوانستند پاسخ قانع كننده بدهند و به اصطلاح به بن بست رسيدند رسما و علنا از عقيده خود دست بردارند و به سهم خود جماعتي را از گمراهي نجات دهند. البته ممكن است شخص مغلوب نتواند في المجلس پاسخ مناسب بدهد كه بايد مهلت لازم (ولي معين) به وي داده شود و از هر كس هم كه خواست كمك بگيرد ولي از ابتدا رسما قبول كند كه اگز تا پايان مهلت حاضر به جواب نشد رسما حق را به طرف مقابل بدهد.

4.   و نيز چنانكه عرض شد اختلافات مبنايي ، حل مبنايي هم مي طلبد ؛ بايد ترتيب موضوعي رعايت شود تا دچار تلاشهاي طاقت فرسا و كم حاصل نشويم. مثلا تا زماني كه جناب مرادزهي اشكالات مبنايي مذهبش را حل نمي كند و مثلا در حالي كه (برخلاف نص قرآن) هاله عصمت به دور همه اصحاب (حتي آنها كه در صدد قتل رسول الله صلي الله عليه و آله وسلم بوده اند) مي كشد آيا مي تواند براي ايشان پرداختن به موضوع ايمان حضرت ابوطالب يا بحث باب و جدار به نتيجه تعيين كننده اي برسد؟ (و اتفاقا آقاي مرادزهي با تكيه به همين موضوع يعني مسلم انگاشتن مباني مذهبش سعي در ناديده گرفتن تمام تضادها و تناقضات واضحي كه آقاي حسيني مطرح كردند ، نمود)

5.   و بالاخره اينكه براي هر بحث بايد آداب و شرايط منطقي مورد قبول طرفين قرار داده شود تا به حصول نتيجه صريحتر و صحيح تر در كمترين زمان ممكن كمك كند نه آنكه خود مقررات بحث دست و پاگير شود! بايد :

o    اولا در كميت زمان (4 دقيقه) براي چنين بحثهاي دامنه داري كارشناسي شود.

o  ثانيا اين مدت به عنوان سقف محسوب شود نه آنكه طرفين مجبور باشند به هر شكل از تمام وقت استفاده كنند (امكان ذخيره وقت استفاده نشده براي قسمتهاي بعدي نبود) كه خود سبب شاخه شاخه شدن بيشتر كلام شود. به نظر من اگر جناب حسيني هر يك از محكمات استدلاليشان را مستقلا دنبال مي كردند ، جناب مرادزهي و همفكرانشان خيلي زودتر و بسيار واضح تر به بن بست (و در واقع به شاهراه مستقيم هدايت) مي رسيدند.

o  ثالثا بايد خارج از موضوع بودن مطالب (كه بسيار مهم هم هست) توسط مجري وارد و مورد قبول طرفين بلافاصله تذكر داده شود تا از بازدهي مفيد بحث نكاهد و منجر به تخريب نشود. البته چنانچه تذكر مجري مورد قبول گوينده قرار نگيرد ، به گوينده حق ادامه كلام در وقت خودش داده شود.(اگر توجه كرده باشيد در مناظره اخير جناب مرادزهي با وجود تذكرات متعدد خروج از بحث به آقاي حسيني ، خودشان مكررا خارج از موضوع رفته و نه فقط براي جواب دادن بلكه بعضا فتح باب غيرمرتبط كردند كه غالبا آقاي حسيني و مجري برنامه به اين شگرد ايشان توجه نمي كردند و همبن مطلب از لحاظ رواني بر اذهان شنوندگان معمولي بحث ، بسيار مخرب و به ضرر آقاي حسيني بود.)

 

با وجود آنكه تصور مي كردم بتوانم در حجم كمتري از كلمات همه مقصودم را بيان كنم اما به پايان آمد اين وقتم ! و حكايت همچنان باقيست.

اگر عمري باقي بود انشاءالله ادامه مطالبم را عرض خواهم كرد. و باز هم قدرداني صميمانه ام را از همه زحمات ارزشمندتان بپذيريد. والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته.

 1شيعه  www.1shia.blogfa.com

 

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387ساعت توسط 1 شيعه |

بسم الله الرحمن الرحيم و به نستعين

جديدا از يكي از دوستان پيامي در مورد پست قبلي (موسيقي حلا للل!) دريافت كردم كه ديدم بد نيست در مورد آن چند جمله اي بنويسم :

سلام

یعنی واقعا نظر  حضرات اینه؟

ترویج موسیقی مطلقاً حرام است؟؟؟؟؟؟؟

ياد گرفتن موسيقي حرام است و موسيقي حلال نداريم؟؟؟؟؟؟؟؟

همه انواع موسيقى حرام و گوش دادن به آن جايز نمى باشد؟؟؟؟؟؟؟؟؟

همه ادمها میدانند که موسیقی هم مثله غذا  برای روح نیازه .!!!!!!!!!

 

با تشكر از شما كه مثل خيلي ها بي تفاوت از اين مطلب عبور نكرديد و ما را قابل دانستيد كه نظر مخالفتان را و حرف دلتان را كه در ذهن بسياري از مردم هست بنويسيد ؛ اما دوست عزيز چند نكته به نظرم رسيده كه بايد به عرض شما و كساني كه اينطور نظري دارند برسانم :

*  آنچه در اين پست ذكر شده است فقط نظر برخي از علما و مراجع تقليد شيعه است و بسياري از مراجع عظام ديگر هم از قديم تا به حال قائل به تحريم كلي (همه انواع موسيقي) بوده اند و من چون فرصت نداشتم فقط اين چند نظر را كه در يكي از سايتها آمده بود ، آورده ام.

*  برخي از مراجع تقليد به خاطر وسعت مفهوم موسيقي قائل به حلال بودن برخي از انواع آن هستند اما منظور آنها هم از موسيقي حلال ، موارديست كه از نظر علمي نوعي موسيقي هست ولي در عرف رايج مردم اصلا موسيقي محسوب نمي شود و در واقع كل آنچه در جامعه به عنوان موسيقي (مجاز و غيرمجاز و سنتي و غربي و ... ) مطرح مي شود از ديدگاه همه مراجع و بلكه همه كساني كه با لسان قرآن و معصومين آشنا باشند ، ممنوع بوده و هست و خواهد بود و به همين خاطر مثلا امام خميني كه حلال شمردن اينها را نوعا به ايشان نسبت مي دهند براي اينكه مردم به اشتباه نيفتند و فكر نكنند آن صوتهايي كه از نظر ايشان مشكل شرعي ندارند همين موسيقي هاي جمهوري اسلامي است (!) در مواضعي(حدود بيست سطر مانده به آخر اين لينك :) موسيقي را كلا تحريم كرده اند  و كساني كه در بيت ايشان بوده اند نقل كرده اند كه حتي موسيقي هاي مختصر مثل آرم اخبار راديو را مي بستند كه مبادا به گوششان بخورد!

*  متاسفانه از ناآگاهي مردم سوء استفاده شده و چنين القاء شده كه مثلا آنچه توسط صداوسيما پخش شود يا مثلا ارشاد تاييد كند حتما بررسي شده و مشكل شرعي ندارند!! در صورتي كه اكثريت قريب به اتفاق (حداقل نود درصد!) از همان مواردي كه صدا و سيما پخش مي كند و يا ارشاد تاييد مي كند از همان موارد حرام يقيني هستند كه در مورد آنها وعده عذاب داده شده است و موجب سلب بركت و رحمت از فرد و اجتماع مي گردد. (آيات و احاديث بسياري پشتوانه اين فتاوي هست كه انشاءالله در بحثهاي بعدي حاج آقا ذكر خواهند شد)

*  و اما آنچه در مورد لزوم موسيقي يا فايده آن ذكر كرديد اولا نظر شخصي است و مثلا بنده كه يكي از آدمها هستم (!) با نظر شما موافق نيستم و معتقدم موسيقي مضرات زيادي دارد كه برخي از آنها در علم كنوني بشر هم اثبات شده و برخي هم كه فوايدي براي آن ذكر كرده اند بر فرض صحت ، مانند آنچه قرآن راجع به شراب و قمار مي فرمايد ضررهاي آنها بيش از نفعشان است.

*  و بالاخره اينكه ما خدا را مي پرستيم يعني آنچه خداوند از ما خواسته است را بدون چون و چرا مي پذيريم و نمي توانيم نؤمن ببعض و نكفر ببعض باشيم. رابطه عبد و مولا حكم مي كند كه هر چه مولا بفرمايد عبد بدون چون و چرا بپذيرد و اگر چه مسلم است كه مولا هر چه را واجب يا حرام و ... فرموده از روي حكمتي بوده است اما لزومي ندارد كه عبد از آن حكمت آگاه باشد تا عمل كند. يكي از اصحاب به امام صادق عليه السلام عرض كرد كه اگر شما بفرماييد نصف يك سيب حلال و نصف ديگر همان سيب ، حرام است من از صميم قلب ، آن را باور داشته و به آن عمل مي كنم و حضرت فرمودند ايمان و تشيع حقيقي همين است.

خداوند به ما و شما توفيق دهد كه اولا همه موانعي را كه در راه استجابت دعايمان قرار دارد برطرف كنيم و خود را از همه گناهان و شبهات دور كنيم و بعدا براي ظهور آن منجي حقيقي كه آرزو و نياز همه بشريت است دعا كنيم. اللهم عجل لوليك الفرج واجعلنا من اعوانه  و انصاره.

+ نوشته شده در چهارشنبه دوم مرداد 1387ساعت توسط 1 شيعه |

سؤال: آیا میتوان موسیقی حلال را در آموزشگاههای ویژه یا جاهای مناسب بیاموزیم؟

 

نظر رهبر انقلاب :
جواب:بطور كلّى، ترويج موسيقى و تدريس آن و تشكيل كلاس‌هاى موسيقى، هر چند موسيقى حلال باشد، با اهداف عاليه‌ى نظام مقدس جمهورى اسلامى سازگار نيست و بهتر است جوانان عزيز وقت با ارزش خود را صَرف يادگيرى علوم و فنون لازم و مفيد نموده و اوقات فراغت خود را با ورزش و تفريحات سالم، پر نمايند
 

آیة الله مظاهری:
جواب:
ترویج موسیقی مطلقاً حرام است


آیة الله العظمي سيدصادق 
شیرازی:
جواب:همه انواع موسيقى حرام و گوش دادن به آن جايز نمى باشد.


آیت الله العظمي شيخ لطف الله صافی:
جواب: ياد گرفتن موسيقي حرام است و موسيقي حلال نداريم. والله العالم

+ نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم تیر 1387ساعت توسط 1 شيعه |

سلام عليكم.

ساعت حدود سه نيمه شب بود و از خواندن پيام ها و نوشتن پاسخ ها قدري خسته شده بودم و مي خواستم استراحتي كنم كه اين پيام توجه مرا جلب كرد :

 

 نويسنده: .•.¸¸.•*´DAVOoD`*•.¸¸.•.

يکشنبه 2 تير1387 ساعت: 2:30

سلام

ما فقط پيام برات ميزاريم تا بدوني حمايتت ميکنيم و ديگر اينکه بهت خسته نباشيد بگيم .
موفق و پيروز باشي.

وب سايت

 

به يك باره خستگي از تنم بيرون رفت و تصميم گرفتم تا صبح هم كه شده قسمت بعدي را بنويسم ؛ پس توجه شما را به ادامه بحث گذشته جلب مي كنم :

 

1شيعه : اما حاج آقا هنوز هم براي من معلوم نشد كه اگر امام آن جملات را واقعا در مورد خودشان نوشته بودند چه اشكالي داشت؟ چه نقصي براي ايشان بود كه با دلي آرام و قلبي مطمئن و روحي شاد از اعمال خودشان و ضميري اميدوار به فضل خداي متعال از خدمت خواهران و برادران مرخص و به سوي جايگاه ابدي سفر كنند ؟!

حاج آقا : علتش اين است كه ما بزرگان را با خود قياس مي كنيم ؛ امثال من اگر فرضا يك شب موفق شوند نماز شب بخوانند تصور مي كنند دنيا را فتح كرده اند! اما آنها كه به ماهيت دنيا و آخرت و نسبت آنها و موقعيت خودشان بيشتر پي برده اند حتي تا جايگاه خود معصومين و شخص رسول اكرم صلي الله عليه و آله و سلم كه هيچ خطا و گناهي نداشتند و عاليترين درجات بهشت و قرب و رضوان الهي برايشان تضمين شده بود ، با اين حال ناله ها و ضجه هاي نيمه شبشان زبانزد خاص و عام است.

 1شيعه : بله ، مثلا وقتي اميرالمؤمنين عليه السلام از طرف يك همسر شهيد (آن هم به اشتباه) بازخواست شدند كه چرا از حال آنان غافل شده اند ، آنقدر با اين زن و بچه هايش همراهي كردند كه صورت خود را هم به آتش تنور نزديك كردند و فرمودند : اي علي حرارت آتش دنيايي را بچش قبل از آنكه جهنم برپا شود ...

حاج آقا : با آن مقام كه حب و ولايت ايشان كليد بهشت است و خود ايشان در آخرت قسيم الجنة والنار هستند و تعيين مي كنند كه چه كسي بهشت برود و چه كسي جهنم برود!

حميد  : ولي من شنيدم كه در قرآن صاحب نفس مطمئنه را امام حسين عليه السلام تفسير كرده اند.

1شيعه : بارك الله حميدجان! پس آنطورها هم كه فكر مي كردم پياده نيستيد!

حاج آقا : بله سخن در باره معصومين مفصل است و تفاسير هم تا حدي كه توانسته اند در اين موارد شرح داده اند و بايد مطالعاتمان را زيادتر كنيم و به اين جلسات گفتگوها اكتفا نكنيم اما يك مثال ديگر ذكر كنم كه تا حدي مطلب روشنتر شود. مرحوم شيخ انصاري را مي شناسيد؟

حميد  : شيخ مرتضي انصاري؟

حاج آقا : بله ، همان عالم بزرگواري كه درجات بالاي فقه و اصول وي چنان بود كه به وي لقب خاتم الفقهاء والمجتهدين داده اند.

1شيعه : يعني ديگر فقيه و مجتهدي بالاتر از وي نخواهد آمد؟

حاج آقا : البته اين لقب براي نشان دادن مقام شامخ و تعظيم و احترام ايشان است و نيز مي دانيم كه كتاب هاي ايشان هنوز هم در سطوح عالي حوزه تدريس مي شود و براي طلبه نشان افتخار است كه بتواند كتابهاي ايشان را بفهمد آن هم با تدريس استادان برجسته كه فقها و مراجع عظام باشند

حميد  : خوب پس مقام علمي ايشان خيلي بالا بوده است ...

حاج آقا : نه تنها مقام علميشان بالا بوده ؛ بلكه از نظر عملي هم اسوه و الگو بوده اند ...

1شيعه : مگر همان مقام علميشان عملي عم نيست؟ مگر نمي گويند قلم علما از خون شهيدان بالاتر است؟ آن هم اينطور فردي كه همه علماي صدساله اخير مستقيم يا غير مستقيم شاگرد ايشان بوده اند. اين خدمتها خيلي بالاست.

حاج آقا : البته همانطور است كه شما فرموديد اما منظور من ميزان تقيد ايشان به احكام شرع است. سختترين حالات انسان حالت احتضار و جان كندن  است. اين حالت محل خطر بسيار است و اينكه بالاترين دعايي كه مي كنند براي عاقبت به خير شدن است بي حكمت نيست و خيلي از اين ايمان هاي سست و آبكي فقط تا وقتي دوام مي آورند كه انسان به گرفتاري شديد نرسد.

1شيعه : براي همين است كه سفارش شده دعاي عديله را در نزد محتضر بخوانند؟

حاج آقا : بله ، آن حالتهاي سخت و آن اضطراب هاي شديدي كه براي انسان پيش مي آيد باعث مي شود تا مرتبا در عقايدش تجديد نظر كند ؛ واقعا بايد خدا رحم كند و اينكه اين همه زيارت معصومين سفارش شده يكي از بالاترين فوايدش همين است كه در آن وانفسا به دادمان برسند.

حميد  : خوب در مورد شيخ انصاري صحبت مي كرديد...

حاج آقا : بله كساني كه در حال احتضار مرحوم شيخ حاضر بوده اند ماجراي عجيبي را از ايشان نقل مي كنند كه مو به تن انسان راست مي كند!

1شيعه : بفرماييد بشنويم .

حاج آقا : بله ، مي گويند اطرافيان ايشان وقتي مي بينند كه ايشان در حال احتضار هستند طبق دستوري كه داريم پاي ايشان را به طرف قبله مي كنند ، اما با كمال تعجب مي بينند كه ايشان با آن حال بيماري شديد با زحمت پاي خودشان را از طرف قبله برمي گردانند! آنها به تصور اينكه مرحوم شيخ از شدت بيماري در حال غير اختياري هستند بار ديگر پاي ايشان را به طرف قبله مي كنند ولي باز هم مشاهده مي كنند كه ايشان با زحمت بسيار پايشان را برمي گردانند!

حميد  : يعني جان كندن براي ايشان هم اينقدر سخت بوده كه دچار مشكل اعتقادي .... ؟

حاج آقا : نه عزيز من! عجله نكنيد ؛ براي بار سوم هم چنين كاري تكرار مي شود تا اينكه بالاخره يكي از حاضران اعتراض مي كند كه مگر حال رقت بار ايشان را نمي بينيد؟ چرا اينقدر ايشان را اذيت مي كنيد؟ بگذاريد هر طور كه خودشان مي خواهند جان بدهند ؛ اما با كمال تعجب مي بينند كه ايشان دارند مطلبي مي گويند!

1شيعه : چه مي گفتند؟؟!

حاج آقا : خوب است بدانيد كه ايشان در حال احتضار دچار بيماري شديد و اسهال بودند به نحوي كه نمي توانستند از تخلي جلوگيري كنند ؛ حال در چنين موقعي دو حكم شرعي پيش آمده بود از طرفي چون ايشان در حال احتضار بودند اطرافيان ايشان بايد پاي ايشان را به سمت قبله مي كردند ؛ و از طرف ديگر چون ايشان نمي توانستند از تخلي جلوگيري كنند شرعا حرام بود كه به سمت قبله قرار بگيرند ...

حميد  : پس براي همين بود كه با زحمت پايشان را برمي گرداندند؟

1شيعه : واقعا چه مشقتي كشيده اند ! چه جان كندن سخت و دردناكي بوده است!

حاج آقا : اما مهم اين است كه در همين  حال سخت و مشقت بار ايشان به اطرافيان خود درس بسيار مهمي داده اند ...

حميد  : درس ؟؟!!

حاج آقا : بله ، در همان حالت كه اطرافيان ديدند كه به ايشان اينطور سخت مي گذرد و تصميم گرفتند ايشان را آزاد و راحت بگذارند ؛ ايشان فرمودند شما تكليفي داريد (پاي محتضر را به قبله كنيد) و من هم تكليفي دارم ( خودم را از قبله برگردانم ) بايد هريك به تكليف خود عمل كنيم

حميد  : الله اكبر ! اين ديگر نهايت زجر كشيدن و مردن است !

1شيعه : اين اوج تقوي و تعبد است . خوشا به حالشان كه اينقدر كامل بودند كه  حتي از عبادت در لحظه مرگ هم نگذشتند ...

حاج آقا : اما مطلبي كه مي خواستم بگويم مهمتر از اين است !

حميد  : ديگر از اين مهمتر چه چيزي مي تواند باشد؟؟!!

حاج آقا : عرض مي كنم ؛ همين اسوه تقوي و تعبد كه در تمام عمرش چنين مراقبت و مواظبت بر رعايت احكام شرعي داشته است ؛ وقتي يكي از حاضران در آن جلسه مي بيند كه ايشان با چه مشقتي جان مي دهد به مرحوم شيخ نزديك مي شود و در گوش او مي گويد جناب شيخ براي راحت جان دادن توصيه شده اين دعا را بخوانيد : يا من يقبل اليسير و يعفو عن الكثير ؛ اقبل مني اليسير واعف عني الكثير .

حميد  : يعني چه؟

1شيعه : يعني اينكه سفارش شده براي راحت جان دادن بگويد : اي خدايي كه (عمل نيك) اندك و كوچك را قبول مي كني و از (گناهان) بسيار زياد در مي گذري و مي بخشي ؛ از من هم آن عمل كوچك و كم را قبول كن و از گناهان بسيار زياد من هم در گذر و ببخش.

حاج آقا در حالي كه اشك پهناي صورتشان را پوشانده بود  فرمودند : بله درست است ؛ اما با كمال تعجب ديدند كه مرحوم شيخ با زحمت و با صدايي لرزان مي فرمايد : اين اليسير ؟؟!!

1شيعه : الله اكبر ! اين ديگر باورنكردنيست !

حميد  : مگر چه گفته بودند؟

حاج آقا در حالي كه گريه امانشان نمي داد فرمودند : يعني آن كوه تقوي و عمل صالح در جواب آن شخص فرمود : اين دعا براي آن كسي است كه آن عمل كوچك و اندك را داشته باشد ولي من هرچه در پرونده ام نگاه مي كنم همان عمل كوچك را هم نمي يابم !! كو آن عمل اندك ؟ كجاست آن يسير ؟ تا از خدا بخواهم آن را بپذيرد و از كثيرم درگذرد ؟؟!!

حميد  : واي به حال ما ! او كه اين همه كتاب نوشته و آن همه شاگرد تربيت كرده و هزاران عبادت ديگر داشته كه اينطور بگويد پس ما با اين اعمالمان ديگر بايد برويم و بميريم !!

حاج آقا : نه ، يأس هم درست نيست ، مؤمن بايد حالتي بين خوف و رجا داشته باشد ؛ از هر كسي در حد خودش توقع است. شما در شرايطي كه هستيد اگر دقيقا در خط كلي مرجعيت شيعه كه نواب امام زمان سلام الله عليه هستند باشيد و براي آبرو و سربلندي شيعه فعاليت كنيد و ديگران را هم در حد توان خود به اين راه هدايت كنيد ، برنامه منظمي براي عبادات و قرآن و دعا و مطالعات مذهبي داشته باشيد و از وضع فقرا و محرومين هم غافل نشويد انشاءالله عنايت اهل بيت عليهم السلام شامل حالتان مي شود .

حميد  : اما گناهان گذشته چه مي شود؟

حاج آقا : آنها كه بايد جبران شوند اقدام كنيد و از همه گناهان هم استغفار كنيد .

حميد  : جبرانش چطور است؟

1شيعه : اگر نماز و روزه و خمس و كفاره و ... خلاصه حق الله بر گردنت باشد در حد توانت قضا و بقيه را وصيت كني و اگرحق الناس بر گردنت هست ادا كني و قرض مردم را بدهي.

حاج آقا : فقط همين ها نيست ، مهمتر از اينها هم هست!

حميد  : مهمتر از اينها چيست؟

حاج آقا : مهمتر آبروي مردم است كه به ناحق ريخته باشيد ، اگر غيبت يا تهمتي زده باشيد و يا كسي را مسخره و سبك كرده باشيد و از آن بالاتر هم هست!

حميد  : بيچاره شديم ! بالاترش چيست؟

حاج آقا : بالاترش اين است كه بدعتي در دين خدا گذاشته باشيد ، باعث انحراف و گمراهي ديگران شده باشيد و يا به آنها كمك كرده باشيد ....

حميد  : تو را خدا بس است ! ديگر كپ كرديم ؛ ما فكر كرديم دوتا استغفرالله مي گوييم و تمام مي شود!

1شيعه : براي همين است كه حضرت علي عليه السلام فرمودند گناه نكردن خيلي آسانتر از توبه كردن است و به كسي كه در مسجد بدون توجه مرتب استغفار مي كرد فرمودند : مادرت به عزايت بنشيند مي داني استغفار چيست؟ و آنقدر شرايط براي استغفار فرمودند كه يك موردش يادم مانده است ...

حميد  : فقط يك مورد؟

1شيعه : گفتم من يكيش يادم مانده ولي آن هم آْنقدر سخت است كه از كپ كردن و اينها رد مي كني!

حميد  : مگر چيه؟

1شيعه : فرمودند آنقدر عبادت كني تا تمام گوشتهايي كه از حرام در بدنت روييده آب شوند ...

حاج آقا : فعلا كافيست حالا اينقدر اين بنده خدا را نترسانيد كه سر به كوه و بيابان بگذارد!

1شيعه : ولي مثل اينكه فراموش كرديد حاج آقا تا الان بالاي كوه بوده ايم و همين حالا هم بايد سر به بيابان بگذاريم!

حاج آقا : منظورتان چيست؟

حميد  : منظورشان اين است كه وقتمان تمام شده و بايد از كوه پايين برويم و به روستا برگرديم!

 

و با اين حرف حميد شروع به جمع آوري لوازم كرديم تا به روستا برگرديم. تا ادامه داستان در هفته هاي بعدي شما را به خدا مي سپارم.


1شيعه :

الله اكبر! عجب اتفاق جالبي ! در وبلاگ  بزم عشاق ديدم كه دقيقا امروز سالگرد مرحوم شيخ انصاريست و احتمالا مرحوم شيخ نظر لطفي به اين بنده حقير داشته كه بدون هيچ اطلاع قبلي و برنامه ريزي موفق شدم چند سطري در باره ايشان بنويسم. اگر توجه كرده باشيد اصلا قصد نوشتن پست جديد و حال آن را نداشتم ولي با پيام آن دوست حال و توفيقي پيدا كردم و پستي را نوشتم كه تقريبا تمام آن مربوط به مرحوم شيخ انصاري است و جالب اينكه ايشان هم نوشته اند:

من چند روز تو ذهنم بود که چنین پستی رو بزنم

امروز قبل اینکه سرکار برم اومدم وبلاگ شما و چند خط اول رو خوندم و یادم افتاد و ...
بهر حال امیدوارم که مثل شیخ بزرگ و استادالفقها و المجتهدین بتونیم سیره علمی و عملی ایشونو ادامه بدیم.

حالا خوشحالم كه اگر هم در قعر گودال هاي نفسانيت گرفتاريم (منظورم خودم است) ولي آنان كه قله هاي معرفت را پيموده اند نظر لطفي به ما بيچاره ها هم دارند و اين نيست مگر به خاطر حبّ پيامبر اكرم و مولايمان اميرالمؤمنين و اهل بيت ايشان صلوات الله عليهم اجمعين

الحمدلله الذي جعلنا من المتمسكين بولاية مولانا اميرالمؤمنين و الائمة عليهم السلام

+ نوشته شده در یکشنبه دوم تیر 1387ساعت توسط 1 شيعه |

دشمنت كشت ولى نور تو خاموش نگشت

آن روزهاي اول كه اين وبلاگ تازه شروع به كار كرده بود و بالاي آن نوشته بودم :

جمهوريت؟اسلاميت؟ياهردو؟

ظريفي اشاره كرده بود كه به اين 3سوال اضافه كنيد: يا هيچكدام؟ (!!)

و من هم برآشفتم كه اين چه حرفيست كه مي زنيد؟ چرا بذر ياس و نوميدي مي پراكنيد؟ و ...

اما امروز با خود تأملي داشتم كه واقعا ما به كدام سو مي رويم؟ و اين هديه الهي و ثمره ي خون هزاران شهيد را چگونه پاس مي داريم؟

نمي خواهم پرحرفي كنم و هنوز هم بر حرف اول خود باقي هستم كه بايد با جان و دل و صد البته به نحو صحيح از اين نظام دفاع كرد ؛ اما آيا با اين سياست هاي رسانه اي ما ، از شير جمهوري اسلامي ، يال و دم و شكمي باقي مي ماند؟!

من خود چنانكه قبلا هم با كمال صراحت نوشته ام از مخالفان آزادي بيان عمومي و بي قيدوشرط هستم اما حيا هم خوب چيزيست! در تنها كشوري كه مذهب رسمي آن تشيع است و بالاترين مسئولين رسمي با سوگند پاسداري از اين مذهب حكمشان تنفيذ مي شود ؛ وقتي با نظر و سخن مراجع عظام تقليد كه پشتوانه مشروعيت نظام هستند اينگونه برخورد شود براي من و تو و مردم عادي چه مي ماند؟

از آيات عظام شيرازي و روحاني و امثالهم كه هيچگونه نظر و تبليغ رسانه اي مجاز نبوده و نيست و اما از اواخر سال گذشته تا كنون حضرت آيت الله العظمي وحيد خراساني نيز ظاهرا در آن ليستها قرار داده شده اند و در حالي كه كوچكترين پيامها و بيانات آقايان نوري همداني و مكارم شيراي بلافاصله و در سطح جهاني روي آنتن مي رود سخنان ارزشمند ايشان حتي در موتورهاي جستجوي خبري رسمي كشور در اينترنت به ركورد صفر مي رسد!!

پس از سانسور شديد بيانات ارزشمند ايشان در اربعين سال گذشته و جوسازي بعدي كه براي تحريف نظر ايشان انجام شد اكنون بيانات ايشان در آستانه ايام فاطميه كه در جمع هزاران نفر از مجتهدان و فضلاي عاليمقام حوزه قم ايراد گرديد به همان سرنوشت دچار مي شود.

صدا و سيما كه حتي در خود شهر مقدس قم (سيماي نور) از نقل اينگونه مطالب كاملا خاموش شده است! خبرگزاري هاي رسمي هم كه تا چند ماه آينده به دنبال آثار و نتايج ضربه سر بازيكن پرسپوليس در دقيقه 96 هستند! و ... پس اين موضوع ناگزير بايد توسط من و شما منتشر شود!

... و بالاخره ما نفهميديم اين جمهوري و مردمسالاري چطور حتي انتشار آزادانه راي اين نخبگان را آن هم با رعايت موازين برنمي تابد؟ و آن پسوند اسلامي چقدر دايره اش ضيق شده كه اعلم علماي اصول فقه شيعه در مركز جهان تشيع نيز از آن برون مانده است؟!

 

و با كمال تاسف ملاحظه شد برخي از منابع هم كه داوطلبانه اقدام به نشر اين سخنان ارزشمند كرده اند گرچه زحمت كشيده و كار تحقيقي روي اين سخنراني انجام داده اند و اسناد و نشاني آيات و احاديث را ذكر و قسمتهاي ناقص را تكميل كرده اند ؛

اما با وجود آن كه نوشته اند :

حضرت‌ آيت الله العظمي وحيد خراساني (مد ظله العالي) ، يك شنبه : 29/2/87 ؛ 12/ جمادي الأول/1429به مناسبت سالگرد شهادت حضرت صديقه شهيده ، فاطمه زهرا سلام الله عليها ، در درس خارج اصول سخنراني كردند كه عيناً تمامي سخنراني ايشان از منظر دوستان خواهد گذشت .

1= برخي قسمت ها را حذف كرده اند. (دقايق اوليه سخنراني و چند مطلب كوتاه ديگر)

    ۲= و بسياري قسمتها را (ظاهرا به منظور ويرايش) جابجا كرده اند.

3= بعضي از كلمات را (شايد از بي دقتي) تغيير داده اند (مثلا به جاي جنايت نوشته اند خيانت ؛ بجاي علمي نوشته اند عملي ؛ بجاي باب نوشته اند باغ ؛ و چند مورد ديگر كه معنا را دگرگون مي كند)

 

گرچه ظاهرا اين موارد برخي سهوي و بقيه هم از روي حسن نيت بوده ولي حتي عدم دقت و توجه كافي در باره چنين بيانات مهمي كه دوست و دشمن به حساسيت آن اذعان دارند با اصول كار رسانه اي مغايرت دارد ؛ از همين رو بار ديگر 1شيعه افتخار دارد كه براي اولين بار اقدام به انتشار متن كامل و دقيق اين بيانات ارزشمند مي نمايد.

(بازديدكنندگان محترم متن منتشرشده كه آن هم فقط در پايگاههاي محدودي در اينترنت موجود است به عنوان نمونه در اين نشاني http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=notepad&id=56

قابل مشاهده است و متن تهيه شده اين وبلاگ در همين قسمت منتشر مي شود تا مقايسه و استفاده به سهولت امكان پذير باشد)

 

متن كامل سخنراني بدون دخل و تصرف كه براي اولين بار توسط اين وبلاگ منتشر مي شود :

 

بسم الله الرحمن الرحيم

الحمد لله رب العالمين ؛ و صلي الله علي سيدنا محمد (حضار : اللهم صل علي محمد و آل محمد) و آله الطاهرين ؛ سيّما بقية الله في الارضين و اللعن علي اعدائهم الي يوم الدين

چون پيشامد فاطميه است ؛

اسلام وابسته به سيد الشهداست و عاشورا ؛

و شعائر حسينيه همان است كه در اربعين گفتيم بدون كم و كاست.

مناقشه در شعائر حسينيه ، خيانت به اسلام است ؛ چون اسلام قائم به عاشوراست و عاشورا قائم به اين شعائر است .

اما نسبت به فاطميه ؛ همان طوري كه اسلام و خاتم النبيين وابسته به سيد الشهداست ؛ مذهب و امير المؤمنين وابسته به صدّيقه كبراست ؛ تضعيف شعائر فاطميّه ، خيانت به مذهب و جنايت به امير المؤمنين است .

چون شماهايي كه  در اين بحثيد ، قسمت عمده‌ اي نخبه ي فضلاء قميد ؛ هم از ممالك مختلف ، هم از بلاد مختلف ايران در اين جا جمع شديد ؛ از نظر عقلي و علمي - نه از نظر احساسي - بايد عظمت فاطميه را درك كنيد و به بلاد خودتان منتقل كنيد كه هر كس به اين مذهب حق و به آن كسي كه به او نبوت تمام انبياء و رسالت تمام مرسلين و دين خدا كامل شده :

الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ و َأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَ رَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِينًا

آن كسي كه كمال دين به اوست ، تمام نعمت به اوست ، ‌اسلام مرضيّ خدا وابسته ي به اوست ، خود او باز وابسته به فاطمه زهراست و اين مطلب بسيار مهم است.

عامه از اعيانشان و همچنين خاصه از نخبه ي علماءشان اين روايت را نقل كرده‌اند و متن حديث را بايد ديد و دقت كرد:

روايت منتهي مي‌شود به جابر بن عبدالله انصاري ، اعيان علماء عامه حتي مثل زمخشري و رجال شيعه مثل شيخ صدوق اين روايت را نقل كرده‌اند :

قَالَ جَابِرُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ : سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ صلي الله عليه وآله (حضار : اللهم صل علي محمد و آل محمد) يَقُولُ لِعَلِيِّ بْنِ أَبِيطَالِبٍ عليه السلام قَبْلَ مَوْتِهِ بِثَلَاثٍ

سه روز قبل از رحلت ، اين كلمات را فرموده . در كيفيت تعبير ، اهل دقت و نظر تأمل كنند .

سَلَامُ عَلَيْكَ يَا أَبَا الرَّيْحَانَتَيْنِ أُوصِيكَ بِرَيْحَانَتَيَّ مِنَ الدُّنْيَا

اين جمله است كه محير العقول است :

فَعَنْ قَلِيلٍ يَنْهَدُّ رُكْنَاكَ وَ اللَّهُ خَلِيفَتِي عَلَيْكَ

عن قليل دو ركن تو منهدم مي‌شود ؛

ولي خدا خليفه ي من است بر تو .

چون اين مصيبت ، إخبارش كمر شكن بود براي اميرالمؤمنين ؛ تسليت داد به جمله دوم كه : و الله خليفتي عليك .

فَلَمَّا قُبِضَ رَسُولُ اللَّهِ صلي الله عليه وآله قَالَ عَلِيٌّ عليه السلام هَذَا أَحَدُ رُكْنَيَّ الَّذِي قَالَ لِي رَسُولُ اللَّهِ صلي الله عليه وآله ؛

فَلَمَّا مَاتَتْ فَاطِمَةُ عليها السلام قَالَ عَلِيٌّ عليه السلام هَذَا الرُّكْنُ الثَّانِي الَّذِي قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلي الله عليه وآله .

شرح اين حديث ،‌ در اين مختصر نمي‌گنجد ؛ ‌ولي چون شما در اين بحث به مراحل عاليه علم رسيده‌ايد ، ما اشاره‌  مي‌كنيم و خودتان بعد  تأمل كنيد .

ركن يعني چه ؟ هر جزء واجبي ، قيداً ، تقيّداً دخيل در آن واجب است . به فوت آن جزء بالضروره كل منتفي مي‌شود . اين خاصيت جزئيت است . پس به رفتن يك جزء تمام اين كل به هم مي‌خورد ؛‌ ولي فرق جزء با ركن چيست ؟

افتراق در اين جهت است : آن جزء بدل دارد و به وسيله بدل جاي مبدل پر مي‌شود ؛ لذا اگر سوره در نماز فوت شد ،‌ فاقد سوره مي‌شود بدل تنزيلي به حكم قاعده لا تعاد جبران مافات مي‌شود .

اما اگر نوبت به ركن رسيد ، ‌خاصيت ركن اين است كه ديگر بدلي برايش نيست . منهدم مي‌شود بالمرة و آن از دست رفته جايگزين ندارد . عقد مستثني و مستثني منه لا تعاد ، حقيقت ركن را روشن مي‌كند .

وقتي حقيقت ركن اين است ، اولا بايد ديد آن كسي كه به اين ركن متكي است ،‌ او كيست ، تا او شناخته نشود ، ركن او شناخته نمي‌شود .

براي اين كه ما فاطمه زهرا را بشناسيم و فاطميه را به آن اندازه ميسور كه در خور ما است نه در شأن او ؛ احياء كنيم ، بايد حقيقت ركنيت صديقه كبري روشن بشود . و اين مسأله عبيسه و اين حكمت عاليه به اين سادگي درك نمي‌شود . بايد ديد امام ششم (از او بايد گرفت اين جا جايي نيست كه كلام حكيمي ، فيلسوفي ، فقيهي مطرح باشد) بايد ديد رأس مذهب ، لسان الله ناطق ، آن كسي كه اسمه عند اهل السماء الصادق ، او در اين زمينه چه مي‌گويد .

وقتي مقابل قبر امير المؤمنين عليه السلام ايستاد ، زيارت كرد آن حضرت را. در اين زيارت سه قسمت است : يك صلوات است ،‌ يك سلام است ، يك شهادت است .

بايد ديد چه جور بر او صلوات از خدا خواست؟ ، اين يك

چه جور به او سلام كرد؟

مرحله آخر چه جور شهادت داد ؟ يك كتاب شهادات را بايد ورق بزنيد تا بفهميد اين شهادت ؛ از چنين شاهدي ، يعني چه .

اما سلسله بحث . ما از هر قسمتي تكه‌اي را به طور اشاره مي‌گوييم :

اللهم صل

اين بيان جعفر بن محمد است (حضار : اللهم صل علي محمد و آل محمد) كه همه فقهاء ، همه حكماء بايد دقت كنند ببينند در جمله به جمله چي است؟

اللهم صل على أمير المؤمنين عبدك المرتضى ، وأمينك الأوفى ، وعروتك الوثقى ،

مضاف‌ها را دقت كنيد . مضاف اليه را هم دقت كنيد . بعد ببينيد در اين اضافه چه غوغائي است .

وعروتك الوثقى ، ويدك العليا وجنبك الأعلى ، وكلمتك الحسنى ، وحجتك على الورى ، وصديقك الأكبر ، وسيد الأوصياء ، وركن الأولياء ، وعماد الأصفياء

 اين مرحله اول ؛

مرحله ي دوم : السلام

آن صلواتش بود نمونه ايست اين سلامش است

السلام على اسم الله الرضي و وجهه المضئ وجنبه القوي ...

السلام على نور الأنوار وسليل الأطهار وعناصر الأخيار

اين هم سلامش ؛ اما شهادتش كه  غوغاست شهادت است ؛ آن هم شهادت از جعفر بن محمد است .

واشهد أنك جنب الله

شهادت مي‌دهم  تو جنب الله هستي . اين كلمه اشاره است به آن آيه

 أَنْ تَقُولَ نَفْسٌ

آن روزي كه همه انبياء داد وانفساه مي‌زنند آن روز است كه : أَنْ تَقُولَ نَفْسٌ يَا حَسْرَتَا

مورد تحسر چيه؟ آن حسرت : فِي جَنْبِ اللَّهِ .

شهادت مي‌دهم تو همان جنب الله هستي كه هر نفسي در آن روز  حسرت مي‌ خورد به آن تفريطي كه نسبت به تو كرده .

شهادت مي‌دهم تو باب الله هستي . آن خانه درش منحصر است به تو .

شهادت مي‌دهم تو حبيب الله هستي

ختم كلام : شهادت مي‌دهم تو وجه الله هستي .

كل من عليها فان وَ يَبْقى‏ وَجْهُ رَبِّكَ

اينچنين كسي چنين اعجوبه‌اي كه عقل ، علم ، درك ، فكر ، همه مشاعر از انوار عظمت او كه نمونه‌اي از آن در اين كلمات بود ، خائب و خاسر است ؛ آن وقت يك چنين موجودي ، ركن وجودش ، نقطه اتكائش ، عماد هستيش فاطمه زهراست .

اين جاست كه بايد فهميد زهرا كسيت ؟

كو كسي كه فهميده باشد ؟

يك جمله در كلمات حضرت بود و آن جمله اين است :

و سيد الأوصياء و ركن الأولياء .

امير المؤمنين كيست؟ ركن اولياء است .

اولياء كي اند ؟ كه او باز ركن آن‌ها است.

اينها را بفهميد

خوب درك كنيد

اولياء آن‌هايي هستند كه نص قرآن است :

الا ان اولياء الله لا خوف عليهم و لا هم يحزنون

تمام عالم بدون استثناء همه مبتلا هستند به دو آفت : يكي ترس يكي حزن . ترس از چه؟ از اين كه آن چه دارند نبازند . حزن از چه ؟ از آن چه ندارند ، چه جور به اوبرسند .

همه در اين بين ، ‌بين الخوف و الحزن گرفتارند .

حالا كساني كه به مقامي رسيده‌اند كه « لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُون» اين‌ها كيانند؟!

اين در قرآن است ؛ اما مفسر قرآن خاتم پيغمبران است

او در بيان اين اولياء ، بيانش اين است :

اولياء الله كساني هستند كه :

نَظَرُوا فَكَانَ نَظَرُهُمْ عِبْرَةً

سكتوا فكان سكوتهم ذكرا

نَطَقُوا فَكَانَ نُطْقُهُمْ حِكْمَةً

مَشَوْا بين الناس فَكَانَ مَشْيُهُمْ بَرَكَة

نظر آنها عبرت است

مشي آنها ، قدم آنها بركت است

سكوتشان ذكر است ؛ نطقشان حكمت است

اگر آجال مكتوبه الهيه برآن‌ها نبود لَمْ تَقِرَّ أَرْوَاحُهُمْ فِي أَبدانهِمْ طرفة عين شوقا الي الثواب و خوفا من العقاب.

اين اكسير احمر كجا پيدا مي‌شود ؟! اينها همگي من الأولين والأخرين ركنشان  امير المؤمنين است . حالا آن كسي كه خودش ركن تمام اولياء خداست ، بايد ديد ركن او كيه؟ ركن او هم فاطمه زهراست .

اين است كه كي صديقه كبري را شناخته است؟

كي فهميده فاطمه زهرا كيست؟

به قدري ساحت بلند است به قدري مقام منيع است كه حتي در عالم بقاء هم درك نمي‌شود زهراء كيست ؟

پرسيد از امام ششم چرا فاطمه ، زهراء ناميده شده است؟ جواب داد : چون قصري خدا براي او ساخته آن قصر نه از طرف بالا متصل به جائي است ، نه از اين طرف اتكاء به استوانه‌اي دارد ، فقط آن قصر معلق است به قدرت پروردگار ، صد هزار باب دارد . بر هر بابي هزار ملك است . اين قصر

آن اندازه با اهل بهشت فاصله دارد كه همانطور كه اهل زمين به كوكب دري به آسمان نگاه مي‌كنند ، اهل بهشت به قصر او اين جور مي‌نگرند . اين سرّ اسم  زهراست . اين گوهري است كه ستاره درخشان تمام اهل بهشت است .

آن وقت اينچنين كسي رفت از اين دنيا

چه جور از اين دنيا رفت ؟

اگر كسي مي‌خواهد بفهمد نمونه اش اين است

گفت : يا رسول الله لَقَدِ اسْتُرْجِعَتِ الْوَدِيعَةُ وَ أُخِذَتِ الرَّهِينَةُ وَ اخْلِسَتِ الزَّهْرَاءُ

امانتي را كه كسي مي گيرد :

إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَماناتِ إِلى‏ أَهْلِها . اين وديعه‌اي بود كه از پيغمبر گرفت ؛ اما نگفت برگرداندم گفت : يا رسول الله بر گردانده شد . هر چه هست در اين صيغه‌هاي مجهول است . وَ أُخِذَتِ الرَّهِينَةُ .

آن جمله‌اي كه كمر شكن است :

گفت : وَ اخْلِسَتِ الزَّهْرَاءُ ؛

زهرا ربوده شد . (گريه حضار)

جائي از بدنت شكسته شده ؟ !

 

اگر  استخوان انگشت بشكند ، چه حالي داري ؟

 

حالا اگر استخوان سينه بشكند‌ ؟

(گريه شديد حضار)

 

وقتي استخوان سينه بشكند ؛

 

نفس نمي‌شود كشيد ؛

 

نود و پنج روز ؛

 

سه روز بعد از پيغمبر استخوان سينه‌ شكست ؛

 

نود روز ...

 

نود روز... نمي‌توانست... نفس بكشد .

 

هر نفسي كشيد... جان داد ،

 

نه يك مردن است ،

 

در هر نفسي جان دادن است .

 

وقتي آمد كنار بستر پيغمبر

سني و شيعه نوشته‌اند چه جور آمد .

با آن مشيي كه مشي پيغمبر بود

با آن حال آمد ،

أما وقتي علي او را به پيغمبر تحويل داد ،

كان كالخيال .

يعني بدني نبود شبحي بود .

 

گفت يا رسول الله فَاسْتَخْبِرْهَا الْحَال

خودت از او استخبار كن .

خودت از او سؤال كن

خواست بگويد :‌

يا رسول الله آن چه كشيد ، به من هم نگفت ؛

 

تو خودت از او بپرس كه بر او چه گذشت ؛

 

سَتُنَبِّئُكَ ابْنَتُكَ

 

در اين جمله فكر كنيد ؛

 

حق فاطميه را ادا كنيد .

 

اي مردم ايران!

 

اي كساني كه رهين منت بعثت پيغمبريد

 

چه سني ، چه شيعه ،

همه بايد اجر رسالت را بدهند .

 

قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى‏ .

 

روز سوم جمادي الثانيه ،

 

براي اين كه اجر رسالت داده بشود ،

 

به اقرب به خاتم انبياء اظهار مودت بشود ،

 

بايد مملكت يكپارچه يا زهراء بشود .

 

در مقابل آن جنازه‌اي كه نيمه شب آن جور زير خاك رفت ،

 

بايد آن روز هر كس دل به علي بن أبي طالب دارد

 

آن چه در توان دارد ، انجام دهد .

 

اين وظيفه شعائر فاطميه است .

 

تضعيف شعائر فاطميه تضعيف مذهب است .

 

سبك شمردن شهادت صديقه ي كبري ، استخفاف به امير المؤمنين است .

 

كوتاهي و تقصير به حق خاتم النبيين است .

 

خاتمه كلام :

صاحب عصر ،

ولي وقت ،

امام زمان ،

از شما انتظار دارد كه :

براي آن بازوي ورم كرده ،

آن پهلوي شكسته ،

آن قبر مخفي ،

آن جنازه نيمه شب دفن شده ،

 

آنچه در قدرت داريد كار كنيد .

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

التماس دعا

(ضمنا لازم به ذكر است كه متن سايت ولي عصر عجل الله تعالي فرجه الشريف كه لينك آن در بالا ذكر شد ، در اين وبلاگ به عنوان متن اوليه مورد استفاده قرار گرفته است و گرچه در تطبيق با اصل سخنراني ، تقريبا همه قسمتهاي آن تغيير داده شده ؛ ولي در واقع زحمت اعراب گذاري و تايپ در بيشتر جاها مربوط به اين عزيزان بوده كه تشكر و قدرداني مي شود)

 

پيوندهاي زير صوت وتصوير اين سخنراني رامستقيما از سايت رسمي ايشان دراختيار مي گذارد:

دانلود =  فايل ويديويي با كيفيت مناسب ( حجم حدود ۶/۱۶ مگابايت )

دانلود  =  فايل ويديويي با كيفيت پايين ( حجم حدود ۵/۱۱ مگابايت )

دانلود  =  فايل صوتي ام پي۳ ( MP3 حجم حدود ۱/۱۰ مگابايت )

دانلود =  فايل تصويري مخصوص موبايل ( حجم حدود ۲/۳ مگابايت ) ( فقط قسمت پاياني سخنرانی است) 

ابتدا روي كلمه دانلود كليك راست و سپس گزينه Save target as... را انتخاب كنيد

(توصيه : به دليل اينكه اختلاف حجم فايل هاي تصويري با صوتي كم است ؛ فايل هاي تصويري توصيه مي شود)

+ نوشته شده در جمعه دهم خرداد 1387ساعت توسط 1 شيعه |

خبرگزاري جمهوري اسلامي ۱۳۸۷/۰۲/۲۰

امام جمعه موقت قم با اشاره به اينكه آمريكا امنيت را از مردم عراق سلب كرده است، گفت: تا زماني كه كشورهاي اشغالگر خصوصا آمريكا از عراق خارج نشوند، اين كشور روي آرامش را نخواهد ديد.

آيت الله رضااستادي درخطبه هاي نماز جمعه قم خاطرنشان كرد: امروز كشورهاي اسلامي از جمله عراق، فلسطين و لبنان به دليل كارشكني هاي دشمنان و در راس آنها آمريكا، گرفتار ستم شده اند.

وي يادآورشد: متاسفانه سازمانها و نهادهاي بين‌المللي نيز در مقابل ظلم و ستم استكبار جهاني بويژه آمريكا به ملت هاي مظلوم سكوت كرده و تنها جمهوري اسلامي است كه در برابر ظلم از مظلوم دفاع مي‌كند.

آيت الله استادي خواهان وحدت كشورهاي اسلامي براي مقابله با نقشه هاي دشمنان اسلام شد و گفت: آنها هر روز به بهانه هاي مختلف در كشورهاي عراق و فلسطين به كشتار مردم بي‌گناه مي‌پردازند و بايد كشورهاي اسلامي در برابر اين توطئه با آنان مقابله كنند.

امام جمعه موقت قم در بخش ديگري از سخنان خود از مسوولان نظام خواست كه كيفيت كارهاي خود را بر كميت آن ترجيح دهند.

آيت الله استادي اظهار داشت: متاسفانه برخي مسوولان ما گرفتار اين طرز تفكر هستند كه با ارايه آمارهاي طويل تنها به كثرت كار فكر مي كنند و به كيفيت كاري ندارند.

وي ادامه داد: اگر فعاليت‌ها گسترش پيدا كند ولي كيفيت درست نداشته باشد جامعه به جايي نخواهد رسيد.

آيت الله استادي با انتقاد از برنامه هاي راديو پيام و توجه مسوول اين راديو به كميت برنامه هاي آن گفت: متاسفانه به رغم تاكيد مقام معظم رهبري مبني برعدم ترويج موسيقي در كشور اين راديو بيشتر برنامه هاي خالي خود را به پخش موسيقي اختصاص داده است.

آيت الله استادي ادامه داد: هركاري خلاف شئونات اسلامي را نبايد تنها مقام معظم رهبري و مراجع تقليد به مسولان تذكر و يا با آن مقابله كنند.

وي اظهار داشت: مسوولان نظام بايد در صورتي كميت‌ها را افزايش دهند كه كيفيت در آن لحاظ شده و برنامه هاي آن خلاف شئونات اسلامي نباشد.

وي ادامه داد: در سال تحصيلي جديد ورودي دانشجويان دختر در دانشگاه از پسرها بيشتر بود، ولي آيا مسوولان ما فكر كردند كه خوابگاههاي دختران به چه صورت است و چقدر به كيفيت اين كار فكر كرديم.

وي ادامه داد: امروز كثرت گوشي هاي تلفن همراه در كشور آسيبهاي زيادي را براي مردم ايجاد كرده است به گونه اي كه مراسم عروسي ها، خانواده و بسياري از جاهاي ديگر را ناامن كرده است.

وي تصريح كرد: شهيدان ما براي حفظ ارزشها و دفاع از اسلام شهيد شدند و بايد احساس مسووليت نموده كه به راه شهداي انقلاب ضربه وارد نكنيم.

+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387ساعت توسط 1 شيعه

هشدار آيت الله سبحاني نسبت به تبليغات وهابيون

 

آيت الله جعفر سبحاني يكي از اساتيد بر جسته حوزه علميه قم خواستار هوشياري مردم در برابر اشاعه خرافي گرايي و تبليغات مسموم فرقه وهابيت شد.

به گزارش رجانيوز به نقل از ايرنا ، وي روز پنجشنبه در ديدار با مشاور فرهنگي وزير كشور در امور روحانيت ، افزود: فرقه هاي افراطي سعي دارند با اشاعه انواع خرافات مردم را از مسير مستقيم وصحيح منحرف كنند.

وي تصريح كرد: اين فرقه‌ها هر روز با بيان انواع معجزه هاي دروغين سعي در گمراه كردن مردم را دارند.

وي اضافه كرد: هدف اصلي دست اندركاران اين فرقه‌ها ضربه زدن به نظام جمهوري اسلامي است.

وي با تاكيد بر ضرورت هشياري سخنرانان ووعاظ مذهبي ، گفت : كساني كه بالاي منبر سخنراني مي‌كنند بايد بدانند درچنين جايگاهي هرسخني جايزنيست.

اين استاد برجسته حوزه علميه قم اظهار داشت: متمسك شدن به خواب وتعبير كردن هرخوابي درمجالس عمومي باعث گسترش خرافه گرايي در ميان مردم مي‌شود.

آيت الله سبحاني افزود: نبايد خواب را محور اصلي استدلال وسخنراني قرار داد.

وي در پايان اين ديدار گفت : بايد بين ولايتمداري و تعقل فاصله ايجاد نشود.

وي افزود: ولايت را دور از تعقل وتعقل را دور از ولايت ندانيم.

 http://www.rajanews.com/News/?27599

+ نوشته شده در جمعه ششم اردیبهشت 1387ساعت توسط 1 شيعه

مولاي من! خواستم بگويم تو غريبي ؛ اما ديدم غربت براي جدايي امت از امامي چون تو لفظي غريب است! خواستم بگويم كه تو مظلومي ؛ ديدم مظلوميت تحمل ظلمي را كه بر تو مي رود ندارد! ...

و اينك يك دريا اشك ؛ و يك بيابان اندوه  ما را سزاست كه در فراق چون تو مهرباني ؛ حق ندبه را بتوانيم بجاي آوريم. آن روز كه بتوانيم چشم و گوش و قلبمان را از تسخير نامحرمان رها سازيم توان اميد داشت كه صدا و سيماي پرشكوه تو را در منظر اشك خالصانه شوقمان ميزبان شويم.

به اميد آن روز ؛ كه آرزو مي كنيم دير نباشد انهم يرونه بعيدا و نريه قريبا

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

نقل از پايگاه حضرت آيت الله العظمي بهجت حفظه الله : ... حاج محمّد على فشندى ـ رحمه اللّه  ـ هنگام تشرّف به محضر حضرت صاحب ـ عجّل اللّه تعالى فرجه الشّريف ـ عرض مى كند: مردم دعاى توسل مى خوانند و در انتظار شما هستند و شما را مى خواهند، و دوستان شما ناراحتند.

حضرت مى فرمايد: دوستان ما ناراحت نيستند! 

اى كاش مى نشستيم و درباره ى اين كه حضرت غائب ـ عليه السّلام ـ چه وقت ظهور مى كند، با هم گفت و گو مى كرديم، تا حدّاقل از منتظرين فرج باشيم.

اشخاصى را مى خواهند كه تنها براى آن حضرت باشند. كسانى منتظر فرج هستند كه براى خدا و در راه خدا منتظر آن حضرت باشند، نه براى برآوردن حاجات شخصى خود. چرا ما حدّاقل مانند نصارى كه در مواقع تحيّر با انجيل ارتباط دارند، با آن حضرت ارتباط برقرار نمى كنيم؟!

آيا ائمه ى ما ـ عليهم السّلام ـ درباره ى بلاهايى كه در چنين وقت بر دو طرف(1) رخ مى دهد و سابقه ندارد، چيزى نفرموده اند؟! و از حوادثى كه امروز اتّفاق مى افتد خبر نداده اند؟! آيا ممكن است از اين كه بنى العبّاس، كوفه را مى گيرند، خبر دهند(2) و از اوضاع امروز خبر ندهند؟! يقينا اين گونه مطالب را اجمالاً بيان كرده اند ؛

مگر مى شود نفرموده باشند كه مردم در چنين وقتى چه كار كنند؟! 
... آيا اكنون(3) كه يك مشت شيعه ـ كه در ميان آن ها علما و زنان و كودكان بى گناه كه نه مَقرّى دارند و نه مفرّى(4) ـ گرفتارند، ما نبايد با چشم گريان و دل شكسته از خدا بخواهيم كه بلا را رفع كند؟! آيا درست است كه ما راحت بنشينيم و نظاره گر باشيم و برادران و خواهران ايمانى ما در دست ظالمان گرفتار باشند؟!

اگر ما امروز به آن ها رحم، و براى نجات آن ها دعا نكرديم و فردا مثل اين بلاها بر ما نازل شد، ديگران هم بر ما رحم و دعا نمى كنند.

آيا مى شود رييس و مولاى ما حضرت ولى عصر ـ عجّل اللّه تعالى فرجه الشّريف ـ محزون باشد، و ما خوشحال باشيم؟! او در اثر ابتلاى دوستان، گريان باشد و ما خندان و خوشحال باشيم، و در عين حال خود را تابع آن حضرت بدانيم؟!
1. شدّت بمباران و موشك باران شهرها از سوى دو طرف درگير در جنگ عراق عليه ايران.
2. بحارالانوار، ج 34، ص 135؛ احتجاج، ج 1، ص 173؛ ارشاد، ج 1، ص 278.
3. زمان جنگ عراق عليه ايران.
4. مَقَرّ: قرارگاه؛ مَفَرّ: جاى گريز

شهادت امام حسن عسكري عليه السلام ،

پدر بزرگوار مولايمان حضرت حجت سلام الله عليه

را به آن حضرت و تمام شيعيان جهان تسليت عرض مي كنيم

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386ساعت توسط 1 شيعه |

 ۱- عذرخواهي و تصحيح يك اشتباه در مطالب قبلي اين صفحه

حضور آيت الله العظمي وحيد خراساني در جماران (بيت امام) در چند روز قبل خصوصي بوده و ارتباطي به هيچ يك از جناح ها و مسائل سياسي و رسمي كشور نداشته است و منشاء اين اشتباه هم ، نحوه ي انتشار اين خبر توسط خبرگزاري ها بوده است كه بدينوسيله تصحيح مي گردد اما نگارنده اين صفحه هنوز هم به عدم تعارض بيانات و خواستهاي اين مرجع عاليقدر و ساير مراجع عظام شيعه با مصالح كشور و نظام معتقد هستم و در فرصت بعدي در اين باره بيشتر خواهم نوشت. انشاءالله (اين عذرخواهي و تصحيح عينا در ذيل پست مربوطه نيز منعكس گرديد تا مراجعين بعدي نيز دچار اشتباه نشوند)

 

۲- تكذيب (نقل از سايت آيت الله العظمي بهجت حفظه الله)

آيت الله العظمي بهجت حفظه اللهپرسش : گفته میشود حسابهای بانکی حضرت آیت الله العظمی بهجت دامت برکاته مسدود شده است و شایعاتی درخصوص خالی کردن حسابهای بانکی معظم له مطرح است ؛ نظر شما در این رابطه چیست ؟

پاسخ : کذب محض است

۳- نظر آیت الله العظمي بهجت در باره ي انتخابات

در پی پرسش های مکرر مردم و مقلدان حضرت آیت الله بهجت درباره وظیفه شرعی رای دهندگان هشتمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی، آیت الله عباس محفوظی، مسوول دفتر آیت الله محمدتقی بهجت، عصر پنج شنبه در گفت و گو با خبرنگار خبرگزاری رسا نظر این مرجع تقلید را درباره وظیفه مردم در انتخابات هشتمین دوره مجلس شورای اسلامی اعلام کرد و اظهار داشت: معظم له صلاحیت انتخاب کننده و انتخاب شونده را در سوالاتی که از ایشان شده است، بیان کرده اند و فرموده اند.
متن کامل نظر آیت الله بهجت، درباره وظیفه مردم در انتخابات هشتمین دوره مجلس شورای اسلامی بدین شرح است:

«باید آن کسی که انتخاب می شود، عادل باشد. عدالت شرط است و باید احراز عدالت شود. اگر انتخاب کننده، تشخیص داد آن کسی که باید انتخاب شود، عادل است، اشکالی ندارد که انتخاب کند».

۴ - بیانیِّه اول
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین و الصلاة علی سید الانبیاء محمد و آله السادة الاوصیاء الطاهرین.
و بعد، چنانکه مکرراً، از شرکت در انتخابات، سئوال شده، در جواب آنها، آنچه اظهار شده است، بیان می شود:
این جانب، جهات سلبیه و اثباتیه را متعرض می شوم. کسانی که بنا دارند در رأی دادن و یا انتخاب شدن، شرکت نمایند، باید متذکر باشند، که :

 کسانی حق انتخاب شدن و امین مردم با ایمان در مورد دین و دنیا بودن را دارند، که از رجال با عقل کامل کافی و ایمان کامل از شیعه اثنا عشریه و با علم به مسائل شرعیه در شخصیات و اجتماعیات و با شجاعت باشند؛ و از آنهایی باشند که در اظهارات و تروک، ( لا یخافون فی الله لومة الائم. سوره مائده/54 ) باشند؛ و از رشوه ها و تخویفات و نحو آنها دور باشند؛
نظر نکنند که تا به حال چه بود، بلکه نظر نمایند که از حال چه باید بشود و چه باید نشود؛
و باید پرهیزکار و خداترس باشند، اراده خدای تعالی را بر همه چیز ترجیح بدهند؛ اگر فاقد بعض صفات باشند، اهل ائتمان نیستند، و رأی دادن برای فاقدها بی اثر است، بلکه جایز هم نیست، مشکوک هم، متروک است.
تفحص هم، باید کامل باشد و بدون مداخله دوستی و دشمنی در امور نفسانیه باشد.
در حال رأی دادن و گرفتن، خدای عظیم را ناظر به تمام خصوصیات همه بدانند.
کسانی هم که واجد خصوصیات مذکوره باشند

- که جایز باشد رأی دادن و گرفتن درباره آنها-

واجب می شود با توانایی،

اگر بدانند یا احتمال بدهند که فاقد بعض آنها، رأی خواهند گرفت.
ملاحظه نمایید دول کفر را [که] چگونه انتخاب می نمایند و انتخاب می شوند، و چه کسانی انتخاب می شوند، و از چه راه هایی انتخاب می شوند، و چه آرائی در مجلس های خودشان اظهار می کنند، و دولتهای آنها چه عملیاتی بر طبق قانون مملکت و بر خلاف قانون عقل و دین، حتی ادیان منسوخه آنها، انجام می دهند که فساد و افساد آنها بر همه عقلای دنیا آشکار است، [و] مخالفت نمایید با چگونگی کارهای آنها و چگونگی وسائل و اسباب و مسببات آنها، که مطابقت با هیچ دین اصل دار و هیچ قانون عقل پسند، ندارند.

عصمکم الله و ایانا من الزلات کلها بمحمد
و آله الطاهرین، صلوات الله علیهم اجمعین
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته.


۵ - بیانیِّه دوم

بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله و رب العالمین و الصلاة علی سید الانبیاء محمد و آله سادة الاوصیاء المطهرین.
در جواب سئوال مکرر مربوط به انتخابات، [مطالبی ذکر می شود] با اشاره به آنچه در سال گذشته تذکر داده شده بود، از بیاناتی که اختصاص به زمانی و مکانی ندارد و در آنها تعیین توصیفی- که اتمّ و اعمّ و احسن و اکمل و ادوم از تعیین اسمی است- شده بود.
از « حذیفه » رضوان الله علیه مروی است، که فرمود:
« کانوا یسألون رسول الله عن الخیر و کنت أسأله عن الشر »؛ باید بدانیم
« شرّ» چیست و « اهل شرّ» کیست تا فرار از آن نماییم، و « خیر» چیست و
« اهل خیر » کیست تا به سوی آن فرار نماییم.
باید اهل انتخاب، در پیاده کردن کبریات در صغریات، و کلیات در جزئیات، روشن و با احتیاط باشند؛
و رضای خدای بزرگ را مقدم بر رضای غیر نمایند؛ و فحص از عقلای متدینین که اصلح باشند نمایند؛ و در روشنی توقف ننمایند و در تاریکی حرکت ننمایند؛
و از رشوه دادن و گرفتن ( شیوه دول کفر)، دور باشند؛
با متدینین از عقلا، که محیط به مسائل شرعیه و با ایمان اعتقادی و عملی، و پرهیزگار، و با تدبیر، و شجاعت، و اعتدال فکری و مسلکی، باشند و با غیر آنها سر و کار نداشته باشند، و مسلمانها را گرفتار نکنند و کاری نکنند که در پشیمانی از آن، تدارکی نیست.
از وطن فروشی و وطن فروشان که غایت محبت دول کفر است، دور باشید. عواقب وطن فروشان به دول کفر را، ملاحظه بنمائید! دیدیم و می بینیم که به محلل های خودشان، وفا نمی کنند، مگر تا زمانی که چاره ندارند، و پس از آن، جز پشیمانی و عاقبت سوء برای تابعین آنها نمی ماند.
باید بدانیم که هیچ نقصی در ممالک اسلامیه نیست که منسوب به دول کفر نباشد؛ و آنچه منسوب به آنها است، نقص در اسلام و ایمان است، یا منتهی به آن است.
غیر از معصومین(ع) کسی نمی تواند بگوید: « همه چیز را می دانم، با می بینم» و نمی تواند کسی بگوید:
« هیچ چیز را نمی دانم و همه جا تاریکم، بلکه هر عامل عادی، چیزهایی را می داند و باید حرکت کند و توقف ننماید، [و] بلکه باید از معلومات خود، مجهولات را استخراج نماید تا آنجا که بتواند؛ و چیزهایی را نمی داند و باید احتیاط و توقف و تفحص نماید تا به ندامت غیر مستدرک، مبتلا نشود.
و این مطالب برای جواب سئوال ها، [ ذکر شد] با اشتمال بر بیاناتی که اتمام حجت و تأکید آن است، تا آنکه علی العمیاء، یا به مسامحه، خود و دیگران از مؤمنین را، در گمراهی وارد ننماید.
کسانی که متحیر و مرددند، به آنها دستور داده شده و می شود:
ملاحظه کنید: کدامیک از دو حزب، با ولایت علی(ع) موافق با موافق تر است؛ و کدام، اعتقاد او عملاً انتظار مهدی(ع) را دارد یا متأکدتر است؛ کدام، تغییری در امور دینیه، داده یا نمی دهد؛ کدام، معتدل در فکر، یا متلوّن است در اعتقاد یا عمل؛ کدام، ملکه تقوی و صدق و ائتمان دارد، یا قوی تر است؛ کدام، در صفات، شبیه به کفر یا نفاق و کدام، دورتر است؛ و بالجمله، کدام، به خدای متعال و خاتم الأنبیاء و خاتم الاوصیاء « صلوات الله علیهم و عجل فرجهم » نزدیک تر است.
از خداوند عظیم، موفقیت همه مؤمنین را بر مرضیات او، و تجنب از مبغوضات او را در همه جا و در هر حال، می خواهیم.
والسلام علیکم و رحمة لله و برکاته
الأحقر محمدتقی البهجة
11/ محرم الحرام/1418

+ نوشته شده در جمعه بیست و چهارم اسفند 1386ساعت توسط 1 شيعه |

كتاب: عاشورا وشبهه افكنان

نام كتاب: عاشورا وشبهه افكنان

(از سخنرانى هاى آيت الله العظمى سيد صادق شيرازى دام ظله)

به اهتمام: مؤسسه فرهنگى رسول اكرم صلّى الله عليه وآله

نوبت چاپ: دوم / بهمن ماه86

شمارگان: 10.000 نسخه

چاپ: سيماى كوثر

ناشر: قم، انتشارات سلسله

شابك: 2-79 -8788 -964-978

قيمت: 250تومان

 

در روايت صحيح وارد شده است كه وجود مبارك اميرمؤمنان على بن ابى طالب عليهماالسلام به حضرت زينب سلام الله عليها فرمودند: «دخترم... گويا مى بينم كه در آن روز تو وزنان خاندانت در اين شهر [كوفه] ذليل وهراسناكيد ومى ترسيد كه مبادا مردم شما را بربايند. صبر كنيد وبردبارى پيشه نماييد؛ زيرا به حق خدايى كه دانه را شكافت وآدمى را جان بخشيد در آن روز خداى متعال جز شما ودوستان وشيعيانتان در روى زمين دوستى ندارد. هنگامى كه رسول خدا اين خبر را به ما داد فرمود: ابليس در آن روز از خوشحالى پرواز مى كند وتمام زمين را در مى نوردد وبه شياطين خود مى گويد: اى جماعت شياطين، ما به هدفى كه در مورد فرزندان آدم داشتيم رسيديم وهلاكت آنان را به نهايت رسانديم وآنان را اهل آتش ساختيم، جز عده اى كه به اين گروه (يعنى خاندان پيامبر) متوسل مى شوند. تمام تلاشتان اين باشد كه در دل مردم شك وشبهه ايجاد كنيد ومردم را بر دشمنى با آنان ودوستانشان برانگيزيد وتحريك نماييد تا خوب گمراه شوند ودر كفرشان استوار گردند وديگر هيچ كدامشان روى رستگارى را نبينند».(1)

 

اين روايت كه در كتاب هاى معتبرى از جمله كامل الزيارات آمده داراى فقراتى فوق العاده تأمل برانگيز است. از جمله اين كه شيطان هنگام شهادت سالار شهيدان حضرت حسين بن على عليهماالسلام به ديگر شياطين توصيه مى كند كه تمام تلاش خود را صرف شبهه افكنى در ميان مردم نماييد. در حقيقت ابليس لعين وقتى مى بينيد كه خود ويارانش هرگز ياراى مقابله با ماجراى سيدالشهدا را ندارند، از آنان مى خواهد پى در پى به شبهه افكنى بپردازند. به عبارت ديگر :

حال كه نمى توانند اين شجره طيبه وشاخسار تنومند را از بُن بركنند، دست كم از تشكيك فروگذارى نكنند وغبار ترديد بر دل مردم بنشانند.

 

با توجه به اين فقره شايان توجه، جاى شگفت نيست اگر مى بينيم :

برخى افراد دائماً در ماجراى امام حسين عليه السلام به شبهه افكنى مى پردازند. چنين كسانى به واقع دانسته يا ندانسته دنباله روى ابليس هستند وچون مانند شيطان توان مقابله مستقيم با سيدالشهدا را ندارند بنياد عقايد مردم را هدف مى گيرند وباورهاى آنان را سست مى كنند...

 

در كتاب «عاشورا وشبهه افكنان» كه تقرير يكى از گفتارهاى مرجع عالى قدر است، موضوع شبهه افكنى در ماجراى  ابا عبدالله الحسين به تفصيل بررسى شده وبا استشهاد به روايت پيش گفته وديگر روايات پيشوايان دين مطالب سودمندى در اين باب ارائه شده است.

 

اين كتاب داراى عناوين فرعى ترى است از جمله:

• عاشورا آزمون بزرگ الهى؛

• عاشورا وشبهه افكنى ها؛

• حكم به غير ما انزل الله واهميت فتوا؛

• عاشورا وتشكيك؛

• دعا براى سوگواران حسينى؛

• عظمت مصائب كربلا و...

 

مطالعه اين كتاب به همه كسانى كه در زمينه شعائر حسينى ونحوه برگزارى عزادارى ها وفلسفه عاشورا دغدغه خاطر دارند به ويژه فعالان مذهبى واعضاى هيئت ها توصيه مى شود.

--------------------------------------------------------------------------------

1. كامل الزيارات، ص265 (باب88).

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386ساعت توسط 1 شيعه |

قابل توجه برخي افراد كه سخنان حضرت آيت الله العظمي وحيد خراساني را نوعي معارضه با نظام تصور مي كردند :

خبرگزاري دانشجويان ايران – تهران  سرويس: فقه و حقوق - فقه

آيت الله العظمي وحيد خراساني از مراجع عظام تقليد صبح امروز با حضور در بيت امام خميني(ره) در جماران با همسر و خانواده بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران ديدار کرد.

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، در اين ديدار که حجت الاسلام و المسلمين سيد حسن خميني نيز حضور داشت؛ آيت الله العظمي وحيد خراساني ياد و خاطره امام راحل و فرزندان ايشان به خصوص يادگار امام راحل، حجت الاسلام والمسلمين حاج سيد احمد خميني(ره) را گرامي داشت.

همچنانكه قبلا هم عرض كردم نبايد با ساده انديشي هر سخن موافق يا مخالفي را تعميم داده و به مفهوم موافقت كلي يا مخالفت كلي با نظام در نظر گرفت. اين روزها واقعا بشدت مشغول هستم ولي انشاءالله بزودي با مطلب جديد به روز خواهد شد. ضمنا مطمئن باشيد مطالب و تحليل هاي بعدي را كه با استفاده از رهنمودهاي اساتيد مستقل و اصيل حوزه هست در كمتر جايي خواهيد يافت!! منتظر باشيد.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

مطلب اضافه شده در تاريخ ۵شنبه شب ۲۳/۱۲/۱۳۸۶ :

 

عذرخواهي و تصحيح اشتباه

حضور آيت الله العظمي وحيد خراساني در جماران (بيت امام) در چند روز قبل خصوصي بوده و ارتباطي به هيچ يك از جناح ها و مسائل سياسي و رسمي كشور نداشته است و منشاء اين اشتباه هم ، نحوه ي انتشار اين خبر توسط خبرگزاري ها بوده است كه بدينوسيله تصحيح مي گردد اما نگارنده اين صفحه هنوز هم به عدم تعارض بيانات و خواستهاي اين مرجع عاليقدر و ساير مراجع عظام شيعه با مصالح كشور و نظام معتقد هستم و در فرصت بعدي در اين باره بيشتر خواهم نوشت. انشاءالله

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

همچنانكه اين حقير از همان روزهاي اول بعد از سخنراني تاكيد داشتم كه مطلب ايشان در جهت تقويت اسلام و نظام اسلامي از راه صحيح آن است در اين تاريخ : ۲۵/۱/۱۳۸۷ به قول يكي از دوستان شاهد آن هم از غيب رسيد :

طبق اطلاع واصله حضرت آيت الله العظمي وحيد خراساني جديدا ملاقاتي داشته اند و براي رفع مشكلات و ابهاماتي كه پس از سخنان قبلي ايشان در اواخر صفر به وجود آمده بود و بر اساس درخواست ملاقات كنندگان توضيحاتي ارائه فرمودند :

بيانات آیت الله وحید درباره برخي سوءبرداشت‌ها

آیت الله وحید خراسانی در دیدار برخی از اعضای جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، حمایت از نظام اسلامی را واجب دانست و با انتقاد از برخی کارهای خلاف که به نام عزاداری انجام می گیرد، گفت: موضوع، حکم وجوب حفظ شعائر حسینی (ع) است. این کارهای خلاف، بدعت است.

آیت الله وحید خراسانی با تاکید بر این که تا کنون آن چه درباره حفظ شعائر حسيني گفته ام راجع به قمه زنی نبوده است، خاطر نشان ساخت: راجع به قمه زنی من اصلا حرفی نزدم، مطالب من ناظر به قمه زدن نیست، در برخی مجامع فقهی، کلام من مطرح و تحریف شده است. هیچ کس هم دفاع نکرده است، من این را نگفتم و تحریف شده است/ قلم و بيانات آیت الله العظمی مکارم شیرازی در خدمت دين و ترويج اسلام است و بايد از ايشان حمايت كرد.

به گزارش جهان حضرت آیت الله وحید خراسانی در دیدار برخی اعضای جامعه مدرسین گفت: برای حفظ شعائر حسینی، باید از ورود بدعت ها و کارهای خلاف به نام عزاداری، جلوگیری کرد.

آیت الله وحید خراسانی در دیدار برخی از اعضای جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، حمایت از نظام اسلامی را واجب دانست و با انتقاد از برخی کارهای خلاف که به نام عزاداری انجام می گیرد، گفت: موضوع، حکم وجوب حفظ شعائر حسینی (ع) است. این کارهای خلاف، بدعت است.

آیت الله وحید خراسانی در دیدر با حضرات آيات مرتضی مقتدایی، صابری همدانی و غروی به تبین و تشریح دیدگاه خود درباره تنظیم شعائر حسینی پرداخت و اظهار داشت: شعائر حسینی مانند سینه زنی، زنجیر زنی و اقامه عزاداری برای حضرت سید الشهدا (ع) باید محفوظ بماند و نباید خدشه ای به آن وارد آید.

وي افزود: یکی از مصادیق حفظ شعائر حسینی (ع) جلوگیری از ورود بدعت و کارهای اخلاقی که گاه انجام می شود است.

این مرجع تقلید با بیان این که اگر خدشه ای به شعائر حسینی (ع) وارد آید، کمر رسول الله (ص) خم می شود، تاکید کرد: در جایی که کلام مخوف به قرائن باشد، اطلاق جایی ندارد، از این رو برخی از کارهای نادرستی که به نام اقامه عزای ابا عبدالله (ع) صورت می گیرد، این ها نه تنها مصداق عزاداری و اقامه شعائر حسینی (ع) نیست، بلکه بدعت و کارهای خلافی است.

آیت الله وحید خراسانی در بیان مصداق بدعت در عزاداری، عربده کشیدن، گفتن جملات کفرآمیز مانند لا اله الا زينب و لا اله الا فاطمه و خود را حسین الهی نامیدن و اشاره و تصریح کرد: این ها که شعائر حسینی (ع) نیست. حکم وجوب مربوط به حفظ و تقویت شعائر حسینی (ع) مي باشد، نبايد حکم از این موضوع ،به موضوع دیگری جابه جا کرد . موضوع حکم، شعائر حسینی (ع) است نه این کارهای خلافي كه انجام می شود.

وي در ادامه با تاکید بر این که تا کنون آن چه در این باره گفته ام راجع به قمه زنی نبوده است، خاطر نشان ساخت: راجع به قمه زنی من اصلا حرفی نزدم، مطالب من ناظر به قمه زدن نیست، در برخی مجامع فقهی، کلام من مطرح و تحریف شده است. هیچ کس هم دفاع نکرده است ،من این را نگفتم و تحریف شده است.

این مرجع تقلید سپس با تجلیل از خدمت آیت الله العظمی مکارم شیرازی در حوزه علمیه قم افزود: ایشان قلم و بیاناتشان در خدمت دین و ترویج اسلام است و باید از ایشان حمایت کرد.

وي در بخش دیگری از سخنانش، حمایت از نظام را واجب خواند و ادامه داد: اگر این نظام اسلامی نباشد، معلوم نیست چه در می آید؟ بدتر از گذشته می شود. حمایت از این نظام را لازم و واجب می دانم.

لازم به ذكر است متن فوق كه توسط خبرگزاري ها گزينش شده فعلا تنها متن موجود از سخنان ايشان است كه در دسترس قرار داشت و همچنانكه غلطهاي املايي متعدد وجود داشت ممكن است در نقل تعابير نيز كم دقتي شده باشد كه منتظر انتشار مطلب از سايت خودشان خواهيم ماند.

==================================================

همچنانكه پيش بيني كرده بودم اين خبر هم مشكل داشت! توجه كنيد :

ابتدا خبرگزاري متن را به اين شكل تصحيح كرده است: (لطفا دقيقا توجه كنيد كجاها تغيير كرده اند؟!)

آيت‌الله وحيد خراساني با تأكيد بر اين كه تاكنون آنچه درباره حفظ شعاير حسيني گفته‌ام راجع به قمه‌زني نبوده است، خاطر نشان ساخت: راجع به قمه‌زني من اصلاً حرفي نزدم، مطالب من ناظر به قمه زدن نيست، در برخي مجامع فقهي، كلام من مطرح و تحريف شده است.هيچ كس هم دفاع نكرده است، من اين را نگفتم و تحريف شده است.

به نوشته روزنامه «ابرار»، آيت‌الله وحيد خراساني در ديدار برخي اعضاي جامعه مدرسين گفت: براي حفظ شعاير حسيني، بايد از ورود بدعت‌ها و كارهاي خلاف به نام عزاداري، جلوگيري كرد.

آيت‌الله وحيد خراساني در ديدار برخي از اعضاي جامعه مدرسين حوزه علميه قم، حمايت از نظام اسلامي را واجب دانست و با انتقاد از برخي كارهاي خلاف كه به نام عزاداري انجام مي‌گيرد، گفت: موضوع، حكم وجوب حفظ شعاير حسيني (ع) است. اين كارهاي خلاف، بدعت است.

آيت‌الله وحيد خراساني در ديدر با حضرات آيات مرتضي مقتدايي، صابري همداني و غروي به تبين و تشريح ديدگاه خود درباره تنظيم شعاير حسيني پرداخت و اظهار داشت: شعاير حسيني مانند سينه زني، زنجير زني و اقامه عزاداري براي حضرت سيدالشهدا (ع) بايد محفوظ بماند و نبايد خدشه‌اي به آن وارد آيد.

وي افزود: يكي از مصاديق حفظ شعاير حسيني (ع) جلوگيري از ورود بدعت و كارهاي خلافي است كه گاه انجام مي‌شود.

اين مرجع تقليد با بيان اين كه اگر خدشه‌اي به شعاير حسيني (ع) وارد آيد، كمر رسول الله (ص) خم مي‌شود، تأكيد كرد: در جايي كه كلام محفوف به قراين باشد، اطلاق جايي ندارد، از اين رو برخي از كارهاي نادرستي كه به نام اقامه عزاي ابا عبدالله (ع) صورت مي‌گيرد، نه تنها مصداق عزاداري و اقامه شعاير حسيني (ع) نيست، بلكه بدعت و كارهاي خلافي است.

آيت‌الله وحيد خراساني در بيان مصداق بدعت در عزاداري، عربده كشيدن، گفتن جملات كفرآميز مانند «لا اله الا زينب» و «لا اله الا فاطمه» و خود را حسين الهي ناميدن و... اشاره و تصريح كرد: اين‌ها كه شعاير حسيني (ع) نيست. حكم وجوب مربوط به حفظ و تقويت شعاير حسيني (ع) است، نبايد حكم از اين موضوع به موضوع ديگري جابه‌جا كرد.

 

و بالاخره برخي سايت ها در پي اعتراض برخي خوانندگان كه زرنگتر از بنده بودند خبر قبلي را كلا از خروجي برداشتند!! :

اینجانب با دفتر حضرت ایه الله وحید خراسانی تماس گرفتم و در مورد خبر سوال کردم و گفتند در این جلسه خبرنگاری حضور نداشته و سخنان ایشان با تحریف و به صورت گزینشی منتشر شده است.و سخنان و نظر معظم له در مورد عزاداری همان است که در جلسه درس بمناسب اربعین ایراد فرمودند. ضمنا متن سخنان در لینک زیر در سایت ذفتر معظم له قرار دارد.

http://vahid-khorasani.ir/pages/farsi/pu.html

شماره تماس دفتر: 0251-7740611

و در پايان ؛ انتشار اعتراض رسمي دفتر معظم له :

انتقاد دفتر آيت‌الله وحيد از رسانه ها

نظر ايشان درباره عزاداري سيدالشهدا(ع) و تعظيم شعاير حسيني، همان است كه ايشان در روز اربعين بيان كرده‌اند و ديدگاه ايشان هيچ تغييري نكرده است.

تابناک: در پي انتشار برخي بيانات منتسب به آيت‌الله وحيد خراساني در رسانه‌ها كه مربوط به ديدار اخير ايشان با شماري از اعضاي جامعه مدرسين حوزه علميه قم بود، دفتر ايشان از انتشار مخدوش اين سخنان به شدت انتقاد كرد.

يك منبع آگاه در دفتر اين مرجع تقليد اظهار داشت: نشست آيت‌الله وحيد خراساني با برخي اعضاي جامعه مدرسين، جلسه‌اي خصوصي بوده و ايشان اجازه انتشار بيانات خود در اين جلسه را نداده بودند.

وي افزود: حتي اگر قرار بود مطالب جلسه منتشر شود، می‌بایست همه مطالب آورده می شد. اما خبر منتشره از اين جلسه كه بيش از يك ساعت به طول انجاميده است، كاملا گزينشي تنظيم شده است، به گونه‌اي كه در مواردي، خلاف ديدگاه ايشان در آن به چشم مي‌خورد و سخنان ايشان تحریف شده است.

وي در پايان گفت: نظر ايشان درباره عزاداري سيدالشهدا(ع) و تعظيم شعاير حسيني، همان است كه ايشان در روز اربعين بيان كرده‌اند و ديدگاه ايشان هيچ تغييري نكرده است.

آيت‌الله وحيد خراساني در آخرين جلسه درس خارج خود پيش از آغاز تعطيلات دهه آخر صفر مطالب مهمي را با توجه به شبهات مطرح درباره عزاداري سرور و سالار شهيدان حضرت اباعبدالله الحسين ـ عليه‌السلام ـ ايراد و ضمن هشدار شديد به کساني که به نوعي در صدد خدشه به شعائر حسيني هستند، تصريح کرد: بيدار باشيد مردم ايران! بدانيد کوچکترين کلمه که شعاير حسيني را سست کند، کمر خاتم‌النبيين(ص) را مي‌شکند.

ايشان تنها مرجع ابراز نظر در مورد چنين مسائلي را فقها دانسته و افزوده بود: فقيه کيست؟ فقيه نائيني است، فقيه بروجردي است، فقيه حائري است؛ فقيه اينها هستند که مي گويند: سينه بزنيد، زنجير بزنيد، خون هم جاري بشود، بشود.

 

يك توصيه اخلاقي : اگر خبر جالبي را در خبرگزاري هاي وطني مشاهده فرموديد حتما آن را در سيستم خود ذخيره كنيد زيرا تجربيات متعدد اين حقير نشان داده است كه برخي از اخبار پس از مدتي حتي از آرشيو هم غيب مي شوند!

 

فاعتبروا يا اولي الابصار!!

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386ساعت توسط 1 شيعه |

 با تشكر از كليه عزيزاني كه بر بنده حقير منت گذاشتند و با نظرات ارزشمندشان زينت بخش اين صفحه شدند خصوصا نظرات ارشادي و انتقادي كه از سر دلسوزي بودند اما من متاسفانه فرصت كافي براي پاسخگويي نداشتم و تنها موفق به خواندن و نشر آنها شدم و پاسخ اين عزيزان را در يكي دو روز آينده انشاءالله مي نويسم فعلا فقط عرض مي كنم كه همه ما از سر دلسوزي مي گوييم و مي نويسيم اما گاه به علت اينكه مسائل اسلامي را بطور ناقص و مجزا در نظر مي گيريم دچار اشتباه مي شويم و به لطف خدا ثابت خواهم كرد كه امروز تكليف شرعي همه كساني كه به سرافرازي شيعه مي انديشند بلكه همه كساني كه واقعا سربلندي اسلام را در دنياي امروز مي خواهند و حتي كساني كه مسلمان نيستند ولي دلشان براي ايراني آزاد و آباد مي تپد همه و همه تكليفشان پيروي از فرمايشات مراجع بزرگواري چون آيت الله العظمي وحيد خراساني و آيت الله العظمي سيدصادق شيرازي و امثال ايشان است ؛ در عين اينكه براي حفظ و اعتلاي نظام اسلامي بايد شبانه روز تلاش كنند. طبعا مسئولين نظام جمهوري اسلامي از صدر تا ذيل ؛ در چنين بهره گيري از همه سزاوارترند زيرا آنان از طرفي مسئوليت سنگين اداره كشور را بر عهده گرفته اند و از طرف ديگر مشروعيت حكومت اسلامي وامدار همين مراجع عظام تقليد است. (زيرا امام زمان سلام الله عليه اين فقها و مراجع را با صفاتي كه معين كردند بر همه شيعيان حجت قرار دادند) و اكنون براي حسن ختام بخشي از بيانات ارزشمند روز گذشته يكي از همين حصون اسلام را با كمي تلخيص از پايگاه ايشان مي آورم (چون هم براي خودم آموزنده بود و هم در جهت بحثهاي بعدي من است) :

 

امروز همزمان با سالروز شهادت رسول خدا وامام حسن مجتبى عليهماالسلام همچون سال هاى گذشته جمع كثيرى از سوگواران وفعالان مذهبى از سراسر كشور در بيت آيت الله العظمى سيد صادق شيرازى دام ظله اجتماع كردند وبه بيانات ارزشمند ايشان گوش سپردند.

مرجع عالى قدر در ابتداى بياناتشان فرمودند:

... اسلام يك كل مركب است ومعارف، احكام، اخلاق وآداب فراوانى در خود جاى داده كه همگى جزء جدايى ناپذير آن است

... همه مى دانيم هواپيمايى كه دچار سانحه سقوط مى شود الزاماً تمام اجزاى آن خراب نيست. ممكن است صندلى ها، بال هواپيما، سيستم تهويه، برق و... همه اجزاى هواپيما سالم باشد وفقط وفقط يك عيب كوچك منجر به سقوط آن شده باشد. به عبارت ديگر براى آن كه هواپيما به درستى كار كند ومسافرانش را به سلامت انتقال دهد هزاران جزء بايد كارشان به درستى انجام دهند ولى براى سقوط هواپيما خراب شدن يك جزء كافى است. بدن انسان نيز چنين است. كسى كه بر اثر وجود يك لخته خونى دچار سكته ومرگ مى شود الزاماً كليه، معده، ريه ودستگاه هاى ديگر اندامش بيمار نيست. ممكن است تمام بدن اين شخص در سلامت كامل باشد ولى فقط همين يك لخته خونى موجب مرگ وى شود. براى اين كه انسانى بتواند راه برود، سخن بگويد وفعاليت هاى عادىِ روزانه اش را به درستى انجام دهد هزاران شرط لازم است ولى فقط يك شرط مثل وجود لخته كافى است تا منجر به مرگش شود. فقط يكى از اجزاى اساسى بدن كه از كار بيفتد بقيه اجزا نظير كليه و... هم از كار خواهند افتاد. نظام هايى مثل هواپيما وبدن انسان كه سلامت تك تك اعضا در آن شرط است اصطلاحاً مركب ارتباطى ناميده مى شوند.

مرجع عالى قدر در ادامه فرمودند: دين نيز به نوعى، مركب ارتباطى است. دين اسلام نيز چنين است وصرف گفتن لا اله الاّ الله يا نمازخواندن كافى نيست. بسيارى از صحابه پيغمبر كه پس از او به وصى ايشان پشت كردند وجزء خوارج شدند وعلى بن ابى طالب را كافر دانستند وبر او شمشير كشيدند اهل زهد وعبادت هاى شگفت وطاقت فرسا بودند. اين افراد نمازشب خوان بودند ونمازهاى شبانه آنان بسيار طولانى وتوأم با آداب بود ولى آيا اين عبادت ها سودى به حالشان داشت؟ در حقيقت اسلام فقط نماز شب نيست بلكه امور ديگرى نيز لازم است تا اسلام تحقق يابد.

همان طور كه نماز وعبادت جزء اسلام است على بن ابى طالب هم جزء اسلام است.

فاطمه زهرا هم جزء لا ينفك اسلام است.

شعائر حسينى نيز جزء اسلام است.

اسلام بدون على واسلام بدون فاطمه اسلام نيست.

اسلام بدون سيدالشهدا اسلام نيست.

اسلام يك كل مركب است ومعارف، احكام، اخلاق وآداب فراوانى در خود جاى داده كه همگى جزء جدايى ناپذير آن است. نمى توان بخشى از دين را برگرفت وبخش ديگر را وا نهاد. توجه به پاره اى از دين وبى اعتنايى به ديگر بخش هاى آن سودى دربر ندارد بلكه بايد همه اجزاى دين را با هم لحاظ كرد وبه همه عمل نمود.

اسلام بدون على بن ابى طالب اسلام نيست

واسلام بدون شهادت ثالثه (أشهد أن عليّاً ولى الله) اسلام نيست؛

چراكه تمام زحمات پيامبر با ابلاغ ولايت على بن ابى طالب تكميل شد.

اسلام بدون على بن ابى طالب حتى اسمش هم اسلام نيست.

چنين اسلامى به هيچ دردى نمى خورد جز اين كه «هَبَاء مَّنثُورًا» گردد. خداى متعال مى فرمايد: «وَقَدِمْنَا إِلَى مَا عَمِلُوا مِنْ عَمَلٍ فَجَعَلْنَاهُ هَبَاء مَّنثُورًا؛(2) وما به اعمالى كه انجام داده اند مى پردازيم وهمه را چون ذرات خاك بر باد خواهيم داد».

معظم له در بخش ديگرى از بياناتشان افزودند: در گفتگو با يكى از فضلاى شبه قاره هند ايشان تأكيد داشت كشورش با داشتن جمعيتى يك هزار ميليون نفرى، حتى يك پناهنده ندارد وبه اين مسئله افتخار مى كرد. به او گفتم اين مسئله در اصل مال اسلام ماست واگر جاى افتخار داشته باشد افتخار آن از آنِ سيره سياسى رسول خدا واميرمؤمنان ورفتار آن دو بزرگوار با مخالفانشان مى باشد.

شخصى چون صفوان بن اميه سيزده سال پيغمبر را آزار داد واز هيچ كوششى براى مبارزه با پيامبر ورسالت ايشان فروگذارى نكرد وثروت بسيارش را براى مبارزه با پيامبر هزينه كرد. اين شخص در حطيم (نقطه اى بين درِ كعبه وحجرالاسود) به غلامش عميربن وهب گفت: آيا مى توانى پيغمبر را بكشى؟ اگر موفق شوى او را بكشى هرچه بخواهى به تو مى دهم واگر كشته شدى زن وبچه ات را اداره خواهم كرد. عمير به مدينه رفت واظهار داشت براى مذاكره درخصوص اسرا آمده است. ولى نزديك رسول خدا كه رسيد، حضرت به او فرمودند: شمشيرت را از زير عبايت بيرون بياور! او لحظه اى درنگ كرد ورسول خدا به او فرمودند: مى خواهى بگويم صفوان بن اميه فلان روز در حطيم به تو چه گفت وچه وعده هايى داد؟

از آن جا كه اين شخص معاند نبود بلكه شستشوى مغزى شده بود، با شنيدن اين خبر غيبـى از سوى پيامبر بهت زده شد وگفت: گواهى مى دهم پروردگارى جز خداى يگانه نيست وتو فرستاده اويى.

پس از فتح مكه ومراجعت پيروزمندانه رسول خدا ومسلمانان به مكه، صفوان بن اميه از مكه گريخت وبا خود گفت: پيغمبر هركه را عفو كند همچو منى را عفو نخواهد كرد. عفو عمومى پيامبر كه توسط على بن ابى طالب اعلام شد ونشان از رحمت واسعه پيامبر داشت، دل هاى مردم را به اسلام جذب كرد وسبب مسلمان شدن بسيارى از مشركان شد. قرآن مجيد مى فرمايد: «وَرَأَيْتَ النَّاسَ يَدْخُلُونَ فِي دِينِ اللَّهِ أَفْوَاجًا؛ ومردم را مى بينى كه گروه گروه به دين اسلام در مى آيند(3).

شخصى كه اسلام را بيمه كرد امام حسين عليه السلام وشعائر حسينى است. ماه محرم وصفر تمام شد ولى امام حسين كه مايه عزت اسلام است متعلق به دوره سال وتمام روزها وماه ها هستند

هنوز يك سال از فتح مكه نگذشته بود كه 50درصد از مشركان مكه مسلمان شدند. تنها كسى كه فرار كرد صفوان بود وعلت فرار او هم نشنيدن فراخوان عفو عمومى پيامبر بود. عمير وقتى شنيد صفوان از ترس گريخته است نزد رسول خدا رفت وماجرا را بازگفت. رسول خدا به او فرمودند: برو به صفوان امان بده. وقتى عمير صفوان را پيدا كرد وماجراى امان رسول خدا را بازگفت، صفوان گفت: اگر بدانم پيامبر چنين چيزى گفته است مى آيم، چون او دروغ نمى گويد. ولى مطمئن نيستم تو راست بگويى! عمير دوباره نزد رسول خدا بازگشت وگفت: صفوان حرف مرا باور نكرد ونشانه اى تقاضا كرد. رسول خدا عمامه خود را كه سحاب نام داشت وبعدها به سيدالشهدا رسيد ودر كربلا بر سر مبارك امام حسين عليه السلام بود به عمير داد وبه او گفت: صفوان اين عمامه را مى شناسد. وقتى صفوان عمامه پيامبر را ديد آن را شناخت وبا خيال آسوده به مكه بازگشت.

معظم له تأكيد كردند:

چنين رفتارهاى والايى مصداق اسلام واقعى است، نه آنچه در برخى كشورهاى اسلامى به نام اسلام انجام مى شود. امروز هم اگر چنين تعاليم مهرورزانه اى اجرا شود سبب گسترش فوق العاده اسلام وجذب شدن دل هاى جهانيان خواهد شد.

آيت الله العظمى شيرازى در پايان سفارش كردند:

1. فضايى مساعد ودور از گناه وفساد براى جوانان ونوجوانان فراهم آوريد؛

2. مولاى متقيان در بستر بيمارى كه راوى درباره آن لحظه مى گويد: نمى دانم دستمال زردى كه به سر بسته بودند زردتر بود يا چهره ايشان، نسبت به زن ها سفارش كردند. شايسته است مؤمنان در محيط خانواده نسبت به همسر خود اخلاق اسلامى را رعايت كنند؛

3. شخصى كه اسلام را بيمه كرد امام حسين عليه السلام وشعائر حسينى است. ماه محرم وصفر تمام شد ولى امام حسين كه مايه عزت اسلام است متعلق به دوره سال وتمام روزها وماه ها هستند. اگر ايشان نبودند ما امروزه نه نماز مى خوانديم ونه لا اله الاّ الله مى گفتيم. بكوشيد در تمام دوره سال با اقامه مجالس خانگى، شور حسينى را زنده نگاه داريد.

http://www.shirazi.ir/news/news1429/02/20.htm

 

+ نوشته شده در شنبه هجدهم اسفند 1386ساعت توسط 1 شيعه |

بسمه تعالى

حضرت آية الله آقاى مشكينى

رياست محترم مجلس خبرگان دامت تأييداته

با اهداء سلام و تحيّت;

ضمن تشكر از زحمات جنابعالى و ساير برادران عزيز لازم ديدم به عنوان اداء يك وظيفه شرعى نكته اى خدمتتان عرض كنم و آن اين كه يكى از وظائف اصلى خبرگان محترم پاسدارى از كيان رهبرى است و آن ميسر نمى شود جز با حفظ كيان نظام اسلامى و رفع موانع از آن.بر اين اساس متأسفانه اخيراً حركت مرموز و شديدى براى تخريب مبانى اخلاقى و فساد جوانان ديده مى شود كه ممكن است اين سيل بنيان كن همه چيز را با خود ببرد، از گسترش مواد مخدر گرفته تا پخش سى دى هاى بسيار مستهجن و بدآموز به صورت رايگان يا بسيار ارزان و فعال شدن سايت هاى بسيار بدآموز اينترنتى و ماهواره ها و مطبوعات طرفدار آنها و مسأله بد حجابى كه به سوى بى حجابى پيش مى رود و تشكيل مجالس جشن عروسى به صورت زمان طاغوت يا بدتر از آن و حتى آلوده كردن بعضى از مجالس عزادارى با آهنگ هاى ترانه ها و مانند آن، و مع الاسف فضا را به صورتى در آورده اند كه امر به معروف و نهى از منكر عملا در آن بسيار مشكل شده است و يك حالت انفعالى و مرعوبيت خطرناك جاى آن را گرفته است.

اگر اين جريان فقط اخلاق جامعه را هدف قرار مى داد يك مصيبت بزرگ بود ولى مهمتر از آن اين كه قرائن و شواهد نشان مى دهد كه تمام اينها در راستاى مذهب زدائى و عريان سازى از اعتقادات دينى و عقب زدن اسلام از متن جامعه است كه يك فاجعه محسوب مى شود.

به يقين هنگامى كه مسأله بيكارى و گاه فساد ادارى به آن افزوده شود ابعاد فاجعه روشنتر مى گردد.

نقشه دشمنان خارجى در اين زمينه كاملا حساب شده است. زيرا هرگاه جامعه مخصوصاً نسل جوان در امواج فساد غرق شود هرگونه مقاومت در برابر هجوم بيگانه در هم شكسته خواهد شد و راه براى سلطه آنها هموار مى گردد.

محاسبه دشمنان داخلى نيز همين گونه است آنها بهترين راه براى براندازى نظام را بى تفاوتى مردم نسبت به دين و ارزش هاى دينى ديده اند.

آيا وقت آن نرسيده است كه برنامه دقيقى براى مبارزه با اين پديده شوم تنظيم كنيم. اينجانب از اين بيمناكم كه تجربه تلخ اندلس بار ديگر در كشور ما تكرار شود و مقاومت ها از ميان برود و دشمن بر همه چيز مسلط گردد و خداى نكرده مشمول شعر معروف شاعر آن زمان شويم كه به آخرين حاكم اندلس هنگامى كه به خاطر از دست رفتن حكومت اسلامى اشك مى ريخت گفت:

اِبكِ مثل النساء ملكاً عظيماً *** لم تحافظ عليه مثل الرجال

از اطاله سخن و شايد ادبيات نامناسب كه از سوز دل سرچشمه گرفت بسيار از جنابعالى و همه عزيزان معذرت مى طلبم.وفقكم الله لمرضاته و ايّدكم بتأييداته

يكشنبه ، 19 بهمن ماه ، 138۲

www.makaremshirazi.org/persian/modules.php?name=News&file=article&sid=۲۵۰

 

امشب با مشاهده برنامه شبكه اول سيما بحث فقهي در باره  انواع عزاداري فهميدم كه الحمدلله همه آن مشكلات برطرف شده و مردم ما كه دو ماهست كه از صبح تا شام با قمه و زنجيرهاي تيغ دار در حال عزاداريند ؛ بيم آن مي رود كه اين سبك عزاداري ها به ماههاي ربيع و ايام نوروز كشيده شود؟!

به علاوه رشد معلومات مذهبي مردم در اين دو ماهه آنقدر حيرت آور بود كه بحثهاي فقهي و رجالي مسجد اعظم قم به يكباره به پرمخاطب ترين شبكه سيما (۱) كشيده شد تا مردم ما قضاوت كنند كه فقهاي عظام از گذشته تا كنون كداميك بيشتر توانسته اند فقه را با شرايط زمان و مكان وفق دهند!

ببخشيد قرار نبود من بيمقدار ذيل اين نامه دلسوزانه و زيبا چيزي بنويسم و وعده ام اين بود كه عدم تعارض بين سخنان قبلي را با مصالح نظام ثابت كنم اما اين چند كلمه از سر درد ...

شرح اين هجران و اين خون جگر                      اين زمان بگذار تا وقت دگر!

+ نوشته شده در جمعه هفدهم اسفند 1386ساعت توسط 1 شيعه |

بسم الله الرحمن الرحيم

سلام عليكم

با عرض معذرت از بازديدكنندگان عزيزي كه در اين دو سه روز براي قولي كه داده بودم مرتبا به اين پايگاه مراجعه كرده اند

راستش ورود به اين بحث مهم و حياتي قدري برايم مشكل بود خصوصا اينكه مي دانم برخي افراد كم حوصله بلافاصله اعتراض خواهند كرد و شايد هنوز براي طرح برخي از اين حرفها زود باشد يا سوء برداشت شود از طرفي متاسفانه در جامعه ايران امروز ما ، برخي افراد مغرض در پوشش دفاع از نظام ، بدترين ضربه ها را به آن زده و مي زنند و به اصطلاح دايه دلسوزتر از مادر مي شوند و اين غير از گروه كثير ديگريست كه به نيت خدمت به نظام و دفاع از انقلاب با برخوردهاي ناشيانه ، ما را از تلاش دشمن بي نياز مي كنند!

از طرفي برخي خواسته بودند كه متن سخنراني هاي ديگر اين مرجع عاليقدر را هم منتشر كنم ؛ از اين رو در موقعيت فعلي مناسب ديدم كه بخش ديگري از سخنان سياسي ايشان را كه مربوط به سالروز شهادت امام جعفر صادق عليه السلام در سال 85 مي باشد در اينجا بياورم و البته اين متن گرچه بخشي از يك سخنراني گذشته است اما تا كنون هم نديدم كسي آن را كامل و بدون تغيير منتشر كند و حاوي نكات بسيار مهمي از ديدگاههاي ارزشمند ايشان مي باشد :

...

مجالس عزا بايد در مملكت در صادقيه [ايام شهادت امام صادق عليه السلام ] رسمي بشود ؛

به دو عنوان بايد اين روز زنده بشود :

اين عنوان اولي كه حق اينچنين صاحب حقي ايجاب مي كند

عنوان ثانوي اين است كه :

در اين مملكت آتشي زير خاكستر است ؛

آن آتش زير خاكستر همان است كه :

يك عده بي شرم ؛  بي حيا ؛

در همين مملكت ؛

به راي همين مردم ؛

به همين مجلس امدند ؛

و از مالياتي كه به اسم امام ششم گرفته مي شود ، اينها ارتزاق مي كنند ؛

 اين بي شرمها تصميم گرفتند شهادت جعفربن محمد را از قلم بيندازند ؛

تعطيل رسمي را ساقط كنند ؛

اين افكار مسموم در اين مملكت است!

 اگر امروز با وجود علم و دين عده اي نتوانستند ؛

ممكن است بعد اين اتش از زير خاكستر بيرون بيايد ؛

اين است كه وظيفه مردم اين است :

شهادت امام ششم را ؛

مثل عاشورا كه در اعماق نفوس ريشه دوانيده ؛

آنچنان احيا كنند كه :

كسي جرات نكند در مجلس شوراي اين مملكت اينچنين غلطي بكند !

 اينها تصور كردند كه ما خوابيم

اين آرزو را به گور ببريد!

بايد تمامتان بميريد ؛

ولي اين عَلَم سرپا باشد

شهادت جعفربن محمد بايد عاشوراي دوم بشود تا كمر همه اينها بشكند

 ممكن است همان ها كه اين نغمه ها را دارند بگويند  :

 اين علم ها چرا؟

اين عزاداري ها چرا؟

بايد بدانيد اين حرفها از كجاست

همه اين حرفها منشأش اين است كه :

اين مذهب را مي خواهند سست كنند

ديگر ورق بعد را نمي گويم :

 

مصلحت نيست كه از پرده برون افتد راز ؛

ورنه در محفل رندان ؛ خبري نيست كه نيست! [خبري نيست كه وجود نداشته باشد!]

 

من مي دانم چه نقشه هاست!

ولي به همه مي گويم :

همه تان بميريد ؛

و اين مذهب بماند ؛

و اين مردم ؛

و اين ملت ؛

گول اين عوام هاي عمامه به سر را نخورند ؛

كه بگويند :

اين عزاداري ها چيه؟

اين سينه زني ها چيه؟

...

همچنان كه در اين سخنان هم مشاهده مي فرماييد دغدغه هاي مذهبي سياسي اين عالم شجاع در آن روزها هم اگر شديدتر از حالا نبوده باشد كمتر نبوده است ؛ و لازم است در همين جا براي اطلاع آن دسته از عزيزان كه اطلاع كافي ندارند عرض كنم كه ايشان اقلا  در دهه اخير در حوزه قم كه مركزيت فعلي تشيع است صاحب وسيع ترين و سنگين ترين كرسي علمي بوده و هستند به نحوي كه در حوزه علميه اگر كسي مدتي از شاگردان ايشان [آيت الله العظمي وحيد خراساني] بوده باشد براي وي نوعي رتبه علمي محسوب مي شود!

حال مي ماند همان بحث قبلي كه وعده داده بودم و آن اينكه اين سخنان و مواضع ايشان عليرغم تصور ساده دلان و ميل مغرضان نه تنها با مصالح نظام و كشور تعارضي ندارد كه از موثرترين اقدامات در جهت حفظ و اعتلاي آنها محسوب مي گردد. وعده ما در چند روز آينده كه به خواست خدا در تعطيلات بعدي با فرصت بيشتري به اين وعده جامه عمل پوشيده شود. انشاءالله

+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم اسفند 1386ساعت توسط 1 شيعه |