از زماني كه اين صفحه راه اندازي شده تا كنون افراد متعددي به اينجانب خرده گرفته اند كه چرا اينقدر نسبت به بحث قمه زني حساسیت دارم! و مرتبا به آن پرداخته و مي پردازم. (تا حدي كه اخيرا اين پايگاه در برخي از جستجوهاي اينترنتي سايت گوگل در باره قمه زني رتبه اول را به دست آورده است!)
امشب با اينكه تصميم داشتم قسمت ديگري از داستان تعطيلات من و حاج آقا را منتشر كنم ديدم بي مناسبت نيست كه در اين باره نيز مختصري بنويسم.
آنچه در زير مي خوانيد قسمت هايي از نوشته هاي ساليان اخير بني صدر است (اولين رئيس جمهور ايران كه بر اثر عدم كفايت سياسي عزل و به فرانسه گريخت) :
... مي گويند : در فرانسه، چون مرتب از « امام » مي پرسيده اند : شما که سلطنت را نمي خواهيد ، چه نوع رژيمي را مي خواهيد جانشين ﺁن کنيد؟ او گفته است : جمهوري . چون شکل ديگري نبوده است. وگرنه قائل شدن به « اسلام و جمهوريت » شرک است و « امام » خميني مبري از ﺁنست !
گروهي مي گويند « امام » به « جمهوري اسلامي نه يک کلمه بيشتر و نه يک کلمه کمتر » قائل بوده است و مرتب تکرار کرده است : « ميزان رأي مردم » است .
سازندگان ﺁئين خشونت استدلال کرده اند که اگر « امام » به جمهوريت قائل بود، چطور ممکن بود در پاسخ به پيشنهاد رفراندوم بني صدر بگويد : « 36 ميليون بگويند بله من مي گويم نه » ؟
« مدافعان » جمهوريت پاسخي دروغ ساخته و گفته اند : « امام » به ﺁقايان بهشتي و هاشمي رفسنجاني فرمودند : ﺁقاي بني صدر را مردم انتخاب کرده اند بايد مردم رأي به عدم کفايت او بدهند تا برکنار شود !
... اگر اسلام از جمهوريت بمعناي ولايت جمهور مردم تهي است و قائل شدن به « ولايت جمهور مردم » شرک است، ﺁقاي خميني چگونه تا مشرک شدن پيش رفت ؟
بنا بر رأي ﺁقاي مصباح يزدي ، « اگر قدرت نداشتي تقيه بر تو واجب مي شود و اگر قدرت داشتي ، حرام مي گردد » . اما نه، بنا بر اين رأي ، ﺁقاي خميني مي توانست تقيه کند زيرا در موضع ضعف نبود و نه بنا بر فتواي خود. چرا که او تقيه را حرام و اظهار حقايق را واجب گردانده بود .
...
و متن زير قسمت هايي از نوشته آقاي حسين شريعتمداري در روزنامه كيهان روزهاي اخير است (نقل از عصر ايران) :
...
1- نگارنده فقيه نيست، بنابراين نبايد در مسائل فقهي اظهارنظر كند چه رسد به آن كه در اين عرصه با نظر و ديدگاه فقهي يك مجتهد فقيه به چالش برخيزد! اما، از سوي ديگر، نمي توان و نبايد همه نظرات و تمامي آنچه را كه يك فقيه بر زبان و قلم مي آورد، اظهارنظر فقهي تلقي كرد و چالش پيرامون آن را مستلزم آشنايي به مباني فقهي دانست، زيرا، بارها ديده شده و مي شود- و اشكال و خرده اي نيز بر آن نيست- كه يك فقيه بيرون از چارچوب و بستر فقاهت در باره مسئله اي اظهارنظر مي كند.
تاكنون ديده نشده- و يا به ندرت ديده شده است- كه فقهاي محترم اينگونه نظرات بيرون از دايره فقه را در كنار نظرات فقهي خود قرار داده و خداي نخواسته درپي آن باشند كه از فقاهت خويش براي اثبات يك نظر غيرفقهي استفاده كنند!
اكنون با توجه به اين مقدمه كوتاه كه انشاءالله «گويا» نيز باشد به سراغ موضوع اصلي اين يادداشت مي رويم، موضوعي كه نگارنده ترجيح مي داد ديگران درباره آن اظهارنظر كنند ولي...
2- مدتي است حضرت آيت الله صانعي در بستر فريبي كه برخي از افراد و گروه هاي آلوده سياسي پيش روي ايشان گسترده اند، نظراتي غيرفقهي، غيراسلامي و در تضاد آشكار با نظرات صريح حضرت امام(ره) مطرح مي كنند و عجيب و تاسف آور آن كه برخي اصرار دارند اين نظرات بي پايه و اساس را به فقه و فقاهت، اسلام و امام راحل (ره) نسبت دهند كه اگر چنين نبود و اين اصرار غيرقابل توجيه صورت نمي پذيرفت، نوشتن يادداشت پيش روي نيز ضرورتي نداشت، زيرا نظرات بي پايه و اساس از اين دست، كم نبوده و نيستند ولي ارائه كنندگان آن، براي اثبات نظر خويش از امام (ره) هزينه نمي كنند.
نگارنده پيش از اين نيز، به نمونه هايي از اينگونه اظهارنظرهاي آيت الله صانعي پرداخته و بي پايه و اساس بودن آنها را- نه به دليل برتري علم و آگاهي خويش، بلكه به علت مخدوش بودن نظرات ايشان- نشان داده است و هر بار نيز به جاي دريافت پاسخ منطقي و معقول با هوچي گري برخي از نان به نرخ روز خورندگان و سوءاستفاده كنندگان از موقعيت آيت الله صانعي روبرو شده است.
3- اكنون به جديدترين اظهارنظر آيت الله صانعي كه اوايل ارديبهشت ماه جاري در مصاحبه با سايت اينترنتي «آفتاب» ابراز داشته و علاوه بر سايت ها و رسانه هاي مدعي اصلاحات با استقبال گسترده رسانه هاي ضد انقلاب روبرو شده است توجه فرمائيد؛
«همانگونه كه بارها گفته ام ولي گوش شنوايي وجود ندارد و فرياد ما نيز به جايي نمي رسد، ايجاد تغييرات در قانون مجازات اسلامي ضروري است اما نه به دليل نسخ، بلكه بر همان مبنايي كه ميرزاي قمي(ره) فرموده كه حدود، تنها اختصاص به زمان حضرت امام معصوم عليه السلام دارد كه از چند و چون آن آگاه است.»
مطابق اين ديدگاه، اجراي بسياري از قوانين اسلام و از جمله حدود اسلامي تنها بعد از ظهور حضرت صاحب الزمان- ارواحنا له الفداء- امكان پذير است و در دوران غيبت آن حضرت، بايستي اجراي حدود الهي تعطيل شود. توجه كنيد كه صاحب اين ديدگاه نمي گويد اين قوانين اسلامي اعتبار ندارند! و يا «منسوخ» شده اند! بلكه معتقد است اجراي آنها بايد تا ظهور حضرت بقيه الله الاعظم(عج) به تعويق افتد!
نتيجه اين ديدگاه آقاي صانعي دقيقا همان نظريه انحرافي «جدايي دين از سياست» است كه تشكيل حكومت اسلامي را قبل از ظهور حضرت صاحب الزمان عليه السلام، نه فقط غيرضروري، بلكه حرام مي داند!
اكنون به نظر مبارك حضرت امام(ره) در اين زمينه توجه فرمائيد:
«بديهي است ضرورت اجراي احكام كه تشكيل حكومت رسول اكرم(ص) را لازم آورده ، منحصر و محدود به زمان آن حضرت نيست و پس از رحلت رسول اكرم(ص) نيز ادامه دارد. طبق آيه شريفه، احكام اسلام محدود به زمان و مكان نيست و تا ابد باقي و لازم الاجراست. تنها براي زمان رسول اكرم(ص) نيامده تا پس از آن متروك شود و ديگر حدود و قصاص، يعني قانون جزاي اسلام اجرا نشود»- كتاب حكومت اسلامي (ولايت فقيه) حضرت امام (ره) ص .29
همانگونه كه ملاحظه مي شود، نظر آيت الله صانعي؛
اولا؛ نه فقط مخالف نظر حضرت امام(ره) بلكه در تضاد آشكار با نظر آن بزرگوار است، بنابراين آيت الله صانعي و برخي از كساني كه ايشان را مورد سوءاستفاده سياسي قرار داده اند نمي توانند ادعا كنند كه آنچه او گفته است برخاسته از نظر امام راحل (ره) است!
ثانيا؛ نظر آيت الله صانعي با مباني اوليه و اصول بديهي عقل و منطق نيز منافات دارد. زيرا مطابق نظر ايشان، دين مقدس اسلام - نستجير بالله- تاريخ مصرف محدودي دارد و بعد از رحلت رسول خدا(ص) و حداكثر دويست سال بعد از رحلت ايشان-يعني آغاز غيبت كبري- بايد بخشي از آن را كنار گذاشت و براي اداره امور به نسخه هاي ديگري مراجعه كرد!
مطابق اين ديدگاه، خداوند تبارك و تعالي براي مدتي - آغاز غيبت تا ظهور حضرت صاحب سلام الله عليه- نبوت را تعطيل فرموده است! و اين با مباني عقلي ناسازگار است. چرا كه «نبوت عامه» يعني ضرورت ارسال پيامبران الهي و ادامه راه آنان با حضور امامان معصوم(ع)، يك اصل و آموزه عقلايي است و اين اصل عقلايي بدون مراجعه به آيات و روايات و صرفنظر از آن كه پيامبران و ائمه چه كساني باشند- نبوت خاصه- نيز قابل اثبات است. بديهي است كه جناب آقاي صانعي اصل «نبوت» را -نستجيربالله- انكار نمي فرمايند بنابراين چرا نظريه اي مي دهند كه با اين اصل عقلي در تناقض است؟!
ثالثاً؛ ديدگاه حضرت آيت الله صانعي با مباني شناخته شده و بديهي اسلام نيز منافات دارد. چرا كه آيات شريفه قرآن كريم و احاديث فراوان و غيرقابل ترديدي كه از رسول خدا(ص) و ائمه اطهار عليهم السلام رسيده و جناب صانعي به يقين از آن اطلاع وافر و كافي دارند نشان مي دهد كه پيامبراعظم(ص) خاتم پيامبران و دين اسلام، آخرين دين خدا و براي هميشه تاريخ لازم الاتباع است.
ولي نظر اعلام شده آيت الله صانعي بي آن كه خود متوجه باشند اين توهم را پديد مي آورد كه ايشان- خداي نخواسته- پيروي از قوانين اسلام و يا دستكم، بسياري از قوانين حيات آفرين آن را، هميشگي نمي دانند! چرا كه معتقدند اجراي حدود منحصر به زمان حضرت امام معصوم عليه السلام است و در غيبت آن بزرگوار مي توان اجراي اين حدود الهي را ناديده گرفت!
در اين زمينه به فراز ديگري از نظر مبارك حضرت امام (ره) توجه فرمائيد؛ اين نظر به قول امام راحل (ره) يك قضيه بديهي است كه «تصور» آن باعث «تصديق» است؛ حضرت امام (ره) در پاسخ به نظراتي شبيه نظر آيت الله صانعي مي فرمايند؛
«براي روشني مطلب اين سؤال را مطرح مي كنم: از غيبت صغري تاكنون كه هزار و چند صد سال مي گذرد و ممكن است صدهزار سال ديگر بگذرد و مصلحت اقتضاء نكند كه حضرت تشريف بياورند، در طول اين مدت مديد، احكام اسلام بايد زمين بماند و اجرا نشود؟»
آقاي صانعي ظاهراً براي رفع برخي از شبهات در نظر خود تاكيد كرده است كه منظورش منسوخ شدن حدود نيست و عجيب آن كه حضرت امام (ره) در همين زمينه و با اشاره به همين ديدگاه مي فرمايند؛
«اعتقاد به چنين مطالبي يا اظهار آنها، بدتر از اعتقاد و اظهار منسوخ شدن اسلام است».
4- متاسفانه آيت الله صانعي در مهرماه سال گذشته نيز در ديدار با اعضاي سازمان مجاهدين انقلاب، دست به تحريف نظر مبارك حضرت امام (ره) زده و با افزودن جمله اي به كلام امام راحل (ره)، نظر آن بزرگوار را به نفع همين ديدگاه- كه شرح آن گذشت- مصادره كرده بود كه نگارنده طي يادداشتي با چاپ متن نظر امام (ره) از صحيفه امام و متن اظهارات آقاي صانعي از سايت شخصي ايشان به اين تحريف اشاره كرده بود و البته مدعيان اصلاحات به جاي پاسخگويي و دستكم پوزش خواستن از ساحت مقدس حضرت امام (ره) و عذرخواهي از مردم، به هياهو و دشنام روي آوردند.
چند هفته قبل نيز، مدعيان اصلاحات و يك سايت اينترنتي با ساختن يك داستان جعلي و نسبت دادن آن به حضرت امام (ره) تلاش كردند نظرات حضرت آيت الله مصباح يزدي كه يكي از دانشمندان مدافع مباني اسلام و انقلاب و مخصوصاً مدافع سرسخت نظرات حكومتي حضرت امام (ره) است- دقت شود كه باز هم پاي مقابله با نظر امام درباره حكومت اسلامي در ميان بود- را مخدوش كنند كه اين بار نيز در مقابل يادداشت مستند كيهان به طفره رفتن روي آوردند و... روز جمعه گذشته جناب آقاي سيدمحمد خاتمي رئيس جمهور سابق كشورمان در جمع دانشجويان عضو انجمن اسلامي دانشگاه گيلان با حرارت از خطر تحريف نظرات امام (ره) سخن گفتند و نه فقط به تحريف هاي عجيب و غريب هم حزبي هاي خود اشاره اي نكردند، بلكه به گونه اي سخن گفتند كه اظهارات آنچناني ايشان در سفر به آمريكا را به خاطر مي آورد.
اظهاراتي كه آشكارا با نظرات صريح حضرت امام (ره) در تناقض بود... آيا همه اين تحريف ها كه مستقيم و غيرمستقيم نظرات حكومتي حضرت امام (ره) را نشانه رفته اند، تصادفي است؟!... انشاءالله كه تصادفي باشد!!
چنانكه مي بينيد هنوز هم معماي ماهيت دين و متوليان حقيقي آن و رابطه آنان با مردم و حكومت (خصوصا جمهوري اسلامي) مسائل مهم و چالش برانگيزي در جامعه ماست و موافق و مخالف به كرات در باره ي آن بحث مي كنند و در باره آنها اختلافات عميقي وجود دارد.
براي نگارنده اين سطور نيز اگر چه مسئله قمه زني في نفسه مهم است و باصطلاح موضوعيت دارد ؛ اما آنچه اهميت موضوع را بسيار بيشتر مي كند اين است كه اين يكي از مهمترين نقطه هاي حساس و بزنگاههايي است كه مي تواند مباني و ديدگاهها را نسبت به مسائل كلي روشن كند :
· به راستي چه كساني را مي توان فقيه ناميد و از بين آنان چه كساني شايستگي مقام مرجعيت شيعه را دارند؟
· وظيفه افراد جامعه از رجال و بزرگان گرفته تا عوام نسبت به اين گروه كه متوليان حقيقي دين هستند چيست؟
· و در اين حيطه حقوق و مسئوليت هاي متقابل كدام و چگونه است؟
· جمهوري اسلامي از نظر شكلي چه نوع حكومتي است؟ و نسبت آن با دين چيست؟
· و رابطه و حقوق و وظايف متقابل فقها و مراجع عظام با اين حكومت چيست و چگونه است؟
· و ...
· و بالاخره در جامعه كنوني و حكومت فعلي چگونه و تا چه مقدار اين حدود و مرزها رعايت مي شود؟
پس در واقع آنچه بايد نخست بدان پرداخته شود اين مسائل و زيرساخت هاي فكري آنهاست و اگر واقعا به دنبال سعادت اخروي و تعالي دنيوي براي خود و ديگران هستيم بايد چارچوبه هاي محكمي براي انديشه هايمان فراهم آوريم كه با وزش هر نسيم يا تندبادي متزلزل نشده و فارغ از اين كه اين گويندگان و نويسندگان كيستند و به دنبال چه مقاصدي هستند به ارزش واقعي كلام آنان پي ببريم.
انشاءالله
...
1شيعه : يعني مردم حداقل بطور ناخواسته و ندانسته در معرض شبهات قرار نگيرند. حميد : تازه ممكن است بعضي ها شبهات را بطور اتفاقي گوش بدهند ولي كاري برايشان پيش بيايد و فرصت نكنند جوابشان را بشنوند. 1شيعه : ولي حاج آقا اينها كه شما اشاره كرديد كه نظر افراد ناآگاه نيست ، همانطور كه قبلا گفتم بعضي از اينها مجتهد هستند و خودتان مي دانيد مجتهد بايد به نظر خودش عمل كند و بر او حرام است كه از نظر ديگران تقليد كند! حاج آقا : بله ، اتفاقا فرمايش مرحوم علامه هم ناظر به همين افراد به اصطلاح كارشناس هست نه افراد مبتدي و غيرمتخصص. چون آنها كه خود به خود خارج از بحثند و اظهار نظرشان در مسائل شرعي از گناهان كبيره است. حميد : اينطور كه شما مي گوييد فقط علي مي ماند و حوضش! 1شيعه : به نظرم اشكال ايشان خيلي بيراه نيست! پس اين همه طلبه كه حوزه تربيت كرده و از جمله خود ما به چه درد مي خوريم؟ حاج آقا : چرا دقت نمي كنيد؟ من عرض كردم امثال ما حق نداريم از خودمان نظر بدهيم نه اينكه حق نداريم حرف بزنيم! 1شيعه : ولي خيلي از طلاب و منبري ها الان در كنار مطالبي كه ارائه مي دهند از خودشان هم نظر مي دهند ... حاج آقا : خيلي بيجا مي كنند كه از خودشان نظر مي دهند! مگر اين منبر كه در اختيارشان قرار گرفته ارث پدرشان است كه از خودشان نظر بدهند؟ طلبه حتي اگر 50سال هم در حوزه تحصيل كند تا از طرف علماي سلف اجازه نداشته باشد كارشناس (مجتهد) محسوب نمي شود و تنها حق تبليغ نظر بزرگان را دارد آن هم با كمال دقت كه مبادا ذره اي كم و زياد شود. آن بزرگان هم كساني هستند كه از بزرگان نسل قبل از خودشان اجازه داشته باشند و همينطور نسل به نسل تا به زمان معصومين برسد و كساني كه مورد تاييد آنها بوده اند. 1شيعه : خوب اينها را هم كه فرموديد حق ندارند! حميد : اينطور كه شما گفتيد موضوع به شكل كلاف سردرگمي درمي آيد! حاج آقا : ببينيد مطلب دقيق هست ولي پيچيده نيست. اگر موضوعي به نظرمان عجيب مي آيد نبايد آن را انكار كنيم بلكه دقت كنيم شايد ما اشتباه كرده باشيم و آن راه درست باشد. 1شيعه : بفرماييد كل قضيه چيست؟ حاج آقا : عرض كردم كه سه دسته هستند : اول آنهايي كه هيچ تحصيل و تلمذي در حوزه نداشته اند و اطلاعاتشان فقط در حد مطالبيست كه به طور پراكنده شنيده يا خوانده اند. اينها حتي حق سخنراني و تبليغ و پاسخگويي مسائل را هم ندارند و فقط به عنوان يك فرد از جامعه مسلمين در مواردي كه اطلاع دارند حق امر به معروف و نهي از منكر زباني و ارجاع به اهل علم را دارند. حميد : حاج آقا همان را هم گاهي خراب مي كنند ، امام جماعت مسجد دانشگاهمان تعريف مي كرد كه سالها قبل عده اي از رفقايشان كه روحاني نبودند به يكي از كشورهاي خارجي رفته بودند و اتفاقا آنجا نزديك يكي از مساجد اهل تسنن خانه گرفته بودند و نمازهايشان را بيشتر در منزل مي خواندند و گاهي هم كه به منطقه شيعه نشين مي رفتند در مسجد آنجا به جماعت حاضر مي شدند. اما يكي از اينها به همين مسجد اهل تسنن كه نزديك بود مي رفت و به آنها اقتدا مي كرد و به ديگران هم نصيحت مي كرد كه همين كار را بكنند! 1شيعه : مگر در رساله مراجع تقليد نخوانده بود كه در جاهايي كه تقيه نيست نمي شود به غير شيعه دوازده امامي اقتدا كرد؟ حميد : چرا اتفاقا همين را هم بقيه به او گفته بودند و او جواب داده بود كه از دفتر آقاي .... استفتاء كردم و ايشان فتوي داده اند كه بايد به مسجد اهل تسنن برويد... حاج آقا : ولي نظر ايشان را من ديده ام اينطوري نيست. حميد : بله آنها هم قبول نكردند و گفتند ما بايد خودمان اين استفتاء را ببينيم و بالاخره او هم كاغذ را آورده بود كه ببينند... 1شيعه : دستخط خودشان بود؟ حميد : بله ولي آنطور كه او فكر مي كرد نبود. باورتان نمي شود مي دانيد چه اشتباهي كرده بود؟ 1شيعه : نه ، چه اشتباهي؟ حميد : توي نامه اش بعد از توضيحات نوشته بود كه لطفا وظيفه ما را بيان كنيد : آيا به مسجد آنها برويم؟ يا در منزل نماز خودمان را بخوانيم؟ و در جوابش نوشته بودند : مورد سوال از موارد تقيه نيست و بايد به وظيفه اولي عمل شود. 1شيعه : خوب اين كه نوشته كه به مسجد اهل تسنن نروند حميد : ولي او خيال كرده بود كه وظيفه اولي يعني آن چيزي كه او خودش در خط اول نامه اش نوشته بوده! 1شيعه : همين كه نوشته بود به مسجد آنها برويم؟ حاج آقا : بله! ماجراي جالبي بود ، وظيفه اوليه را كه يك اصطلاح فقهي است بلد نبوده و به اشتباه افتاده ؛ مي بينيد انسان چقدر از دخالت ناآگاهانه ضرر مي كند و به ديگران هم ممكن است زيان برساند؟ 1شيعه : حالا تازه امر به معروف هم مي كرده! نگو كه نمازهاي خودش هم باطل بوده و بايد قضا كند. حميد : منظور من هم همين بود كه اينطور افراد حتي امر به معروف هم نبايد بكنند! حاج آقا : خوب عرض كرده بودم كه در مواردي حق دارند كه اطلاع كامل داشته باشند. مسائل شرعي عادي را مثل حجاب خانمها و اينكه دروغ نگوييم غيبت نكنيم و ... خيلي از مردم بلدند و در همين حدش بايد امر به معروف و نهي از منكر بكنند وگرنه همين مي شود كه مي بينيم در شهرهاي مذهبي هم كه قبل از انقلاب محيطش با مراقبت خود مردم سالم مانده بود ، امروزه مظاهر فساد و گناه بطور علني خودنمايي مي كند... 1شيعه : بقيه آن دسته بندي را بفرماييد حاج آقا : و اما دسته دوم آنهايي كه تحصيلات حوزوي كافي دارند و مسائل و اصطلاحات فقهي و علمي را مي فهمند ولي خودشان اجازه اجتهاد از علماي اجازه دار قبلي ندارند ، اينها با شرايطي حق تبليغ نظرات معتبر را دارند. 1شيعه : شرايطش چيست؟ حاج آقا : مثلا اينكه تقوي و عدالت را رعايت كنند و با دقت و تحقيق كامل مطالب را بيان كنند مواظب باشند كه اشتباه نكنند و اگر اشتباهي كردند تا حد امكان آن را رفع كنند. 1شيعه : ولي در خيلي جاها نظرات علما تفاوت دارد. نظر كدامشان را بگويند؟ حاج آقا : نكته كليدي مرحوم علامه جعفري هم همين جاست. ما سه نوع نظر داريم : يكي نظر اعلم دوم نظر مشهور و سوم نظر كساني كه بر اساس اجتهاد خودشان به مطلبي غير از اين دو رسيده اند. هم خود علما و هم مبلغان بايد از طرح عمومي نظرات مخالف مشهور خودداري كنند. 1شيعه : ولي به نظر مي رسد بايد نظر اعلم بر دوتاي ديگر ارجحيت داشته باشد. حاج آقا : خوب اگر از بالا به مسئله نگاه كنيد مطلب حل مي شود ... حميد : حاج آقا اتفاقا مي خواستم بگويم به بالاي كوه رسيديم! شما هم خسته شديد ، بچه ها دارند فرشها را پهن مي كنند تا شما استراحتي بكنيد بساط چاي و صبحانه را هم آماده مي كنيم بعد از صبحانه كاملا ديدگاه خودتان را توضيح بدهيد حاج آقا : ديدگاه خود من نه! ديدگاهي كه از بزرگان و كارشناسان آموخته و نقل مي كنم.
دوستان عزيز! اين قسمت از بحث در همين جا خاتمه يافت در حالي كه انبوهي از سوالات جديد ذهن ما را مشغول كرده بود و ما كه مي دانستيم حاج آقا شب گذشته فقط سه چهار ساعت استراحت كرده اند هرچه كرديم نتوانستيم ايشان را وادار به استراحت كنيم و همراه با ما در كارها كمك كردند و جاي همه دوستان خالي صبحانه در هواي لطيف و بهاري كوهستان حسابي چسبيد.
تا قسمت بعدي بحث همه شما را به خدا مي سپارم.
دوستان عزيز با عرض معذرت اگر در حال حاضر اشكالي در نمايش وبلاگ مشاهده مي كنيد به علت تغييرات پي در پي در قالب وبلاگ است لطفا اگر در مراجعات بعدي مشكل رفع نشد در بخش نظرات تذكر دهيد. با تشكر
سلام عليكم
خدمت دوستان عزيز عرض ادب كرده و با اهداء صميمانه ترين تبريكات ؛ چند سوال مقدماتي را مطرح مي كنم ؛ البته خودم در باره ي اين موارد تا حدودي به نتيجه رسيده ام ولي از آنجا كه انسان ممكن الخطاست و بعضا ممكن است تا مدتها خودش هم نداند كجاي كارش ايراد دارد از شما هم مي پرسم و اميدوارم در حد مقدور به من كمك كنيد. به نظر شما اگر ما چند نفر را كه هر كدام داراي تخصص يا تجربيات خاصي هستند در نظر گرفته و از اهالي يك شهر بخواهيم كه شايسته ترين فرد آنها را براي يك خدمت اجتماعي (مثلا براي تدريس در يك دانشگاه) انتخاب كنند ؛
1- آيا چنين كاري اصولا عاقلانه است؟
2- اگر چنين انتخابي صورت گرفت آيا افراد منتخب حق دارند در همه رشته هاي موجود در آن دانشگاه تدريس يا اظهار نظر كنند؟
3- آيا صحيح است كه مسئولان دانشگاه در مورد هر مسئله علمي نظرات تماماين منتخبان را گردآوري نموده و با شمارش آنها ، نظري كه اكثريتشان داده اند را اعمال كنند؟
4- اگر پاسخ شما به موارد فوق منفي است ؛ در هر مورد ، روش يا روشهاي مناسب كدامست؟
فعلا براي اين دفعه كافيست!
البته لازم به ذكر است كه اين سوالات تصادفي و براي پر كردن وقت نيستند و پاسخ مناسب به آنها براي زمينه سازي بحثهاي بعدي بسيار راهگشا خواهد بود. بعد از پاسخ به اين سوالات به مباحث مهمتري خواهيم پرداخت از جمله :
· آيا نوع حكومت فعلي ايران داراي ذات و ماهيت اسلامي است؟
· يا ماهيت و ذات آن صرفا با اسلام سازگاري دارد ؟
· و يا هيچكدام
· و هر كدام به چه دلايلي؟
· آيا با فرض اسلامي بودن ، لازم است حكومت در تمام زمينه هاي فردي و اجتماعي مردم دخالت و تعيين تكليف كند؟
· آيا بر مردم لازم است كه در تمام زمينه هايي كه حكومت براي آنان تعيين تكليف نموده است ، كاملا پيروي كنند؟
· اگر به فرض چنين پيروي لازم باشد ، كساني كه سهوا يا عمدا مخالفت كنند از نظر شرعي و قانوني مستحق چه نوع برخوردي هستند؟
و سوالات مهم ديگري كه ممكن است تا حدودي تخصصي به نظر برسند ولي نياز به حل و فهم آنها در جامعه كنوني ، همگانيست.
به منظور ايجاد فرصت مناسب براي پاسخ كاملتر به اين سوالات مهم در چند روز آينده مطلب جديدي ثبت نخواهم كرد.
با تشكر از ابراز لطفي كه تا كنون داشته ايد ، آرزوي سالي خوب و سراسر عزت در پناه امام زمان سلام الله عليه را براي شما و همه انسانهاي آزاده در سراسر عالم دارم. همواره و همه جا توفيقتان در كار خير روزافزون باد.


