|
سؤال: آیا میتوان موسیقی حلال را در آموزشگاههای ویژه یا جاهای مناسب بیاموزیم؟ | |
|
نظر رهبر انقلاب : |
![]() |
|
آیة الله مظاهری: |
|
|
|
![]() |
|
|
![]() |
ساعت حدود سه نيمه شب بود و از خواندن پيام ها و نوشتن پاسخ ها قدري خسته شده بودم و مي خواستم استراحتي كنم كه اين پيام توجه مرا جلب كرد :
نويسنده: .•.¸¸.•*´DAVOoD`*•.¸¸.•.
يکشنبه 2 تير1387 ساعت: 2:30
سلام
ما فقط پيام برات ميزاريم تا بدوني حمايتت ميکنيم و ديگر اينکه بهت خسته نباشيد بگيم .
موفق و پيروز باشي.
به يك باره خستگي از تنم بيرون رفت و تصميم گرفتم تا صبح هم كه شده قسمت بعدي را بنويسم ؛ پس توجه شما را به ادامه بحث گذشته جلب مي كنم :
1شيعه : اما حاج آقا هنوز هم براي من معلوم نشد كه اگر امام آن جملات را واقعا در مورد خودشان نوشته بودند چه اشكالي داشت؟ چه نقصي براي ايشان بود كه با دلي آرام و قلبي مطمئن و روحي شاد از اعمال خودشان و ضميري اميدوار به فضل خداي متعال از خدمت خواهران و برادران مرخص و به سوي جايگاه ابدي سفر كنند ؟!
حاج آقا : علتش اين است كه ما بزرگان را با خود قياس مي كنيم ؛ امثال من اگر فرضا يك شب موفق شوند نماز شب بخوانند تصور مي كنند دنيا را فتح كرده اند! اما آنها كه به ماهيت دنيا و آخرت و نسبت آنها و موقعيت خودشان بيشتر پي برده اند حتي تا جايگاه خود معصومين و شخص رسول اكرم صلي الله عليه و آله و سلم كه هيچ خطا و گناهي نداشتند و عاليترين درجات بهشت و قرب و رضوان الهي برايشان تضمين شده بود ، با اين حال ناله ها و ضجه هاي نيمه شبشان زبانزد خاص و عام است.
1شيعه : بله ، مثلا وقتي اميرالمؤمنين عليه السلام از طرف يك همسر شهيد (آن هم به اشتباه) بازخواست شدند كه چرا از حال آنان غافل شده اند ، آنقدر با اين زن و بچه هايش همراهي كردند كه صورت خود را هم به آتش تنور نزديك كردند و فرمودند : اي علي حرارت آتش دنيايي را بچش قبل از آنكه جهنم برپا شود ...
حاج آقا : با آن مقام كه حب و ولايت ايشان كليد بهشت است و خود ايشان در آخرت قسيم الجنة والنار هستند و تعيين مي كنند كه چه كسي بهشت برود و چه كسي جهنم برود!
حميد : ولي من شنيدم كه در قرآن صاحب نفس مطمئنه را امام حسين عليه السلام تفسير كرده اند.
1شيعه : بارك الله حميدجان! پس آنطورها هم كه فكر مي كردم پياده نيستيد!
حاج آقا : بله سخن در باره معصومين مفصل است و تفاسير هم تا حدي كه توانسته اند در اين موارد شرح داده اند و بايد مطالعاتمان را زيادتر كنيم و به اين جلسات گفتگوها اكتفا نكنيم اما يك مثال ديگر ذكر كنم كه تا حدي مطلب روشنتر شود. مرحوم شيخ انصاري را مي شناسيد؟
حميد : شيخ مرتضي انصاري؟
حاج آقا : بله ، همان عالم بزرگواري كه درجات بالاي فقه و اصول وي چنان بود كه به وي لقب خاتم الفقهاء والمجتهدين داده اند.
1شيعه : يعني ديگر فقيه و مجتهدي بالاتر از وي نخواهد آمد؟
حاج آقا : البته اين لقب براي نشان دادن مقام شامخ و تعظيم و احترام ايشان است و نيز مي دانيم كه كتاب هاي ايشان هنوز هم در سطوح عالي حوزه تدريس مي شود و براي طلبه نشان افتخار است كه بتواند كتابهاي ايشان را بفهمد آن هم با تدريس استادان برجسته كه فقها و مراجع عظام باشند
حميد : خوب پس مقام علمي ايشان خيلي بالا بوده است ...
حاج آقا : نه تنها مقام علميشان بالا بوده ؛ بلكه از نظر عملي هم اسوه و الگو بوده اند ...
1شيعه : مگر همان مقام علميشان عملي عم نيست؟ مگر نمي گويند قلم علما از خون شهيدان بالاتر است؟ آن هم اينطور فردي كه همه علماي صدساله اخير مستقيم يا غير مستقيم شاگرد ايشان بوده اند. اين خدمتها خيلي بالاست.
حاج آقا : البته همانطور است كه شما فرموديد اما منظور من ميزان تقيد ايشان به احكام شرع است. سختترين حالات انسان حالت احتضار و جان كندن است. اين حالت محل خطر بسيار است و اينكه بالاترين دعايي كه مي كنند براي عاقبت به خير شدن است بي حكمت نيست و خيلي از اين ايمان هاي سست و آبكي فقط تا وقتي دوام مي آورند كه انسان به گرفتاري شديد نرسد.
1شيعه : براي همين است كه سفارش شده دعاي عديله را در نزد محتضر بخوانند؟
حاج آقا : بله ، آن حالتهاي سخت و آن اضطراب هاي شديدي كه براي انسان پيش مي آيد باعث مي شود تا مرتبا در عقايدش تجديد نظر كند ؛ واقعا بايد خدا رحم كند و اينكه اين همه زيارت معصومين سفارش شده يكي از بالاترين فوايدش همين است كه در آن وانفسا به دادمان برسند.
حميد : خوب در مورد شيخ انصاري صحبت مي كرديد...
حاج آقا : بله كساني كه در حال احتضار مرحوم شيخ حاضر بوده اند ماجراي عجيبي را از ايشان نقل مي كنند كه مو به تن انسان راست مي كند!
1شيعه : بفرماييد بشنويم .
حاج آقا : بله ، مي گويند اطرافيان ايشان وقتي مي بينند كه ايشان در حال احتضار هستند طبق دستوري كه داريم پاي ايشان را به طرف قبله مي كنند ، اما با كمال تعجب مي بينند كه ايشان با آن حال بيماري شديد با زحمت پاي خودشان را از طرف قبله برمي گردانند! آنها به تصور اينكه مرحوم شيخ از شدت بيماري در حال غير اختياري هستند بار ديگر پاي ايشان را به طرف قبله مي كنند ولي باز هم مشاهده مي كنند كه ايشان با زحمت بسيار پايشان را برمي گردانند!
حميد : يعني جان كندن براي ايشان هم اينقدر سخت بوده كه دچار مشكل اعتقادي .... ؟
حاج آقا : نه عزيز من! عجله نكنيد ؛ براي بار سوم هم چنين كاري تكرار مي شود تا اينكه بالاخره يكي از حاضران اعتراض مي كند كه مگر حال رقت بار ايشان را نمي بينيد؟ چرا اينقدر ايشان را اذيت مي كنيد؟ بگذاريد هر طور كه خودشان مي خواهند جان بدهند ؛ اما با كمال تعجب مي بينند كه ايشان دارند مطلبي مي گويند!
1شيعه : چه مي گفتند؟؟!
حاج آقا : خوب است بدانيد كه ايشان در حال احتضار دچار بيماري شديد و اسهال بودند به نحوي كه نمي توانستند از تخلي جلوگيري كنند ؛ حال در چنين موقعي دو حكم شرعي پيش آمده بود از طرفي چون ايشان در حال احتضار بودند اطرافيان ايشان بايد پاي ايشان را به سمت قبله مي كردند ؛ و از طرف ديگر چون ايشان نمي توانستند از تخلي جلوگيري كنند شرعا حرام بود كه به سمت قبله قرار بگيرند ...
حميد : پس براي همين بود كه با زحمت پايشان را برمي گرداندند؟
1شيعه : واقعا چه مشقتي كشيده اند ! چه جان كندن سخت و دردناكي بوده است!
حاج آقا : اما مهم اين است كه در همين حال سخت و مشقت بار ايشان به اطرافيان خود درس بسيار مهمي داده اند ...
حميد : درس ؟؟!!
حاج آقا : بله ، در همان حالت كه اطرافيان ديدند كه به ايشان اينطور سخت مي گذرد و تصميم گرفتند ايشان را آزاد و راحت بگذارند ؛ ايشان فرمودند شما تكليفي داريد (پاي محتضر را به قبله كنيد) و من هم تكليفي دارم ( خودم را از قبله برگردانم ) بايد هريك به تكليف خود عمل كنيم
حميد : الله اكبر ! اين ديگر نهايت زجر كشيدن و مردن است !
1شيعه : اين اوج تقوي و تعبد است . خوشا به حالشان كه اينقدر كامل بودند كه حتي از عبادت در لحظه مرگ هم نگذشتند ...
حاج آقا : اما مطلبي كه مي خواستم بگويم مهمتر از اين است !
حميد : ديگر از اين مهمتر چه چيزي مي تواند باشد؟؟!!
حاج آقا : عرض مي كنم ؛ همين اسوه تقوي و تعبد كه در تمام عمرش چنين مراقبت و مواظبت بر رعايت احكام شرعي داشته است ؛ وقتي يكي از حاضران در آن جلسه مي بيند كه ايشان با چه مشقتي جان مي دهد به مرحوم شيخ نزديك مي شود و در گوش او مي گويد جناب شيخ براي راحت جان دادن توصيه شده اين دعا را بخوانيد : يا من يقبل اليسير و يعفو عن الكثير ؛ اقبل مني اليسير واعف عني الكثير .
حميد : يعني چه؟
1شيعه : يعني اينكه سفارش شده براي راحت جان دادن بگويد : اي خدايي كه (عمل نيك) اندك و كوچك را قبول مي كني و از (گناهان) بسيار زياد در مي گذري و مي بخشي ؛ از من هم آن عمل كوچك و كم را قبول كن و از گناهان بسيار زياد من هم در گذر و ببخش.
حاج آقا در حالي كه اشك پهناي صورتشان را پوشانده بود فرمودند : بله درست است ؛ اما با كمال تعجب ديدند كه مرحوم شيخ با زحمت و با صدايي لرزان مي فرمايد : اين اليسير ؟؟!!
1شيعه : الله اكبر ! اين ديگر باورنكردنيست !
حميد : مگر چه گفته بودند؟
حاج آقا در حالي كه گريه امانشان نمي داد فرمودند : يعني آن كوه تقوي و عمل صالح در جواب آن شخص فرمود : اين دعا براي آن كسي است كه آن عمل كوچك و اندك را داشته باشد ولي من هرچه در پرونده ام نگاه مي كنم همان عمل كوچك را هم نمي يابم !! كو آن عمل اندك ؟ كجاست آن يسير ؟ تا از خدا بخواهم آن را بپذيرد و از كثيرم درگذرد ؟؟!!
حميد : واي به حال ما ! او كه اين همه كتاب نوشته و آن همه شاگرد تربيت كرده و هزاران عبادت ديگر داشته كه اينطور بگويد پس ما با اين اعمالمان ديگر بايد برويم و بميريم !!
حاج آقا : نه ، يأس هم درست نيست ، مؤمن بايد حالتي بين خوف و رجا داشته باشد ؛ از هر كسي در حد خودش توقع است. شما در شرايطي كه هستيد اگر دقيقا در خط كلي مرجعيت شيعه كه نواب امام زمان سلام الله عليه هستند باشيد و براي آبرو و سربلندي شيعه فعاليت كنيد و ديگران را هم در حد توان خود به اين راه هدايت كنيد ، برنامه منظمي براي عبادات و قرآن و دعا و مطالعات مذهبي داشته باشيد و از وضع فقرا و محرومين هم غافل نشويد انشاءالله عنايت اهل بيت عليهم السلام شامل حالتان مي شود .
حميد : اما گناهان گذشته چه مي شود؟
حاج آقا : آنها كه بايد جبران شوند اقدام كنيد و از همه گناهان هم استغفار كنيد .
حميد : جبرانش چطور است؟
1شيعه : اگر نماز و روزه و خمس و كفاره و ... خلاصه حق الله بر گردنت باشد در حد توانت قضا و بقيه را وصيت كني و اگرحق الناس بر گردنت هست ادا كني و قرض مردم را بدهي.
حاج آقا : فقط همين ها نيست ، مهمتر از اينها هم هست!
حميد : مهمتر از اينها چيست؟
حاج آقا : مهمتر آبروي مردم است كه به ناحق ريخته باشيد ، اگر غيبت يا تهمتي زده باشيد و يا كسي را مسخره و سبك كرده باشيد و از آن بالاتر هم هست!
حميد : بيچاره شديم ! بالاترش چيست؟
حاج آقا : بالاترش اين است كه بدعتي در دين خدا گذاشته باشيد ، باعث انحراف و گمراهي ديگران شده باشيد و يا به آنها كمك كرده باشيد ....
حميد : تو را خدا بس است ! ديگر كپ كرديم ؛ ما فكر كرديم دوتا استغفرالله مي گوييم و تمام مي شود!
1شيعه : براي همين است كه حضرت علي عليه السلام فرمودند گناه نكردن خيلي آسانتر از توبه كردن است و به كسي كه در مسجد بدون توجه مرتب استغفار مي كرد فرمودند : مادرت به عزايت بنشيند مي داني استغفار چيست؟ و آنقدر شرايط براي استغفار فرمودند كه يك موردش يادم مانده است ...
حميد : فقط يك مورد؟
1شيعه : گفتم من يكيش يادم مانده ولي آن هم آْنقدر سخت است كه از كپ كردن و اينها رد مي كني!
حميد : مگر چيه؟
1شيعه : فرمودند آنقدر عبادت كني تا تمام گوشتهايي كه از حرام در بدنت روييده آب شوند ...
حاج آقا : فعلا كافيست حالا اينقدر اين بنده خدا را نترسانيد كه سر به كوه و بيابان بگذارد!
1شيعه : ولي مثل اينكه فراموش كرديد حاج آقا تا الان بالاي كوه بوده ايم و همين حالا هم بايد سر به بيابان بگذاريم!
حاج آقا : منظورتان چيست؟
حميد : منظورشان اين است كه وقتمان تمام شده و بايد از كوه پايين برويم و به روستا برگرديم!
و با اين حرف حميد شروع به جمع آوري لوازم كرديم تا به روستا برگرديم. تا ادامه داستان در هفته هاي بعدي شما را به خدا مي سپارم.
1شيعه :
الله اكبر! عجب اتفاق جالبي ! در وبلاگ بزم عشاق ديدم كه دقيقا امروز سالگرد مرحوم شيخ انصاريست و احتمالا مرحوم شيخ نظر لطفي به اين بنده حقير داشته كه بدون هيچ اطلاع قبلي و برنامه ريزي موفق شدم چند سطري در باره ايشان بنويسم. اگر توجه كرده باشيد اصلا قصد نوشتن پست جديد و حال آن را نداشتم ولي با پيام آن دوست حال و توفيقي پيدا كردم و پستي را نوشتم كه تقريبا تمام آن مربوط به مرحوم شيخ انصاري است و جالب اينكه ايشان هم نوشته اند:
من چند روز تو ذهنم بود که چنین پستی رو بزنم
امروز قبل اینکه سرکار برم اومدم وبلاگ شما و چند خط اول رو خوندم و یادم افتاد و ...
بهر حال امیدوارم که مثل شیخ بزرگ و استادالفقها و المجتهدین بتونیم سیره علمی و عملی ایشونو ادامه بدیم.
حالا خوشحالم كه اگر هم در قعر گودال هاي نفسانيت گرفتاريم (منظورم خودم است) ولي آنان كه قله هاي معرفت را پيموده اند نظر لطفي به ما بيچاره ها هم دارند و اين نيست مگر به خاطر حبّ پيامبر اكرم و مولايمان اميرالمؤمنين و اهل بيت ايشان صلوات الله عليهم اجمعين
الحمدلله الذي جعلنا من المتمسكين بولاية مولانا اميرالمؤمنين و الائمة عليهم السلام






