سلام عليكم.
همانطور كه قبلا نوشته بودم ؛ صبح دومين روز تعطيلات ، با حاج آقا وتعدادي از جوان هاي روستا به كوه رفتيم و پس از استراحت در بالاي كوه ، كنار بساط چاي و صبحانه با حاج آقا صحبت مي كرديم ؛ مطالب مختلفي مطرح شد كه قبلا نوشتم و اكنون توجه شما را به ادامه بحثها جلب مي كنم :
حميد : اينها كه فرموديد برايم خيلي جالب بود ؛ اما كاربرد آنها را درست نفهميدم.
1شيعه : يعني برايتان هيچ فايده اي نداشت؟
حميد : چرا ؛ فايده كه داشت ، فهميدم كه چرا در خيلي از بحثها و آموزشها درك و تفاهم كامل صورت نمي گيرد ؛ اما سوالم اين است كه در اين صورت براي پيشبرد بحث و موفقيت بايد چه كنيم ؟
حاج آقا : بله حرف درستي است ، تا اينجا منظور ما اين بود كه شرايط موجود در بحث ها را كاملتر درك كنيم و در نتيجه سطح توقعات و انتظاراتمان را با واقعيات موجود تطبيق دهيم نه با حقايق مطلوب .
حميد : منظورتان را نفهميدم !
1شيعه : منظور حاج آقا اين است كه ما يك سري واقعيات داريم و يك سري حقايق هم هست اما لزوما هميشه اينها با هم يكي نيستند .
حميد : فكر كنم حرف خود حاج آقا بيشتر مفهوم بود !
حاج آقا : بگذاريد نمونه اي ذكر كنيم : مي دانيم كه دين اسلام يك حقيقت واحد است ؛ يعني ديني كه پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم از جانب خدا آوردند به عنوان كاملترين و آخرين دين الهي همه تكاليف بشر را تا روز قيامت تعيين كرده و در آن هيچ تناقض و تضادي وجود ندارد . اما آنچه در جهان كنوني مشاهده مي كنيم غير از اين است ؛ كساني كه مدعي اسلام هستند داراي عقايد متضاد و حتي متناقضي هستند كه امكان ندارد همه آنها صحيح باشند .
1شيعه : پس اصل اسلام كه خدا و پيامبر از بشر خواسته اند حقيقت است و مذاهب مختلفي را كه مسلمانان به عنوان اسلام معرفي مي كنند واقعيت است و به جز يك مذهب صحيح ؛ بين اين مذاهب (واقعيت) و آن اسلام حقيقي (حقيقت) ، تفاوتهاي زيادي وجود دارد .
حميد : پس مي توان گفت مسلماناني كه به آن مذهب صحيح اعتقاد ندارند ؛ در واقع كافر هستند ؟
حاج آقا : از جنبه حقيقي درست است اما اينجا اسلام يك نوع واقع نگري كرده است و آن اين است : با وجود آن كه خود رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم فرموده اند كه پيروان همه مذاهب اسلامي بجز آن يك مذهب صحيح ، همگي جهنمي هستند اما در عين حال هيچيك از اين پيروان ، در حيات دنيوي كافر و نجس شمرده نمي شوند .
حميد : چطور چنين چيزي ممكن است ؟! شايد مسلمانان غير شيعه اين حديث را قبول نداشته باشند .
1شيعه : اتفاقا حديث فوق از موارديست كه مذاهب مختلف اسلامي همه آن را قبول دارند!
حميد : پس چرا خودشان را از آتش جهنم نجات نمي دهند ؟!
1شيعه : چون پيروان هر مذهبي مي گويند آن مذهبي كه پيامبر فرمودند اهل نجات هستند ما هستيم و ديگران جهنمي هستند !!
حاج آقا : بله ، علاوه بر وجود احاديث ، گفتيم از نظر عقلي هم امكان ندارد كه همه اين ديدگاههاي متضاد و متناقض ، اسلام حقيقي باشند .
حميد : خب شايد روز قيامت خداوند از سر تقصير همه شان بگذرد و همه را به مسلماني قبول كند !
حاج آقا : اين يك حرف عوامانه است كه زيبنده شما كه دانشجو و اهل تحقيق هستيد نيست .
1شيعه : مثل بعضي ها كه بعد از چند ساعت كه برق خانه شان رفته ، وقتي برق مي آيد مي گويند خدا پدر اديسون را بيامرزد كه برق را اختراع كرد !
حاج آقا : بله ؛ در باره اعمال تا حدي احتمال مي توانيم بدهيم كه مثلا خداوند ممكن است برخي گناهان را ببخشد و صاحبان آنها را عذاب نكند اما در باره اعتقادات اگر درست توجه كنيم چنين موضوعي قابل احتمال هم نيست و اين به ماهيت جهان آخرت و اعتقادات برمي گردد . در واقع بهشتي كه در آخرت وعده داده شده مربوط به تجسم همان اعتقادات صحيح ما و اعمالي كه بر مبناي آنها انجام شده است مي باشد و جهنم هم كه نقطه مقابل آن است در رابطه با تجسم اعتقادات باطل در دنيا و اعمال مبتني بر آنهاست ...
حميد : من كه خيلي متوجه نشدم !
حاج آقا : كاملا حق داريد ؛ هم دامنه اين بحثها قدري گسترده است و هم تا حدي عميق هستند و نياز به مطالعات بيشتري در اين زمينه داريم كه در شرايط فعلي مقدور نيست .
حميد : خب از اين بگذريم ، اما چطور ممكن است اسلام دستور داده باشد كساني را كه در حقيقت كافرند به عنوان برادر مسلمان خودمان قبول كنيم ؟
حاج آقا : ببينيد اينجا دقت بيشتري لازم است . همه كساني كه ما آنها را به عنوان مسلمان مي شناسيم در ظاهر معتقد به خداي يگانه و نبوت پيغمبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم هستند و همچنين كعبه را به عنوان قبله و قرآن كريم را به عنوان كتاب خداوند كه بر پيامبر نازل شده قبول دارند و نيز معاد و جهان آخرت را باور دارند و تا همين جا از نظر ظاهري محكوم به اسلامند ...
1شيعه : اما معتقد به ولايت اميرالمؤمنين و اهل البيت عليهم السلام كه بنابر فرمايش پيامبر اساس همه اعمال و ركن اعتقادات اسلام است كه نيستند ؟! ...
حاج آقا : درست است و به خاطر همين هم اگر شيعه نشوند بنا بر فرمايش رسول الله صلي الله عليه و اله و سلم در آخرت قطعا اهل جهنم خواهند بود اما با اين فرض كه آنها اصول اوليه اسلام را كه توحيد و نبوت و معاد است پذيرفته باشند مي توان انتظار داشت كه انشاء الله در آينده ي زندگي دنيوي شان بطور كامل در مسير حق قرار بگيرند . به بيان ديگر همه مسلمانان معتقدند كه حضرت محمد صلي الله عليه و آله و سلم آخرين پيامبر خدا هستند و هر چه آن حضرت از جانب خدا آورده باشند با جان و دل قبول دارند و اين همان ورود به دايره رسمي اسلام است ولي هنوز براي بعضي شان ثابت نشده كه رسول الله از جانب خداوند حضرت علي عليه السلام را به خلافت بلافصل خود منصوب كرده باشند و چون هر انساني در باره عقايد خود موظف به مطالعه و تحقيق است اگر دچار تعصب جاهلي نباشند انشاءالله در آينده به چنين حقايقي دست پيدا خواهند كرد .
حميد : مثل اينكه ما با ارائه مدارك در دانشگاه ثبت نام مي كنيم و رسما هم ما را دانشجو حساب مي كنند ولي ممكن است اهل درس و مطالعه نباشيم و پس از مدتي مشروط و اخراج شويم اما اگر درس بخوانيم در پايان دوره دانشجويي مدرك مورد نظرمان را دريافت مي كنيم . شيعيان مثل آن دانشجوهاي درسخوان هستند كه به نتيجه مي رسند و مذاهب ديگر مثل آنها كه فقط رسما دانشجو هستند ولي برايشان عاقبت و نتيجه اي ندارد ...
1شيعه : ولي به نظر من با اين همه دلايل بر حقانيت شيعه امكان ندارد كسي از روي اشتباه براي مدت طولاني به مذهب ديگري از اسلام باقي بماند !
حاج آقا : همينطور است و اگر كسي بفهمد كه در واقع مقام خلافت اسلامي از همان ابتدا غصب شده و از روي عناد زير بار حق نرود او در واقع مسلمان (پيرو خدا و پيامبر) نبوده كه انتظار هدايت و بهشت داشته باشد .
1شيعه : فرموديد شيعيان اعتقاد دارند كه خلافت غصب شده پس چرا بعضي از مسئولين كشور كه شيعه اند در صحبت هاي رسمي هنوز هم مي گويند خلفاي راشدين ؟
حميد : شايد همينطوري به عنوان لقبي كه رايج شده مي گويند !
حاج آقا : اولا چنين چيزي در بين شيعه خصوصا در سطح علما رايج نبوده و نيست و ثانيا كلام و منش بزرگان بايد خيلي حساب شده و با مطالعه باشد ؛ چطور اگر يك كسي در آن طرف دنيا مثلا بگويد خليج العربي بلافاصله صدايشان درمي آيد كه خليج هميشه فارس است و ما هم قبول داريم كه كاربرد عناوين و القاب بايد حساب و كتاب داشته باشد اما اينجاها كه وظيفه شان دفاع از مذهب رسمي كشور است دقت نمي كنند؟!
حميد : شايد هم به خيال خودشان مصلحت انديشي مي كنند و با اين حرفها مي خواهند توجه اهل تسنن را جلب كنند !
1شيعه : مگر مي شود كسي شيعه باشد و براي جلب توجه ديگران عقايد خودش را وارونه جلوه دهد ؟!
حاج آقا : خيلي هم بعيد نيست ! البته اين در سطح سران سياسي مي تواند با دلايل خاص خود مطرح باشد اما در ساير موارد كسي كه با عنوان تقيه و مصلحت اينطور عمل مي كند بايد خودش توضيح بدهد و مشكل را برطرف كند اما واقعيت اين است كه در كشور حتي در سطوح بالا هم گاهي از روي حسن نيت و خيرخواهي اشتباهات عجيبي مي كنند كه نه تنها نفعي ندارد ، بلكه به ضرر تمام مي شود!
حميد : منظورتان چيست؟
حاج آقا : مثلا ببينيد الان نزديك بيست سال است كه در سالگرد امام خميني سخنرانان و نويسندگان اين جملات وصيتنامه امام را با آب و تاب تكرار مي كنند كه : « با دلي آرام و قلبي مطمئن و روحي شاد و ضميري اميدوار به فضل خداي متعال از خدمت خواهران و برادران مرخص و به سوي جايگاه ابدي سفر مي كنم »
حميد : خوب اين چه اشكالي دارد؟ اين كه در وصيت نامه خود امام هست !
حاج آقا : بله اينكه در وصيتنامه است اشكالي ندارد اما اينكه اينها در بوق و كرنا مي كنند و به خيال خودشان ميخواهند عظمت مقام امام را نشان بدهند نه تنها نفعي ندارد بلكه به ضرر و منقصتي براي امام مي شود !
حميد : من كه نفهميدم !
1شيعه : راست مي گويند ! من خودم چند مرتبه در برنامه هاي آقاي قرائتي ديدم كه مي گفتند اين فقط امام خميني است كه توانسته بگويد از مرگ نمي ترسد و نسبت به آن طرف خيالش راحت است و به خاطر همين در وصيتنامه شان نوشته اند كه با دلي آرام و .... اما حاج آقا راستش من هم متوجه نشدم اين موضوع چه اشكالي دارد؟!!
حاج آقا : اشكال اولش اين است كه دروغ است و امام چنين حرفي نزده اند ! و دومش اين كه اگر اينطور گفته يا نوشته بودند آن وقت نه تنها فرد بزرگي نبودند بلكه پايينتر از اشخاص عادي و كم اطلاع بودند !!! ...
حميد : صبر كنيد شما كه الان گفتيد در وصيتنامه هست و باز هم مي گوييد نگفته اند ؟!
حاج آقا : بله ! آن كه در وصيتنامه شان است من الان حفظم نيست ولي شما مراجعه كنيد آنجا قريب به اين مضمون نوشته اند كه با توجه به اينكه ملت ايران هوشيار و بيدارند من نسبت به آينده اين انقلاب نگراني ندارم و با دلي آرام و قلبي چه و چه به سوي جايگاه ابدي سفر مي كنم ؛ يعني نگران آينده انقلاب نيستم نه اينكه نگران برزخ و قيامت نيستم !
حميد : واقعا اينطور است ؟؟ اين را تا حالا هيچ جا نشنيده بودم !
1شيعه : من هم نشنيده بودم ! حاج آقا اگر اين مطلب از خودتان باشد بايد گفت انصافا از آب كره مي گيريد !!
حاج آقا : بله مطلب از خودم است ولي كار مهمي نيست كافيست همه چشم و گوشتان را شش دانگ در اختيار اين رسانه ها قرار ندهيد بلكه خودتان هم تحقيق كنيد . آنچه من گفتم در متن وصيتنامه كه حدود ۲۰سال است منتشر شده هست و همه مي توانستند با دقت ببينند !
حميد : اما عجيب است كه اين همه افراد سياسي كوچك و بزرگ چنين چيزي را نديده و نگفته اند ! حاج آقا اين قضيه و آن قضيه نواقص العقول (لينك) كه قول توضيحش را داديد دارد كم كم من را متقاعد مي كند كه شما يك روحاني عادي نيستيد بلكه ...
حاج آقا : بلكه چه ؟؟ !! چرا شما ملت هيچي نشده مي خواهيد از هر كسي امامزاده درست كنيد ؟!! من هم يكي هستم مثل شما منتها چشم و گوشم را ناخواسته در اختيار جوسازي ها قرار نمي دهم ؛ يك روز با افزايش جمعيت و حتي حجامت كه آن همه در دين مورد تاكيد قرار گرفته مخالفت كنم و روز ديگر كه دو تا خارجي گفتند حجامت علمي است دوباره همه عقايدم برگردد! يك روز به خاطر اينكه در جو سياسي فعلي جايي براي خود باز كنم اين همه فتاواي استوانه هاي فقهي شيعه (لينك) را نديده بگيرم و قمه زني را نعوذبالله خلاف شرع و خرافه و ... بدانم و روز ديگر كه سياست گزاران كشور تصميمشان را عوض كردند در باب مشروعيت و آثار مثبت و فوايد آن تحقيق منصفانه كرده و مقاله هاي مفصل بنويسم! ( http://www.tatbir.com/index2/initial.htm )
1شيعه : ولي شما كه يكي از دفاع هاي محكم مدافعان قمه زني را رد كرديد ! ( اواخر پست : http://1shia.blogfa.com/post-23.aspx )
حاج آقا : بله ، عرض كردم آن دليل براي دفاع از قمه زني درست نيست در حالي كه خود اينها كه به قمه زني حمله مي كنند هنوز نمي دانند كجاي آن دليل اشتباه است ! ولي با دلايل بسيار محكم و درست ثابت مي كنم كه قمه زني نه خلاف شرع است و نه خلاف عقل و نه وهن مذهب و نه ...
حميد : ببخشيد اين سوال را مي كنم : شما رهبري را قبول داريد ؟!!
حاج آقا : اشكال ندارد ! منتظر چنين سوالي بودم !! بله ايشان را به عنوان رهبر انقلاب قبول دارم با تعريف صحيح از انقلاب و دين و رابطه آنها با يكديگر كه انشاءالله در باره آن هم توضيح خواهم داد ؛ ولي مواضع فقهي ايشان را در اينطور موارد خصوصا تا زماني كه در مسند رهبري نظام هستند الزام آور نمي دانم ( براي رفع شبهه حتما به اين لينك مراجعه شود) و روشن است كه ايشان به عنوان رهبر ناگزير در جايگاه پدري دلسوز براي همه افراد ملت نمي توانند خيلي از مسائل اختصاصي شيعه را مطرح كنند و براي همين هم وقتي از ايشان درخواست كردند كه رساله بدهند فرمودند با وجود مراجع عظام نيازي به اين كار نمي بينند . اتفاقا معتقدم اينها كه امروز اينقدر دوآتشه به عنوان دفاع از مواضع رهبري نمي گذارند افراد حتي در محل هاي خصوصي شان قربة الي الله قمه بزنند ؛ همينها روزي كه ايشان در مسند رهبري نباشند بيشترين جفاها را در حق مواضع ايشان خواهند كرد . اما ما عيبمان اين است كه ظاهر و باطنمان يكيست ؛ مي گويند حضرت علي عليه السلام يكي از اصحابشان را مجازات كرده و دستش را قطع كرده بودند ؛ يكي از افراد معاويه او را ديد و گفت اين هم نتيجه اين همه طرفداري از علي! ديدي دستت را قطع كرد!! او هم با كمال افتخار گفت بله و به خاطر همين طرفدار او هستم به خاطر عدلش كه مرا هم با ديگران فرق نگذاشت! ما هم بايد در باره دفاع صحيح از انقلاب و رهبري طوري باشيم كه بر اساس موازين درست باشد تا امروز و فردايمان فرق نكند .
1شيعه : اما حاج آقا هنوز هم براي من معلوم نشد كه اگر امام آن جملات را واقعا در مورد خودشان نوشته بودند چه اشكالي داشت؟ چه نقصي براي ايشان بود كه با دلي آرام و قلبي مطمئن و روحي شاد از اعمال خودشان و ضميري اميدوار به فضل خداي متعال از خدمت خواهران و برادران مرخص و به سوي جايگاه ابدي سفر كنند ؟!
راستي به نظر شما چه اشكالي به نظر حاج آقا رسيده بود ؟!
فاطميه گوشتان به کي ؟
به آن کس که مثل مرحوم آيت الله ميلاني ؛ آيت الله خويي ؛ اين دو افتخار مي کنند که ريزه خور خوان شاگردي اويند ؛
گوشتان به حرف او باشد ؛
او چه مي گويد؟
مي گويد :
و هل اتاک خبرالمسماري؟
و هل اتاک خبرالمسماري؟
سل صدرها خزينة الاسراري .
مملکت بايد عاشورا ؛
روز سوم جمادي الثانيه ؛
همه هيئات ، سينه زنها ، زنجير زنها بيرون بيايند براي آن کسي زنجير بزنند که علي بن ابي طالب آن رادمرد عالم وجود ، قطب دايره امکان وقتي سر قبرش آمد گفت :
نفسي علي ظفراتها محبوسة يا ليتها خرجت مع الظفراتي
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
بيانيه حضرت آيت الله العظمی وحيد خراسانی به مناسبت ايام فاطميه
بسم الله الرحمن الرحيم
صلوات و سلام خدا بر صديقه شهيده که به اتفاق تمام مسلمين آن کس که «ما ينطق عن الهوي إن هو الا وحي يوحي » او را سيده ي نساء عالمين ناميد . نشان عبوديتش در مقابل خالق، قدم هاي ورم کرده در محراب عبادت بود ،و رأفت و رحمتش به خلق خدا به آن جا رسيد که سه روز، روزه را به آب افطار کرد، و قوت خود و فرزندانش را به مسکين و يتيم و اسير داد ، و خود وفرزندان خردسالش سه روز رنج گرسنگي را تحمل کردند که انساني هر چند کافر، بي قوت و غذا نماند « ويُطعمون الطعام علي حبّه مسکينا ويتيماً وأسيرا » .
آبرويش به درگاه خدا به جايي رسيد که دعاي مستجابش درآيه مباهله هم طراز دعاي پيغمبر خاتم شد.
شاهد عصمت کبراي او آيه ي تطهير است، و دليل مقام و منزلتش سوره ي کوثر است . اراده اش آن چنان فاني در اراده ي خدا شد که رضا و غضب خداوند عالم دائر مدار رضا و غضب او شد.
اوست که بر در بهشت نوشته شده فاطمه برگزيده ي خداست، اوست که آفتاب آسمان رسالت پدر اوست، وماهتاب سپهر امامت شوهر اوست، و يازده ستاره ي فروزانِ چرخِ ولايت در دامن اوست.
اگر پيغمبر خاتم تاج سر عالم شد ، او مهجه ي قلب رسول وبضعه اي از وجود اشرف ولد أدم شد.
وظيفه ي هر مسلماني که رهين منت هدايت رسول خدا به حيات ابد و سعادت معرفت و عبادت خداوندِ واحد أحد است ، آن است که روز عزاي يگانه دخترش که به فرموده ي او محبوبترين خلق نزد اوست، اجر رسالت آن حضرت را به تعظيم شعائر ماتم فرزندش ادا کند
« قل لا أسألکم عليه أجرا إلا المودة في القربي» .
ودر عوض اين مودت به شفاعتي نائل شود که خدا به آن حضرت وعده داده است «ولسوف يعطيک ربّک فترضي ».
اللهم صل علي فاطمة و أبيها و بعلها و بنيها
حسين الوحيد الخراساني
|
آن روزهاي اول كه اين وبلاگ تازه شروع به كار كرده بود و بالاي آن نوشته بودم : جمهوريت؟اسلاميت؟ياهردو؟ ظريفي اشاره كرده بود كه به اين 3سوال اضافه كنيد: يا هيچكدام؟ (!!) و من هم برآشفتم كه اين چه حرفيست كه مي زنيد؟ چرا بذر ياس و نوميدي مي پراكنيد؟ و ... اما امروز با خود تأملي داشتم كه واقعا ما به كدام سو مي رويم؟ و اين هديه الهي و ثمره ي خون هزاران شهيد را چگونه پاس مي داريم؟ نمي خواهم پرحرفي كنم و هنوز هم بر حرف اول خود باقي هستم كه بايد با جان و دل و صد البته به نحو صحيح از اين نظام دفاع كرد ؛ اما آيا با اين سياست هاي رسانه اي ما ، از شير جمهوري اسلامي ، يال و دم و شكمي باقي مي ماند؟! من خود چنانكه قبلا هم با كمال صراحت نوشته ام از مخالفان آزادي بيان عمومي و بي قيدوشرط هستم اما حيا هم خوب چيزيست! در تنها كشوري كه مذهب رسمي آن تشيع است و بالاترين مسئولين رسمي با سوگند پاسداري از اين مذهب حكمشان تنفيذ مي شود ؛ وقتي با نظر و سخن مراجع عظام تقليد كه پشتوانه مشروعيت نظام هستند اينگونه برخورد شود براي من و تو و مردم عادي چه مي ماند؟ از آيات عظام شيرازي و روحاني و امثالهم كه هيچگونه نظر و تبليغ رسانه اي مجاز نبوده و نيست و اما از اواخر سال گذشته تا كنون حضرت آيت الله العظمي وحيد خراساني نيز ظاهرا در آن ليستها قرار داده شده اند و در حالي كه كوچكترين پيامها و بيانات آقايان نوري همداني و مكارم شيراي بلافاصله و در سطح جهاني روي آنتن مي رود سخنان ارزشمند ايشان حتي در موتورهاي جستجوي خبري رسمي كشور در اينترنت به ركورد صفر مي رسد!! پس از سانسور شديد بيانات ارزشمند ايشان در اربعين سال گذشته و جوسازي بعدي كه براي تحريف نظر ايشان انجام شد اكنون بيانات ايشان در آستانه ايام فاطميه كه در جمع هزاران نفر از مجتهدان و فضلاي عاليمقام حوزه قم ايراد گرديد به همان سرنوشت دچار مي شود. صدا و سيما كه حتي در خود شهر مقدس قم (سيماي نور) از نقل اينگونه مطالب كاملا خاموش شده است! خبرگزاري هاي رسمي هم كه تا چند ماه آينده به دنبال آثار و نتايج ضربه سر بازيكن پرسپوليس در دقيقه 96 هستند! و ... پس اين موضوع ناگزير بايد توسط من و شما منتشر شود! ... و بالاخره ما نفهميديم اين جمهوري و مردمسالاري چطور حتي انتشار آزادانه راي اين نخبگان را آن هم با رعايت موازين برنمي تابد؟ و آن پسوند اسلامي چقدر دايره اش ضيق شده كه اعلم علماي اصول فقه شيعه در مركز جهان تشيع نيز از آن برون مانده است؟! و با كمال تاسف ملاحظه شد برخي از منابع هم كه داوطلبانه اقدام به نشر اين سخنان ارزشمند كرده اند گرچه زحمت كشيده و كار تحقيقي روي اين سخنراني انجام داده اند و اسناد و نشاني آيات و احاديث را ذكر و قسمتهاي ناقص را تكميل كرده اند ؛ اما با وجود آن كه نوشته اند : حضرت آيت الله العظمي وحيد خراساني (مد ظله العالي) ، يك شنبه : 29/2/87 ؛ 12/ جمادي الأول/1429به مناسبت سالگرد شهادت حضرت صديقه شهيده ، فاطمه زهرا سلام الله عليها ، در درس خارج اصول سخنراني كردند كه عيناً تمامي سخنراني ايشان از منظر دوستان خواهد گذشت . 1= برخي قسمت ها را حذف كرده اند. (دقايق اوليه سخنراني و چند مطلب كوتاه ديگر) |
۲= و بسياري قسمتها را (ظاهرا به منظور ويرايش) جابجا كرده اند.
|
3= بعضي از كلمات را (شايد از بي دقتي) تغيير داده اند (مثلا به جاي جنايت نوشته اند خيانت ؛ بجاي علمي نوشته اند عملي ؛ بجاي باب نوشته اند باغ ؛ و چند مورد ديگر كه معنا را دگرگون مي كند) گرچه ظاهرا اين موارد برخي سهوي و بقيه هم از روي حسن نيت بوده ولي حتي عدم دقت و توجه كافي در باره چنين بيانات مهمي كه دوست و دشمن به حساسيت آن اذعان دارند با اصول كار رسانه اي مغايرت دارد ؛ از همين رو بار ديگر 1شيعه افتخار دارد كه براي اولين بار اقدام به انتشار متن كامل و دقيق اين بيانات ارزشمند مي نمايد. |
(بازديدكنندگان محترم متن منتشرشده كه آن هم فقط در پايگاههاي محدودي در اينترنت موجود است به عنوان نمونه در اين نشاني http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=notepad&id=56
قابل مشاهده است و متن تهيه شده اين وبلاگ در همين قسمت منتشر مي شود تا مقايسه و استفاده به سهولت امكان پذير باشد)
|
بسم الله الرحمن الرحيم الحمد لله رب العالمين ؛ و صلي الله علي سيدنا محمد (حضار : اللهم صل علي محمد و آل محمد) و آله الطاهرين ؛ سيّما بقية الله في الارضين و اللعن علي اعدائهم الي يوم الدين چون پيشامد فاطميه است ؛ اسلام وابسته به سيد الشهداست و عاشورا ؛ و شعائر حسينيه همان است كه در اربعين گفتيم بدون كم و كاست. مناقشه در شعائر حسينيه ، خيانت به اسلام است ؛ چون اسلام قائم به عاشوراست و عاشورا قائم به اين شعائر است . اما نسبت به فاطميه ؛ همان طوري كه اسلام و خاتم النبيين وابسته به سيد الشهداست ؛ مذهب و امير المؤمنين وابسته به صدّيقه كبراست ؛ تضعيف شعائر فاطميّه ، خيانت به مذهب و جنايت به امير المؤمنين است . چون شماهايي كه در اين بحثيد ، قسمت عمده اي نخبه ي فضلاء قميد ؛ هم از ممالك مختلف ، هم از بلاد مختلف ايران در اين جا جمع شديد ؛ از نظر عقلي و علمي - نه از نظر احساسي - بايد عظمت فاطميه را درك كنيد و به بلاد خودتان منتقل كنيد كه هر كس به اين مذهب حق و به آن كسي كه به او نبوت تمام انبياء و رسالت تمام مرسلين و دين خدا كامل شده : الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ و َأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَ رَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِينًا آن كسي كه كمال دين به اوست ، تمام نعمت به اوست ، اسلام مرضيّ خدا وابسته ي به اوست ، خود او باز وابسته به فاطمه زهراست و اين مطلب بسيار مهم است. عامه از اعيانشان و همچنين خاصه از نخبه ي علماءشان اين روايت را نقل كردهاند و متن حديث را بايد ديد و دقت كرد: روايت منتهي ميشود به جابر بن عبدالله انصاري ، اعيان علماء عامه حتي مثل زمخشري و رجال شيعه مثل شيخ صدوق اين روايت را نقل كردهاند : قَالَ جَابِرُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ : سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ صلي الله عليه وآله (حضار : اللهم صل علي محمد و آل محمد) يَقُولُ لِعَلِيِّ بْنِ أَبِيطَالِبٍ عليه السلام قَبْلَ مَوْتِهِ بِثَلَاثٍ سه روز قبل از رحلت ، اين كلمات را فرموده . در كيفيت تعبير ، اهل دقت و نظر تأمل كنند . سَلَامُ عَلَيْكَ يَا أَبَا الرَّيْحَانَتَيْنِ أُوصِيكَ بِرَيْحَانَتَيَّ مِنَ الدُّنْيَا اين جمله است كه محير العقول است : فَعَنْ قَلِيلٍ يَنْهَدُّ رُكْنَاكَ وَ اللَّهُ خَلِيفَتِي عَلَيْكَ عن قليل دو ركن تو منهدم ميشود ؛ ولي خدا خليفه ي من است بر تو . چون اين مصيبت ، إخبارش كمر شكن بود براي اميرالمؤمنين ؛ تسليت داد به جمله دوم كه : و الله خليفتي عليك . فَلَمَّا قُبِضَ رَسُولُ اللَّهِ صلي الله عليه وآله قَالَ عَلِيٌّ عليه السلام هَذَا أَحَدُ رُكْنَيَّ الَّذِي قَالَ لِي رَسُولُ اللَّهِ صلي الله عليه وآله ؛ فَلَمَّا مَاتَتْ فَاطِمَةُ عليها السلام قَالَ عَلِيٌّ عليه السلام هَذَا الرُّكْنُ الثَّانِي الَّذِي قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلي الله عليه وآله . شرح اين حديث ، در اين مختصر نميگنجد ؛ ولي چون شما در اين بحث به مراحل عاليه علم رسيدهايد ، ما اشاره ميكنيم و خودتان بعد تأمل كنيد . |
ركن يعني چه ؟ هر جزء واجبي ، قيداً ، تقيّداً دخيل در آن واجب است . به فوت آن جزء بالضروره كل منتفي ميشود . اين خاصيت جزئيت است . پس به رفتن يك جزء تمام اين كل به هم ميخورد ؛ ولي فرق جزء با ركن چيست ؟
افتراق در اين جهت است : آن جزء بدل دارد و به وسيله بدل جاي مبدل پر ميشود ؛ لذا اگر سوره در نماز فوت شد ، فاقد سوره ميشود بدل تنزيلي به حكم قاعده لا تعاد جبران مافات ميشود .
اما اگر نوبت به ركن رسيد ، خاصيت ركن اين است كه ديگر بدلي برايش نيست . منهدم ميشود بالمرة و آن از دست رفته جايگزين ندارد . عقد مستثني و مستثني منه لا تعاد ، حقيقت ركن را روشن ميكند .
وقتي حقيقت ركن اين است ، اولا بايد ديد آن كسي كه به اين ركن متكي است ، او كيست ، تا او شناخته نشود ، ركن او شناخته نميشود .
|
براي اين كه ما فاطمه زهرا را بشناسيم و فاطميه را به آن اندازه ميسور كه در خور ما است نه در شأن او ؛ احياء كنيم ، بايد حقيقت ركنيت صديقه كبري روشن بشود . و اين مسأله عبيسه و اين حكمت عاليه به اين سادگي درك نميشود . بايد ديد امام ششم (از او بايد گرفت اين جا جايي نيست كه كلام حكيمي ، فيلسوفي ، فقيهي مطرح باشد) بايد ديد رأس مذهب ، لسان الله ناطق ، آن كسي كه اسمه عند اهل السماء الصادق ، او در اين زمينه چه ميگويد . |
وقتي مقابل قبر امير المؤمنين عليه السلام ايستاد ، زيارت كرد آن حضرت را. در اين زيارت سه قسمت است : يك صلوات است ، يك سلام است ، يك شهادت است .
بايد ديد چه جور بر او صلوات از خدا خواست؟ ، اين يك
چه جور به او سلام كرد؟
مرحله آخر چه جور شهادت داد ؟ يك كتاب شهادات را بايد ورق بزنيد تا بفهميد اين شهادت ؛ از چنين شاهدي ، يعني چه .
اما سلسله بحث . ما از هر قسمتي تكهاي را به طور اشاره ميگوييم :
اللهم صل
اين بيان جعفر بن محمد است (حضار : اللهم صل علي محمد و آل محمد) كه همه فقهاء ، همه حكماء بايد دقت كنند ببينند در جمله به جمله چي است؟
اللهم صل على أمير المؤمنين عبدك المرتضى ، وأمينك الأوفى ، وعروتك الوثقى ،
مضافها را دقت كنيد . مضاف اليه را هم دقت كنيد . بعد ببينيد در اين اضافه چه غوغائي است .
وعروتك الوثقى ، ويدك العليا وجنبك الأعلى ، وكلمتك الحسنى ، وحجتك على الورى ، وصديقك الأكبر ، وسيد الأوصياء ، وركن الأولياء ، وعماد الأصفياء
اين مرحله اول ؛
مرحله ي دوم : السلام
آن صلواتش بود نمونه ايست اين سلامش است
السلام على اسم الله الرضي و وجهه المضئ وجنبه القوي ...
السلام على نور الأنوار وسليل الأطهار وعناصر الأخيار
اين هم سلامش ؛ اما شهادتش كه غوغاست شهادت است ؛ آن هم شهادت از جعفر بن محمد است .
واشهد أنك جنب الله
شهادت ميدهم تو جنب الله هستي . اين كلمه اشاره است به آن آيه
أَنْ تَقُولَ نَفْسٌ
آن روزي كه همه انبياء داد وانفساه ميزنند آن روز است كه : أَنْ تَقُولَ نَفْسٌ يَا حَسْرَتَا
مورد تحسر چيه؟ آن حسرت : فِي جَنْبِ اللَّهِ .
شهادت ميدهم تو همان جنب الله هستي كه هر نفسي در آن روز حسرت مي خورد به آن تفريطي كه نسبت به تو كرده .
شهادت ميدهم تو باب الله هستي . آن خانه درش منحصر است به تو .
شهادت ميدهم تو حبيب الله هستي
ختم كلام : شهادت ميدهم تو وجه الله هستي .
كل من عليها فان وَ يَبْقى وَجْهُ رَبِّكَ
اينچنين كسي چنين اعجوبهاي كه عقل ، علم ، درك ، فكر ، همه مشاعر از انوار عظمت او كه نمونهاي از آن در اين كلمات بود ، خائب و خاسر است ؛ آن وقت يك چنين موجودي ، ركن وجودش ، نقطه اتكائش ، عماد هستيش فاطمه زهراست .
اين جاست كه بايد فهميد زهرا كسيت ؟
كو كسي كه فهميده باشد ؟
يك جمله در كلمات حضرت بود و آن جمله اين است :
و سيد الأوصياء و ركن الأولياء .
امير المؤمنين كيست؟ ركن اولياء است .
اولياء كي اند ؟ كه او باز ركن آنها است.
اينها را بفهميد
خوب درك كنيد
اولياء آنهايي هستند كه نص قرآن است :
الا ان اولياء الله لا خوف عليهم و لا هم يحزنون
تمام عالم بدون استثناء همه مبتلا هستند به دو آفت : يكي ترس يكي حزن . ترس از چه؟ از اين كه آن چه دارند نبازند . حزن از چه ؟ از آن چه ندارند ، چه جور به اوبرسند .
همه در اين بين ، بين الخوف و الحزن گرفتارند .
حالا كساني كه به مقامي رسيدهاند كه « لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُون» اينها كيانند؟!
اين در قرآن است ؛ اما مفسر قرآن خاتم پيغمبران است
او در بيان اين اولياء ، بيانش اين است :
اولياء الله كساني هستند كه :
نَظَرُوا فَكَانَ نَظَرُهُمْ عِبْرَةً
سكتوا فكان سكوتهم ذكرا
نَطَقُوا فَكَانَ نُطْقُهُمْ حِكْمَةً
مَشَوْا بين الناس فَكَانَ مَشْيُهُمْ بَرَكَة
نظر آنها عبرت است
مشي آنها ، قدم آنها بركت است
سكوتشان ذكر است ؛ نطقشان حكمت است
اگر آجال مكتوبه الهيه برآنها نبود لَمْ تَقِرَّ أَرْوَاحُهُمْ فِي أَبدانهِمْ طرفة عين شوقا الي الثواب و خوفا من العقاب.
اين اكسير احمر كجا پيدا ميشود ؟! اينها همگي من الأولين والأخرين ركنشان امير المؤمنين است . حالا آن كسي كه خودش ركن تمام اولياء خداست ، بايد ديد ركن او كيه؟ ركن او هم فاطمه زهراست .
اين است كه كي صديقه كبري را شناخته است؟
كي فهميده فاطمه زهرا كيست؟
به قدري ساحت بلند است به قدري مقام منيع است كه حتي در عالم بقاء هم درك نميشود زهراء كيست ؟
پرسيد از امام ششم چرا فاطمه ، زهراء ناميده شده است؟ جواب داد : چون قصري خدا براي او ساخته آن قصر نه از طرف بالا متصل به جائي است ، نه از اين طرف اتكاء به استوانهاي دارد ، فقط آن قصر معلق است به قدرت پروردگار ، صد هزار باب دارد . بر هر بابي هزار ملك است . اين قصر
آن اندازه با اهل بهشت فاصله دارد كه همانطور كه اهل زمين به كوكب دري به آسمان نگاه ميكنند ، اهل بهشت به قصر او اين جور مينگرند . اين سرّ اسم زهراست . اين گوهري است كه ستاره درخشان تمام اهل بهشت است .
آن وقت اينچنين كسي رفت از اين دنيا
چه جور از اين دنيا رفت ؟
اگر كسي ميخواهد بفهمد نمونه اش اين است
گفت : يا رسول الله لَقَدِ اسْتُرْجِعَتِ الْوَدِيعَةُ وَ أُخِذَتِ الرَّهِينَةُ وَ اخْلِسَتِ الزَّهْرَاءُ
امانتي را كه كسي مي گيرد :
إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَماناتِ إِلى أَهْلِها . اين وديعهاي بود كه از پيغمبر گرفت ؛ اما نگفت برگرداندم گفت : يا رسول الله بر گردانده شد . هر چه هست در اين صيغههاي مجهول است . وَ أُخِذَتِ الرَّهِينَةُ .
آن جملهاي كه كمر شكن است :
گفت : وَ اخْلِسَتِ الزَّهْرَاءُ ؛
زهرا ربوده شد . (گريه حضار)
جائي از بدنت شكسته شده ؟ !
اگر استخوان انگشت بشكند ، چه حالي داري ؟
حالا اگر استخوان سينه بشكند ؟
وقتي استخوان سينه بشكند ؛
نفس نميشود كشيد ؛
نود و پنج روز ؛
سه روز بعد از پيغمبر استخوان سينه شكست ؛
نود روز ...
نود روز... نميتوانست... نفس بكشد .
هر نفسي كشيد... جان داد ،
نه يك مردن است ،
در هر نفسي جان دادن است .
وقتي آمد كنار بستر پيغمبر
سني و شيعه نوشتهاند چه جور آمد .
با آن مشيي كه مشي پيغمبر بود
با آن حال آمد ،
أما وقتي علي او را به پيغمبر تحويل داد ،
كان كالخيال .
يعني بدني نبود شبحي بود .
گفت يا رسول الله فَاسْتَخْبِرْهَا الْحَال
خودت از او استخبار كن .
خودت از او سؤال كن
خواست بگويد :
يا رسول الله آن چه كشيد ، به من هم نگفت ؛
تو خودت از او بپرس كه بر او چه گذشت ؛
سَتُنَبِّئُكَ ابْنَتُكَ
در اين جمله فكر كنيد ؛
حق فاطميه را ادا كنيد .
اي مردم ايران!
اي كساني كه رهين منت بعثت پيغمبريد
چه سني ، چه شيعه ،
همه بايد اجر رسالت را بدهند .
قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى .
روز سوم جمادي الثانيه ،
براي اين كه اجر رسالت داده بشود ،
به اقرب به خاتم انبياء اظهار مودت بشود ،
بايد مملكت يكپارچه يا زهراء بشود .
در مقابل آن جنازهاي كه نيمه شب آن جور زير خاك رفت ،
بايد آن روز هر كس دل به علي بن أبي طالب دارد
آن چه در توان دارد ، انجام دهد .
اين وظيفه شعائر فاطميه است .
تضعيف شعائر فاطميه تضعيف مذهب است .
سبك شمردن شهادت صديقه ي كبري ، استخفاف به امير المؤمنين است .
كوتاهي و تقصير به حق خاتم النبيين است .
خاتمه كلام :
صاحب عصر ،
ولي وقت ،
امام زمان ،
از شما انتظار دارد كه :
براي آن بازوي ورم كرده ،
آن پهلوي شكسته ،
آن قبر مخفي ،
آن جنازه نيمه شب دفن شده ،
آنچه در قدرت داريد كار كنيد .
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
التماس دعا
(ضمنا لازم به ذكر است كه متن سايت ولي عصر عجل الله تعالي فرجه الشريف كه لينك آن در بالا ذكر شد ، در اين وبلاگ به عنوان متن اوليه مورد استفاده قرار گرفته است و گرچه در تطبيق با اصل سخنراني ، تقريبا همه قسمتهاي آن تغيير داده شده ؛ ولي در واقع زحمت اعراب گذاري و تايپ در بيشتر جاها مربوط به اين عزيزان بوده كه تشكر و قدرداني مي شود)
پيوندهاي زير صوت وتصوير اين سخنراني رامستقيما از سايت رسمي ايشان دراختيار مي گذارد:
دانلود = فايل ويديويي با كيفيت مناسب ( حجم حدود ۶/۱۶ مگابايت )
دانلود = فايل ويديويي با كيفيت پايين ( حجم حدود ۵/۱۱ مگابايت )
دانلود = فايل صوتي ام پي۳ ( MP3 حجم حدود ۱/۱۰ مگابايت )
دانلود = فايل تصويري مخصوص موبايل ( حجم حدود ۲/۳ مگابايت ) ( فقط قسمت پاياني سخنرانی است)
ابتدا روي كلمه دانلود كليك راست و سپس گزينه Save target as... را انتخاب كنيد
(توصيه : به دليل اينكه اختلاف حجم فايل هاي تصويري با صوتي كم است ؛ فايل هاي تصويري توصيه مي شود)
سلام عليكم.
خاطرتان هست كه دومين روز تعطيلات ، صبح زود با حاج آقا وتعدادي از جوان هاي روستا به كوه رفتيم و بعد از استراحت در بالاي كوه كنار بساط چاي و صبحانه با حاج آقا صحبت مي كرديم ؛ حالا شما را به مطالعه ادامه بحث دعوت مي كنم :
حميد : حاج آقا ! اين صحبت هايي كه وعده داديد اگر به نتيجه برسد ؛ براي من يكي كه انصافا اين سفرتان خيلي پربار مي شود.
1شيعه : به نتيجه برسد يعني چه؟
حميد : يعني اگر واقعا سخناني كه حاج آقا مي خواهند براي خانم ها مطرح كنند براي خود آنها قانع كننده باشد ؛ براي غيرمذهبي هاي دانشگاه ما هم حتما قابل قبول خواهد بود.
حاج آقا : خيلي هم مطمئن نباشيد!
حميد : چرا ؟!
حاج آقا : اگر باز ناراحت نمي شويد عرض مي كنم !
حميد : چرا ناراحت بشوم؟ اتفاقا يكي از مشكلات ما در دانشگاه همين است كه خيلي از بحثهاي ما با آنها به نتيجه نمي رسد و خودمان هم نمي دانيم چرا؟!
1شيعه : يعني حرفتان را نمي فهمند؟
حميد : اتفاقا برعكس ؛ خوب هم متوجه مي شوند ولي اصلا زير بار نمي روند!
حاج آقا : بله ، عرض كنم كه يكي از اشتباهات ما در بحثهاي مذهبي و استدلال هايمان اين است كه فقط به مواد بحث و شكل استنتاج توجه داريم و از عوامل ديگر غافل هستيم ...
حميد : مگر غير از اينها عوامل ديگري هم هست؟!
حاج آقا : بله ؛ از مهمترين عوامل بحث ، خود طرفين بحث هستند ، محيط هم تا حدودي در كار دخالت دارد ...
1شيعه : حالا ديگر براي من هم دارد پيچيده مي شود!
حاج آقا : نمي دانم تا به حال برايتان پيش آمده است يا نه؟ گاهي ممكن است ساعتها وقت صرف كنيد تا مطلبي را به كسي بقيولانيد ولي او به هيچ وجه زير بار نمي رود اما شخص ديگري با چند جمله خيلي ساده همان مطلب را به طرف مي گويد و او هم با كمال ميل قبول مي كند!
حميد : بله كاملا درست است! البته خود من اين كار را نكرده ام ولي در مواردي شاهدش بوده ام.
حاج آقا : خب فهميديد چرا اينطور مي شود؟
حميد : اصلا بعضي ها شانس دارند ؛ به قول قديمي ها بعضي ها مثل اين كه مهره مار دارند!
حاج آقا : نه آقا ! اين ها چه حرفيست؟ اگر چيزي را نمي دانيم بايد بپرسيم نه اينكه توجيهات عوامانه برايش درست كنيم!
1شيعه : آخر وقتي استدلال ما هيچ مشكلي ندارد چرا طرف زير بار نرود؟
حاج آقا : هان ! بزنگاه همين جاست ؛ بگذاريد نمونه اي ذكر كنم : در تاريخ اسلام واقعه عاشورا ، واضحترين و دردناكترين جنايتي بوده است كه انجام شده است ؛ دهها هزار نفر از كساني كه خودشان را امت پيغمبر مي دانستند به روي حجت خدا و تنها يادگار پيغمبر شمشير كشيدند و حجت خدا را با كمال قساوت از بين بردند. اصحاب امام حسين عليه السلام و از همه بالاتر خود حضرت هم برايشان بهترين و محكمترين استدلال ها را كردند ولي جز در عده كمي از آنها اثر نكرد ؛ مي دانيد چرا؟
1شيعه : آيا فرماندهان دشمن مهلت داده بودند كه اينها سخنان امام را درست بشنوند؟
حاج آقا : البته دشمن از ترس همين كه سخنان امام عليه السلام در اينها تاثير كند سعي كرد با هياهو و سر و صدا از رسيدن صداي امام به افراد ممانعت كند ؛ ولي امام عليه السلام آنان را ساكت كردند و آنگاه به معرفي خود و اتمام حجت پرداختند. آنجا امام عليه السلام به نكته بسيار مهمي اشاره فرموده اند ؛ امام خطاب به لشكر عمر سعد مي فرمايند شكم هاي شما از حرام پر شده و قلبهاي شما از درك حقيقت ناتوان گشته است.
حميد : آنها اگر بويي از اسلام برده بودند و به پيامبر اعتقاد داشتند اصلا در مقابل امام حسين نمي ايستادند.
حاج آقا : باز هم حرفتان درست هست ولي اشكال هم دارد. درست است كه اگر كسي با اهل بيت پيامبر صلي الله عليه و اله و سلم دشمني كند و مخالف نص قرآن كه مودت آنان را از همه مسلمانان خواسته است عمل كند ، بويي از اسلام نبرده است ولي آنها در ظاهر خودشان را مسلمان و امام و يارانشان را خارج از دين معرفي مي كردند!
حميد : يعني غذاي حرام تا اين اندازه موثر است؟
حاج آقا : اگر مغز و قوه استنباط انسان را به يك خط كش تشبيه كنيم ، تا وقتي كه خط كش شما سالم باشد با سرعت و دقت مي توانيد درست اندازه گيري كنيد اما تصور كنيد كه مثلا خط كش شما بر اثر حرارت قدري منبسط شود ، در اينجا شما ظاهرا درست اندازه گيري مي كنيد ولي اعداد به دست آمده اشتباهند ...
حميد : مثل ساعت خراب كه عقب يا جلو مي رود ولي صاحب آن ممكن است متوجه نشود!
حاج آقا : بله ، از اين نوع موارد كه مخرب قوه عاقله انسان است در آيات قرآن هم ذكر شده است و حضرت زينب سلام الله عليها هم اين آيه را در مورد يزيد ملعون به كار برده اند : « كساني كه خود را در ورطه گناهان غرقه مي سازند ، سرانجامشان اين خواهد شد كه آيات الهي را تكذيب كنند»
1شيعه : بله آن وقت كه يزيد اشعار كفرآميزي را خواند او را چنين مورد عتاب و سرزنش قرار دادند.
حاج آقا : آنها چنين مي پنداشتند كه هر كس ، به هر طريق كه به حكومت ظاهري مسلمين رسيد ؛ اولي الامر مسلمين شده و اطاعت از او واجب است. همانطور كه گفتم حتي يزيد ملعون ، اين دشمن خدا و رسول را كه اهل همه نوع فسادي بوده (براي نمونه رجوع كنيد به قسمت ۴ از اين مطلب: http://www.shareh.com/persian/magazine/maaref_i/65/02.htm اين جنايتكار بي رحم در دوره كمتر از ۴سال حكومت ننگينش حتي قبله مسلمانان يعني كعبه را سنگباران كرده و به آتش كشيده است و در جلسه رسمي در حضور ديگران صريحا نبوت پيغمبر را انكار و اقرار به كفر كرده و كشتن امام حسين عليه السلام و يارانشان را به انتقام كشتن مشركان جنگ بدر توسط پيامبر مي داند) خليفه يعني جانشين پيامبر مي شمردند و فرزند پيامبر يعني امام حسين را كه پيامبر صريحا فرمودند او و برادرش امام حسن دو سيّد جوانان اهل بهشت هستند ؛ خارج از دين قلمداد كردند !!!
حميد : يعني هر كس زورش بيشتر شد برحق است؟! اين چه فرق با قانون جنگل دارد؟!
حاج آقا : و البته زيربناي فكري آنها برداشت جبري بود كه تصور مي كردند اگر كسي با هر حيله و تزوير يا هر جنايتي به مسند حكومت جامعه اسلامي دست پيدا كرد ؛ پس لابد اين خواست خدا بوده است!
1شيعه : عجب خداي كم حافظه اي دارند اينها! از يك طرف به آنان دستور داده كه در مقابل كعبه سجده كنند و از طرف ديگر بر آنان واجب كرده از كافري اطاعت كنند كه به خانه خدا حمله كرده و آن را آتش مي زند!!
حاج آقا : نكته انحرافي ديگر كه من خودم از يكي از خطباي آنان شنيدم اعتقاد به عدالت كل صحابه است.
1شيعه : يعني معتقدند كه هر كس ولو يك ساعت پيامبر را ديده باشد عادل بوده است؟!
حاج آقا : متاسفانه چنين اعتقادي دارند ، همين شخص كه براي عده اي از اهل تسنن سخنراني مي كرد ؛ مي گفت : مگر پيامبر نزديكترين افراد به خدا نبوده است؟ آيا خداوند عاجز بود كه اطرافيان پيامبر را از بهترين افراد بشر قرار دهد؟
1شيعه : اين كه مخالف قرآن است.
حاج آقا : حتي بعضي ها درست برخلاف دستورات صريح اسلام براي قوم عرب به نوعي امتياز قائل مي شوند كه اگر خداوند قومي شايسته تر از عرب سراغ داشت حتما پيامبر خاتم صلي الله عليه و آله و سلم را از بين آنان برمي انگيخت!
حميد : ولي من از يك روحاني شنيدم كه قضيه برعكس بوده است يعني خداوند به خاطر تعصبي كه در عرب آن روز وجود داشته كه اگر پيامبر از هر قوم ديگري بود زير بار نمي رفتند پيامبر را در بين اينها برانگيخته است.
حاج آقا : به هر حال خواستم بگويم وقتي شما با كسي بحث مي كنيد بدون اينكه توجه داشته باشيد پيش فرضهاي مذهبي ، محيطي ، خانوادگي و حتي وراثتي هر دو طرف ممكن است در بحث دخالت داشته باشند.
1شيعه : منظورتان از پيش فرض هاي وراثتي چيست؟
حاج آقا : مثلا حتي در كتب اهل تسنن آمده است كه پيامبر به مردم فرموده بودند يكي از نشانه هاي حرام زاده بودن شخص اين است كه نوعي نفرت قلبي ناخواسته نسبت به وجود مقدس اميرالمومنين علي بن ابيطالب داشته باشد و آنها يعني مردم صدر اسلام براي امتحان فرزند خود ، حضرت علي عليه السلام را مثلا در كوچه به وي نشان مي دادند و مي پرسيدند از اين آقا خوشت مي آيد يا نه؟!
حميد : آن بيچاره كه خودش در ايجاد خودش نقشي نداشته است ؛ آيا اين عادلانه است كه محكوم به گمراهي باشد؟!
حاج آقا : من كي چنين چيزي گفتم؟!
1شيعه : براي من هم خيلي روشن نيست! اگر ممكن است بيشتر توضيح دهيد.
حاج آقا : ببينيد سخن بر سر استعدادها و قابليت هاست همانطور كه اسلام براي تربيت صحيح فرزندان سفارش مي كند ؛ براي مراحل قبل از تولد ، چگونگي انتخاب همسر و روابط زناشويي گرفته تا اذان و اقامه در گوش نوزاد و اينكه مثلا با وضو به آنها شير بدهند و موارد بسيار ديگر دستورات خاص دارد. حال اگر كسي اينها را رعايت نكند معنيش اين نيست كه فرزندش حتما خلافكار يا گمراه خواهد شد بلكه اين موارد از نظر معنوي همان خاصيتي را دارند كه مثلا رعايت دستورات بهداشتي از نظر مادي دارند و انسان را از خطر ابتلا به بيماري ها دور نگه مي دارند.
حميد : مثال بهتري هم سراغ داريد كه مطلب را به ذهن نزديكتر كند؟
حاج آقا : مثلا اگر شما با حرفه نجاري آشنايي داشته باشيد انواع چوبها استفاده هاي مختلفي دارند. بعضي چوبها به درد كارهاي تزييني مي خورد و برخي از آنها براي كارهاي سخت مناسب است. وراثت و خانواده كه در طول قرنها شكل مي گيرد مانند آن جنس چوب است كه در دست نسلهاي گذشته است و مانند بحث اصلاح بذرها كه در علم ژنتيك مطرح مي شود. بعضي خيال مي كنند يك چند روز گناه كرده و بعدا توبه مي كنند اما حتي اگر موفق به توبه هم بشوند آثار وضعي گناه را به سادگي نمي توان از بين برد. در زمان قديم براي توبه و بخشيده شدن يك گناه ، گاهي براي مدتهاي طولاني سر به بيابان مي گذاشتند و آنقدر به درگاه خدا اشك مي ريختند و ضجه و ناله مي زدند كه آثار كدورت و سياهي گناه از لوح وجودشان زدوده شود ... كسي كه حلال زاده نيست ميل او به سقوط در ورطه گناه و انحراف بيشتر است و كار او در راه خودسازي مشكل تر است و اگر گناهي هم مرتكب شود آن پدر و مادري كه اين وضع را برايش به وجود آوردند هم مقصرند هم چنانكه كار مربيان نيز در تربيت مشكل تر خواهد شد.
حميد : پس هيچگاه مجبور به گناه يا گمراهي نيست؟
حاج آقا : خير ، عرض كردم فقط زمينه هاي لغزش ، بيشتر برايش فراهم است و متقابلا آمادگي و استعداد رشد و تعالي وي نيز مناسب نيست آن هم نسبت به خودش ؛ يعني اگر خود اين فرد را در حالت فعليش مقايسه كنيم با خودش در حالتي كه اگر حلال زاده مي بود ؛ داشت ، آن وقت فلسفه وجودي آن دستورات شرعي برايمان روشنتر مي شود.
1شيعه : حاج آقا موافقيد جمع بندي مختصري داشته باشيم؟
حاج آقا : عجالتا در اينجا مقصود من اين بود كه شما وقتي در مقابل يك فرد غيرمذهبي براي بحث مي نشينيد اگر فيلم بگيرند هر دوي شما در شرايط مشابه ديده مي شويد هر دو نفرتان دو چشم و دو گوش و ... داريد اما عقبه هاي محيطي و وراثتي بسيار متفاوت هست كه در آنجا قابل رؤيت نيست.
1شيعه : مثلا ممكن است شما شب قبلتان را به نماز و تهجد و گريه و زاري در درگاه خدا گذرانده باشيد ولي او شب را تا صبح پاي فيلمهاي مبتذل و ماهواره و در مجالس فسق و فجور گذرانده باشد.
حاج آقا : بله همانطور كه شما در علوم تجربي با آزمايش هايي به خطاهاي حواس 5 گانه پي مي بريد و ثابت مي كنيد كه حتي آنچه به چشم خود ديده ايد (لينك)، چيز ديگري بوده و درست نديده ايد!
؛ وضع در مورد امور معنوي و روحي هم مشابه است. البته منظور من اين نيست كه هر كس مي خواهد بحث مذهبي بكند بايد حتما آدم نماز شب خواني باشد ؛ خواستم بگويم هر قدر بيشتر اهل فساد و ظلم باشيم اين كارها زمينه فهم و هدايت را مشكل تر مي كند و هر چقدر بيشتر كارهاي نيك حتي غير عبادي مثل خدمت به مردم و رسيدگي فقرا را انجام دهيم ؛ آمادگي روحي بيشتري براي درك حقايق و پذيرش آنها خواهيم داشت.حميد : مثل آدمي كه سالم است در مقابل كسي كه در اثر سرماخوردگي نمي تواند بوها و مزه ها را درست تشخيص دهد.
1شيعه : قربان آدم چيزفهم! حالا اصلا بحث سر چي بود؟؟!!
ضمنا متاسفانه دوستاني كه قبلا ثبت نام كرده بودند نيز در صورت تمايل مي توانند مجددا ثبت نام كنند ؛ زيرا تمام آدرس هاي قبلي (كه متاسفانه از آنها پشتيبان تهيه نكرده بودم) در سايت ميزبان حذف شده اند.
با تشكر و عرض معذرت - برادر كوچك شما : (۱شيعه)



