سلام عليكم .
دوستان عزيز! قصه ما رسيد به آنجا كه (جاي شما خالي) در بالاي كوه صبحانه خورديم و براي مدت كوتاهي استراحت كرديم. بعد از استراحت حميد دوباره سر بحث را باز كرد ؛ قبلا از اينكه بحث اين دفعه طولاني تر خواهد شد معذرت مي خواهم چون راستش حيفم آمد اين بحث را نيمه كاره قطع كنم ! :
حميد : خوب حاج آقا ؛ اگر خسته نيستيد ادامه بحث را داشته باشيم.
حاج آقا : نه اختيار داريد وظيفه است. اگر مناسب مي دانيد دوستمان مطالب قبلي را مختصرا يادآوري كنند.
حميد : ولي اجازه بدهيد اين دفعه من شروع كنم! چون علاوه بر سوالات زيادي كه از قبل در ذهنمان تل انبار شده بود توضيحات شما هم سوالات ديگري به آنها اضافه كرده است!!
1شيعه : كم لطفي مي كنيد ؛ مطالب زيادي هم حل شده است!
حاج آقا : اجازه بدهيد هر طور كه مي خواهند ادامه بدهند ؛ وقت ما متعلق به همين هاست.
حميد : حاج آقا شكسته نفسي مي كنيد ؛ منظوري نداشتم . قبول دارم كه حرفهاي جديد زيادي زده شد ولي در عوض خيلي از مطالب قبلي جا مانده است.
1شيعه : حالا حرفهاي جديد زياد ديگري هم هست كه هنوز به گوشتان نخورده است .
حميد : خوب باشد براي جلسات بعدي!
حاج آقا : ولي يك مشكلي هست كه از ديد شما مخفي مانده ؛
حميد : چه مشكلي ؟
حاج آقا : حرفهايي كه دوستمان مي گويند باقي مانده است دو نوع است : يك دسته حرفهاي جديدي هست كه مي شود آنها را به بعد موكول كرد ولي بعضي حرفها هم هست كه نمي شود !
حميد : چرا نمي شود ؟ وقتي ما توافق كنيم مي شود !
حاج آقا : ببينيد حميدآقا اين بحث هايي كه من و شما داريم از مدتها قبل مطرح بوده ؛ حتي بعضي از حرفهايي كه امروز با آب و تاب به عنوان نظرات و اشكالات جديد مطرح مي شوند از قرنها قبل مطرح شده و خيلي ها هم روي آنها وقت گذاشته اند ولي كمتر به نتيجه رسيده اند ...
حميد : منظورتان چيست ؟
حاج آقا : اشكال اين است كه اغلب اوقات اساس ديدگاههايي كه طرفين بحث دارند متفاوت است اما آنها بدون توجه به اين موضوع ساعتها و حتي سالها وقت خود را براي رسيدن به تفاهم صرف مي كنند بدون اينكه به نتيجه چشمگيري برسند و وضع بهتر شود ...
1شيعه : حتي گاهي وضع بدتر هم مي شود !
حاج آقا : بله همين طور است . گاهي چنان كلاف هاي سر در گمي درست مي شود كه باز كردنش مشكل تر از وضع اوليه آن است .
حميد : مي شود مثالي بزنيد ؟
حاج آقا : بله خوب است مثالي هم بزنيم كه ببينيد كار ما تا كجا ايراد دارد ؛ شما مرحوم محمد دشتي را مي شناسيد ؟
حميد : اسمشان را شنيده ام ؛ به نظرم چند سال قبل هم برايشان بزرگداشت گرفته بودند ...
1شيعه : همين آقايي كه ترجمه جديد نهج البلاغه را نوشته اند ؟
حاج آقا : بله درست است ؛ شما همين ترجمه نهج البلاغه ايشان را خوانده ايد ؟
1شيعه : بعضي وقت ها قسمت هايي را مراجعه كرده ام .
حاج آقا : مثلا ترجمه خطبه نساء ايشان را ديده ايد ؟
حميد : خطبه نساء ديگر چيست ؟
1شيعه : در نهج البلاغه خطبه اي با عنوان خطبه نساء هست كه در آن خطبه گروهي از زنها نكوهش شده اند ...
حاج آقا : شما هم كه حرفهاي بعضي ها را مي زنيد !
1شيعه : مگر چه گفتم ؟
حاج آقا : عزيز من ! گروهي از زنها كدام است ؟ مگر شما ادبيات عربي نخوانده ايد ؟!
1شيعه : ولي حضرت اين خطبه را در بازگشت از جنگ جمل ايراد فرموده اند و احتمالا منظورشان نكوهش آن زنهايي بوده كه مسبب اصلي اين معركه بوده و خون مسلمانان را بر زمين ريخته اند ...
حاج آقا : شكي نيست كه منظور اصلي حضرت هم همين بوده است ولي چرا حضرت تعبير النساء را در اين جا كه شامل همه زنها مي شود آورده اند ؟ آيا نمي شد با اسم يا اشاره يا كنايه منظورشان را محدود به همانها يا مانند آنها كنند ؟
حميد : حالا اگر هم مي خواهيد از بحث خارج شويد اقلا يك طوري بگوييد كه ما هم چيزي بفهميم !
1شيعه : بحث بر سر يكي از خطبه هاي نهج البلاغه است كه در آن ظاهرا حضرت فرموده اند كه زنها ناقص العقل هستند !!
حميد : اهه ! اين هم يكي از سوالاتم بود !! اين حرف را غير مذهبي ها توي دانشگاه خيلي توي سر ما چماق مي كردند ! شما جوابش را مي دانيد ؟!
1شيعه : شما چطور ؟!
حميد : ما گفتيم اصلش دروغ است !!!
1شيعه : عجب دفاع جانانه اي ! فكر كنم اگر اسلام شما را نداشت زمينگير مي شد !!
حاج آقا : نه زياد دور برنداريد ! ديگران هم دست كمي از ايشان ندارند ، ولي اين بنده خدا لري مي گويد آنها با لطايف الحيل !
حميد : حالا درست است كه اين هم اشكال ما بود ولي خداييش به بحث هاي قبلمان ربط داشت ؟!
1شيعه : صبر كن جانم ! كم كم حاج آقا ربطش مي دهند !
حاج آقا : اتفاقا به بعضي از آنها مربوط هست ولي اجازه بدهيد قدري مطلب را باز كنيم : علماي اسلام از همان صدر اسلام تا زمان حاضر قرنها اين ميراث عظيم و گرانقدر معارف اسلامي را با بذل جان و مال به همان صورتي كه بوده حفظ كرده اند و تا حدي كه توان داشته اند نگذاشتند كوچكترين دخل و تصرفي در آنها بشود . حتي در مقام ترجمه و تبليغ هم خيلي دقت شده و جلو تحريفات را گرفته اند . بسياري از مطالب بوده كه به عقل بشر آن زمان جور در نمي آمده ولي آنها چنين جسارتي نكرده اند كه چون به نظر مردم زمان ما جور در نمي آيد پس اشكال دارد و بايد آنها را تغييرش بدهيم ...
حميد : مگر مي شود در دين مطلبي خلاف عقل باشد ؟!
حاج آقا : خلاف عقل به مفهوم كامل آن خير ؛ ولي بعضي چيزهاست كه ظاهرا خلاف عقل به نظر مي رسد ولي بعدها گذشت زمان ثابت مي كند كه آنطور نبوده است .
حميد : مثلا ؟
حاج آقا : مثلا در برخي از احاديث آمده است كه اصحاب امام زمان عليه السلام در اطراف زمين در سرزمين هاي دور شب در خانه شان هستند ولي صبح كه امام عليه السلام ظهور كند در مسجدالحرام (مكه) به ايشان مي پيوندند .
حميد : خوب چه اشكال دارد ؟
1شيعه : بله ! براي من و شما كه از پرواز هواپيماهاي با سرعت زياد باخبريم مشكلي ندارد ولي براي مردم آن روز شايد باورنكردني بوده باشد!
حاج آقا : اتفاقا همينطور است ! در خود حديث از امام سوال مي كنند كه چطور چنين چيزي ممكن است ؟ حضرت مي فرمايند : آنها از ميان ابرها مي گذرند و خود را به حضرت مي رسانند !
حميد : خوب اين كه همان هواپيماست !
حاج آقا : عجله نكنيد ! شايد هم منظور حضرت چيز ديگري بوده باشد ولي خواستم بگويم ببينيد اين احاديث و احاديث ديگري كه با علوم و حتي بديهيات آن زمان جور در نمي آمده تا حد امكان بدون كم و كاست حفظ و آورده شده است . زماني بود كه همه به هيئت بطلميوسي اعتقاد داشتند و حتي سعي مي كردند احاديث مخالف با آن را به نحوي توجيه كنند اما تا حد امكان از تغيير و تحريف حفظ شدند و امروز ما افتخار مي كنيم كه حقايقي از نجوم كه در عصر ما به آن رسيده اند در متون ما از 1400 سال قبل وجود داشته است .
حميد : خوب آن يك نظريه بوده مال زمان خودش ولي از بديهيات كه نبوده !
1شيعه : منظور حاج آقا هم اين است كه آن زمان مانند بديهيات پذيرفته شده بوده است .
حاج آقا : بله ؛ مثلا در زمان ما كه تلفن همراه يك چيز رايج و معمولي هست اگر من آن را كنار گوشم نگه دارم و بگويم با آن سر كره زمين دارم صحبت مي كنم شما مي توانيد باور كنيد و هيچ تعجب هم نمي كنيد اما اگر در قرنهاي گذشته چنين حرفي مي زديم به ما مي خنديدند و حتي ممكن بود ما را ديوانه بدانند ! برخي از تئوري ها هم در زمان خودشان تا اين حد پذيرش در بين مردم داشته اند كه مردم به خودشان اجازه نمي دادند غير آنها را تصور كنند و اين همان نقشي است كه بديهيات دارند .
حميد : حالا چي شد كه اين حرفها پيش آمد ؟
1شيعه : صحبت راجع به ترجمه نهج البلاغه مرحوم دشتي بود !
حاج آقا : بله خواستم عرض كنم كه قبلا يك عده اي براي مبارزه با اسلام دست به تحريف مي زدند و ائمه ما در زمان خودشان و علما هم در زمان هاي بعدي آنها را رسوا كردند و با آن سيستم دقيق رجالي نگذاشتند احاديث يقيني با موارد مشكوك و يا جعلي مخلوط شوند و راويان احاديث عقل خودشان را ملاك صحت و سقم قرار ندادند اما متاسفانه در دهه هاي اخير و شايد قرن حاضر گروه جديدي پيدا شدند كه براي خدمت به دين و با عناوين مختلف شروع به اين كار خطرناك كرده اند .
حميد : حالا نكند آقاي دشتي اين كار را كرده اند ؟
حاج آقا : آقاي دشتي انصافا از افراد بسيار باتقوا بوده اند !
1شيعه : مگر آدم باتقوا چنين كاري مي كند ؟
حاج آقا : مشكل ما اين است كه معمولا كساني كه اقدام به اين كارها مي كنند بدون اينكه مردم متوجه باشند دخل و تصرف مي كنند ...
1شيعه : و لابد قربة الي الله هم انجام مي دهند !
حاج آقا : بله ؛ همين طور فكر مي كنند اما خوشبختانه ايشان در ترجمه آن خطبه صادقانه و با صراحت اين موضوع را تذكر داده اند كه در ترجمه بعضي كلمات حضرت تصرف كرده اند تا معني آن (به نظر ايشان) با قرآن و ... جور در بيايد !
حميد : اينها راست است ؟؟!
حاج آقا : آنچه عرض كردم در ترجمه ايشان موجود است و مي توانيد مراجعه كنيد .
حميد : پس چرا اين نهج البلاغه را منتشر كرده اند؟
حاج آقا : البته ايشان زحمت بسياري براي اين كار كشيده اند و طبعا نمي توان هر كاري رابه صرف اينكه چند تا عيب دارد دور انداخت ولي به جا بود كه اول در تصرف ايشان تصرف مي شد ! و بعد منتشر مي شد .
1شيعه : حاج آقا حالا شما به جاي آن مرحوم ! شما مي فرماييد اين خطبه را چطور بايد ترجمه كرد ؟!
حميد : بلا به دور ! هنوز با حاج آقا خيلي كار داريم !
حاج آقا : عيب كار همين جاست كه عده اي گرچه حسن نيت دارند ولي فقط تشخيص خود و همفكرانشان را ملاك قرار داده و بدون آن كه حداقل با صاحبنظران مطرح مشورت كنند بر اساس آن عمل مي كنند . بنده ناچيز كه هيچ ادعايي هم ندارم از همين بيان نوراني اميرالمؤمنين عليه السلام نكات ارزشمندي را فهميدم كه هيچ منافاتي هم با قرآن و عقل و حتي فهم جامعه امروزي ندارد و حتي اين برداشت خودم را امتحان هم كردم .
1شيعه : امتحان كرديد ؟ چطوري ؟!
حاج آقا : من در يك جلسه اي كه براي خانم ها منبر مي رفتم همين خطبه را با بيان خودم مطرح كردم ...
حميد : يعني براي خود خانم ها گفتيد كه آنها ناقص العقل هستند ؟؟!!
1شيعه : و لابد آنها هم تشكر كردند !!!!
حاج آقا : البته همه شان كه نه ؛ ولي بعضي از آنها كه دانشگاهي بودند سوالاتي كردند و در جلسه سوم ديگر كسي اشكالي نداشت !
1شيعه : يعني چون سالم از جلسه بيرون آمديد فهميديد اشكالي نداشتند ؟!!
حاج آقا : نه عزيز من ! عرض كردم كه ما قبلا بايد ذهنمان و ذهن مخاطبمان را از اين حرفهايي كه ديگران در مغزمان فرو كرده اند خالي كنيم و بعد هم عبارات و كلمات را همانطور كه هستند معني كنيم آن وقت با توفيق الهي نتيجه مناسب هم حاصل خواهد شد و اگر بخواهيم مثل آن بحث قمه زني فقط به حرفهاي يك طرف گوش بدهيم خوب نتيجه هم معلوم است .
1شيعه : نگفتم حاج آقا آخرش ربطش مي دهند ؟!!
حميد : حالا آن هم كه معلوم نشد سر و ته بحث چي شد ؛ ولي اين بحث ناقص العقل خيلي براي ما لازم هست . مي شود يك خواهشي از شما بكنم ؟
حاج آقا : بفرماييد .
حميد : اگر ممكن است همين منبري را كه براي آن خانم ها رفتيد توي همين روستاي خودمان هم برويد !!!!
1شيعه : يعني حرف حاج آقا را قبول نداريد ؟
حاج آقا : نه شما اينطوري فضاي بحث را خراب نكنيد ؛ باشد قبول دارم به سه شرط ؛
حميد : هر چه باشد قبول است بفرماييد !
حاج آقا : اول اين كه كار عجله اي نباشد يعني حداقل دو تا نيم ساعت و اگر لازم شد سه جلسه بگذاريم ...
حميد : تا ده جلسه هم باشد من درستش مي كنم !!
حاج آقا : دوم اينكه براي خراب نشدن بحث در جلسه اول فقط خانم ها باشند و در جلسه دوم و سوم فرق نمي كند فقط خانم باشند يا آقايان هم باشند.
حميد : اتفاقا منظور ما هم همين است كه واكنش خانم ها معلوم شود!!!
1شيعه : و لابد شرط آخر هم اينكه همه شان كر و لال باشند !!
حاج آقا : نه اتفاقا شرط آخرم اين است كه همه جور خانمي از دانشگاهي تا بيسواد بينشان باشد و همه شان هم درست گوش بدهند تا اشتباهي برداشت نكنند . البته جلسه سوم را احتمالا براي جواب دادن به سوالات لازم خواهيم داشت و براي تمركز بيشتر در جلسات اول و دوم بهتر است سوال هم نكنند تا بحث زياد قطع نشود .
حميد : اگر همه اينها رعايت شوند شما براي چه روزي قبول مي كنيد؟
حاج آقا : هر روز كه شما تعيين كنيد ؛ از همين امروز عصر تا دو روز قبل از رفتنمان ؛ چون بايد سه جلسه تمام بشود.
خبرگزاري جمهوري اسلامي ۱۳۸۷/۰۲/۲۰
امام جمعه موقت قم با اشاره به اينكه آمريكا امنيت را از مردم عراق سلب كرده است، گفت: تا زماني كه كشورهاي اشغالگر خصوصا آمريكا از عراق خارج نشوند، اين كشور روي آرامش را نخواهد ديد.
آيت الله رضااستادي درخطبه هاي نماز جمعه قم خاطرنشان كرد: امروز كشورهاي اسلامي از جمله عراق، فلسطين و لبنان به دليل كارشكني هاي دشمنان و در راس آنها آمريكا، گرفتار ستم شده اند.
وي يادآورشد: متاسفانه سازمانها و نهادهاي بينالمللي نيز در مقابل ظلم و ستم استكبار جهاني بويژه آمريكا به ملت هاي مظلوم سكوت كرده و تنها جمهوري اسلامي است كه در برابر ظلم از مظلوم دفاع ميكند.
آيت الله استادي خواهان وحدت كشورهاي اسلامي براي مقابله با نقشه هاي دشمنان اسلام شد و گفت: آنها هر روز به بهانه هاي مختلف در كشورهاي عراق و فلسطين به كشتار مردم بيگناه ميپردازند و بايد كشورهاي اسلامي در برابر اين توطئه با آنان مقابله كنند.
امام جمعه موقت قم در بخش ديگري از سخنان خود از مسوولان نظام خواست كه كيفيت كارهاي خود را بر كميت آن ترجيح دهند.
آيت الله استادي اظهار داشت: متاسفانه برخي مسوولان ما گرفتار اين طرز تفكر هستند كه با ارايه آمارهاي طويل تنها به كثرت كار فكر مي كنند و به كيفيت كاري ندارند.
وي ادامه داد: اگر فعاليتها گسترش پيدا كند ولي كيفيت درست نداشته باشد جامعه به جايي نخواهد رسيد.
آيت الله استادي با انتقاد از برنامه هاي راديو پيام و توجه مسوول اين راديو به كميت برنامه هاي آن گفت: متاسفانه به رغم تاكيد مقام معظم رهبري مبني برعدم ترويج موسيقي در كشور اين راديو بيشتر برنامه هاي خالي خود را به پخش موسيقي اختصاص داده است.
آيت الله استادي ادامه داد: هركاري خلاف شئونات اسلامي را نبايد تنها مقام معظم رهبري و مراجع تقليد به مسولان تذكر و يا با آن مقابله كنند.
وي اظهار داشت: مسوولان نظام بايد در صورتي كميتها را افزايش دهند كه كيفيت در آن لحاظ شده و برنامه هاي آن خلاف شئونات اسلامي نباشد.
وي ادامه داد: در سال تحصيلي جديد ورودي دانشجويان دختر در دانشگاه از پسرها بيشتر بود، ولي آيا مسوولان ما فكر كردند كه خوابگاههاي دختران به چه صورت است و چقدر به كيفيت اين كار فكر كرديم.
وي ادامه داد: امروز كثرت گوشي هاي تلفن همراه در كشور آسيبهاي زيادي را براي مردم ايجاد كرده است به گونه اي كه مراسم عروسي ها، خانواده و بسياري از جاهاي ديگر را ناامن كرده است.
وي تصريح كرد: شهيدان ما براي حفظ ارزشها و دفاع از اسلام شهيد شدند و بايد احساس مسووليت نموده كه به راه شهداي انقلاب ضربه وارد نكنيم.
از زماني كه اين صفحه راه اندازي شده تا كنون افراد متعددي به اينجانب خرده گرفته اند كه چرا اينقدر نسبت به بحث قمه زني حساسیت دارم! و مرتبا به آن پرداخته و مي پردازم. (تا حدي كه اخيرا اين پايگاه در برخي از جستجوهاي اينترنتي سايت گوگل در باره قمه زني رتبه اول را به دست آورده است!)
امشب با اينكه تصميم داشتم قسمت ديگري از داستان تعطيلات من و حاج آقا را منتشر كنم ديدم بي مناسبت نيست كه در اين باره نيز مختصري بنويسم.
آنچه در زير مي خوانيد قسمت هايي از نوشته هاي ساليان اخير بني صدر است (اولين رئيس جمهور ايران كه بر اثر عدم كفايت سياسي عزل و به فرانسه گريخت) :
... مي گويند : در فرانسه، چون مرتب از « امام » مي پرسيده اند : شما که سلطنت را نمي خواهيد ، چه نوع رژيمي را مي خواهيد جانشين ﺁن کنيد؟ او گفته است : جمهوري . چون شکل ديگري نبوده است. وگرنه قائل شدن به « اسلام و جمهوريت » شرک است و « امام » خميني مبري از ﺁنست !
گروهي مي گويند « امام » به « جمهوري اسلامي نه يک کلمه بيشتر و نه يک کلمه کمتر » قائل بوده است و مرتب تکرار کرده است : « ميزان رأي مردم » است .
سازندگان ﺁئين خشونت استدلال کرده اند که اگر « امام » به جمهوريت قائل بود، چطور ممکن بود در پاسخ به پيشنهاد رفراندوم بني صدر بگويد : « 36 ميليون بگويند بله من مي گويم نه » ؟
« مدافعان » جمهوريت پاسخي دروغ ساخته و گفته اند : « امام » به ﺁقايان بهشتي و هاشمي رفسنجاني فرمودند : ﺁقاي بني صدر را مردم انتخاب کرده اند بايد مردم رأي به عدم کفايت او بدهند تا برکنار شود !
... اگر اسلام از جمهوريت بمعناي ولايت جمهور مردم تهي است و قائل شدن به « ولايت جمهور مردم » شرک است، ﺁقاي خميني چگونه تا مشرک شدن پيش رفت ؟
بنا بر رأي ﺁقاي مصباح يزدي ، « اگر قدرت نداشتي تقيه بر تو واجب مي شود و اگر قدرت داشتي ، حرام مي گردد » . اما نه، بنا بر اين رأي ، ﺁقاي خميني مي توانست تقيه کند زيرا در موضع ضعف نبود و نه بنا بر فتواي خود. چرا که او تقيه را حرام و اظهار حقايق را واجب گردانده بود .
...
و متن زير قسمت هايي از نوشته آقاي حسين شريعتمداري در روزنامه كيهان روزهاي اخير است (نقل از عصر ايران) :
...
1- نگارنده فقيه نيست، بنابراين نبايد در مسائل فقهي اظهارنظر كند چه رسد به آن كه در اين عرصه با نظر و ديدگاه فقهي يك مجتهد فقيه به چالش برخيزد! اما، از سوي ديگر، نمي توان و نبايد همه نظرات و تمامي آنچه را كه يك فقيه بر زبان و قلم مي آورد، اظهارنظر فقهي تلقي كرد و چالش پيرامون آن را مستلزم آشنايي به مباني فقهي دانست، زيرا، بارها ديده شده و مي شود- و اشكال و خرده اي نيز بر آن نيست- كه يك فقيه بيرون از چارچوب و بستر فقاهت در باره مسئله اي اظهارنظر مي كند.
تاكنون ديده نشده- و يا به ندرت ديده شده است- كه فقهاي محترم اينگونه نظرات بيرون از دايره فقه را در كنار نظرات فقهي خود قرار داده و خداي نخواسته درپي آن باشند كه از فقاهت خويش براي اثبات يك نظر غيرفقهي استفاده كنند!
اكنون با توجه به اين مقدمه كوتاه كه انشاءالله «گويا» نيز باشد به سراغ موضوع اصلي اين يادداشت مي رويم، موضوعي كه نگارنده ترجيح مي داد ديگران درباره آن اظهارنظر كنند ولي...
2- مدتي است حضرت آيت الله صانعي در بستر فريبي كه برخي از افراد و گروه هاي آلوده سياسي پيش روي ايشان گسترده اند، نظراتي غيرفقهي، غيراسلامي و در تضاد آشكار با نظرات صريح حضرت امام(ره) مطرح مي كنند و عجيب و تاسف آور آن كه برخي اصرار دارند اين نظرات بي پايه و اساس را به فقه و فقاهت، اسلام و امام راحل (ره) نسبت دهند كه اگر چنين نبود و اين اصرار غيرقابل توجيه صورت نمي پذيرفت، نوشتن يادداشت پيش روي نيز ضرورتي نداشت، زيرا نظرات بي پايه و اساس از اين دست، كم نبوده و نيستند ولي ارائه كنندگان آن، براي اثبات نظر خويش از امام (ره) هزينه نمي كنند.
نگارنده پيش از اين نيز، به نمونه هايي از اينگونه اظهارنظرهاي آيت الله صانعي پرداخته و بي پايه و اساس بودن آنها را- نه به دليل برتري علم و آگاهي خويش، بلكه به علت مخدوش بودن نظرات ايشان- نشان داده است و هر بار نيز به جاي دريافت پاسخ منطقي و معقول با هوچي گري برخي از نان به نرخ روز خورندگان و سوءاستفاده كنندگان از موقعيت آيت الله صانعي روبرو شده است.
3- اكنون به جديدترين اظهارنظر آيت الله صانعي كه اوايل ارديبهشت ماه جاري در مصاحبه با سايت اينترنتي «آفتاب» ابراز داشته و علاوه بر سايت ها و رسانه هاي مدعي اصلاحات با استقبال گسترده رسانه هاي ضد انقلاب روبرو شده است توجه فرمائيد؛
«همانگونه كه بارها گفته ام ولي گوش شنوايي وجود ندارد و فرياد ما نيز به جايي نمي رسد، ايجاد تغييرات در قانون مجازات اسلامي ضروري است اما نه به دليل نسخ، بلكه بر همان مبنايي كه ميرزاي قمي(ره) فرموده كه حدود، تنها اختصاص به زمان حضرت امام معصوم عليه السلام دارد كه از چند و چون آن آگاه است.»
مطابق اين ديدگاه، اجراي بسياري از قوانين اسلام و از جمله حدود اسلامي تنها بعد از ظهور حضرت صاحب الزمان- ارواحنا له الفداء- امكان پذير است و در دوران غيبت آن حضرت، بايستي اجراي حدود الهي تعطيل شود. توجه كنيد كه صاحب اين ديدگاه نمي گويد اين قوانين اسلامي اعتبار ندارند! و يا «منسوخ» شده اند! بلكه معتقد است اجراي آنها بايد تا ظهور حضرت بقيه الله الاعظم(عج) به تعويق افتد!
نتيجه اين ديدگاه آقاي صانعي دقيقا همان نظريه انحرافي «جدايي دين از سياست» است كه تشكيل حكومت اسلامي را قبل از ظهور حضرت صاحب الزمان عليه السلام، نه فقط غيرضروري، بلكه حرام مي داند!
اكنون به نظر مبارك حضرت امام(ره) در اين زمينه توجه فرمائيد:
«بديهي است ضرورت اجراي احكام كه تشكيل حكومت رسول اكرم(ص) را لازم آورده ، منحصر و محدود به زمان آن حضرت نيست و پس از رحلت رسول اكرم(ص) نيز ادامه دارد. طبق آيه شريفه، احكام اسلام محدود به زمان و مكان نيست و تا ابد باقي و لازم الاجراست. تنها براي زمان رسول اكرم(ص) نيامده تا پس از آن متروك شود و ديگر حدود و قصاص، يعني قانون جزاي اسلام اجرا نشود»- كتاب حكومت اسلامي (ولايت فقيه) حضرت امام (ره) ص .29
همانگونه كه ملاحظه مي شود، نظر آيت الله صانعي؛
اولا؛ نه فقط مخالف نظر حضرت امام(ره) بلكه در تضاد آشكار با نظر آن بزرگوار است، بنابراين آيت الله صانعي و برخي از كساني كه ايشان را مورد سوءاستفاده سياسي قرار داده اند نمي توانند ادعا كنند كه آنچه او گفته است برخاسته از نظر امام راحل (ره) است!
ثانيا؛ نظر آيت الله صانعي با مباني اوليه و اصول بديهي عقل و منطق نيز منافات دارد. زيرا مطابق نظر ايشان، دين مقدس اسلام - نستجير بالله- تاريخ مصرف محدودي دارد و بعد از رحلت رسول خدا(ص) و حداكثر دويست سال بعد از رحلت ايشان-يعني آغاز غيبت كبري- بايد بخشي از آن را كنار گذاشت و براي اداره امور به نسخه هاي ديگري مراجعه كرد!
مطابق اين ديدگاه، خداوند تبارك و تعالي براي مدتي - آغاز غيبت تا ظهور حضرت صاحب سلام الله عليه- نبوت را تعطيل فرموده است! و اين با مباني عقلي ناسازگار است. چرا كه «نبوت عامه» يعني ضرورت ارسال پيامبران الهي و ادامه راه آنان با حضور امامان معصوم(ع)، يك اصل و آموزه عقلايي است و اين اصل عقلايي بدون مراجعه به آيات و روايات و صرفنظر از آن كه پيامبران و ائمه چه كساني باشند- نبوت خاصه- نيز قابل اثبات است. بديهي است كه جناب آقاي صانعي اصل «نبوت» را -نستجيربالله- انكار نمي فرمايند بنابراين چرا نظريه اي مي دهند كه با اين اصل عقلي در تناقض است؟!
ثالثاً؛ ديدگاه حضرت آيت الله صانعي با مباني شناخته شده و بديهي اسلام نيز منافات دارد. چرا كه آيات شريفه قرآن كريم و احاديث فراوان و غيرقابل ترديدي كه از رسول خدا(ص) و ائمه اطهار عليهم السلام رسيده و جناب صانعي به يقين از آن اطلاع وافر و كافي دارند نشان مي دهد كه پيامبراعظم(ص) خاتم پيامبران و دين اسلام، آخرين دين خدا و براي هميشه تاريخ لازم الاتباع است.
ولي نظر اعلام شده آيت الله صانعي بي آن كه خود متوجه باشند اين توهم را پديد مي آورد كه ايشان- خداي نخواسته- پيروي از قوانين اسلام و يا دستكم، بسياري از قوانين حيات آفرين آن را، هميشگي نمي دانند! چرا كه معتقدند اجراي حدود منحصر به زمان حضرت امام معصوم عليه السلام است و در غيبت آن بزرگوار مي توان اجراي اين حدود الهي را ناديده گرفت!
در اين زمينه به فراز ديگري از نظر مبارك حضرت امام (ره) توجه فرمائيد؛ اين نظر به قول امام راحل (ره) يك قضيه بديهي است كه «تصور» آن باعث «تصديق» است؛ حضرت امام (ره) در پاسخ به نظراتي شبيه نظر آيت الله صانعي مي فرمايند؛
«براي روشني مطلب اين سؤال را مطرح مي كنم: از غيبت صغري تاكنون كه هزار و چند صد سال مي گذرد و ممكن است صدهزار سال ديگر بگذرد و مصلحت اقتضاء نكند كه حضرت تشريف بياورند، در طول اين مدت مديد، احكام اسلام بايد زمين بماند و اجرا نشود؟»
آقاي صانعي ظاهراً براي رفع برخي از شبهات در نظر خود تاكيد كرده است كه منظورش منسوخ شدن حدود نيست و عجيب آن كه حضرت امام (ره) در همين زمينه و با اشاره به همين ديدگاه مي فرمايند؛
«اعتقاد به چنين مطالبي يا اظهار آنها، بدتر از اعتقاد و اظهار منسوخ شدن اسلام است».
4- متاسفانه آيت الله صانعي در مهرماه سال گذشته نيز در ديدار با اعضاي سازمان مجاهدين انقلاب، دست به تحريف نظر مبارك حضرت امام (ره) زده و با افزودن جمله اي به كلام امام راحل (ره)، نظر آن بزرگوار را به نفع همين ديدگاه- كه شرح آن گذشت- مصادره كرده بود كه نگارنده طي يادداشتي با چاپ متن نظر امام (ره) از صحيفه امام و متن اظهارات آقاي صانعي از سايت شخصي ايشان به اين تحريف اشاره كرده بود و البته مدعيان اصلاحات به جاي پاسخگويي و دستكم پوزش خواستن از ساحت مقدس حضرت امام (ره) و عذرخواهي از مردم، به هياهو و دشنام روي آوردند.
چند هفته قبل نيز، مدعيان اصلاحات و يك سايت اينترنتي با ساختن يك داستان جعلي و نسبت دادن آن به حضرت امام (ره) تلاش كردند نظرات حضرت آيت الله مصباح يزدي كه يكي از دانشمندان مدافع مباني اسلام و انقلاب و مخصوصاً مدافع سرسخت نظرات حكومتي حضرت امام (ره) است- دقت شود كه باز هم پاي مقابله با نظر امام درباره حكومت اسلامي در ميان بود- را مخدوش كنند كه اين بار نيز در مقابل يادداشت مستند كيهان به طفره رفتن روي آوردند و... روز جمعه گذشته جناب آقاي سيدمحمد خاتمي رئيس جمهور سابق كشورمان در جمع دانشجويان عضو انجمن اسلامي دانشگاه گيلان با حرارت از خطر تحريف نظرات امام (ره) سخن گفتند و نه فقط به تحريف هاي عجيب و غريب هم حزبي هاي خود اشاره اي نكردند، بلكه به گونه اي سخن گفتند كه اظهارات آنچناني ايشان در سفر به آمريكا را به خاطر مي آورد.
اظهاراتي كه آشكارا با نظرات صريح حضرت امام (ره) در تناقض بود... آيا همه اين تحريف ها كه مستقيم و غيرمستقيم نظرات حكومتي حضرت امام (ره) را نشانه رفته اند، تصادفي است؟!... انشاءالله كه تصادفي باشد!!
چنانكه مي بينيد هنوز هم معماي ماهيت دين و متوليان حقيقي آن و رابطه آنان با مردم و حكومت (خصوصا جمهوري اسلامي) مسائل مهم و چالش برانگيزي در جامعه ماست و موافق و مخالف به كرات در باره ي آن بحث مي كنند و در باره آنها اختلافات عميقي وجود دارد.
براي نگارنده اين سطور نيز اگر چه مسئله قمه زني في نفسه مهم است و باصطلاح موضوعيت دارد ؛ اما آنچه اهميت موضوع را بسيار بيشتر مي كند اين است كه اين يكي از مهمترين نقطه هاي حساس و بزنگاههايي است كه مي تواند مباني و ديدگاهها را نسبت به مسائل كلي روشن كند :
· به راستي چه كساني را مي توان فقيه ناميد و از بين آنان چه كساني شايستگي مقام مرجعيت شيعه را دارند؟
· وظيفه افراد جامعه از رجال و بزرگان گرفته تا عوام نسبت به اين گروه كه متوليان حقيقي دين هستند چيست؟
· و در اين حيطه حقوق و مسئوليت هاي متقابل كدام و چگونه است؟
· جمهوري اسلامي از نظر شكلي چه نوع حكومتي است؟ و نسبت آن با دين چيست؟
· و رابطه و حقوق و وظايف متقابل فقها و مراجع عظام با اين حكومت چيست و چگونه است؟
· و ...
· و بالاخره در جامعه كنوني و حكومت فعلي چگونه و تا چه مقدار اين حدود و مرزها رعايت مي شود؟
پس در واقع آنچه بايد نخست بدان پرداخته شود اين مسائل و زيرساخت هاي فكري آنهاست و اگر واقعا به دنبال سعادت اخروي و تعالي دنيوي براي خود و ديگران هستيم بايد چارچوبه هاي محكمي براي انديشه هايمان فراهم آوريم كه با وزش هر نسيم يا تندبادي متزلزل نشده و فارغ از اين كه اين گويندگان و نويسندگان كيستند و به دنبال چه مقاصدي هستند به ارزش واقعي كلام آنان پي ببريم.
انشاءالله
...
1شيعه : يعني مردم حداقل بطور ناخواسته و ندانسته در معرض شبهات قرار نگيرند. حميد : تازه ممكن است بعضي ها شبهات را بطور اتفاقي گوش بدهند ولي كاري برايشان پيش بيايد و فرصت نكنند جوابشان را بشنوند. 1شيعه : ولي حاج آقا اينها كه شما اشاره كرديد كه نظر افراد ناآگاه نيست ، همانطور كه قبلا گفتم بعضي از اينها مجتهد هستند و خودتان مي دانيد مجتهد بايد به نظر خودش عمل كند و بر او حرام است كه از نظر ديگران تقليد كند! حاج آقا : بله ، اتفاقا فرمايش مرحوم علامه هم ناظر به همين افراد به اصطلاح كارشناس هست نه افراد مبتدي و غيرمتخصص. چون آنها كه خود به خود خارج از بحثند و اظهار نظرشان در مسائل شرعي از گناهان كبيره است. حميد : اينطور كه شما مي گوييد فقط علي مي ماند و حوضش! 1شيعه : به نظرم اشكال ايشان خيلي بيراه نيست! پس اين همه طلبه كه حوزه تربيت كرده و از جمله خود ما به چه درد مي خوريم؟ حاج آقا : چرا دقت نمي كنيد؟ من عرض كردم امثال ما حق نداريم از خودمان نظر بدهيم نه اينكه حق نداريم حرف بزنيم! 1شيعه : ولي خيلي از طلاب و منبري ها الان در كنار مطالبي كه ارائه مي دهند از خودشان هم نظر مي دهند ... حاج آقا : خيلي بيجا مي كنند كه از خودشان نظر مي دهند! مگر اين منبر كه در اختيارشان قرار گرفته ارث پدرشان است كه از خودشان نظر بدهند؟ طلبه حتي اگر 50سال هم در حوزه تحصيل كند تا از طرف علماي سلف اجازه نداشته باشد كارشناس (مجتهد) محسوب نمي شود و تنها حق تبليغ نظر بزرگان را دارد آن هم با كمال دقت كه مبادا ذره اي كم و زياد شود. آن بزرگان هم كساني هستند كه از بزرگان نسل قبل از خودشان اجازه داشته باشند و همينطور نسل به نسل تا به زمان معصومين برسد و كساني كه مورد تاييد آنها بوده اند. 1شيعه : خوب اينها را هم كه فرموديد حق ندارند! حميد : اينطور كه شما گفتيد موضوع به شكل كلاف سردرگمي درمي آيد! حاج آقا : ببينيد مطلب دقيق هست ولي پيچيده نيست. اگر موضوعي به نظرمان عجيب مي آيد نبايد آن را انكار كنيم بلكه دقت كنيم شايد ما اشتباه كرده باشيم و آن راه درست باشد. 1شيعه : بفرماييد كل قضيه چيست؟ حاج آقا : عرض كردم كه سه دسته هستند : اول آنهايي كه هيچ تحصيل و تلمذي در حوزه نداشته اند و اطلاعاتشان فقط در حد مطالبيست كه به طور پراكنده شنيده يا خوانده اند. اينها حتي حق سخنراني و تبليغ و پاسخگويي مسائل را هم ندارند و فقط به عنوان يك فرد از جامعه مسلمين در مواردي كه اطلاع دارند حق امر به معروف و نهي از منكر زباني و ارجاع به اهل علم را دارند. حميد : حاج آقا همان را هم گاهي خراب مي كنند ، امام جماعت مسجد دانشگاهمان تعريف مي كرد كه سالها قبل عده اي از رفقايشان كه روحاني نبودند به يكي از كشورهاي خارجي رفته بودند و اتفاقا آنجا نزديك يكي از مساجد اهل تسنن خانه گرفته بودند و نمازهايشان را بيشتر در منزل مي خواندند و گاهي هم كه به منطقه شيعه نشين مي رفتند در مسجد آنجا به جماعت حاضر مي شدند. اما يكي از اينها به همين مسجد اهل تسنن كه نزديك بود مي رفت و به آنها اقتدا مي كرد و به ديگران هم نصيحت مي كرد كه همين كار را بكنند! 1شيعه : مگر در رساله مراجع تقليد نخوانده بود كه در جاهايي كه تقيه نيست نمي شود به غير شيعه دوازده امامي اقتدا كرد؟ حميد : چرا اتفاقا همين را هم بقيه به او گفته بودند و او جواب داده بود كه از دفتر آقاي .... استفتاء كردم و ايشان فتوي داده اند كه بايد به مسجد اهل تسنن برويد... حاج آقا : ولي نظر ايشان را من ديده ام اينطوري نيست. حميد : بله آنها هم قبول نكردند و گفتند ما بايد خودمان اين استفتاء را ببينيم و بالاخره او هم كاغذ را آورده بود كه ببينند... 1شيعه : دستخط خودشان بود؟ حميد : بله ولي آنطور كه او فكر مي كرد نبود. باورتان نمي شود مي دانيد چه اشتباهي كرده بود؟ 1شيعه : نه ، چه اشتباهي؟ حميد : توي نامه اش بعد از توضيحات نوشته بود كه لطفا وظيفه ما را بيان كنيد : آيا به مسجد آنها برويم؟ يا در منزل نماز خودمان را بخوانيم؟ و در جوابش نوشته بودند : مورد سوال از موارد تقيه نيست و بايد به وظيفه اولي عمل شود. 1شيعه : خوب اين كه نوشته كه به مسجد اهل تسنن نروند حميد : ولي او خيال كرده بود كه وظيفه اولي يعني آن چيزي كه او خودش در خط اول نامه اش نوشته بوده! 1شيعه : همين كه نوشته بود به مسجد آنها برويم؟ حاج آقا : بله! ماجراي جالبي بود ، وظيفه اوليه را كه يك اصطلاح فقهي است بلد نبوده و به اشتباه افتاده ؛ مي بينيد انسان چقدر از دخالت ناآگاهانه ضرر مي كند و به ديگران هم ممكن است زيان برساند؟ 1شيعه : حالا تازه امر به معروف هم مي كرده! نگو كه نمازهاي خودش هم باطل بوده و بايد قضا كند. حميد : منظور من هم همين بود كه اينطور افراد حتي امر به معروف هم نبايد بكنند! حاج آقا : خوب عرض كرده بودم كه در مواردي حق دارند كه اطلاع كامل داشته باشند. مسائل شرعي عادي را مثل حجاب خانمها و اينكه دروغ نگوييم غيبت نكنيم و ... خيلي از مردم بلدند و در همين حدش بايد امر به معروف و نهي از منكر بكنند وگرنه همين مي شود كه مي بينيم در شهرهاي مذهبي هم كه قبل از انقلاب محيطش با مراقبت خود مردم سالم مانده بود ، امروزه مظاهر فساد و گناه بطور علني خودنمايي مي كند... 1شيعه : بقيه آن دسته بندي را بفرماييد حاج آقا : و اما دسته دوم آنهايي كه تحصيلات حوزوي كافي دارند و مسائل و اصطلاحات فقهي و علمي را مي فهمند ولي خودشان اجازه اجتهاد از علماي اجازه دار قبلي ندارند ، اينها با شرايطي حق تبليغ نظرات معتبر را دارند. 1شيعه : شرايطش چيست؟ حاج آقا : مثلا اينكه تقوي و عدالت را رعايت كنند و با دقت و تحقيق كامل مطالب را بيان كنند مواظب باشند كه اشتباه نكنند و اگر اشتباهي كردند تا حد امكان آن را رفع كنند. 1شيعه : ولي در خيلي جاها نظرات علما تفاوت دارد. نظر كدامشان را بگويند؟ حاج آقا : نكته كليدي مرحوم علامه جعفري هم همين جاست. ما سه نوع نظر داريم : يكي نظر اعلم دوم نظر مشهور و سوم نظر كساني كه بر اساس اجتهاد خودشان به مطلبي غير از اين دو رسيده اند. هم خود علما و هم مبلغان بايد از طرح عمومي نظرات مخالف مشهور خودداري كنند. 1شيعه : ولي به نظر مي رسد بايد نظر اعلم بر دوتاي ديگر ارجحيت داشته باشد. حاج آقا : خوب اگر از بالا به مسئله نگاه كنيد مطلب حل مي شود ... حميد : حاج آقا اتفاقا مي خواستم بگويم به بالاي كوه رسيديم! شما هم خسته شديد ، بچه ها دارند فرشها را پهن مي كنند تا شما استراحتي بكنيد بساط چاي و صبحانه را هم آماده مي كنيم بعد از صبحانه كاملا ديدگاه خودتان را توضيح بدهيد حاج آقا : ديدگاه خود من نه! ديدگاهي كه از بزرگان و كارشناسان آموخته و نقل مي كنم.
دوستان عزيز! اين قسمت از بحث در همين جا خاتمه يافت در حالي كه انبوهي از سوالات جديد ذهن ما را مشغول كرده بود و ما كه مي دانستيم حاج آقا شب گذشته فقط سه چهار ساعت استراحت كرده اند هرچه كرديم نتوانستيم ايشان را وادار به استراحت كنيم و همراه با ما در كارها كمك كردند و جاي همه دوستان خالي صبحانه در هواي لطيف و بهاري كوهستان حسابي چسبيد.
تا قسمت بعدي بحث همه شما را به خدا مي سپارم.
به اطلاع كليه بازديدكنندگان مي رساند كه از این پس مي توانيد با ثبت ايميل خود در خبرنامه كه در كنار همين صفحه قرار دارد ، از ارسال هر پست جديد دراین وبلاگ مطلع شويد ، علاوه بر اين ، برخي مواقع از طريق اين خبرنامه ، اطلاعات ضروري ديگر نيز براي شما ارسال خواهد شد.
همچنين در صورت تمايل مي توانيد با ارسال مطالب مفيد و پيامهاي خصوصي ، به ايميل معرفي شده در اين خبرنامه در جهت بهبود كار كمك كنيد. با تشكر - ۱شيعه
سلام عليكم .
دوستان عزيز! از اينكه چند روزي معطل كردم عذر مي خواهم. بر اساس آمارها دوستان زيادي پس از ايجاد نظرسنجي مراجعه كرده اند (چند صد بازديد) اما اغلب شايد به دليل عجله يا اينكه نظرسنجي تا حدودي پايين قرار گرفته است ؛ نديده و راي نداده اند. گرچه درصد توزيع در نتايج فعلي هم نشان مي دهد كه سبك كار مورد توجه دوستان بوده ولي شركت شما هم مي تواند نتايج را به واقعيت نزديكتر كند.
ضمنا ممكن است اين سوال براي برخي از بازديدكنندگان مطرح شود كه پرداختن به بحث قمه زني در شرايطي كه بحث هاي مهم قبلي نيمه كاره مانده ؛ چرا اينقدر مورد تاكيد قرار گرفته است؟ پاسخ اين سوال بسيار مهم نيز از زبان خود حاج آقا در ادامه همين بحثها خواهد آمد.
...
1شيعه : دقيقا مربوط به همين جاست. در مورد قضيه قمه زني دقيقا عمده استدلال مخالفين همين است كه اينها را در خارج فيلمش را نشان مي دهند و مردم از شيعه و شايد حتي از اسلام متنفر مي شوند.
حميد : اين كه دليل نمي شود!
1شيعه : يعني چه؟
حميد : آخر فقط در مملكت ما كه نيست ؛ اولا در خود ايرانش همه گوش نمي دهند و با زور پليس و برخوردهاي انتظامي هم كاملا نشد كنترل كنند و دوما خيلي از اينها كه قمه مي زنند در كربلا و پاكستان و هندوستان و شهرها و كشورهاي ديگر هستند كه اصلا حرفهاي ما را گوش نمي دهند و اگر قرار است فيلم ضرري برساند فيلم آنها به قدر كافي پخش مي شود و جلوگيري كردن ما از اين جهت فايده اي ندارد!
حاج آقا : ولي اين استدلال شما درست نيست!
1شيعه : عجب! حاج آقا نكند شما هم مخالف قمه زني هستيد؟!
حاج آقا : كي گفتم مخالفم؟! ولي انسان نبايد براي يك مطلب صحيح به دلايل نادرست استناد كند...
حميد : كجاي حرف من نادرست بود؟!
1شيعه : به نظر من هم حرف ايشان خيلي منطقي بود!
يكي از همراهان : اصلا آخر منطق بود! بگذاريد حاج آقا حرفشان را بزنند ديگر!!
حاج آقا :عزيزان من ؛ در طول سالهاي اخير اين بحث خيلي مطرح شده و هم موافقان و هم مخالفان سعي كرده اند با عناوين مختلف موضوع را به نفع خودشان ثابت كنند. مثلا به خاطر دارم كه عزيزاني از اصفهان زحمت كشيده بودند و مطالب بسيار ارزشمندي را در دو سي دي براي دفاع از قمه زني تهيه كرده بودند ...
1شيعه : سي دي هاي حقيقت مظلوم را مي فرماييد؟
حاج آقا : بله ، همانها گرچه خيلي محكم و مستند بودند ولي از يك جهاتي اشكال داشتند.
حميد : مي شود نشاني بدهيد كه يك نمونه اش را تهيه كنيم؟
1شيعه : نشاني سي دي ها را مي خواهيد؟!
حميد : بله ، مگر اشكالي دارد؟
1شيعه : بنده خدا مثل اينكه شما خيلي از مرحله پرت هستيد! شما اگر سي دي هاي مبتذل خواسته باشيد با كمي جستجو پيدا خواهيد كرد ؛ اما اينها را امكان ندارد پيدا كنيد!!
حاج آقا :حالا شلوغش نكنيد تا دائما از بحث پرت نشويم. حميدآقا اگر شما قصدتان آگاهي از محتواي آنهاست روي نت بوك من هست؛ وقتي برگشتيم مي توانيد ببينيد اما نگهداري آنها به صورت سي دي را براي شما صلاح نمي بينم.
حميد : باشد ؛ ادامه حرفتان را مطرح كنيد.
حاج آقا : عرض مي كردم كه اينها در اين مملكت آن هم با اين جوي كه درست شده واقعا خيلي كار ارزشمندي كردند ولي كارشان يك نقاط ضعفي داشت كه خيلي مهم بود.
1شيعه : مثلا؟!
حاج آقا : مثلا اينكه از برخي افراد كه مخالف صريح قمه زني بودند قسمتهايي را آورده بودند كه براي بيننده تداعي مي شد كه آنها هم موافقند.
1شيعه : آنها حتي نظر رهبر انقلاب كه صريحا مخالفت كرده اند را هم آورده بودند خواسته بودند منصفانه همه حرفها را در كنار هم مطرح كنند تا بيننده خودش نتيجه بگيرد.
حاج آقا : ماشاءالله حافظه خوبي داريد ولي منظورم اين نبود. مثلا در يك مورد فرازي از سخنان آقاي جوادي آملي را مطرح كرده اند در صورتي كه ايشان نه تنها با قمه زني مخالفند بلكه با برخي از وسايلي كه در عزاداري ها استفاده مي شود مخالفت نموده و مي گويند اينها آهن است سعي كنيد معرفتتان زياد شود ...
حميد : راستي ايشان چنين گفته اند؟!
حاج آقا : ممكن است عين كلمات ايشان نباشد ولي دو سه مرتبه بنده فيلم صحبت هايشان را كه ديدم مضمون همين بود.
حميد : اينطوري كه ضريح هم مقداري فلز است و در و ديوار حرم هم ...
حاج آقا : تند نرويد مسائل شرعي قياسي نيستند.
1شيعه : آخر حاج آقا فرض كنيم كسي بر اساس اجتهاد خود به نظري خلاف مشهور فقها هم رسيده باشد ولي اگر هر روزي يك حرفي در رسانه ها و مجامع عمومي مطرح شود براي مردم چه مي ماند؟!
حميد : من هم همين اشكال را دارم. حاج آقا چند وقت پيش با دوستان رفته بوديم شاه عبدالعظيم ؛ خواستيم حديث كساء بخوانيم ديديم از تمام مفاتيح هاي آنجا حديث كساء را حذف كرده اند و مي گفتند چون متولي آنجا اين را جزو مفاتيح نمي داند اينطور كرده اند ...
1شيعه : حالا فرض كنيم جزو مفاتيح نبوده ؛ چرا آن مورد را كه در ديوار حرم نصب شده بوده كنده اند؟!
حميد : خوب حاج آقا ؛ شما نظرتان را بفرماييد كه براي رفع مشكل چه بايد كرد؟
حاج آقا : راه رفع مشكل همين است كه من و ديگران در اينطور مسائل نظرمان را نفرماييم!
1شيعه : حاج آقا معما طرح مي كنيد؟!
حاج آقا : نه واقعيت را گفتم ؛ به خاطر همين بزرگان با دورانديشي خاصي براي همه موارد راهكارهاي مناسب داده اند.
حميد : ايشان؟! ؛ ايشان با آزادي بيان مخالف بودند؟!
حاج آقا : بله حميدآقا وقتي بحثها نپخته و شعاري مطرح شود هرج و مرج و سردرگمي به وجود مي آيد. يك عده اي كار سياسي مي كنند آنها كاري به درست و غلط حرفها ندارند ، دنبال اين هستند كه چه حرفي بيشتر در جامعه گل مي كند تا همان را دستاويز سياسي خود كنند. اين است كه يك عده اي بحث آزادي بيان را به صورت ناصحيح به اجتماع كشاندند تا به اهداف سياسي خود برسند ...
حميد : اما اگر آزادي بيان نباشد ديكتاتوري مي شود. مردم بايد بتوانند حاكمان را نقد كنند و حاكمان هم بايد تحمل مخالفت را داشته باشند.
حاج آقا : ما هم اينها را به نحو صحيحش قبول داريم ولي خواستم بگويم بحث علمي با بحث سياسي تفاوت دارد. ما اولا از نظر علمي بايد ببينيم آزادي بيان با چه معاني و حدودي مطرح مي شود و در هر مورد با بررسي و بحث دقيق به نتيجه علمي برسيم و سپس به آن عمل كنيم. اسلام در مورد اساسي ترين معتقدات هم ذهنها را به چالش مي كشد و سخن بي دليل را رد مي كند.
1شيعه : مرحوم علامه جعفري نظرشان چه بود؟
حاج آقا : فرمودند كه بايد اولا از نشر شبهات و نظر افراد ناآگاه در جامعه جلوگيري كرد. فرمودند شما نگوييد که : "بگذاريد حرفشان را بزنند ما بعدا جواب مي دهيم." زیرا بسياري از مردم شبهات را به راحتی می توانند بفهمند ولي جوابهايش را کاملا درک نمی کنند و اين ممکن است سبب تضعيف اعتقادات بشود.
1شيعه : حاج آقا نگفتند جلو افراد را بگيرند.
حاج آقا : ببينيد يك وقت است شخصي خودش دنبال شبهه مي گردد ، براي او شرع تكليف را معين كرده كه حرام است به سخنان گمراه كننده گوش دهد و يا اينكه كتابهاي ضاله را حتي نگهداري كند اما سخن ما اين است كه حتي در راديو و تلويزيون و كتب و روزنامه هاي اسلامي لابلاي مطالب و به صورتهاي بسيار ظريف شبهات را به خورد مردم ندهند.
1شيعه : يعني مردم حداقل بطور ناخواسته و ندانسته در معرض شبهات قرار نگيرند.
حميد : تازه ممكن است بعضي ها شبهات را بطور اتفاقي گوش بدهند ولي كاري برايشان پيش بيايد و فرصت نكنند جوابشان را بشنوند.
1شيعه : ولي حاج آقا اينها كه شما اشاره كرديد كه نظر افراد ناآگاه نيست ، همانطور كه قبلا گفتم بعضي از اينها مجتهد هستند و خودتان مي دانيد مجتهد بايد به نظر خودش عمل كند و بر او حرام است كه از نظر ديگران تقليد كند!
دوستان عزيز! با عرض معذرت از اينكه به دليل طولاني شدن مجبورم بحث را قطع كنم. اما انشاءالله سعي مي كنم زودتر ادامه بحث را منتشر كنم.
تا قسمت بعدي شما را به خدا مي سپارم. التماس دعا
هشدار آيت الله سبحاني نسبت به تبليغات وهابيون
آيت الله جعفر سبحاني يكي از اساتيد بر جسته حوزه علميه قم خواستار هوشياري مردم در برابر اشاعه خرافي گرايي و تبليغات مسموم فرقه وهابيت شد.
به گزارش رجانيوز به نقل از ايرنا ، وي روز پنجشنبه در ديدار با مشاور فرهنگي وزير كشور در امور روحانيت ، افزود: فرقه هاي افراطي سعي دارند با اشاعه انواع خرافات مردم را از مسير مستقيم وصحيح منحرف كنند.
وي تصريح كرد: اين فرقهها هر روز با بيان انواع معجزه هاي دروغين سعي در گمراه كردن مردم را دارند.
وي اضافه كرد: هدف اصلي دست اندركاران اين فرقهها ضربه زدن به نظام جمهوري اسلامي است.
وي با تاكيد بر ضرورت هشياري سخنرانان ووعاظ مذهبي ، گفت : كساني كه بالاي منبر سخنراني ميكنند بايد بدانند درچنين جايگاهي هرسخني جايزنيست.
اين استاد برجسته حوزه علميه قم اظهار داشت: متمسك شدن به خواب وتعبير كردن هرخوابي درمجالس عمومي باعث گسترش خرافه گرايي در ميان مردم ميشود.
آيت الله سبحاني افزود: نبايد خواب را محور اصلي استدلال وسخنراني قرار داد.
وي در پايان اين ديدار گفت : بايد بين ولايتمداري و تعقل فاصله ايجاد نشود.
وي افزود: ولايت را دور از تعقل وتعقل را دور از ولايت ندانيم.
پاسخي به نويسنده وبلاگ قمي ها (با اجازه برادر بزرگوار جناب عبدالحسين)
نوشته جديد شما را با دقت مطالعه كردم و چون شما از همان ابتدا تصريح كرده ايد كه جوابي به مطالبي كه بعد از اين نوشته شود نخواهيد داد نمي خواستم وقت شما را بگيرم (و قبلا هم گفته بودم اين عبارت را كه علاوه بر شما برادرمان عبدالحسين هم به كار برده اند قبول ندارم مگر در شرايط مراء قرار بگيريم) اما پس از تأمل در مطالب شما و كامنتهاي برادر بزرگوارمان عبدالحسين در پست قبلي شما ، احساس تكليف كردم كه تذكراتي بدهم و اگر مواردي تكراري هم بشود اشكال ندارد چون گفتم در حد تذكر ويادآوريست (ضمنا قبلا تذكر مشابهي در جواب فرمايشات جناب عبدالحسين داده ام كه اينجا تكرار نمي كنم):
به نظر من اشكال عمده شما در بخش اخلاق است (جدا از اينكه در برخي موارد ديگر نيز به نحو غلط رايج در جامعه و رسانه ها عمل مي كنيد) و اين منشاء بسياري از اشكالات ديگر مي شود. البته بحمدلله اخلاق شما در مقايسه با خيلي از كساني كه همعقيده با شمايند بهتر است اما برخي موارد وجود دارد كه ممكن است حداقل به سلامتي تحقيق لطمه بزند و خداي ناكرده دچار خسران معنوي شويد :
1. شما تا كنون به بنده و ديگران درس اخلاق داده و مي دهيد و من هم مواردي را قبول دارم اما تا كنون عملا احتمال اشتباه را در باره خود منتفي دانسته ايد و مي توانستيد حداقل برخي از مواردي را كه در طول اين مدت به آن پي برده ايد براي ما اعلام كنيد تا سفارشهاي اخلاقيتان عملي شوند اما كاش فقط همين مقدار بود افسوس كه گاهي در ضمن عبارتهايتان چيزهايي مطرح مي شود كه بجاي جذب مخالفان ، موافقان را هم دفع مي كنيد! مثلا در همين پست از همان ابتدايش (انشاءالله ناخواسته) من را به نفاق متهم كرده ايد: {... بالاخره کسی پیدا شد که آنچه در درون دارد را بیرون ریخته و بدون دست یازیدن به مسائل مختلفی از قبیل طرفداری از نظام و ... خیلی واضح و روشن صحبت کرده اند} !!!
2. شما در اين پست آخر كه مي توانستيد خط بطلان بر تمام اشتباهات گذشته بكشيد ؛ مطالبي نوشتيد كه اكثرا :
o حداقل براي امثال بنده و عبدالحسين تكراري و كهنه شده است و ماههاست در بسياري از سايتها و وبلاگهاي متفرقه ثبت شده و مي توانستيد حدس بزنيد كه اين كشفيات شما را ما قبلا كشف و بررسي كرده باشيم.
o هيچ مبناي علمي ندارند (بگذاريد يك بار هم كه شده اين علمي را معنا كنم كه شما فكر نكنيد چون مخالف من حرف زده ايد قصد تحقير شما را دارم: برادر عزيز وقتي ما بحث فلسفي مي كنيم بايد دلايلمان فلسفي باشد و وقتي بحث فقهي باشد دلايل فقهي مي طلبد. آنچه شما قلمفرسايي كرده و يا از جاهاي ديگر برايمان سوغات آورديد علاوه بر اينكه در فقه جايي ندارد از نظر سياسي و اجتماعي هم بنا به فرمايش خود امام و مقام معظم رهبري دليل بر حقانيت ماست! و براي شما ازاين نمد كلاهي درنمي آيد!! زيرا هر دوشان فرموده اند كه يكي از علائم درستي كارها ناراحتي و حمله دشمن است. آن روز كه دشمن از شما تعريف كرد در صحت كارتان شك كنيد! عليهذا حملات دشمن به شيعه با استناد به قمه زدن مي تواند مويد درستي و تاثير كوبنده اين عمل باشد كه دشمن را وادار به واكنش كرده است! (ان اوهن البيوت لبيت العنكبوت!)
o برادر عزيز بنده اينقدر از اين سايتها و منبرها و كتابها و ... در اين سالها ديده ام كه حنايشان برايم رنگي ندارد اما به عنوان يك نمونه مراجعه كنيد به سايت وهابي الدفاع عن اهل السنة و ببينيد چقدر از همين بوسيدن ضريح حضرت معصومه و معصومين سلام الله عليهم اجمعين عكس گذاشته اند و در كنار آن هم تا توانسته اند ما را متهم به شرك و كفر و ... كرده اند! اما چون اين موضوع براي من و شما جا افتاده و عادي شده مسئله اي نيست و كاري هم به سوء استفاده دشمن نداريم اما آن سني كه سالها در مغزش كرده اند وقتي اين عكسها با آن نوشته ها را مي بيند در ذهنش نعوذبالله بت پرستي جاهليت تداعي مي شود. حال شما و اساتيدتان بفرماييد چه كنيم؟ ضريح را نبوسيم؟ دوربينها را بشكنيم؟ سايتها را فيلتر كنيم؟ ... نه عزيز من به خدا اسلام نه ناقص است و نه بي صاحب! براي هر كاري راه و روش و افراد مجري آن راه و روشها را تعيين كرده است (اما من كان من الفقهاء ... فللعوام ان يقلدوه) كه متاسفانه امروز قسمت آخرش فراموش شده!
3. وقتي در مقام پاسخگويي برمي آييد معمولا از ميان همه نوشته هاي موجود به سراغ نقاطي مي رويد كه به خيال شما ضعف دارند و حملات خود را چنان در آن نقاط توسعه مي دهيد كه گويي سخن ديگري نبوده است! اما در موقع جواب خواستن كاملا اهل نقد علمي و منصف مي شويد : {... استدعا دارم همانگونه که حقیر به بند بند مقاله ی ایشان پرداختم، ایشان نیز اگر قصد جواب دارند به همین شیوه عمل کرده و از کلی گویی و پریدن به شاخه های دیگر بپرهیزند.} !! هر خواننده اي كه اين مقاله اخيرتان را با نوشته هاي بنده و عبدالحسين مقايسه كند جواب نگفتن شما را در اين موارد حمل بر عجز از جواب خواهد كرد:
أ) اثبات استحباب قمه زني از ديدگاه آيت الله العظمي بهجت
ب) رد ادعاي عدم تعارض خبر اول با بيانات اربعين آقاي وحيد
ت) استفاده علمي از بيانات اربعين آقاي وحيد در دفاع از قمه زني
ث) قضيه ناموجه بودن جلوگيري انتظامي از قمه زني درايران با استدلال به تبليغات برعليه شيعه با وجود آنكه در كشورهاي ديگر همچنان قمه زني عمل مي شود. (كه من هم با مباني خودم معتقدم غلط است ولي فعلا موضوع مسابقه ماست!)
ج) قضيه وحدت با سني ها و بي مهري و برخورد با مقلدين و مراجعي كه حكومتي نيستند.
ح) و چند قضيه ديگر كه عبور هوشمندانه! شما از كنار همه آنها بعيد است تصادفي باشد!!
در حالي كه شما مي توانستيد در اين موارد اعتراف به اشتباه كنيد يا به جاي آن همه كار تكراري لااقل از خودتان هم مايه گذاشته و ما را هم از اشتباه بيرون آوريد
4. شما ازبنده جواب خواسته بوديد ولي الان با جواب به جناب عبدالحسين كار را خاتمه يافته تلقي كرده ايد! ظاهرا در قسمتهايي كه بنده تا كنون جواب داده ام نتوانستيد خلاف ادبي پيدا كنيد كه با تمسك به آن از جواب علمي بي نياز شويد! (چنانكه در مورد ايشان عمل شده). اما سكوت شما اشكال ندارد و بهتر هم هست (ذلك اقرب للتقوي) قبلا هم گفتم امثال سخن هاي شما براي اين انقلاب و رهبري آن اگر دفاعي حق به جانب هم به نظر برسد براي آنان جز تضعيف دنيوي و براي خود شما جز وزر و وبال اخروي چيزي نخواهد افزود و مطمئن باشيد اگر احتمال اينكه من روزي امثال عبدالحسين را به اين نظام خوشبين و اميدوار كنم ضعيف باشد با رويه اي كه شما داريد اين احتمال زيرصفر است. (زيرصفر گفتم چون دفاع شما به استحكام نظرشان كمك مي كند!)
دوستاني اعتراض كرده اند كه چرا با وجود برخورداري از دستمايه هاي علمي و ادبي مقاله نويسي به سبك داستاني رو آورده ام و به شكل رايج وبلاگهاي ديگر مقالات را ادامه نمي دهم وحداقل اين همه نظرات ارزشمند موافق و مخالف را كه در كامنتها مطرح شده است بطور منظم مطرح و به صفحه اصلي منتقل نمي كنم.
در جواب برخي از آنها در همان نظرات قبلي عرايضي نوشته ام
و يك نظرسنجي در اين باره هم در كنار صفحه اضافه شده تا آراء مراجعين بهتر ارزيابي شود.
حدود بيست روز قبل در سوالي كه در انتهاي پست در منزل كربلايي قاسم (۱) مطرح شد خواستم توان علمي مخالفين قمه زني را در دفاع از انقلاب و جمهوري اسلامي محك بزنم ولي عليرغم بازديدهاي فراوان و نظرات متعدد ، از جانب آنان به اين سوال پاسخ صريحي داده نشد و تا جايي كه به خاطر مي آورم فقط نويسنده محترم وبلاگ قمي ها نوشتند كه پاسخ آماده اي دارند ولي منتظرند ببينند حاج آقاي اين وبلاگ چه جوابي دارند؟!!
در آن پرسش خواسته ام بگويم برخلاف تصور آنان كه فكر مي كنند دفاع ما از قمه زني در جهت تضعيف ولايت فقيه و در نتيجه تضعيف نظام جمهوري اسلامي است(البته انتقادات ديگري هم دارند كه اين يكي از آنهاست) و به نيت دفاع از اين نظام در اين راه تلاش مي كنند ؛ مدافعان واقعي قمه زني نه تنها مدافع وهن مذهب نيستند بلكه در دفاع درست و مفيد از تشيع و اين نظام كه فعلا تنها نماينده رسمي اين مذهب است از آنان جلوترند و اين هم كه برادر قمي ما دادن پاسخ را به بعد از پاسخ حاج آقا موكول كرده اند بيشتر به گريز از بحث شباهت دارد زيرا طبيعي است كه اگر نويسنده اين وبلاگ پاسخ مناسبي براي آن سوال نداشت اصلا آن را طرح نمي كرد! (سري را كه درد نمي كند دستمال نمي بندند!)
اكنون نيز چند روزيست سوالي در پايان پست قبلي مطرح شده است كه در واقع آزمون ديگريست براي سنجش توان علمي مخالفان قمه زني! اگر آنان به اين سوال نتوانند پاسخ علمي درستي بدهند و باز هم منتظر حاج آقاي ما بمانند!! در واقع ثابت كرده ايم كه مدافعان قمه زني هم در استدلال بر له و هم بر عليه خود از آنان جلوترند! و اين مي تواند مويدي بر خالي بودن چنته علمي مخالفان قمه زني باشد ؛ امري كه شايد علت اصلي تمسك آنان به غوغاسالاري و ادعاهاي ثابت نشده و تلاش براي حذف فيزيكي طرف مقابل است.
من با عرض معذرت از عزيزاني كه بنابر آمارها مكررا به اين صفحه مراجعه مي كنند ؛ دو سه روز ديگر هم از ادامه دادن بحثها و ارائه جواب حاج آقا خودداري مي كنم تا اگر اين عزيزان پاسخي درخور به اين اعتراض حميد و ديگران دارند مطرح كنند
(البته سوال قبلي هم به قوت خود باقيست زيرا پاسخ حاج آقا هنوز ارائه نشده است)


